رهبران جنبش سبزراآزادكنيد.
۱۳۸۹ اسفند ۱۷, سهشنبه
در حاشیه هتاکی تکراری کیهان به مراجع و مردم حسین شریعتمداری و بلایی که نازل شده است
دوشنبه, ۱۶ اسفند, ۱۳۸۹
چکیده :راستی اگر مراجع عظامی چون آیات عظام اردبیلی و صانعی و بیات زنجانی و دستغیب و همهٔ مراجعی که بنا به سنت خویش سکوت پیشه گرفتهاند دست کم یکی از دروغها و اتهامات شریعتمداریها را در خصوص انحراف و وابستگی آقای موسوی و کروبی و جنبش سبز باور میکردند، به صراحت علیه آنها موضع نمیگرفتند؟ براستی شریعتمداریها نمیدانند که پاکی سران جنبش بر بزرگان دین و علما مسجل است؟ آیا نمیدانند که هیچکدام از علما تهمتهایشان را علیه سبزها باور نکردهاند؟ آیا نمیدانند چرا از پس دو سال آیت الله العظمی اردبیلی این گونه سکوت شکسته است و از نزول بلا میگوید؟ آیا آنان نمیدانند که هر روز با اوهام و تهمتها و بدفتارهای خود تنهاتر میشوند و پیلهٔ دروغشان هر روز تنگتر میشود؟ آیا این همه ندانستن و ندانستنها نشانههای جهل مرکب نیست؟ آیا این جهل مرکب همان بلایی نیست که نازل شده است؟...
کلمه- آل طا ها: از قدیم گفتهاند «چوب را که برداری، گربه دزده فرار میکند». آشفتگی حسین شریعتمداری هم از بیانیه آیت الله العظمی اردبیلی حکایت همین ضرب المثل مشهور است.
در بیانیهای که چند روز پیش در سایت رسمی آیت الله العظمی اردبیلی منتشر شده بود، بدون آنکه از کسی نامی برده شود، «نگرانی» یک مرجع تقلید نسبت به «رفتارهایی که موجب تشویش سیمای نورانی تعالیم متعالی اسلام» اعلام شده است و مراتب تاسف و تأثر او از «رفتارهایی که از جانب برخی به نام دفاع از اسلام و حکومت اسلامی انجام میشود» ابلاغ شده است.
حسین شریعتمداری هم به اقتضای طبیعت خود باز هم شمشیر از نیام کشیده و در «سرمقاله کیهان نازل شده» و بر آیت الله اردبیلی تاخته است که چرا «بیموقع» امر به معروف و نهی از منکر میکنید!؟
براستی اگر شریعتمداری خود را از مصادیق اصلی این «نگرانی» نمیداند و از زمره کسانی نیست که «موجب تشویش سیمای نورانی اسلام» شده است چرا از بیانیهٔ یک مرجع تقلید این گونه برآشفته است؟ بخصوص که برآشفتگی نمایندهٔ رهبری در کیهان کارش را به هتاکی نیز کشانده است و باز هم پا را از گلیم خود فراتر گذاشته است و از موضع قدرت برای مراجع تعیین تکلیف کرده است که چرا مانند او فکر نمیکنند و اوهامهای او را در خصوص یاران انقلاب باور نمیکنند و به آئین او نمیگروند و به «وظیفه شرعی» خود عمل نمیکنند.
و آشفتگی حسین شریعتمداری بیشتر نمایان میشود وقتی از سر یاس آرزو کرده است که «برخی نزدیکان به نام آن بزرگوار بیانیه داده باشند!» و احتمال «سوءاستفاده از اعتماد حضرت ایشان» را داده است. گویا هر کس که منکرات آقایان را یادآوری کند اگر دشمن نباشد، فتنه جوست، یا فریب خورده است و یا مورد سوء استفاده قرار گرفته است.
حقیقت این است که مجیزه نویس کیهان با مجیزه گویان دربار قدرت تنها مانده است و از این تنهایی عصبانی است که چرا هیچ کس تهمتها و دروغهای او را دربارهٔ مردم سبز اندیش و سران جنبش باور نکرده است. عصبانی است که پس از دو سال تکرار و هزار بار گفتن باز هم ناامیدانه میپرسد آیا سبزها به امام حسین اهانت نکردند و عکس امام را پاره نکردند؟ و میبیند که پاسخ مراجع عظام به درووغ بافی های باند او و سناریو سازی هایشان منفی است. مجبور است که مایوسانه بپرسد آیا سبزها عامل آمریکا و اسرائیل و انگلیس نیستند؟ و خشمگین است که پاسخ مطلوب خود را نمیشنود و هیچ کس حاضر نیست در توهمات بافته شدهٔ او شریک شود و به فرمولهای یافته شده! او اعتنا کند. او سوالهای تکراری خود را میپرسد و میپرسد اما جواب انکار آمیز آنها را نمیشنود و نمیخواهد بشنود. او نمیداند که نمیداند.
براستی اگر مراجع عظامی چون آیات عظام اردبیلی و صانعی و بیات زنجانی و دستغیب و همهٔ مراجعی که بنا به سنت خویش سکوت پیشه گرفتهاند دست کم یکی از دروغها و اتهامات شریعتمداریها را در خصوص انحراف و وابستگی آقای موسوی و کروبی و جنبش سبز باور میکردند، به صراحت علیه آنها موضع نمیگرفتند؟ براستی شریعتمداریها نمیدانند که پاکی سران جنبش بر بزرگان دین و علما مسجل است؟ آیا نمیدانند که هیچکدام از علما تهمتهایشان را علیه سبزها باور نکردهاند؟ آیا نمیدانند چرا از پس دو سال آیت الله العظمی اردبیلی این گونه سکوت شکسته است و از نزول بلا میگوید؟ آیا آنان نمیدانند که هر روز با اوهام و تهمتها و بدفتارهای خود تنهاتر میشوند و پیلهٔ دروغشان هر روز تنگتر میشود؟ آیا این همه ندانستن و ندانستنها نشانههای جهل مرکب نیست؟ آیا این جهل مرکب همان بلایی نیست که نازل شده است؟ فاعتبرو یا اولی الابصار….
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر