رهبران جنبش سبزراآزادكنيد.
۱۳۸۹ دی ۱۰, جمعه
مادران عزادار با اسلحه متوقف نمی شوند
آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی و بچه هایی که همان روزها بازداشت شده بودندو محاکمه عاملان و آمران کشتارها، خواسته های ما بودند. ما همه در خیابان ها شاهد بودیم که خشونت از طرف مردم نیست؛ از طرف گروههای پلیس و بسیج و لباس شخصی ها بود و بچه ها برای دفاع از خودشان به حرکت هایی دست می زدند. در تمام مدتی که همه در راهپیمایی بودند و می خواستند رایشان را پس بگیرند ما می رفتیم که حایل باشیم بین مردم و نیروهای نظامی. می رفتیم و صحبت میکردیم و می گفتیم که این بچه ها، بچه های شما هستند نزنید، شلیک نکنید. دائما در خیابان ها با نیروهای نظامی در حال صحبت بودیم حتی با لباس شخصی ها هم حرف میزدیم. یادم است به یکی از ماموران نیروی انتظامی که سن بالایی داشت گفتم ببین برادر، دختر و پسرت هم در این جمع هستند چطور دلت می آید بزنی؟ گفت من نمی زنم و... در اصل میخواهم بگویم تشکیل گروه مادران عزادار در ادامه همین تلاش ما برای جلوگیری از خشونت بود؛ خواسته ما در ابتدا آزادی بچه ها و محاکمه آمران و عاملان بود و معتقد بودیم که عاملان براساس دستوری که داده شده اقدام می کنند و تنها محاکمه آنها کمکی نمیکند و باید آمران محاکمه شوند. خود من در همین اعتراضات و درگیری ها، پلیسی را دیدم که داشت گریه می کرد و واقعا اشک می ریخت.
۱۳۸۹ دی ۸, چهارشنبه
اگر قاضی به استناد چنین اقراری حكم دهد، از اهلیت و صلاحیت ساقط میشود آیتالله وحید خراسانی: نه اقرار زندانی اعتبار دارد، نه اقرار با تهدید
سه شنبه, ۷ دی, ۱۳۸۹
چکیده : آیت الله وحید خراسانی، مرجع تقلید مقیم قم، روز گذشته در ضمن مباحث درس خارج فقه خود اعلام کرد: اقرار و اعتراف کسی که در زندان است، اعتبار ندارد و اگر قاضی صرفا به استناد آن قضاوت کند و حکمی دهد، آن قاضی از اهلیت و صلاحیت قضاوت ساقط می شود. همچنین اگر شخصی تهدید شود، اقرار او اثر ندارد.
آیت الله وحید خراسانی، مرجع تقلید مقیم قم، روز گذشته در ضمن مباحث درس خارج فقه خود اعلام کرد: اقرار و اعتراف کسی که در زندان است، اعتبار ندارد و اگر قاضی صرفا به استناد آن قضاوت کند و حکمی دهد، آن قاضی از اهلیت و صلاحیت قضاوت ساقط می شود. همچنین اگر شخصی تهدید شود، اقرار او اثر ندارد.
به گزارش آینده، این مرجع تقلید که در ماه های اخیر درباره «قاعده ید» بحث می کند، در جلسه روز دوشنبه (۶/۱۰/۸۹) به نقل این روایت که از سوی بزرگترین مفسران و محدثان اهل سنت نقل شده و در کتابهایی مانند مناقب خوارزمی، ذخائرالعقبی ثبت شده، پرداخت و گفت:
زنی باردار در نزد خلیفه دوم اقرار به زنا کرد و خلیفه دستور داد تا او را رجم کنند. حضرت امیر علیه السلام با اطلاع از این ماجرا، به خلیفه فرمود: تو بر خود این زن قدرت و سلطنت داری و بر او حکم می کنی، ولی تقصیر طفلى که در شکم دارد چیست و چرا او را به قتل می رسانی؟ «هذا سلطانک علیها فما علی ما فی بطنها؟!» خلیفه پاسخ داد: او زناکار است! على علیه السلام فرمود: مگر نشنیدى که رسول خدا فرمود: کسى که پس از بلا و گرفتاری اعتراف می کند، مورد حد قرار نمی گیرد: «اما سمعت رسول الله (ص) : “لا حد علی معترف بعد بلاء”؟! »بالاخره خلیفه آن زن معترف را آزاد کرد و گفت: عجزت النساء ان تلد مثل على بن ابیطالب لولا على لهلک عمر. (زنان عاجزند که فرزندى مانند على بن ابیطالب بزایند اگر على نبود عمر هلاک می گشت.)
این مرجع تقلید سپس افزود: کسی که در حبس است، اقرارش اعتبار ندارد. قاضی ای که به چنین اقراری قضاوت کند، از اهلیت قضا ساقط است. اگر تهدیدی هم وجود داشته باشد، آن اقرار اثر ندارد.
۱۳۸۹ دی ۶, دوشنبه
این لیست را بگذارید مقابل رئیس قوه قضائیه دروغ های شاخدار حکومتیان از اول دیماه جاری تا دیروز
این لیست برجسته ترین دروغ های دیماه حکومتیان است که در پیک نت منتشر شده است:
آیتالله جنتی، دبیر شورای نگهبان: این اولین دوره ای است که یک وزیر متعهد، فعال و دارای تخصص بالا، مدیریت وزارت نفت را انجام میدهد و پیگیری میکند؛ این گونه مدیریت خوب و اصولی سابقه نداشته است./آفتاب
عباس جعفری دولتآبادی، دادستان تهران: روزنامهنگاران بازداشت شده روزنامه شرق به دنبال نوشتن اطلاعیه علیه نظام و تدارکات مالی و نظایر آن بودهاند./آفتاب
فاطمه آلیا، نماینده مجلس: مردم بعد از ۳۰ سال همچنان پشتیبان ولایت هستند./ ایسنا
حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات: رمزگشایی ایمیل فتنه گران شکست سنگینی به دشمن وارد کرد./ فارس
ابراهیم رئیسی؛ معاون رئیس قوه قضائیه: در موضوع کوی دانشگاه و بازداشتگاه کهریزک تلاش شده تا حق کسی پایمال نشود./ فارس
حسن نوروزی، رئیس مجمع نمایندگان استان تهران: حماسه ۹ دی تجلی دوباره حمایت و پشتیبانی همه جانبه ملت از ولایت مطلقه فقیه و ولی زمان بود./ فارس
اسماعیل نجار، استاندار کرمان: نصب عکس محمود احمدینژاد باعث شد دیوار یکی از منازل مناطق زلزله زده تخریب نشود /آفتاب
سردار مهدی توکلی، دبیر شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استان قم :سال 1353 با وجود جمعیت 30 میلیونی کشور حدود 15 میلیون معتاد شناسنامه دار در کشور وجود داشت، ولی هم اکنون یک میلیون و 200 هزار معتاد./ مهر
ستار هدایتخواه، نماینده مجلس: مردم از رای خود در انتخابات 88 به اصلاح طلبان برگشته اند- ایسنا
علی اکبر جوانفکر، مشاور مطبوعاتی احمدی نژاد: ما در کشور آزادی زندگی می کنیم و همه حق اظهار نظر دارند و می توانند افراد را نقد کنند. / ایلنا
حجت الاسلام غلامحسین محسنی اژه ای، سخنگوی قوه قضائیه:کسی به جرم روزنامه نگاری دستگیر نشده است./ مهر
سید شمس الدین حسینی، وزیر اقتصاد: مردم در روز نخست اجرای قانون هدفمند کردن یارانهها کمتر از نیم درصد یارانه واریزی را از حسابهایشان برداشت کردند./ایلنا
کامران دانشجو، وزیر علوم:به هیج وجه هدف ما حذف نظریات غربی در علوم انسانی نیست./ مهر
محمود احمدی نژاد: فمنیسم فریاد اعتراض زنان له شده در نظام سرمایهداری است که توسط صهیونیستها به انحراف کشیده شدهاند./ آفتاب
مصطفی قلی خسروی، رئیس اتحادیه كشوری مشاوران املاك: افزایش قیمت اجاره بها مسکن به دلیل ایجاد جو روانی حاصل از اجرای قانون هدفمندسازی یارانهها بوده است. / ایسنا
حمید بهبهانی، وزیر راه و ترابری: هیچ افزایش قیمتی پس از اجرایی شدن طرح هدفمند كردن یارانهها نخواهیم داشت./ ایسنا
مجتبی ثمره هاشمی، دستیار ارشد رئیسجمهوری: شنبه هفته گذشته با آقای متکی درخصوص تغییر (برکناری) صحبت شده بود و ایشان نیز آمادگی خود را اعلام کرده بودند./ ایسنا
نقل از پیک نت
آیتالله جنتی، دبیر شورای نگهبان: این اولین دوره ای است که یک وزیر متعهد، فعال و دارای تخصص بالا، مدیریت وزارت نفت را انجام میدهد و پیگیری میکند؛ این گونه مدیریت خوب و اصولی سابقه نداشته است./آفتاب
عباس جعفری دولتآبادی، دادستان تهران: روزنامهنگاران بازداشت شده روزنامه شرق به دنبال نوشتن اطلاعیه علیه نظام و تدارکات مالی و نظایر آن بودهاند./آفتاب
فاطمه آلیا، نماینده مجلس: مردم بعد از ۳۰ سال همچنان پشتیبان ولایت هستند./ ایسنا
حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات: رمزگشایی ایمیل فتنه گران شکست سنگینی به دشمن وارد کرد./ فارس
ابراهیم رئیسی؛ معاون رئیس قوه قضائیه: در موضوع کوی دانشگاه و بازداشتگاه کهریزک تلاش شده تا حق کسی پایمال نشود./ فارس
حسن نوروزی، رئیس مجمع نمایندگان استان تهران: حماسه ۹ دی تجلی دوباره حمایت و پشتیبانی همه جانبه ملت از ولایت مطلقه فقیه و ولی زمان بود./ فارس
اسماعیل نجار، استاندار کرمان: نصب عکس محمود احمدینژاد باعث شد دیوار یکی از منازل مناطق زلزله زده تخریب نشود /آفتاب
سردار مهدی توکلی، دبیر شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استان قم :سال 1353 با وجود جمعیت 30 میلیونی کشور حدود 15 میلیون معتاد شناسنامه دار در کشور وجود داشت، ولی هم اکنون یک میلیون و 200 هزار معتاد./ مهر
ستار هدایتخواه، نماینده مجلس: مردم از رای خود در انتخابات 88 به اصلاح طلبان برگشته اند- ایسنا
علی اکبر جوانفکر، مشاور مطبوعاتی احمدی نژاد: ما در کشور آزادی زندگی می کنیم و همه حق اظهار نظر دارند و می توانند افراد را نقد کنند. / ایلنا
حجت الاسلام غلامحسین محسنی اژه ای، سخنگوی قوه قضائیه:کسی به جرم روزنامه نگاری دستگیر نشده است./ مهر
سید شمس الدین حسینی، وزیر اقتصاد: مردم در روز نخست اجرای قانون هدفمند کردن یارانهها کمتر از نیم درصد یارانه واریزی را از حسابهایشان برداشت کردند./ایلنا
کامران دانشجو، وزیر علوم:به هیج وجه هدف ما حذف نظریات غربی در علوم انسانی نیست./ مهر
محمود احمدی نژاد: فمنیسم فریاد اعتراض زنان له شده در نظام سرمایهداری است که توسط صهیونیستها به انحراف کشیده شدهاند./ آفتاب
مصطفی قلی خسروی، رئیس اتحادیه كشوری مشاوران املاك: افزایش قیمت اجاره بها مسکن به دلیل ایجاد جو روانی حاصل از اجرای قانون هدفمندسازی یارانهها بوده است. / ایسنا
حمید بهبهانی، وزیر راه و ترابری: هیچ افزایش قیمتی پس از اجرایی شدن طرح هدفمند كردن یارانهها نخواهیم داشت./ ایسنا
مجتبی ثمره هاشمی، دستیار ارشد رئیسجمهوری: شنبه هفته گذشته با آقای متکی درخصوص تغییر (برکناری) صحبت شده بود و ایشان نیز آمادگی خود را اعلام کرده بودند./ ایسنا
نقل از پیک نت
زهرا رهنورد در دیدار با خانواده شهید میثم عبادی:شهادت این کارگر 16 ساله،نماد حضور کارگران در کنار دیگر اقشار،در جنبش سبز
چکیده : خانواده شهید میثم عبادی، از شهدای جنبش سبز، چند روز پیش پذیرای زهرا رهنورد، نویسنده و استاد دانشگاه بودند. رهنورد در این دیدار، که جمعی از زنان اصلاح طلب نیز او را همراهی میکردند، گفت: شهادت میثم نشان میدهد که جنبش سبز نه فقط جنبشی روشنفکری و دانشگاهی است، بلکه جنبشی سرشار از حضور کارگران سرافرازی چون میثم، در کنار معلمان، زنان و دانشجویان است.///////////////////// خانواده شهید میثم عبادی، از شهدای جنبش سبز، چند روز پیش پذیرای زهرا رهنورد، نویسنده و استاد دانشگاه بودند. در این دیدار، جمعی از زنان اصلاح طلب هم این فعال جنبش سبز را همراهی میکردند. به گزارش خبرنگار کلمه، زهرا رهنورد و همراهان او در این دیدار به خانواده شهید عبادی که جوانترین شهید جنبش سبز هم محسوب میشود، یادآور شدند که هرگز یاد و خاطره شهدای جنبش سبز از جمله میثم ۱۶ ساله را از یاد نخواهند برد. میثم عبادی از نخستین شهدای جنبش سبز به حساب میآید. میثم ۱۶ ساله در روز ۲۴ خرداد ماه مورد اصابت گلوله قرار گرفت و کشته شد. او کارگر یک کارگاه خیاطی بود و روزهای جوانیاش را در این کارگاه سپری میکرد تا کمکخرج خانواده و به خصوص پدرش باشد که دیگر نمیتوانست کار کند. پدر میثم عبادی در این دیدار گفت: من فقط میخواهم قاتل فرزندم را معرفی و محاکمه کنند. باید به من بگویند فرزند من چرا کشته شد و گناهش چیست. یعنی هر کس گفت “رای من کو” باید کشته شود؟ تازه پسر من حق رای هم نداشت؛ ولی اگر این را هم میگفت، باید کشته میشد؟ میخواهم بدانم، به چه گناهی پسر ۱۶ ساله را در روز روشن در خیابان کشتهاند؟ زهرا رهنورد در این دیدار، با اشاره به شهادت مظلومانه این نوجوان، رو به خانوادهاش گفت: «در خانه میثم عبادی، دنیای بزرگ و باشکوه میثم تجلی پیدا میکند؛ دنیایی که فقر ظاهری خانه را کاملا باشکوه میسازد و معرکهای برپا میدارد. زیرا این کارگر ۱۶ ساله با آرمانهای بلندش به شهدای حق پیوسته است.» به گفته این استاد دانشگاه، شهادت میثم نشان میدهد که جنبش سبز نه فقط جنبشی روشنفکری و دانشگاهی است، بلکه جنبشی سرشار از حضور کارگران سرافرازی چون میثم، در کنار معلمان، زنان و دانشجویان است. او ادامه داد: این جریان آزادیآفرین به تمام معنا مردمی، آزادیخواهانه و دمکراسیطلبانه است که همه اقشار و طبقات، با هر فکر و اندیشهای، در آن فکورانه و فداکارانه شرکت دارند.
۱۳۸۹ دی ۵, یکشنبه
سقوط تعداد مقلدان روحانیون حکومتی در قم
دکتر مهدی خزعلی، نتایج دو نظرسنجی را که از طریق وبسایت خود انجام داده منتشر کرده است. بموجب این دو نظر سنجی، آیت الله صانعی که شیخ محمد یزدی رئیس حکومتی حوزه علیمه قم او را از مرجعیت عزل کرده، در میان روحانیون صاحب نام قم، بالاترین مقلد را اکنون دارد. کل آراء در این نظر سنجی نزدیک به 4500 نفر است. در یک نظر سنجی دیگر، میزان داوطلبی مردم برای شرکت در یک جنگ جدید را از میان همین تعداد مراجعه کننده به سایت وی سنجیده شده و منتشر شده است. نتایج این نظرسنجی نیز تکاندهنده است. یعنی از میان کسانی که نظر داده اند تنها اندکی بیش از 5 در صد اعلام کرده اند که حاضرند برای دفاع از این حاکمیت و این جمهوری اسلامی به جبهه جنگ بروند!
خزعلی نوشته است: در مورد تقلید نظر سنجی انجام دادم. سئوال این بود که "از کدام یک از حضرات آیات مراجع تقلید میکنید؟ " و در پاسخ نام 10 مرجع زنده را قرار داده بودم وگزینه آخرهیچکدام بود.
کل آراء ....4468 رای
1 - هیچ کدام : 2750 رای
2 - آیت الله شیخ یوسف صانعی.989 رای
3 - آیت الله سید علی حسینی سیستانی332 رای
4 - آیت الله شیخ حسین وحید خراسانی 156 رای
5 - آیت الله سید علی حسینی خامنه ای73
6 - آیت الله شیخ ناصر مکارم شیرازی 60
7 - آیت الله شیخ حسین نوری همدانی 40
8 - آیت الله سید موسی شبیری زنجانی24
9 - آیت الله شیخ لطف الله صافی گلپایگانی24
10 - آیت الله سیدعبد الکریم موسوی اردبیلی17
11 - آیت الله شیخ جعفر سبحانی 3
(تحلیل خزعلی از این نتیجه را در ادامه بخوانید! و نتیجه نظرسنجی دوم را بصورت مستقل در همین شماره پیک نت)
تحلیل نظر سنجی:
61/5 درصد رای به هیچکدام پیامی عمیق دارد، همان خطری است که ما نگرانش بودیم، جدایی مردم از روحانیت و مراجع، نگویید آنها مقلد سایر مراجع بودند، این اسامی مطرح بود تا به کسی می رسد که که فقط سه مقلد داشته است، طبیعی است دیگران که کمتر مشهورند مقلدین کمتری داشته باشند، حال می خواهید مراجع برای مردمی که اکثریت آنها از تقلید روی گردانده اند چه کنند، از قدیم گفته اند برای کسی بمیر که برایت تب کند! و باز امیر مومنان فرموده اند: " لا رای لمن لا یطاع" امامی که مردم فرمانش نمی برند کاری نمی تواند بکند و رایی ندارد! حال شما چه انتظاری از مراجع عظام تقلید دارید، زمانی میتوانند سخن بگویند که شما پاشنه در خانه شان را درآورید مثل زمانی که مردم برای بیعت به خانه امیر مومنان علیه السلام هجوم آوردند، باز برای هزارمین بار می گویم، در خانه مراجع را رها نکنید، کارشناسان و روشنفکران و دین شناسان را رها نکنید، آنها را تنها نگذارید، اهل قلم و ادب را یاری کنید تا به مقصود برسید.
رای به آیت الله صانعی را من رای مخالفین می دانم، بگذارید بدون تعارف بگویم، مردم در اعتراض به جناح حاکم به او رای دادند و بسیاری از کسانی که به ایشان رای داده اند، مقلد سنتی نیستند و رساله ایشان را در منزل ندارند، در واقع من میخواهم گزینه اول و دوم را با هم جمع و بگویم که 83/6 درصد رای مخالف داریم که تفکر جدایی نهاد روحانیت را با خود دارد ( البته در جامعه آماری مخاطبین سایت ) او به تقلید سنتی نمی اندیشد، چرا که آیت الله صانعی هم از چارچوب های سنتی خارج شده و فتواهایی دارد که هیچ یک از مراجع نمی پذیرند. حال می رسیم به مرجعیت سنتی و جانشینی اولیاء، کسانی که بطور طبیعی وعادی و بر مبنای قدمت حضور در حوزه و درس خارج و شاگردان فقیه و علامه به درجه مرجعیت شیعی رسیده اند و در آن مسیر هیچ کاتالیزور دیگری موثر نبوده است، آیت الله العظمی سیستانی که عراق را در پنجه خود دارد، قدرتمندانه در جایگاه نخست تقلید سنتی است و بحق افقه فقهاست. حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی با بیش از نیم قرن درس خارج فقه و اصول بعد از آیت الله العظمی منتظری ، افقه فقهاء در ایران است و شاگردانی مبرز تقدیم جامعه شیعه نموده است و مقلدین ایشان در رتبه دوم پس از آیت الله سیستانی قرار دارند.
در میان رتبه 5 تا 11 که همه - بجز آیت الله شبیری زنجانی - در کارنامه خود سوابق سیاسی نیز دارند و این سوابق در مرجعیت و مقلدین آنها بی تاثیر نبوده است. از سوی دیگر معرفی جامعه مدرسین هم برای بعضی از آنها موثر بوده است.
آیت الله سید علی حسینی سیستانی در جایگاه سوم، آیت الله وحید خراسانی در جایگاه چهارم، آیت الله سید علی حسینی خامنه ای در جایگاه پنجم ، آیت الله مکارم شیرازی در رتبه ششم ، آیت الله شبیری زنجانی در رتبه هشتم و آیت الله صافی گلپایگانی در رتبه نهم مورد تایید جامعه مدرسین حوزه علمیه قم برای تقلید می باشند و در لیست " مراجع جایز التقلید " جامعه مدرسین قرار دارند.
هر چند عنوان مراجع " جایز التقلید " اهانت به سایرین است و در دل آن نهفته است که تقلید از دیگران جایز نیست. اما این یک بحث فقهی دارد که بعضی معتقدند تقلید فقط از اعلم جایز است و اعلم هم یکی است! ممکن است من یکی را اعلم بدانم و زید یکی دیگر را و عمر فرد سومی را اعلم بداند، اما در آن واحد نمی توان یک نفر 6 نفر را اعلم بداند، این تناقضی در خود دارد، در واقع جامعه مدرسین نتوانسته است با خود کنار بیاید، او با لحاظ ملاحظات سیاسی و غیره تن به اعلام 6 مرجع اعلم داده است! اگر می گفتند جامعه مدرسین نظر بر اعلمیت زید دارد و جامعه روحانیت نظر بر اعلمیت عمر، مشکلی نبود، این که جامعه واحد در آن واحد شش اعلم معرفی نماید، محل تامل است،
البته من در باب تقلید حرف هایی دارم، در مقاله ای مستقل خواهم گفت، شاید اساساً این گونه چشم بستن و همه امور را بر دوش یک مرجع نهادن خلاف حکمت تقلید که رجوع جاهل به عالم است باشد. و این نوع و شیوه تقلید هم در دوران معاصر باب شده است، و رساله عملیه هم محصول دوران معاصر است
خزعلی نوشته است: در مورد تقلید نظر سنجی انجام دادم. سئوال این بود که "از کدام یک از حضرات آیات مراجع تقلید میکنید؟ " و در پاسخ نام 10 مرجع زنده را قرار داده بودم وگزینه آخرهیچکدام بود.
کل آراء ....4468 رای
1 - هیچ کدام : 2750 رای
2 - آیت الله شیخ یوسف صانعی.989 رای
3 - آیت الله سید علی حسینی سیستانی332 رای
4 - آیت الله شیخ حسین وحید خراسانی 156 رای
5 - آیت الله سید علی حسینی خامنه ای73
6 - آیت الله شیخ ناصر مکارم شیرازی 60
7 - آیت الله شیخ حسین نوری همدانی 40
8 - آیت الله سید موسی شبیری زنجانی24
9 - آیت الله شیخ لطف الله صافی گلپایگانی24
10 - آیت الله سیدعبد الکریم موسوی اردبیلی17
11 - آیت الله شیخ جعفر سبحانی 3
(تحلیل خزعلی از این نتیجه را در ادامه بخوانید! و نتیجه نظرسنجی دوم را بصورت مستقل در همین شماره پیک نت)
تحلیل نظر سنجی:
61/5 درصد رای به هیچکدام پیامی عمیق دارد، همان خطری است که ما نگرانش بودیم، جدایی مردم از روحانیت و مراجع، نگویید آنها مقلد سایر مراجع بودند، این اسامی مطرح بود تا به کسی می رسد که که فقط سه مقلد داشته است، طبیعی است دیگران که کمتر مشهورند مقلدین کمتری داشته باشند، حال می خواهید مراجع برای مردمی که اکثریت آنها از تقلید روی گردانده اند چه کنند، از قدیم گفته اند برای کسی بمیر که برایت تب کند! و باز امیر مومنان فرموده اند: " لا رای لمن لا یطاع" امامی که مردم فرمانش نمی برند کاری نمی تواند بکند و رایی ندارد! حال شما چه انتظاری از مراجع عظام تقلید دارید، زمانی میتوانند سخن بگویند که شما پاشنه در خانه شان را درآورید مثل زمانی که مردم برای بیعت به خانه امیر مومنان علیه السلام هجوم آوردند، باز برای هزارمین بار می گویم، در خانه مراجع را رها نکنید، کارشناسان و روشنفکران و دین شناسان را رها نکنید، آنها را تنها نگذارید، اهل قلم و ادب را یاری کنید تا به مقصود برسید.
رای به آیت الله صانعی را من رای مخالفین می دانم، بگذارید بدون تعارف بگویم، مردم در اعتراض به جناح حاکم به او رای دادند و بسیاری از کسانی که به ایشان رای داده اند، مقلد سنتی نیستند و رساله ایشان را در منزل ندارند، در واقع من میخواهم گزینه اول و دوم را با هم جمع و بگویم که 83/6 درصد رای مخالف داریم که تفکر جدایی نهاد روحانیت را با خود دارد ( البته در جامعه آماری مخاطبین سایت ) او به تقلید سنتی نمی اندیشد، چرا که آیت الله صانعی هم از چارچوب های سنتی خارج شده و فتواهایی دارد که هیچ یک از مراجع نمی پذیرند. حال می رسیم به مرجعیت سنتی و جانشینی اولیاء، کسانی که بطور طبیعی وعادی و بر مبنای قدمت حضور در حوزه و درس خارج و شاگردان فقیه و علامه به درجه مرجعیت شیعی رسیده اند و در آن مسیر هیچ کاتالیزور دیگری موثر نبوده است، آیت الله العظمی سیستانی که عراق را در پنجه خود دارد، قدرتمندانه در جایگاه نخست تقلید سنتی است و بحق افقه فقهاست. حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی با بیش از نیم قرن درس خارج فقه و اصول بعد از آیت الله العظمی منتظری ، افقه فقهاء در ایران است و شاگردانی مبرز تقدیم جامعه شیعه نموده است و مقلدین ایشان در رتبه دوم پس از آیت الله سیستانی قرار دارند.
در میان رتبه 5 تا 11 که همه - بجز آیت الله شبیری زنجانی - در کارنامه خود سوابق سیاسی نیز دارند و این سوابق در مرجعیت و مقلدین آنها بی تاثیر نبوده است. از سوی دیگر معرفی جامعه مدرسین هم برای بعضی از آنها موثر بوده است.
آیت الله سید علی حسینی سیستانی در جایگاه سوم، آیت الله وحید خراسانی در جایگاه چهارم، آیت الله سید علی حسینی خامنه ای در جایگاه پنجم ، آیت الله مکارم شیرازی در رتبه ششم ، آیت الله شبیری زنجانی در رتبه هشتم و آیت الله صافی گلپایگانی در رتبه نهم مورد تایید جامعه مدرسین حوزه علمیه قم برای تقلید می باشند و در لیست " مراجع جایز التقلید " جامعه مدرسین قرار دارند.
هر چند عنوان مراجع " جایز التقلید " اهانت به سایرین است و در دل آن نهفته است که تقلید از دیگران جایز نیست. اما این یک بحث فقهی دارد که بعضی معتقدند تقلید فقط از اعلم جایز است و اعلم هم یکی است! ممکن است من یکی را اعلم بدانم و زید یکی دیگر را و عمر فرد سومی را اعلم بداند، اما در آن واحد نمی توان یک نفر 6 نفر را اعلم بداند، این تناقضی در خود دارد، در واقع جامعه مدرسین نتوانسته است با خود کنار بیاید، او با لحاظ ملاحظات سیاسی و غیره تن به اعلام 6 مرجع اعلم داده است! اگر می گفتند جامعه مدرسین نظر بر اعلمیت زید دارد و جامعه روحانیت نظر بر اعلمیت عمر، مشکلی نبود، این که جامعه واحد در آن واحد شش اعلم معرفی نماید، محل تامل است،
البته من در باب تقلید حرف هایی دارم، در مقاله ای مستقل خواهم گفت، شاید اساساً این گونه چشم بستن و همه امور را بر دوش یک مرجع نهادن خلاف حکمت تقلید که رجوع جاهل به عالم است باشد. و این نوع و شیوه تقلید هم در دوران معاصر باب شده است، و رساله عملیه هم محصول دوران معاصر است
۱۳۸۹ دی ۳, جمعه
روی تخت تزریق یک بحث یادگاری درباره هدفمند شدن یارانه ها
درمانگاه مثل همیشه در فصل سرما شلوغ بود!
من كه حسابی گلو وسینه ام چرك كرده به مرحمت دكتر شامل حال تزریق یك دكستا متازون و 3 آمپول آنتی بیوتیك كه باید وریدی تزریق شود، شدم و یك دوره 18تایی كپسول آموكسی كلاو را باید بگذرانم.
اتاق تزیقات شامل پنج تخت است. آقا سعیدی، پیر مردی با تجربه در تزریقات است. 5 تخت در اتاق هست كه به محض وارد شدن و دیدن آمپول ها به من گفت كه بروم روی تخت «2» دمر بخوابم. روی تخت 1 یک جوان 30 ساله است كه بهش سرم وصل شده و همینكه آقا سعیدی روش رو ازش بر میگردونه، سریع سرعت خالی شدن سرم رو افزایش میدهد. بهش میگوم:«تقلب میكنی؟» می خنده و میگوید:« حوصله ندارم صبر كنم.»
تخت 3 خالیه و رو تخت 4 یک تازه داماد منتظره كه ببینه بدنش به تست پنیسیلین چه جوابی میدهد و عروس خانم هر دم سرك میكشد كه آقا سعیدی تو رو خدا مواظب باش، آخه چند ماه قبل تازه داماد به پنیسیلین حساسیت نشان داده بود. آقا سعیدی خیلی سریع دكستا متازون را عضله ایی به من تزریق كرد و بهم گفت به پشت بخوابم چون باید وریدی یك آنتی بیوتیك را در مدت 20 دقیقه تزریق می كرد. در حال مرتب كردن شلوارم بودم و آماده می شدم تا آقا سعیدی آمپول وریدی را تزریق كند، كه جوان تقریبا 24 ساله ای با لهجه شیرین شیرازی وارد شد. ظاهرا شب قبل هم آمده بود و اولین آمپولش را دیشب زده بود. به آقا سعیدی سلام كرد و هنوز كسی بهش تعارف نكرده رو تخت 3 دمر خوابید. یك مریض جدید هم آمد كه ته ریش بسیجی مانند داشت و آمپولش رو به آقا سعیدی داد و بعد رو تخت 5 دراز كشید.
جوان شیرازی به آقا سعیدی گفت: «دیشب راست رو زدی، امشب چپ رو بزن» و بعد خنده كنان زیر لب گفت: «فقط وسط مونده!» من هم بلا فاصله گفتم: «وسط رو كه دیشب دولت زد!». تازه داماد خنده تلخی كرد و آقا سعیدی كه كلا پیرمردی كم حرف با ظاهری عبوس است، لبخند زنان گفت:« آقا! حرف سیاسی نزنید!»
مریض تخت 1 گفت: حالا با این گران شدن بنزین قراره چی بشه؟ مریض تخت 5 هنوز نخوابیده گفت: باید قیمت بنزین لیتری 7000 تومن بشه ... و در همین حین آقا سعیدی مشغول نصب سرنگ به دستم بود و حواسم نبود كه دقیق توجه كنم دلیلش چی هست كه میگوید اگر قیمت بنزین 7000 تومان بشود به نفعمان است ولی از نحوه صحبتش معلوم بود كه هر چی از تلویزیون یاد گرفته بود را دارد بلند بلند تكرار میكند.
آقا سعیدی مشغول آمپول زدن به جوان شیرازی شد كه تازه داماد به حرف آمد و گفت «صف شلوغ عابر بانك ها رو دیدین؟ فعلا مردم اگه باباشون هم بمیره اول دارن این پول رو از بانك ها میكشن بیرون» من هم به طعنه گفتم: « مگه احمدی نژاد نگفته كه فعلا بهتره كسی پول یارانه ها رو بر نداره؟» تازه داماد لبخند تلخی زد، جوان شیرازی در حالیكه از تخت پایین آمده بود و با تازه داماد و بیمار تخت 1 در مورد قیمت بنزین و دردسر چگونه تهیه كردنش داشت حرف میزد، گفت: استادمون آزرا داره، 48 میلیون قیمت ماشینشه و به بعضی دانشجوها گفته، هر كسی یه باك پر به ماشینش بنزین بزنه، قبولی آخر ترمش تضمین شده است.
تازه داماد كه تست پینی سیلینش مورد نداشت، روی تخت دمر خوابید و آقا سعیدی مشغول تزریق شد.
مریض تخت1 گفت: «قیمت نان چی میشه؟»
گفتم:«بالا میره»
تازه داماد گفت:« معلوم نیست»،
جوان شیرازی در حالیكه داشت میرفت و خداحافظی می كرد گفت: «هنوز اعلام نكردن»
و مریض تخت 5 گفت: «هر كسی بخواد جنسی رو گرون كنه و اگه مردم به تعزیرات زنگ بزنن می تونن جریمش كنن»
مریض تخت 1 گفت:« برو خدا خیرت بده، مگه اینكه 4 تا بقال سر خیابون رو بتونن جریمه كنن، وگرنه همین داروت رو اگه جایی نداشته باشه، معلومه كه چه جوری و به چه قیمتی میری براش پول میدی و از كسی هم شكایت نمیكنی»
آقا سعیدی مشغول تزریق به مریض تخت 5 بود و همینكه كارش در حال تمام شدن بود، مریض تخت5 بادی به گلو انداخت و گفت:«هر كسی كه بخواد بالا بكشه، من ازش شكایت میكنم»،
تازه داماد كه داشت كاپشنش رو می پوشید یک نگاهی بهش انداخت و گفت:« همین الان آقا سعیدی شلوارت رو بالا كشید، برو ازش شكایت كن!»
من كه حسابی گلو وسینه ام چرك كرده به مرحمت دكتر شامل حال تزریق یك دكستا متازون و 3 آمپول آنتی بیوتیك كه باید وریدی تزریق شود، شدم و یك دوره 18تایی كپسول آموكسی كلاو را باید بگذرانم.
اتاق تزیقات شامل پنج تخت است. آقا سعیدی، پیر مردی با تجربه در تزریقات است. 5 تخت در اتاق هست كه به محض وارد شدن و دیدن آمپول ها به من گفت كه بروم روی تخت «2» دمر بخوابم. روی تخت 1 یک جوان 30 ساله است كه بهش سرم وصل شده و همینكه آقا سعیدی روش رو ازش بر میگردونه، سریع سرعت خالی شدن سرم رو افزایش میدهد. بهش میگوم:«تقلب میكنی؟» می خنده و میگوید:« حوصله ندارم صبر كنم.»
تخت 3 خالیه و رو تخت 4 یک تازه داماد منتظره كه ببینه بدنش به تست پنیسیلین چه جوابی میدهد و عروس خانم هر دم سرك میكشد كه آقا سعیدی تو رو خدا مواظب باش، آخه چند ماه قبل تازه داماد به پنیسیلین حساسیت نشان داده بود. آقا سعیدی خیلی سریع دكستا متازون را عضله ایی به من تزریق كرد و بهم گفت به پشت بخوابم چون باید وریدی یك آنتی بیوتیك را در مدت 20 دقیقه تزریق می كرد. در حال مرتب كردن شلوارم بودم و آماده می شدم تا آقا سعیدی آمپول وریدی را تزریق كند، كه جوان تقریبا 24 ساله ای با لهجه شیرین شیرازی وارد شد. ظاهرا شب قبل هم آمده بود و اولین آمپولش را دیشب زده بود. به آقا سعیدی سلام كرد و هنوز كسی بهش تعارف نكرده رو تخت 3 دمر خوابید. یك مریض جدید هم آمد كه ته ریش بسیجی مانند داشت و آمپولش رو به آقا سعیدی داد و بعد رو تخت 5 دراز كشید.
جوان شیرازی به آقا سعیدی گفت: «دیشب راست رو زدی، امشب چپ رو بزن» و بعد خنده كنان زیر لب گفت: «فقط وسط مونده!» من هم بلا فاصله گفتم: «وسط رو كه دیشب دولت زد!». تازه داماد خنده تلخی كرد و آقا سعیدی كه كلا پیرمردی كم حرف با ظاهری عبوس است، لبخند زنان گفت:« آقا! حرف سیاسی نزنید!»
مریض تخت 1 گفت: حالا با این گران شدن بنزین قراره چی بشه؟ مریض تخت 5 هنوز نخوابیده گفت: باید قیمت بنزین لیتری 7000 تومن بشه ... و در همین حین آقا سعیدی مشغول نصب سرنگ به دستم بود و حواسم نبود كه دقیق توجه كنم دلیلش چی هست كه میگوید اگر قیمت بنزین 7000 تومان بشود به نفعمان است ولی از نحوه صحبتش معلوم بود كه هر چی از تلویزیون یاد گرفته بود را دارد بلند بلند تكرار میكند.
آقا سعیدی مشغول آمپول زدن به جوان شیرازی شد كه تازه داماد به حرف آمد و گفت «صف شلوغ عابر بانك ها رو دیدین؟ فعلا مردم اگه باباشون هم بمیره اول دارن این پول رو از بانك ها میكشن بیرون» من هم به طعنه گفتم: « مگه احمدی نژاد نگفته كه فعلا بهتره كسی پول یارانه ها رو بر نداره؟» تازه داماد لبخند تلخی زد، جوان شیرازی در حالیكه از تخت پایین آمده بود و با تازه داماد و بیمار تخت 1 در مورد قیمت بنزین و دردسر چگونه تهیه كردنش داشت حرف میزد، گفت: استادمون آزرا داره، 48 میلیون قیمت ماشینشه و به بعضی دانشجوها گفته، هر كسی یه باك پر به ماشینش بنزین بزنه، قبولی آخر ترمش تضمین شده است.
تازه داماد كه تست پینی سیلینش مورد نداشت، روی تخت دمر خوابید و آقا سعیدی مشغول تزریق شد.
مریض تخت1 گفت: «قیمت نان چی میشه؟»
گفتم:«بالا میره»
تازه داماد گفت:« معلوم نیست»،
جوان شیرازی در حالیكه داشت میرفت و خداحافظی می كرد گفت: «هنوز اعلام نكردن»
و مریض تخت 5 گفت: «هر كسی بخواد جنسی رو گرون كنه و اگه مردم به تعزیرات زنگ بزنن می تونن جریمش كنن»
مریض تخت 1 گفت:« برو خدا خیرت بده، مگه اینكه 4 تا بقال سر خیابون رو بتونن جریمه كنن، وگرنه همین داروت رو اگه جایی نداشته باشه، معلومه كه چه جوری و به چه قیمتی میری براش پول میدی و از كسی هم شكایت نمیكنی»
آقا سعیدی مشغول تزریق به مریض تخت 5 بود و همینكه كارش در حال تمام شدن بود، مریض تخت5 بادی به گلو انداخت و گفت:«هر كسی كه بخواد بالا بكشه، من ازش شكایت میكنم»،
تازه داماد كه داشت كاپشنش رو می پوشید یک نگاهی بهش انداخت و گفت:« همین الان آقا سعیدی شلوارت رو بالا كشید، برو ازش شكایت كن!»
۱۳۸۹ دی ۲, پنجشنبه
نگاهی به مصاحبه محسنی اژه ای تفاوت اتهام و جرم را یکنفر به دادستان یاد بدهد!
شیخ محسنی اژهای دادستان کل جمهوری اسلامی و سخنگوی قوه قضائیه، که خود از متهمین بزرگ در جمهوری اسلامی است که در اولین چرخش قدرت در جمهوری اسلامی باتهام انواع جنایات و از جمله عضویت در ستاد کودتای 22 خرداد محاکمه خواهد شد، در یک نشست خبری درباره باصطلاح رهبران فتنه و همچنین معاون اول احمدی نژاد اظهار نظر کرد.
او در این باصطلاح نشست خبری و در واقع مصاحبه تهدید و ارعاب، رهبران فتنه (بخوانید موسوی و کروبی) را مجرم اعلام کرد که باید محاکمه شوند. هیچ خبرنگاری هم در آن جمع نبود که از دادستان بپرسد: وقتی کسی هنوز محاکمه نشده، چطور می توان او را مجرم اعلام کرد؟ مجرم کسی است که محاکمه شده و اتهامش ثابت شده باشد.
مگر این که در ستاد کودتا حکم موسوی و کروبی از همان بعد از ظهر روزی که علی خامنه ای نماز جمعه بعد از کودتا را خواند صادر شده باشد، اما هنوز جسارت انتقال آنها به زندان را نداشته باشند.
محسنی اژه ای در همین مصاحبه و باصطلاح نشست خبری درباره معاون اول احمدی نژاد هم با احتیاط و غیر مستقیم سخن گفت و با احترام فرمود که ایشان یک پرونده اتهامی دارد!
یعنی دزدی و اختلاس و سرقت و قتل و جنایت کودتائی حداکثر تبدیل به یک پرونده اتهامی می شود که گشوده نشده بسته می شود و آن که از حقوق مردم و قانون اساسی و انقلاب دفاع می کند، متهم نیست، بلکه مجرم است.
این را می گویند دادستان کودتا!
24 ساعت بعد از همین نشست خبری و گُنده گوئی و خالی بندی دادستان جمهوری اسلامی، رحیمی معاون احمدی نژاد خطاب به اژه ای مصاحبه کرده و گفت: تا احمدی نژاد رئیس جمهور است، من هم معاون اول هستم.
یعنی اژه ای علیه رهبران جنبش مردم و معترضان به کودتا می تواند هر چه می خواهد بگوید و حتی دست به انواع جنایات در زندان بزند، اما بهتر است عبایش را جمع کند که زیر پای احمدی نژاد گیر نکند!
او در این باصطلاح نشست خبری و در واقع مصاحبه تهدید و ارعاب، رهبران فتنه (بخوانید موسوی و کروبی) را مجرم اعلام کرد که باید محاکمه شوند. هیچ خبرنگاری هم در آن جمع نبود که از دادستان بپرسد: وقتی کسی هنوز محاکمه نشده، چطور می توان او را مجرم اعلام کرد؟ مجرم کسی است که محاکمه شده و اتهامش ثابت شده باشد.
مگر این که در ستاد کودتا حکم موسوی و کروبی از همان بعد از ظهر روزی که علی خامنه ای نماز جمعه بعد از کودتا را خواند صادر شده باشد، اما هنوز جسارت انتقال آنها به زندان را نداشته باشند.
محسنی اژه ای در همین مصاحبه و باصطلاح نشست خبری درباره معاون اول احمدی نژاد هم با احتیاط و غیر مستقیم سخن گفت و با احترام فرمود که ایشان یک پرونده اتهامی دارد!
یعنی دزدی و اختلاس و سرقت و قتل و جنایت کودتائی حداکثر تبدیل به یک پرونده اتهامی می شود که گشوده نشده بسته می شود و آن که از حقوق مردم و قانون اساسی و انقلاب دفاع می کند، متهم نیست، بلکه مجرم است.
این را می گویند دادستان کودتا!
24 ساعت بعد از همین نشست خبری و گُنده گوئی و خالی بندی دادستان جمهوری اسلامی، رحیمی معاون احمدی نژاد خطاب به اژه ای مصاحبه کرده و گفت: تا احمدی نژاد رئیس جمهور است، من هم معاون اول هستم.
یعنی اژه ای علیه رهبران جنبش مردم و معترضان به کودتا می تواند هر چه می خواهد بگوید و حتی دست به انواع جنایات در زندان بزند، اما بهتر است عبایش را جمع کند که زیر پای احمدی نژاد گیر نکند!
۱۳۸۹ دی ۱, چهارشنبه
در بیمارستان امام خمینی قلب را جراحی می کنند باسن بیمار را می سوزانند!
اینجا بیمارستان امام خمینی تهران.بخش ICU OPEN HEART
طبقه چهارم.بخش جراحی قلب باز
من دانشجوی ترم 7 کارشناسی پرستاری دانشگاه تهران هستم. تا روز دوشنبه این هفته در این بخش کارآموزی داشتیم. بطور بسیار عجیب متوجه شدم که تمامی بیماران که از اتاق عمل بیرون می آیند دچار سوختگی در ناحیه sacrum (استخوان باسن) هستند و این زخم سوختگی بسته به حال عمومی بیمار یا بسیار وسیع و عمیق شده یا در طولانی مدت و به سختی بهبود می یابد.
اکثر بیماران بدلیل وضعیت نامناسب جسمانی دچار عوارض بسیار وخیم این سوختگی میشوند.
اغلب بیماران هم دچار سوختگی در ناحیه پس سر می باشند. در حالت عادی و روال طبیعی جراحی قلب(هر نوع جراحی مربوط به ساختمان قلب یا عروق کرونر و یا نسج اطراف) نباید چنین سوختگی ای ایجاد شود. با پرس و جو از پرسنل بخش متوجه شدم این سوختگی احتمالا بدلیل نقص دستگاه CUATER می باشد که این دستگاه با یک صفحه ی فلزی که در ناحیه استخوان sacrum (استخوان باسن) بیمار قرار داده می شود، به بیمار وصل می باشد.
علیرغم اینکه تمام اساتید جراحی قلب و متخصصین قلب این بخش از این شرایط آگاه هستند ولی باز اقدامی جهت رفع این مشکل صورت نمی گیرد. پرسنل پرستاری بخش هم به مراجع زیربط گزارش نمی دهند. گویی جان بیمار در این بیمارستان هیچ ارزشی ندارد.
عکسی که می بینید مربوط به ناحیه باسن بیماری می باشد که من دیروز مسئول پانسمان آن بودم و خودم از آن عکس گرفتم تا عمق فاجعه مشخص شود. به جرات می توانم بگویم بیش از 90 درصد و یا بهتر است بگویم 100% بیماراتی که از اتاق عمل به بخش انتقال می یابند با این مشکل مواجه هستند.
(اصل مطلب را می توانید اینجا بخوانید)
طبقه چهارم.بخش جراحی قلب باز
من دانشجوی ترم 7 کارشناسی پرستاری دانشگاه تهران هستم. تا روز دوشنبه این هفته در این بخش کارآموزی داشتیم. بطور بسیار عجیب متوجه شدم که تمامی بیماران که از اتاق عمل بیرون می آیند دچار سوختگی در ناحیه sacrum (استخوان باسن) هستند و این زخم سوختگی بسته به حال عمومی بیمار یا بسیار وسیع و عمیق شده یا در طولانی مدت و به سختی بهبود می یابد.
اکثر بیماران بدلیل وضعیت نامناسب جسمانی دچار عوارض بسیار وخیم این سوختگی میشوند.
اغلب بیماران هم دچار سوختگی در ناحیه پس سر می باشند. در حالت عادی و روال طبیعی جراحی قلب(هر نوع جراحی مربوط به ساختمان قلب یا عروق کرونر و یا نسج اطراف) نباید چنین سوختگی ای ایجاد شود. با پرس و جو از پرسنل بخش متوجه شدم این سوختگی احتمالا بدلیل نقص دستگاه CUATER می باشد که این دستگاه با یک صفحه ی فلزی که در ناحیه استخوان sacrum (استخوان باسن) بیمار قرار داده می شود، به بیمار وصل می باشد.
علیرغم اینکه تمام اساتید جراحی قلب و متخصصین قلب این بخش از این شرایط آگاه هستند ولی باز اقدامی جهت رفع این مشکل صورت نمی گیرد. پرسنل پرستاری بخش هم به مراجع زیربط گزارش نمی دهند. گویی جان بیمار در این بیمارستان هیچ ارزشی ندارد.
عکسی که می بینید مربوط به ناحیه باسن بیماری می باشد که من دیروز مسئول پانسمان آن بودم و خودم از آن عکس گرفتم تا عمق فاجعه مشخص شود. به جرات می توانم بگویم بیش از 90 درصد و یا بهتر است بگویم 100% بیماراتی که از اتاق عمل به بخش انتقال می یابند با این مشکل مواجه هستند.
(اصل مطلب را می توانید اینجا بخوانید)
۱۳۸۹ آذر ۲۹, دوشنبه
ترس دولت و دور جدید بازداشت ها درآستانه هدفمندشدن یارانه ها/هادی حیدری کاریکاتوریست بازداشت شد+خبر تکمیلی
ساعاتی پیش هادی حیدری (کاریکاتوریست)، فاطمه عرب سرخی(دختر فیض الله عرب سرخی)، محمد شفیعی و علیرضا طاهری بازداشت شدند/// اخبار تکمیلی : 2 هفته پیش در پی یورش نیرو های امنیتی به منازل جوانان اصلاح طلب و فعالین سیاسی کامپیوتر پاسپورت و دستنوشته هایشان ضبط و توقیف میشود و احضاریه ای به تاریخ امروز را به این فعالین دادند، امروز در پی مراجعه این فعالین سیاسی به دادسرا دستور بازداشت آنها صادر شده و روانه زندان شدند
قایق های مسافربری بندرعباس-قشم در اعتراض به قیمت بنزین اعتصاب کردند
و مسافرها سرگردان شدند.
امروز اتفاق افتاد.. از دوستی که برای ماموریت اداری میخواست از بندرعباس بره قشم خبر دار شدم قایق های مسافربری بخاطر بنزین اعتصاب کردن و تعداد زیادی مسافر سرگردون شدن! اگر ادامه پیدا کنه کار خیلی ها مختل میشه. روزانه تعداد زیادی مسافر مجبورن از همین تنها راه ارتباطی رفت و آمد کنن.
امروز اتفاق افتاد.. از دوستی که برای ماموریت اداری میخواست از بندرعباس بره قشم خبر دار شدم قایق های مسافربری بخاطر بنزین اعتصاب کردن و تعداد زیادی مسافر سرگردون شدن! اگر ادامه پیدا کنه کار خیلی ها مختل میشه. روزانه تعداد زیادی مسافر مجبورن از همین تنها راه ارتباطی رفت و آمد کنن.
۱۳۸۹ آذر ۲۸, یکشنبه
نگاهی به مصاحبه دادستان تهران دستگیری باصطلاح سران فتنه را به رفراندم بگذارید
"جعفری دولت آبادی" دادستان تهران، روز گذشته در یک مصاحبه خبری، در پاسخ به سئوالی که از وی درباره موقعیت جسمی محمدنوری زاد براثر اعتصاب غذا در زندان اوین شده بود، بی آنکه اشاره به اعتصاب غذای وی کند؛ تنها گفت: "وضعیت جسمی وی خوب و مناسب است."
ظاهرا تا زمانی که زندانیان سیاسی زیر شکنجه و براثر اعتصاب غذا جان به جان آفرین تسلیم نکنند، وضع آنها مناسب است و هنوز نمرده اند!
دادستان تهران به چند سئوال دیگر نیز پاسخ هائی سر به هوا داد. اما جدی ترین پاسخ او دراین مصاحبه به سئوالی است که از وی درباره رهبران جنبش سبز پرسیدند.
دادستان تهران مدعی شد:
«تعقیب و محاکمه سران فتنه به عنوان یک مطالبه عمومی مورد توجه قوه قضائیه قرار دارد و در زمان مقرر اقدام خواهد شد.»
از آنجا که تاکنون هیچ نظر سنجی واقعی و یا رای گیری و رفراندومی در باره تعقیب و محاکمه باصطلاح سران فتنه انجام نشده و اجازه هیچ راهپیمائی غیر حکومتی و واقعی نیز در این ارتباط به مردم داده نشده، بسیار منطقی است که برای آگاهی از خواست عمومی ملت ایران جهت تائید و یا تکذیب ادعای دادستان تهران، یک رفراندوم برای دستگیری موسوی و کروبی انجام شود و یا اجازه یک راهپیمائی آزاد به مردم داده شود تا نظرشان را دراین باره بدهند. والا نشستن دربرابر چند خبرنگار مرعوب و طرح ادعاهائی از آن دست که علی خامنه ای در جمع دیدارکنندگان و شرفیاب شدگان مطرح می کند و یا امام جمعه ها در خطبه های حکومتی مدعی آن می شوند، کوچکترین اعتباری ندارد مگر به قصد ارعاب بیان شود، که اتفاقا تمام ادعاهائی که در این چارچوب تاکنون مطرح شده، همین هدف را داشته است. همچنان که ترور حکومتی خواهر زاده موسوی و یا حمله مسلحانه به کروبی و یا محاصره خانه موسوی و یا بازداشت فرزند کروبی و ... همین هدف را دنبال می کرده است. هدفی که حتی در همین تاسوعا و عاشورای چند روز پیش نیز آشکار شد که خود مدعیان بیش از دیگران به پوچی و بی پایه بودن آن باور دارند و درحالیکه از مرگ فتنه سخن می گویند، بیش از هر زمان دیگری از این مرده وحشت دارند.
ظاهرا تا زمانی که زندانیان سیاسی زیر شکنجه و براثر اعتصاب غذا جان به جان آفرین تسلیم نکنند، وضع آنها مناسب است و هنوز نمرده اند!
دادستان تهران به چند سئوال دیگر نیز پاسخ هائی سر به هوا داد. اما جدی ترین پاسخ او دراین مصاحبه به سئوالی است که از وی درباره رهبران جنبش سبز پرسیدند.
دادستان تهران مدعی شد:
«تعقیب و محاکمه سران فتنه به عنوان یک مطالبه عمومی مورد توجه قوه قضائیه قرار دارد و در زمان مقرر اقدام خواهد شد.»
از آنجا که تاکنون هیچ نظر سنجی واقعی و یا رای گیری و رفراندومی در باره تعقیب و محاکمه باصطلاح سران فتنه انجام نشده و اجازه هیچ راهپیمائی غیر حکومتی و واقعی نیز در این ارتباط به مردم داده نشده، بسیار منطقی است که برای آگاهی از خواست عمومی ملت ایران جهت تائید و یا تکذیب ادعای دادستان تهران، یک رفراندوم برای دستگیری موسوی و کروبی انجام شود و یا اجازه یک راهپیمائی آزاد به مردم داده شود تا نظرشان را دراین باره بدهند. والا نشستن دربرابر چند خبرنگار مرعوب و طرح ادعاهائی از آن دست که علی خامنه ای در جمع دیدارکنندگان و شرفیاب شدگان مطرح می کند و یا امام جمعه ها در خطبه های حکومتی مدعی آن می شوند، کوچکترین اعتباری ندارد مگر به قصد ارعاب بیان شود، که اتفاقا تمام ادعاهائی که در این چارچوب تاکنون مطرح شده، همین هدف را داشته است. همچنان که ترور حکومتی خواهر زاده موسوی و یا حمله مسلحانه به کروبی و یا محاصره خانه موسوی و یا بازداشت فرزند کروبی و ... همین هدف را دنبال می کرده است. هدفی که حتی در همین تاسوعا و عاشورای چند روز پیش نیز آشکار شد که خود مدعیان بیش از دیگران به پوچی و بی پایه بودن آن باور دارند و درحالیکه از مرگ فتنه سخن می گویند، بیش از هر زمان دیگری از این مرده وحشت دارند.
قطع امید از مذاکره اتمی با ایران موج جدید تحریم ها دو هفته دیگر آغاز می شود
وال استریت ژورنال روز گذشته – شنبه- اعلام کرد که امریکا و اروپا بر سر تحریم های جدیدتری علیه ایران به توافق رسیده اند. این تحریم ها از ماه ژانویه- از دو هفته دیگر- به اجرا گذاشته می شود.
این تصمیم جدید نشان داد که نتیجه مذاکرات اخیر 1+5 در سوئیس بی نتیجه بوده و اروپا و امریکا به مذاکرات ترکیه نیز امیدی ندارند.
حتی والاستریت ژورنال از قول منابع آگاه نوشت که امریکا و اروپا می خواهند مذاکرات اتمی با ایران را بدلیل بی نتیجه بودن آن، پیش و یا پس از دیداری که قرار است بزودی در ترکیه برگزار شود متوقف کنند. به همین دلیل تحریم های جدید پیش از مذاکرات ترکیه برای اجرای در اختیار اتحادیه اروپا گذاشته می شود.
«والاستریت ژورنال» نوشت: امریکا و اتحادیه اروپا به این نتیجه قطعی رسیده اند که مذاکرات اتمی با ایران به معنای از دست دادن وقت و بی نتیجه است. ضمنا دیگر ضرورت ندارد برای تحریم های جدید منتظر تصمیم شورای امنیت سازمان ملل و تصویب قطعنامه جدید شد. مگر آن که ایران تسلیم تمام خواست های مطرح شده در قطعنامه های شورای امنیت شود.
این تصمیم جدید نشان داد که نتیجه مذاکرات اخیر 1+5 در سوئیس بی نتیجه بوده و اروپا و امریکا به مذاکرات ترکیه نیز امیدی ندارند.
حتی والاستریت ژورنال از قول منابع آگاه نوشت که امریکا و اروپا می خواهند مذاکرات اتمی با ایران را بدلیل بی نتیجه بودن آن، پیش و یا پس از دیداری که قرار است بزودی در ترکیه برگزار شود متوقف کنند. به همین دلیل تحریم های جدید پیش از مذاکرات ترکیه برای اجرای در اختیار اتحادیه اروپا گذاشته می شود.
«والاستریت ژورنال» نوشت: امریکا و اتحادیه اروپا به این نتیجه قطعی رسیده اند که مذاکرات اتمی با ایران به معنای از دست دادن وقت و بی نتیجه است. ضمنا دیگر ضرورت ندارد برای تحریم های جدید منتظر تصمیم شورای امنیت سازمان ملل و تصویب قطعنامه جدید شد. مگر آن که ایران تسلیم تمام خواست های مطرح شده در قطعنامه های شورای امنیت شود.
دیلی تلگراف ج. اسلامی، عقب نشینی اتمی بیشتری را به 1+5 اطلاع داده
روزنامه "دیلی تلگراف" (همزمان با گزارشی که وال استریت ژورنال درباره تحریم های جدید منتشر کرده و در همین شماره پیک نت آن را می خوانید) از قول برخی منابع آگاه نوشت، که جمهوری اسلامی شتابزده، موافقت های بیشتری را برای تسلیم اتمی خویش به 1+5 اطلاع داده است، به این شرط که از شدت تحریم ها علیه ایران کاسته شود.
هنوز معلوم نیست که این عقب نشینی بیشتر، افزون بر تحویل 1200 کیلو اورانیوم غنی شده ایران برای دریافت مرحله بندی شده اورانیوم 20 درصدی برای سایت تحقیقاتی تهران است و یا سازش و عقب نشینی از این مرز گذشته است.
مقامات جمهوری اسلامی، با دو سیاست داخلی و خارجی دراین زمینه پیش می روند. یعنی درحالی که در مذاکرات محرمانه گام به گام عقب نشینی می کنند، در سیاست داخلی مانند همه موارد دیگر در شیپور دروغ می دمد و مدعی استواری و پیشرفت اتمی و بی اعتنائی به تحریم ها می شود.
هنوز معلوم نیست که این عقب نشینی بیشتر، افزون بر تحویل 1200 کیلو اورانیوم غنی شده ایران برای دریافت مرحله بندی شده اورانیوم 20 درصدی برای سایت تحقیقاتی تهران است و یا سازش و عقب نشینی از این مرز گذشته است.
مقامات جمهوری اسلامی، با دو سیاست داخلی و خارجی دراین زمینه پیش می روند. یعنی درحالی که در مذاکرات محرمانه گام به گام عقب نشینی می کنند، در سیاست داخلی مانند همه موارد دیگر در شیپور دروغ می دمد و مدعی استواری و پیشرفت اتمی و بی اعتنائی به تحریم ها می شود.
۱۳۸۹ آذر ۲۷, شنبه
توضیحاتی پیرامون شجره نامه سرپرست جدید وزارت خارجه معاود عراقی به چه کسانی گفته می شود؟
*مدیر محترم سایت پیک نت- در خبر خود نوشته بودید که "....صالحی از معاودین عراقی است و ...". این مطلب به هیچ وجه درست نیست و اقای صالحی عراقی نیستند.
پیک نت: با سلام. خواننده گرامی، در کجای آن خبر ما نوشته ایم که ایشان عراقی هستند؟
نوشته بودیم ایشان از معاودین عراق هستند. یعنی از ایرانیانی- بویژه روحانیون- که زمان شاه به عراق کوچ کرده و یا تبعید شده بودند و در چند نوبت صدام حسین آنها را اخراج کرد و به ایران بازگشتند. یعنی عودت داده شدند به ایران. نه تنها برخی روحانیون مانند آیت الله شاهرودی، بلکه پدر بسیاری از مقامات جمهوری اسلامی از معاودین عراقی هستند.
اتفاقا همزمان با دریافت توضیح شما، خواننده دیگری اطلاعاتی مشابه آنچه ما روز نخست درباره آقای صالحی نوشتیم برای ما ارسال کرده بود که آن را نیز در ادامه می آوریم:
*مدیریت محترم سایت وزین پیک نت- دکتر علی اکبر صالحی بین دانشگاهیان از احترام برخوردار بود و چهره متین و علمی تلقی می شد و بنا براین انتخاب او به معاونت احمدی نژاد و ریاست سازمان انرژی اتمی برای بسیاری پرسش بر انگیز و غیر قابل توجیه بود. حالا انتصاب جدید وی بعنوان سرپرست وزارت خارجه ابهام بیشتری را ایجاد کرده است. برای رفع این ابهام بایستی به ساختار داخلی قدرت که اطراف علی خامنه ای شکل گرفته است توجه کرد. آقای صالحی همانگونه که شما هم نوشته بودید یکی از معاودین عراقی است. او با تشکیلات این گروه در ایران نزدیک بوده و با آنها همکاری دارد. یکی از اقوام معاود او سردار نقدی است. یکی دیگر از افراد همین تیره فردی است که در بیت رهبری نفوذ زیادی دارد و در واقع پدرهمسر یکی از پسران خامنه ای است. او یکی از ثروتمند ترین افراد جمهوری اسلامی است. تجربه چند سال اخیر نشان می دهد که مجموعه معاودین عراقی از همه امکانات کشور بهره مند شده و در پناه قدرت قرار داشته و خصوصاً در سالهای اخیر بیت رهبری را محمل خوبی برای پیشبرد منافع خود یافته اند.
پیک نت: با سلام. خواننده گرامی، در کجای آن خبر ما نوشته ایم که ایشان عراقی هستند؟
نوشته بودیم ایشان از معاودین عراق هستند. یعنی از ایرانیانی- بویژه روحانیون- که زمان شاه به عراق کوچ کرده و یا تبعید شده بودند و در چند نوبت صدام حسین آنها را اخراج کرد و به ایران بازگشتند. یعنی عودت داده شدند به ایران. نه تنها برخی روحانیون مانند آیت الله شاهرودی، بلکه پدر بسیاری از مقامات جمهوری اسلامی از معاودین عراقی هستند.
اتفاقا همزمان با دریافت توضیح شما، خواننده دیگری اطلاعاتی مشابه آنچه ما روز نخست درباره آقای صالحی نوشتیم برای ما ارسال کرده بود که آن را نیز در ادامه می آوریم:
*مدیریت محترم سایت وزین پیک نت- دکتر علی اکبر صالحی بین دانشگاهیان از احترام برخوردار بود و چهره متین و علمی تلقی می شد و بنا براین انتخاب او به معاونت احمدی نژاد و ریاست سازمان انرژی اتمی برای بسیاری پرسش بر انگیز و غیر قابل توجیه بود. حالا انتصاب جدید وی بعنوان سرپرست وزارت خارجه ابهام بیشتری را ایجاد کرده است. برای رفع این ابهام بایستی به ساختار داخلی قدرت که اطراف علی خامنه ای شکل گرفته است توجه کرد. آقای صالحی همانگونه که شما هم نوشته بودید یکی از معاودین عراقی است. او با تشکیلات این گروه در ایران نزدیک بوده و با آنها همکاری دارد. یکی از اقوام معاود او سردار نقدی است. یکی دیگر از افراد همین تیره فردی است که در بیت رهبری نفوذ زیادی دارد و در واقع پدرهمسر یکی از پسران خامنه ای است. او یکی از ثروتمند ترین افراد جمهوری اسلامی است. تجربه چند سال اخیر نشان می دهد که مجموعه معاودین عراقی از همه امکانات کشور بهره مند شده و در پناه قدرت قرار داشته و خصوصاً در سالهای اخیر بیت رهبری را محمل خوبی برای پیشبرد منافع خود یافته اند.
۱۳۸۹ آذر ۲۴, چهارشنبه
لعن و نفرین، متوجه همهی ظالمان و ستمگران است
سه شنبه, ۲۳ آذر, ۱۳۸۹
کیده : غالباً تصور می شود که پیامِ اینگونه مضامین در "لعن بر ظالمان"، اختصاص به همان اشخاصی دارد که در "کربلاء" دست به جنایت زدند و به گونه ای در ریختن خون فرزند پیامبر دخالت داشتند. اما امام خمینی با این تلقی مخالف بود، و لعن بر قاتلان امام حسین (ع) و لعن بر بنی امیه را، سوژه ای برای لعن نسبت به "همه ی ظالمان" دانسته و معتقد بود که این مضامین، زائر حسینی را در زیارت و در عزاداری از "زمان ماضی" به "زمان حال" می آورد.
محمد سروش محلاتی
یکی از آموزه های قرآنی، اعلام لعن بر ظالمان است: «ألا لعنة الله علی الظالمین» (سوره ی هود، آیه ۱۸ و سوره ی اعراف، آیه۴۴) و محرم که یادآور خاطره ی تلخ ظلم ها و ستم های یزیدیان بر اهل بیت رسول خداست، «فصل لعن بر ظالمان» است. لذا در زیارت عاشورای سیدالشهداء (ع)، بیش از هر زیارت و دعای دیگر، زائر حسینی، زبان به “لعن ظالم” می گشاید و پیوسته با ذکر ظالمان بر آن خاندان، بر آن تبهکاران، لعن و نفرین نثار می کند:
ـ «لعن الله امة اسّست اساس الظلم و الجور علیکم»
ـ «لعن الله امة دفعتکم عن مقامکم و ازالتکم عن مراتبکم»
ـ «لعن الله امة قتلتکم و لعن الله الممهّدین لهم بالتمکین من قتالکم»
غالباً تصور می شود که پیامِ اینگونه مضامین در “لعن بر ظالمان”، اختصاص به همان اشخاصی دارد که در “کربلاء” دست به جنایت زدند و به گونه ای در ریختن خون فرزند پیامبر دخالت داشتند. بر اساس این تلقی، پیام زیارت عاشورا معطوف به “گذشته” است و زائر، خشم و نفرت خود را از یک “حادثه ی تاریخی” ابراز می دارد و این زیارت، او را به ظلم هایی که ممکن است در عصر خود اتفاق بیفتد، “حساس” نکرده و او را از “زمان حال” به ” زمان ماضی” منتقل میکند.
حضرت امام خمینی با این تلقی مخالف بود، و لعن بر قاتلان امام حسین (ع) و لعن بر بنی امیه را، سوژه ای برای لعن نسبت به “همه ی ظالمان” دانسته و معتقد بود که این مضامین، زائر حسینی را در زیارت و در عزاداری از “زمان ماضی” به “زمان حال” می آورد. امام خمینی در وصیت نامه ی سیاسی ـ الهی خود فرموده اند:
آنچه لعن و نفرین بر ستمگران آل البیت است، تمام فریاد قهرمانانه ی ملت هاست، بر سردمداران ستم پیشه در طول تاریخ الی الابد. و می دانید که لعن ونفرین و فریاد از بیداد بنی امیه ـ لعنة الله علیهم ـ با آنکه آنان منقرض و به جهنم رهسپار شده اند، فریاد بر سر “ستمگران جهان” و زنده نگهداشتن این فریاد ستم شکن است. ( صحیفه امام، ج۲۱، ص۴۰۰)
با توجه به مقدمه ی فوق که نتیجه ی آن لعن و نفرین بر “همه ی ظالمان” است، (چه اینکه جمع محلّی به الف و لام در “الظالمین” ـ ألا لعنة الله علی الظالمین ـ نیز افاده ی عموم و شمول لعن نسبت به “هر ستمگری” دارد) اینک نوبت به بررسی سؤال اصلی این مقاله می رسد که: « گستره و شمول ظالم شامل چه کسانی می شود؟» مثلاً اگر ظلمی که اتفاق افتاده است در مقیاس حداقلی، گرفتن یک پوست جو از دهان مورچه ای باشد. (نهج البلاغه، خطبه ۲۲۴) و یا در مقیاس حداکثری قتل یک انسان بی گناه باشد، چه کسانی را می توان در وقوع آن ظلم دخیل دانسته و ظلم را به آنها “نسبت” داد؟
این مسأله در فقه، تحت عنوان “سبب” و “مباشر” مطرح شده و بر اساس مباحث دقیقی که در تعریف هر کدام انجام گرفته، اجمالاً پذیرفته شده که “جنایت”، فقط به “مباشر”، نسبت پیدا نمی کند، بلکه قلمرو این نسبت وسیع تر بوده و شامل “سبب” نیز می شود. و بر همین اساس، گاه سبب اقوای از مباشر شناخته شده و مجازات سنگین تری برای او مقرّر می گردد.
اینک با صرف نظر از آن مباحث فقهی، به تحلیل ملاک های “انتساب” یک عمل مجرمانه به افراد مختلف می پردازیم، تا روشن شود که وقتی “یک ظلم” اتفاق می افتد، وِزر و وبال اخروی و مسئولیت دنیوی آن، شامل چه کسانی می شود و آن را به چه افرادی می توان نسبت داد:
۱ـ انتساب ظلم به کسی، به ملاک آن که ظلم از وی “بالمباشره”، صادر شده است. مثلاً کسی که مرتکب قتل بی گناهی می شود، “ظالم” است. وقتی شخصی با اراده و اختیار خود، مرتکب فعلی می شود، انتساب آن فعل به وی قطعی و مسلّم است.
۲ـ انتساب ظلم به کسی، به ملاک آن که ظلم را “به واسطه ایادیِ” خود مرتکب شده است، کسانی که کاملاً تحت اراده ی او بوده و از خود اختیاری ندارند. در فقه در این باره به “بردگان” مثال زده می شود که “کالآلة” در دست مولی و مالک خود قرار داشته و مولی، اهداف خود را به “وسیله” آنها انجام می دهد و به تعبیر امیرالمؤمنین(علیه السّلام) : «و هل عبد الرجل الّا کسوطه و کسیفه»(الکافی، ج۷، ص۲۸۵). در این صورت آن شخص غالب و مقتدر، ظالم است، هر چند مباشرت در انجام فعل نداشته باشد.
۳ـ انتساب ظلم به کسی، به ملاک آن که به ظلم “فرمان” داده است. امر و فرمان به یک عمل، هر چند شخص مأمور را مسلوب الاختیار نمی سازد و نافی مسئولیت از او نیست، ولی آمر و فرمانده نیز به دلیل آنکه وقوع ظلم در نهایت به “دستور” او اتفاق افتاده، “ظالم” است. البته معمولاً “مأموران ضعیف”، آلت دست “آمران قوی” هستند و پس از آنکه ” امتثال امر” کردند، خود قربانی می شوند. مثلا “سیرافی” در مدینه مسئولیت پلیس را بر عهده داشت و منصوب از طرف حاکم ـ داود بن علی ـ بود و اقدام به قتل یکی از شیعیان به نام معلّی بن خنیس کرد، و وقتی حاکم با اعتراض امام صادق مواجه شد، قتل را به گردن سیرافی انداخت و در زمانی که او را برای قصاص به پای چوبه دار میبردند فریاد می زد که : «ای مسلمانان، ما “به دستور” آنها آدم کشی می کنیم، و سپس خودمان را هم میکشند» : «یأمرونی بقتل الناس فأقتلهم لهم ثم یقتلونی». (اختیار معرفة الرجال، ج۲، ص۶۷۷)
۴ـ انتساب ظلم به کسی، به ملاک آن که “زمینه ی وقوع ظلم” را فراهم می کند، مثل کسی که با “تشویق” و تمجید خود، دیگری را تحریک به عمل می کند، و یا کسی که با “سعایت کردن”، زمینه ی قتل دیگری را فراهم میآورد. از این رو در برخی روایات، “ساعی”، “قاتل” معرفی شده است(وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۱۴۰)، هر چند “ساعی”، نه خود مرتکب قتل شده، و نه به قتل دیگری امر کرده است. از همین جهت است که در قیامت برخی “افراد” در حالی محشور میشوند که یک ظرف از خون مظلوم، به عنوان سند جرم به همراهشان میباشد، آنها میگویند: ما نه کسی را کشته ایم و نه در قتل کسی مشارکت داشته ایم! ولی پاسخ داده می شود که شما با برخی جملات خود که به گوش دیگران رسید زمینه ی قتل او را فراهم کردید: «ان الرجل لیأتی یوم القیامه و معه قدر محجمة من دم، فیقول: و الله ما قتلت و لا شرکت فی دم، فیقال: بلی ذکرت عبدی فلاناً فترقی ذلک حتی قتل فأصابک من دمه». (الکافی، ج۷، ص۲۷۳)
۵ـ انتساب ظلم به کسی، به ملاک آن که ” رضایت به وقوع ظلم” داشته است، چنین فردی حتی اگر هیچ گونه اقدام یا اظهاری هم نداشته باشد، ولی به دلیل آنکه در قلب خود، از وقوع ظلم احساس خوشحالی و رضایتمندی دارد و در دل خویش، ظالم را همراهی و حمایت می کند، ظالم است. هر چند که در دنیا، مسئولیت کیفری برای او وجود ندارد. عبدالسلام بن صالح هروی از امام رضا(علیه السّلام) نقل می کند که حضرت فرمود:
«اگر بی گناهی در مشرق کشته شود، کسی که در مغرب به قتل او راضی است، در نزد خدا شریک قاتل است» : «لو أنّ رجلاً قتل بالمشرق فرضی بقتله رجل بالمغرب لکان الراضی عند الله عزو جل شریک القاتل».(عیون الاخبار الرضا، ج۱، ص۲۷۳)
و امیر المؤمنین (ع) فرمود:
«کسی که ظلم می کند، و کسی که با او همکاری دارد و کسی که بدان رضایت دارد، “هرسه” شریکند»: «العامل بالظلم و الراضی به و المعین علیه شرکاء ثلاثه».(الخصال، ص۱۰۷)
۶ـ انتساب ظلم به کسی، به ملاک آنکه ظالم و قاتل را تحت حمایت خود قرار می دهد و نمی گذارد ظلم ها و جنایت های او افشا شده و آبروی ظالم در میان مردم بریزد، و یا مانع به مجازات رسیدن او می شود.
۷ـ انتساب ظلم به کسی، به ملاک آن که با علم به وقوع ظلم، “سکوت” نموده و حاضر نیست، ظالم را محکوم کند. در سوره ی آل عمران، آیه ۱۸۳، نسبت “قتل انبیاء” به کسانی داده شده است که دخالتی در وقوع قتل نداشتند ولی مورد اعتراض قرار گرفتند که: «فَلِمَ قتلتموهم؟»، حضرت صادق(علیه الّسلام) فرمودند:
«این نسبت به دلیل آن بود که حاضر نشدند قتل انبیاء را محکوم نموده و از آن اعلام برائت کنند، و لذا آنها هم “قاتل” دانسته شدند» : «انما قیل لهم: ابرأوا من قتلهم، فأبوا.» (تفسیر عیاشی، ج۱، ص۲۰۹)
۸ـ انتساب ظلم به کسی، به ملاک آن که عضو یک گروه و یک تشکیلات است، و ” ظلم” توسط برخی اعضاء آن گروه اتفاق افتاده، بدون آنکه اعضای دیگر به مخالفت برخیزند. در این صورت ظلم به همه اعضای آن گروه، انتساب پیدا می کند، و گاه ممکن است همه ی آنان استحقاق شدیدترین مجازات را داشته باشند، سخن امیرالمؤمنین درباره ی اصحاب جمل، که عدهای از یاران حضرت را در بصره به قتل رساندند، جداً شگفت آور است. حضرت فرمود :
«برای من کشتن” همه ی” اصحاب جمل جایز است، هر چند همه ی آنها در قتل بیگناهان دخالتی نداشتند، زیرا عده ای از آنان قاتل بودند، و عده ای دیگر از آن سپاه، نظاره گر ظلم و جنایت یاران خود بودند، ولی نه اعتراضی کردند و نه دست به اقدامی برای “عدم وقوع ظلم” زدند» : «فوالله لو لم یصیبوا من المسلمین الّا رجلاً واحداً معتمدین لقتله بلاجرم، لحلّ لی قتل ذلک الجیش کلّه اذ حضروه و لم ینکروا و لم یدفعوا عنه بلسان و لا ید.»(نهج البلاغه، خطبه۱۷۲)
۹ـ انتساب ظلم به کسی، به ملاک آن که ظلم توسط ” کسانی که تحت مسئولیت” او و در تشکیلات زیر نظر او قرار دارند، اتفاق می افتد. او حتی اگر از وقوع ظلم بی اطلاع باشد، ولی وقتی می تواند از قبل، وقوع ظلم را پیش بینی نموده و از تعدّی مأموران خود پیشگیری کند، اگر اقدام لازم را انجام نمی دهد و زمینه ی وقوع ظلم فراهم میشود، ظلم به او انتساب دارد، مثل رئیس یک تشکیلات که در اثر اهمال کاری او مأمورانش بر مردم تعدّی می کنند و او با عذر “بی اطلاعی” خود را تبرئه می کند!
۱۰ـ انتساب ظلم به کسی، به ملاک آنکه ظلم در “حوزه مسئولیت” او اتفاق می افتد و او از قدرت خود برای جلوگیری از ظلم و برخورد با ظالم استفاده نمی کند، هر چند شخص ظالمِ مباشر، هیچ نسبت و ارتباط تشکیلاتی با او ندارد، مثل کسی که مسئولیت تأمین امنیت یک شخصیت یا یک مکان را برعهده دارد، ولی به دلیل آنکه همه ی ظرفیت و توان خود را برای انجام وظیفه به کار نمی گیرد، جنایتی توسط افراد شرور اتفاق می افتد. در این صورت جنایت به آن مقام مسئول نیز انتساب پیدا می کند و حتی موجب مسئولیت کیفری نیز می باشد.
البته علاوه بر موارد فوق، می توان موارد دیگری از “انتساب ظلم” را تقریر و تبیین نمود، ولی این مقاله در مقام استقصاء همه ی موارد نبوده و تنها به این نکته توجه می دهد که در “انتساب ظلم” نباید نگاه را به عوامل روی صحنه محدود کرد و از عوامل تأثیر گذاری که با تشویق، اهمال یا سکوتشان زمینه ی وقوع ظلم را فراهم می آورند، غافل شد.
پیام زیارت سید الشهداء (ع) آن است که در لعن و نفرین، به لایه های آشکار و عوامل مستقیم ظلم، بسنده نکرده و عوامل غیر مستقیم را که در وقوع این جنایت بزرگ نقش مهم تری داشتند، از یاد نبرید:
ـ آنها که پایه های ظلم را بنا می گذارند: «لعن الله امة اسست اساس الظلم و الجور علیکم اهل البیت».
ـ آنها که مقدمات جنایت قاتلان را فراهم می آورند: «و لعن الله الممهدین لهم بالتمکین من قتالکم».
ـ آنها که خود را مهیّای ظلم می کنند: «لعن الله امة اسرجت و الجمت و تنقبت لقتالک».
ـ آنها که ظلم را می شنوند و نسبت به آن راضی اند: «و لعن الله امة سمعت بذلک فرضیت به».
ـ آنها که با ظالم هم پیمان و همراه می شوند: «لعن الله العصابة التی جاهدت الحسین و شایعت و بایعت و تابعت علی قتله، اللهم العنهم جمیعاً».
۱۳۸۹ آذر ۲۳, سهشنبه
پیام عاشورائی میرحسین موسوی شاه هم دیر فهمید!
حسین (ع) میدانست مفتیان مزدبگیر، او را به خروج از دین و ایجاد فتنه متهم خواهند کرد، خاندان پیامبر (ص) را در محاصرهی تنگناها و بیحرمتیهای پیاپی قرار خواهند داد، و او را بر سر دوراهی انتخاب میان زندگی ذلتبار یا ایستادگی برای حقخواهی قرار خواهند داد؛ و او ایستادن را برگزید. – میدانیم- روزهای تاسوعا و عاشورای سال ۱۳۵۷ چگونه طومار نظامی مستبد را – مردم ایران- درهم پیچیدند. نظامی که همه راههای اصلاح را بسته، امکان هرگونه انتقاد و مخالفت از راههای مسالمتآمیز را از میان برده و در واپسین سالهای عمر خود، دچار خیالبافیهایی شده بود که بیش از هرچیز ناشی از دور ماندن از واقعیت های موجود در جامعه بود. حاکمان مستبد آنچنان در حلقهی محدود متملقان و ثناگویان خود محصور بودند که بجای آن که صدای ترکخوردنهای فزایندهی مشروعیت حاکمیت خود را بشنوند، در اوهام خویش به دنبال شنیدن صدای حمایت از قدرتهای ماورایی بودند، غافل از آن که بزرگترین سرمایهی هر کشور، پشتیبانی مردم آن از دولتمردان از طریق مشارکت آزادانه و آگاهانهی آنهاست، غافل از آن که اعتبار را باید در ارتقای زندگی روزمرهی مردم جستجو کرد، و غافل از آن که اقتدار را از راه قلوب مردم باید یافت، نه از طریق رزمایشها و نمایش زرادخانهها.
- در انتخابات 22 خرداد- هنگامی که به علت استقبال و حضور بیسابقهی مردم از شیوههای معمول برای تقلب و تخلف در روند رأیگیری طرفی نبستند، چاره را در کودتای انتخاباتی دیدند: شمارش آراء را کنار نهادند، پیروزیشان را اعلام و ابلاغ کردند، به ستادهای مخالفانشان یورش بردند و به دستگیری چهرههای فعال پرداختند. و آنگاه که مردم خشمگین و سرخورده برای اعتراضی آرام و مسالمتجویانه به خیابانها ریختند، ریختن خونشان را مباح دانستند و ماجراهای خونین کوی دانشگاه و کهریزک و مانند آن را آفریدند.
دینگریزی هنگامی زمینهی گسترش پیدا میکند که دینی که ترویج میشود با بدیهیترین اصول اخلاقی مثل صداقت و پرهیز از دروغ در تضاد باشد، به نام دینداری دست به جنایات هولناک زده شود، تهمت و دروغ برای از میدان بهدر کردن معترضین از تریبونهای مقدس نمازجمعه، نه تنها مجاز که مستحب تلقی شود، با بخشنامه همهی منابر و مساجد برای رواج تهمت و دروغ بر ضد معترضین بسیج شود و چشم به احقاق حقوق کارگران و معلمان در همین مکانهای مقدس بسته شود و شکافهای طبقاتی و فساد و فحشای بیسابقه ناشی از فقر و طلاق و بیکاری، پدیدههای عادی تلقی شوند. آن شاهد مظلومی که شاهد مشکلات اقتصادی و فرهنگی و حضور گستردهی دروغ در همهی صحنههاست، چگونه باور کند حفظ نظام در حفظ ارزشهای اخلاقی و اسلامی و منافع ملی، و نه بر حفظ افراد بر مسند قدرت به هر قیمت، استوار است؟ او شاهد است که چگونه حقوق مردم بدانگونه که در قانون اساسی آمده، نادیده گرفته میشود، و تفکیک قوا که مانع بزرگی بر سر راه پیدایش انباشت قدرت غیرپاسخگوست، به طور مرتب نقض میشود، و استقلال قضا و قاضی و دادگاه توسط مسئولان امنیتی از میان میرود، و مجلس که باید در رأس امور باشد، تحت امر قرار میگیرد، ماجراجوییهای بیخردانه در سیاست خارجی باب میشود، و نظامیان به جای انجام وظایف قانونی خود سر از عرصههای سوداگری و مالاندوزی در میآورند، و هیچ صدای مخالفی تحمل نمیشود. و زندانها پر از زنان و مردانی است که این نگاه حاکم بر دولتمداران را بر نمیتابند.
بر ماست که همچون زینب (س) با بازگویی حقیقت، ملات کاخ دروغ را زائل کنیم. بر ماست که همچون تمامی خاندان حسین (ع)، زنده نگه داشتن یاد شهدای گرانقدر انقلاب، جنگ و حوادث پس از انتخابات و آزادزنان و آزادمردان دربندمان را وظیفهی همیشگی خود بدانیم، و بر ماست که در این ماه پرخاطره، با برپایی مراسم و شرکت در مجالس بزرگداشت حماسهی حسینی، به حفظ نهادهای مدنی سنتی کمک کنیم.
پیام میرحسین موسوی، بمناسبت فرا رسیدن ماه محرم:
بار دیگر در ماه محرم هستیم و در آستانه سالروز بزرگداشت نهضتی که قرنها پیش برای بازگرداندن انسان به جایگاه والایی که در آفرینش او درآمیخته شده برپاشد و درخشانترین نمونهی انسانی زمان و زمانه، فریاد برپایی حق و افشای باطل را با همه رنجهایی که در انتظارش بود، بر سکوت ذلتبار ترجیح داد.
حسین (ع) زمانی به پا خاست که بازماندهی دستاوردهای نهضت نیای خود را در معرض تندبادهای تمامیتطلبی تشنگان قدرت یافت و ذبح دین در پای برج و باروی کاخ ستمگری و خودکامگی مشاهده کرد.
حسین (ع) میدید که باطل را لباس حق میپوشانند و حق را باطل جلوه میدهند.
حسین (ع) میدید که این بار ارادهی قدرتطلبان، نه تنها دستیابی به تمامیت قدرت، بلکه نگهداشت آن به هر قیمت و با تکیه بر زر و زور و تزویر است، که اینجا خود دین است که هدف آماج خودکامگان قرار گرفته، که دیگر سکوت نیست که میتواند به بقای کورسوی نور ایمان کمک کند، که زمانهی ایستادگی در مقابل همهی کسانی است که به نام جانشینی پیامبر (ص) و امارت بر مؤمنان، چوب حراج بر دین و دینداری زده اند تا دمی بیش بر مسند قدرت تکیه زنند.
حسین (ع) میدانست که ملات سنگهای کاخ قدرت، دروغ است و فریاد حقیقتخواهی است که به زوال آن میانجامد.
حسین (ع) میدانست که در این راه چه رنجهای بزرگی در انتظار اوست: مفتیان مزدبگیر، او را به خروج از دین و ایجاد فتنه متهم خواهند کرد، خاندان پیامبر (ص) را در محاصرهی تنگناها و بیحرمتیهای پیاپی قرار خواهند داد، و او را بر سر دوراهی انتخاب میان زندگی ذلتبار یا ایستادگی برای حقخواهی قرار خواهند داد؛ و او ایستادن را برگزید. حسین (ع) سکوت را شکست تا دین نیای خویش را از هلاکت نجات دهد و رهبری قیامی را برعهده گرفت که نه در هوای قدرت و شهرت، که در کوشش برای راست کردن کجیها و پاک کردن پلیدیها هویت مییافت. و چنین شد که آزادزنان و آزادمردانی که پس از او آمدند، از هر مذهب و دینی که بودند، حسین (ع) را سرمشق جاودانهی آزادیخواهی دانستند.
قرنها بعد، انقلابی اسلامی در سرزمینی با فرهنگ و تمدنی دیرینه و مردمانی که در شناخت مصالح خود در جهانی دگرگونشده در این بخش از دنیا، پیشتاز بودن خود را پیش از آن با انقلاب مشروطه، نهضت ملی شدن نفت و قیام پانزده خرداد و تولید گفتمان آزادیخواهی، عدالت و استقلالطلبی برای پیشرفت و دستیابی به جامعهای که در آن انسانها به آسایش مادی و سعادت معنوی برسند به اثبات رسانده بود، رخ داد. همهی ما به یاد داریم که سیل خروشان معترضان در روزهای تاسوعا و عاشورای سال ۱۳۵۷ چگونه طومار نظامی مستبد را درهم پیچید که همه راههای اصلاح را بسته، امکان هرگونه انتقاد و مخالفت از راههای مسالمتآمیز را از میان برده و در واپسین سالهای عمر خود، دچار خیالبافیهایی شده بود که بیش از هرچیز ناشی از دور ماندن از واقعیت های موجود در جامعه بود.
حاکمان مستبد آنچنان در حلقهی محدود متملقان و ثناگویان خود محصور بودند که بجای آن که صدای ترکخوردنهای فزایندهی مشروعیت حاکمیت خود را بشنوند، در اوهام خویش به دنبال شنیدن صدای حمایت از قدرتهای ماورایی بودند، غافل از آن که بزرگترین سرمایهی هر کشور، پشتیبانی مردم آن از دولتمردان از طریق مشارکت آزادانه و آگاهانهی آنهاست، غافل از آن که اعتبار را باید در ارتقای زندگی روزمرهی مردم جستجو کرد،و غافل از آن که اقتدار را از راه قلوب مردم باید یافت، نه از طریق رزمایشها و نمایش زرادخانهها. و چنین شد که مردمان این دیار روی از صاحبان قدرت گرداندند و بزرگترین انقلاب مسالمتآمیز مردمی قرن پدیدار شد.
میلیونها مردمی که در روزهای تاسوعا و عاشورا به میدان آمدند، خواستههای بیش از صدسالهی خویش را در ندای مردی بازشناختند که پایمردیاش در راه را آزموده بودند. در راهپیماییهای آن روزها، هرکس با باور و ایمان و رنگ و بوی خود حضور می یافت، بیگانههای دیروز به دیرآشنایان امروز تبدیل میشدند، خودخواهیها به دیگرخواهی، و منها به ما. از فردای پیروزی در شوق ساختن و آباد کردن ویرانهای که پیش چشمانشان بود، دست در دست یکدیگر دادند به مهر. حتی آنگاه که اختلاف نظرها بالا گرفت، در برابر دشمن متجاوز همدل شدند و از آب و خاک اجدادیشان دفاع کردند. و کیست که از یاد ببرد که همهجای ایران، میدان حماسه بود: جبهه و پشت جبهه، کارخانه و مزرعه، مدرسه و دانشگاه، خانه و اداره، همه و همه صحنهی تلاش و جهاد برای پاسداشت از این سرزمین شد. و کیست که از یاد ببرد در زمانی که به ناچار تن به صلح داده شد، همین مردم رنجدیده اما پایدار، در مقابل چندچهرگانی که به دامان و یاری متجاوز پناه آورده بودند، قدعلم کردند و بدینگونه نشان دادند که تصمیم برای ترک جنگ، نه از روی بزدلی و بیاعتقادی، که از سر درایت و آیندهبینی است. نشان دادند که خطای رهبرانشان را با ایمان به صداقت آنان بخشودنی میدانند و اعتراف به خطا نه تنها از اعتبار رهبرانشان نمیکاهد، که محبوبیتشان را در قلوب مردم بیشتر میکند. نشان دادند که دینی را که برای جنگ و صلحش منطق داشته باشد، راهنمای عمل خویش قرار داده اند. نشان دادند که در نزد آنان، باور دینی به منزلهی راهنمایی است که در تندبادهای پر شن و خاک روزگاران، آنان را به منزلگه مقصود نزدیک میسازد. از همین رو بود که هرگاه خود را از راه دور میدیدند، برای تصحیح مسیر اقدام کردند: دوم خرداد و ۲۲ خرداد نشان از همین هوشیاری دارد.
اما صد افسوس که اقتدارگرایانی که انحصار در قدرت را تنها راه دوام خود میدانند، این بار به این خواستههای برحق وقعی ننهادند. اقتدارگرایان که با تمامی امکانات و رسانهها در مقابل خواست اکثریت صفآرایی کرده بودند، زهرآگینترین تیرهای تهمت و افترا را به سینهی مردمی که خواهان تغییر بودند رها کردند، هنگامی که به علت استقبال و حضور بیسابقهی مردم از شیوههای معمولشان برای تقلب و تخلف در روند رأیگیری طرفی نبستند، چاره را در کودتای انتخاباتی دیدند: شمارش آرا را کنار نهادند، پیروزیشان را اعلام و ابلاغ کردند، به ستادهای مخالفانشان یورش بردند و به دستگیری چهرههای فعال پرداختند. و آنگاه که مردم خشمگین و سرخورده برای اعتراضی آرام و مسالمتجویانه به خیابانها ریختند تا مطالبهی حق مسلمشان در احترام به رأیهایشان کنند، ریختن خونشان را مباح دانستند و ماجراهای خونین کوی دانشگاه و کهریزک و مانند آن را آفریدند.
به یاد دارید که در عاشورای سال گذشته با عزاداران معترض چه کردند: آنها را از پلها به پایین انداختند، با ماشین از روی پیکر بیدفاع آنان گذشتند، سینهی مالامال از عشقشان را هدف گلوله قرار دادند، و آنگاه بیشرمانه عکسالعمل مردم خشمگین را با نمایش ناقص و گزینشی در رسانههایشان، شورش دستنشاندههای استکبار نامیدند و فریاد وا اسلاما سر دادند! آیا آن کس که ماشین پلیس دوبار از روی او رد شد، آمریکایی بود یا کسانی که از روی پل به پایین پرتاب شدند دستنشاندهی آمریکا و اسرائیل؟ یا کسانی که در ظهر عاشورا حسین حسین گویان مورد تیر مستقیم گرفتند از لشگر یزید و عمروعاص و ابنزیاد؟ پس از آن هم به دستگیری تعداد زیادی زن و مرد از بهترین فرزندان این انقلاب و آب و خاک پرداختند تا فریادها را در گلو خفه کنند. غافل از آنکه خشم فروخوردهی مردم آگاه و مظلوم بسیار خطرناکتر از فریادهای تظلمخواهی آنها خواهد بود.
همراهان سبزاندیش. دین و دینداری در این روزها دوران سختی را میگذراند و بسیاری از شما در این روزها میپرسید چگونه میتوان با این همه سیاهکاریها که به نام دین انجام میشود، جوانان روشن ضمیر این مرز و بوم را از امواج پیدرپی دینگریزی نجات داد؟ پاسخ این همراه کوچک شما این است که دینگریزی هنگامی زمینهی گسترش پیدا میکند که دینی که ترویج میشود با بدیهیترین اصول اخلاقی مثل صداقت و پرهیز از دروغ در تضاد باشد، به نام دینداری دست به جنایات هولناک زده شود، تهمت و دروغ برای از میدان بهدر کردن معترضین از تریبونهای مقدس نمازجمعه، نه تنها مجاز که مستحب تلقی شود، با بخشنامه همهی منابر و مساجد برای رواج تهمت و دروغ بر ضد معترضین بسیج شود و چشم به احقاق حقوق کارگران و معلمان در همین مکانهای مقدس بسته شود و شکافهای طبقاتی و فساد و فحشای بیسابقه ناشی از فقر و طلاق و بیکاری، پدیدههای عادی تلقی شوند؛ و در چنین شرایطی، یک جوان چگونه میتواند تشخیص دهد اینهمه ظلم و خشونت و نفرت که از سوی صاحبان تریبونهای رسمی، آمرانه به عنوان اسلام معرفی میشود، ربطی به اسلام ندارد. و او که شاهد مظلوم انبوه مشکلات اقتصادی و فرهنگی و حضور گستردهی دروغ در همهی صحنههاست، چگونه باور کند حفظ نظام در حفظ ارزشهای اخلاقی و اسلامی و منافع ملی، و نه بر حفظ افراد بر مسند قدرت به هر قیمت، استوار است؟ او اکنون به جای چهرهی اصلی دین که چهرهی محبت رحمانی است، با چهرهی عبوسی که جز خشونتورزی و تحکم، زبان دیگری ندارد، روبهروست. او شاهد است که چگونه حقوق مردم بدانگونه که در قانون اساسی آمده، نادیده گرفته میشود، و تفکیک قوا که مانع بزرگی بر سر راه پیدایش انباشت قدرت غیرپاسخگوست، به طور مرتب نقض میشود، و استقلال قضا و قاضی و دادگاه توسط مسئولان امنیتی از میان میرود، و مجلس که باید در رأس امور باشد، تحت امر قرار میگیرد، ماجراجوییهای بیخردانه در سیاست خارجی باب میشود، و نظامیان به جای انجام وظایف قانونی خود سر از عرصههای سوداگری و مالاندوزی در میآورند، و هیچ صدای مخالفی تحمل نمیشود. و زندانها پر از زنان و مردانی است که این نگاه حاکم بر دولتمداران را بر نمیتابند.
بر ماست که در این دوران بحرانزده، کاری زینبی کنیم و پیام راستین دین را با چهرهی فطرتپسندانهی آن به تشنگان حقیقت برسانیم. بر ماست که یاد بگیریم و به دیگران نیز یاد بدهیم که عمل نادرست مدعیان دینداری به حساب دین گذاشته نشود. بر ماست که ماجرای راستین انقلابی را که در این دیار به نام دین برپا شد، برای نسلی که آنچه میداند یا از طریق رسانههای تحریفگر رسمی و یا از طریق روایتگران ناهمدل با آن است، بازگو کنیم و در این بازگویی، از نقد منصفانهی گذشته نهراسیم و در عین حال، از نفی دستاوردهای بزرگ آن پرهیز کنیم. بر ماست که همچون زینب (س) با بازگویی حقیقت، ملات کاخ دروغ را زائل کنیم. بر ماست که همچون تمامی خاندان حسین (ع)، زنده نگه داشتن یاد شهدای گرانقدر انقلاب، جنگ و حوادث پس از انتخابات و آزادزنان و آزادمردان دربندمان را وظیفهی همیشگی خود بدانیم، و بر ماست که در این ماه پرخاطره، با برپایی مراسم و شرکت در مجالس بزرگداشت حماسهی حسینی، به حفظ نهادهای مدنی سنتی کمک کنیم.
- در انتخابات 22 خرداد- هنگامی که به علت استقبال و حضور بیسابقهی مردم از شیوههای معمول برای تقلب و تخلف در روند رأیگیری طرفی نبستند، چاره را در کودتای انتخاباتی دیدند: شمارش آراء را کنار نهادند، پیروزیشان را اعلام و ابلاغ کردند، به ستادهای مخالفانشان یورش بردند و به دستگیری چهرههای فعال پرداختند. و آنگاه که مردم خشمگین و سرخورده برای اعتراضی آرام و مسالمتجویانه به خیابانها ریختند، ریختن خونشان را مباح دانستند و ماجراهای خونین کوی دانشگاه و کهریزک و مانند آن را آفریدند.
دینگریزی هنگامی زمینهی گسترش پیدا میکند که دینی که ترویج میشود با بدیهیترین اصول اخلاقی مثل صداقت و پرهیز از دروغ در تضاد باشد، به نام دینداری دست به جنایات هولناک زده شود، تهمت و دروغ برای از میدان بهدر کردن معترضین از تریبونهای مقدس نمازجمعه، نه تنها مجاز که مستحب تلقی شود، با بخشنامه همهی منابر و مساجد برای رواج تهمت و دروغ بر ضد معترضین بسیج شود و چشم به احقاق حقوق کارگران و معلمان در همین مکانهای مقدس بسته شود و شکافهای طبقاتی و فساد و فحشای بیسابقه ناشی از فقر و طلاق و بیکاری، پدیدههای عادی تلقی شوند. آن شاهد مظلومی که شاهد مشکلات اقتصادی و فرهنگی و حضور گستردهی دروغ در همهی صحنههاست، چگونه باور کند حفظ نظام در حفظ ارزشهای اخلاقی و اسلامی و منافع ملی، و نه بر حفظ افراد بر مسند قدرت به هر قیمت، استوار است؟ او شاهد است که چگونه حقوق مردم بدانگونه که در قانون اساسی آمده، نادیده گرفته میشود، و تفکیک قوا که مانع بزرگی بر سر راه پیدایش انباشت قدرت غیرپاسخگوست، به طور مرتب نقض میشود، و استقلال قضا و قاضی و دادگاه توسط مسئولان امنیتی از میان میرود، و مجلس که باید در رأس امور باشد، تحت امر قرار میگیرد، ماجراجوییهای بیخردانه در سیاست خارجی باب میشود، و نظامیان به جای انجام وظایف قانونی خود سر از عرصههای سوداگری و مالاندوزی در میآورند، و هیچ صدای مخالفی تحمل نمیشود. و زندانها پر از زنان و مردانی است که این نگاه حاکم بر دولتمداران را بر نمیتابند.
بر ماست که همچون زینب (س) با بازگویی حقیقت، ملات کاخ دروغ را زائل کنیم. بر ماست که همچون تمامی خاندان حسین (ع)، زنده نگه داشتن یاد شهدای گرانقدر انقلاب، جنگ و حوادث پس از انتخابات و آزادزنان و آزادمردان دربندمان را وظیفهی همیشگی خود بدانیم، و بر ماست که در این ماه پرخاطره، با برپایی مراسم و شرکت در مجالس بزرگداشت حماسهی حسینی، به حفظ نهادهای مدنی سنتی کمک کنیم.
پیام میرحسین موسوی، بمناسبت فرا رسیدن ماه محرم:
بار دیگر در ماه محرم هستیم و در آستانه سالروز بزرگداشت نهضتی که قرنها پیش برای بازگرداندن انسان به جایگاه والایی که در آفرینش او درآمیخته شده برپاشد و درخشانترین نمونهی انسانی زمان و زمانه، فریاد برپایی حق و افشای باطل را با همه رنجهایی که در انتظارش بود، بر سکوت ذلتبار ترجیح داد.
حسین (ع) زمانی به پا خاست که بازماندهی دستاوردهای نهضت نیای خود را در معرض تندبادهای تمامیتطلبی تشنگان قدرت یافت و ذبح دین در پای برج و باروی کاخ ستمگری و خودکامگی مشاهده کرد.
حسین (ع) میدید که باطل را لباس حق میپوشانند و حق را باطل جلوه میدهند.
حسین (ع) میدید که این بار ارادهی قدرتطلبان، نه تنها دستیابی به تمامیت قدرت، بلکه نگهداشت آن به هر قیمت و با تکیه بر زر و زور و تزویر است، که اینجا خود دین است که هدف آماج خودکامگان قرار گرفته، که دیگر سکوت نیست که میتواند به بقای کورسوی نور ایمان کمک کند، که زمانهی ایستادگی در مقابل همهی کسانی است که به نام جانشینی پیامبر (ص) و امارت بر مؤمنان، چوب حراج بر دین و دینداری زده اند تا دمی بیش بر مسند قدرت تکیه زنند.
حسین (ع) میدانست که ملات سنگهای کاخ قدرت، دروغ است و فریاد حقیقتخواهی است که به زوال آن میانجامد.
حسین (ع) میدانست که در این راه چه رنجهای بزرگی در انتظار اوست: مفتیان مزدبگیر، او را به خروج از دین و ایجاد فتنه متهم خواهند کرد، خاندان پیامبر (ص) را در محاصرهی تنگناها و بیحرمتیهای پیاپی قرار خواهند داد، و او را بر سر دوراهی انتخاب میان زندگی ذلتبار یا ایستادگی برای حقخواهی قرار خواهند داد؛ و او ایستادن را برگزید. حسین (ع) سکوت را شکست تا دین نیای خویش را از هلاکت نجات دهد و رهبری قیامی را برعهده گرفت که نه در هوای قدرت و شهرت، که در کوشش برای راست کردن کجیها و پاک کردن پلیدیها هویت مییافت. و چنین شد که آزادزنان و آزادمردانی که پس از او آمدند، از هر مذهب و دینی که بودند، حسین (ع) را سرمشق جاودانهی آزادیخواهی دانستند.
قرنها بعد، انقلابی اسلامی در سرزمینی با فرهنگ و تمدنی دیرینه و مردمانی که در شناخت مصالح خود در جهانی دگرگونشده در این بخش از دنیا، پیشتاز بودن خود را پیش از آن با انقلاب مشروطه، نهضت ملی شدن نفت و قیام پانزده خرداد و تولید گفتمان آزادیخواهی، عدالت و استقلالطلبی برای پیشرفت و دستیابی به جامعهای که در آن انسانها به آسایش مادی و سعادت معنوی برسند به اثبات رسانده بود، رخ داد. همهی ما به یاد داریم که سیل خروشان معترضان در روزهای تاسوعا و عاشورای سال ۱۳۵۷ چگونه طومار نظامی مستبد را درهم پیچید که همه راههای اصلاح را بسته، امکان هرگونه انتقاد و مخالفت از راههای مسالمتآمیز را از میان برده و در واپسین سالهای عمر خود، دچار خیالبافیهایی شده بود که بیش از هرچیز ناشی از دور ماندن از واقعیت های موجود در جامعه بود.
حاکمان مستبد آنچنان در حلقهی محدود متملقان و ثناگویان خود محصور بودند که بجای آن که صدای ترکخوردنهای فزایندهی مشروعیت حاکمیت خود را بشنوند، در اوهام خویش به دنبال شنیدن صدای حمایت از قدرتهای ماورایی بودند، غافل از آن که بزرگترین سرمایهی هر کشور، پشتیبانی مردم آن از دولتمردان از طریق مشارکت آزادانه و آگاهانهی آنهاست، غافل از آن که اعتبار را باید در ارتقای زندگی روزمرهی مردم جستجو کرد،و غافل از آن که اقتدار را از راه قلوب مردم باید یافت، نه از طریق رزمایشها و نمایش زرادخانهها. و چنین شد که مردمان این دیار روی از صاحبان قدرت گرداندند و بزرگترین انقلاب مسالمتآمیز مردمی قرن پدیدار شد.
میلیونها مردمی که در روزهای تاسوعا و عاشورا به میدان آمدند، خواستههای بیش از صدسالهی خویش را در ندای مردی بازشناختند که پایمردیاش در راه را آزموده بودند. در راهپیماییهای آن روزها، هرکس با باور و ایمان و رنگ و بوی خود حضور می یافت، بیگانههای دیروز به دیرآشنایان امروز تبدیل میشدند، خودخواهیها به دیگرخواهی، و منها به ما. از فردای پیروزی در شوق ساختن و آباد کردن ویرانهای که پیش چشمانشان بود، دست در دست یکدیگر دادند به مهر. حتی آنگاه که اختلاف نظرها بالا گرفت، در برابر دشمن متجاوز همدل شدند و از آب و خاک اجدادیشان دفاع کردند. و کیست که از یاد ببرد که همهجای ایران، میدان حماسه بود: جبهه و پشت جبهه، کارخانه و مزرعه، مدرسه و دانشگاه، خانه و اداره، همه و همه صحنهی تلاش و جهاد برای پاسداشت از این سرزمین شد. و کیست که از یاد ببرد در زمانی که به ناچار تن به صلح داده شد، همین مردم رنجدیده اما پایدار، در مقابل چندچهرگانی که به دامان و یاری متجاوز پناه آورده بودند، قدعلم کردند و بدینگونه نشان دادند که تصمیم برای ترک جنگ، نه از روی بزدلی و بیاعتقادی، که از سر درایت و آیندهبینی است. نشان دادند که خطای رهبرانشان را با ایمان به صداقت آنان بخشودنی میدانند و اعتراف به خطا نه تنها از اعتبار رهبرانشان نمیکاهد، که محبوبیتشان را در قلوب مردم بیشتر میکند. نشان دادند که دینی را که برای جنگ و صلحش منطق داشته باشد، راهنمای عمل خویش قرار داده اند. نشان دادند که در نزد آنان، باور دینی به منزلهی راهنمایی است که در تندبادهای پر شن و خاک روزگاران، آنان را به منزلگه مقصود نزدیک میسازد. از همین رو بود که هرگاه خود را از راه دور میدیدند، برای تصحیح مسیر اقدام کردند: دوم خرداد و ۲۲ خرداد نشان از همین هوشیاری دارد.
اما صد افسوس که اقتدارگرایانی که انحصار در قدرت را تنها راه دوام خود میدانند، این بار به این خواستههای برحق وقعی ننهادند. اقتدارگرایان که با تمامی امکانات و رسانهها در مقابل خواست اکثریت صفآرایی کرده بودند، زهرآگینترین تیرهای تهمت و افترا را به سینهی مردمی که خواهان تغییر بودند رها کردند، هنگامی که به علت استقبال و حضور بیسابقهی مردم از شیوههای معمولشان برای تقلب و تخلف در روند رأیگیری طرفی نبستند، چاره را در کودتای انتخاباتی دیدند: شمارش آرا را کنار نهادند، پیروزیشان را اعلام و ابلاغ کردند، به ستادهای مخالفانشان یورش بردند و به دستگیری چهرههای فعال پرداختند. و آنگاه که مردم خشمگین و سرخورده برای اعتراضی آرام و مسالمتجویانه به خیابانها ریختند تا مطالبهی حق مسلمشان در احترام به رأیهایشان کنند، ریختن خونشان را مباح دانستند و ماجراهای خونین کوی دانشگاه و کهریزک و مانند آن را آفریدند.
به یاد دارید که در عاشورای سال گذشته با عزاداران معترض چه کردند: آنها را از پلها به پایین انداختند، با ماشین از روی پیکر بیدفاع آنان گذشتند، سینهی مالامال از عشقشان را هدف گلوله قرار دادند، و آنگاه بیشرمانه عکسالعمل مردم خشمگین را با نمایش ناقص و گزینشی در رسانههایشان، شورش دستنشاندههای استکبار نامیدند و فریاد وا اسلاما سر دادند! آیا آن کس که ماشین پلیس دوبار از روی او رد شد، آمریکایی بود یا کسانی که از روی پل به پایین پرتاب شدند دستنشاندهی آمریکا و اسرائیل؟ یا کسانی که در ظهر عاشورا حسین حسین گویان مورد تیر مستقیم گرفتند از لشگر یزید و عمروعاص و ابنزیاد؟ پس از آن هم به دستگیری تعداد زیادی زن و مرد از بهترین فرزندان این انقلاب و آب و خاک پرداختند تا فریادها را در گلو خفه کنند. غافل از آنکه خشم فروخوردهی مردم آگاه و مظلوم بسیار خطرناکتر از فریادهای تظلمخواهی آنها خواهد بود.
همراهان سبزاندیش. دین و دینداری در این روزها دوران سختی را میگذراند و بسیاری از شما در این روزها میپرسید چگونه میتوان با این همه سیاهکاریها که به نام دین انجام میشود، جوانان روشن ضمیر این مرز و بوم را از امواج پیدرپی دینگریزی نجات داد؟ پاسخ این همراه کوچک شما این است که دینگریزی هنگامی زمینهی گسترش پیدا میکند که دینی که ترویج میشود با بدیهیترین اصول اخلاقی مثل صداقت و پرهیز از دروغ در تضاد باشد، به نام دینداری دست به جنایات هولناک زده شود، تهمت و دروغ برای از میدان بهدر کردن معترضین از تریبونهای مقدس نمازجمعه، نه تنها مجاز که مستحب تلقی شود، با بخشنامه همهی منابر و مساجد برای رواج تهمت و دروغ بر ضد معترضین بسیج شود و چشم به احقاق حقوق کارگران و معلمان در همین مکانهای مقدس بسته شود و شکافهای طبقاتی و فساد و فحشای بیسابقه ناشی از فقر و طلاق و بیکاری، پدیدههای عادی تلقی شوند؛ و در چنین شرایطی، یک جوان چگونه میتواند تشخیص دهد اینهمه ظلم و خشونت و نفرت که از سوی صاحبان تریبونهای رسمی، آمرانه به عنوان اسلام معرفی میشود، ربطی به اسلام ندارد. و او که شاهد مظلوم انبوه مشکلات اقتصادی و فرهنگی و حضور گستردهی دروغ در همهی صحنههاست، چگونه باور کند حفظ نظام در حفظ ارزشهای اخلاقی و اسلامی و منافع ملی، و نه بر حفظ افراد بر مسند قدرت به هر قیمت، استوار است؟ او اکنون به جای چهرهی اصلی دین که چهرهی محبت رحمانی است، با چهرهی عبوسی که جز خشونتورزی و تحکم، زبان دیگری ندارد، روبهروست. او شاهد است که چگونه حقوق مردم بدانگونه که در قانون اساسی آمده، نادیده گرفته میشود، و تفکیک قوا که مانع بزرگی بر سر راه پیدایش انباشت قدرت غیرپاسخگوست، به طور مرتب نقض میشود، و استقلال قضا و قاضی و دادگاه توسط مسئولان امنیتی از میان میرود، و مجلس که باید در رأس امور باشد، تحت امر قرار میگیرد، ماجراجوییهای بیخردانه در سیاست خارجی باب میشود، و نظامیان به جای انجام وظایف قانونی خود سر از عرصههای سوداگری و مالاندوزی در میآورند، و هیچ صدای مخالفی تحمل نمیشود. و زندانها پر از زنان و مردانی است که این نگاه حاکم بر دولتمداران را بر نمیتابند.
بر ماست که در این دوران بحرانزده، کاری زینبی کنیم و پیام راستین دین را با چهرهی فطرتپسندانهی آن به تشنگان حقیقت برسانیم. بر ماست که یاد بگیریم و به دیگران نیز یاد بدهیم که عمل نادرست مدعیان دینداری به حساب دین گذاشته نشود. بر ماست که ماجرای راستین انقلابی را که در این دیار به نام دین برپا شد، برای نسلی که آنچه میداند یا از طریق رسانههای تحریفگر رسمی و یا از طریق روایتگران ناهمدل با آن است، بازگو کنیم و در این بازگویی، از نقد منصفانهی گذشته نهراسیم و در عین حال، از نفی دستاوردهای بزرگ آن پرهیز کنیم. بر ماست که همچون زینب (س) با بازگویی حقیقت، ملات کاخ دروغ را زائل کنیم. بر ماست که همچون تمامی خاندان حسین (ع)، زنده نگه داشتن یاد شهدای گرانقدر انقلاب، جنگ و حوادث پس از انتخابات و آزادزنان و آزادمردان دربندمان را وظیفهی همیشگی خود بدانیم، و بر ماست که در این ماه پرخاطره، با برپایی مراسم و شرکت در مجالس بزرگداشت حماسهی حسینی، به حفظ نهادهای مدنی سنتی کمک کنیم.
۱۳۸۹ آذر ۲۲, دوشنبه
زهرا رهنورد: ماموران امنیتی اجازه خروج موسوی از خانه را نمی دهند
در حالی که طی روزهای اخیر اصلاح طلبان برای دیدار علی تاجرنیا به خانه وی می روند،ماموران امنیتی از ملاقات میر حسین موسوی با علی تاجرنیا جلوگیری کردند و زهرا رهنورد به تنهایی از وی دیدار کرد.به گزارش تحول سبز ، حصر خانگی میر حسین موسوی به بهانه حفظ امنیت جان وی همچنان ادامه دارد و ماموران امنیتی اجازه خروج به وی را جز در موارد محدود نمی دهند. به طوری که وی موفق به دیدار با دکتر تاجرنیا نشد و زهرا رهنورد به تنهایی به دیدار تاجر نیا رفت.در این دیدار که با حضور فخرالسادات محتشمی پورهمسر آزاده دربند سید مصطفی تاجزاده و مریم قدس همسر فیض الله عرب سرخی برگزار شد ، زهرا رهنورد بر حصر خانگی موسوی تاکید کرد و گفت:”ماموران امنیتی از حضور میر حسین در خارج از خانه جلوگیری می کنند و به بهانه حفظ امنیت به وی اجازه خروج نمی دهند.”چندی پیش نیز اجازه شرکت در مراسم ترحیم یکی از اقوام موسوی داده نشد.در همین حال بدنبال تشدید محدودیتهای میرحسین موسوی، در اولین روز از سالگرد جنگ تحمیلی، ماموران امنیتی مانع دیدار خانوادههای شهیدان همت و باکری با وی شدند.
۱۳۸۹ آذر ۲۱, یکشنبه
ز میان اسناد ویکی لیکس واکنش مردم به کودتا خامنه ای را غافلگیر کرد
در میان انبوه اسنادی که ویکی لیکس منتشر کرده، اسنادی وجود دارد که اغلب از زیر چشم ها در رفته و یا بنا به مصالح سیاسی این و آن سایت ترجمه و منتشر نشده است. بویژه در ارتباط با انتخابات 22 خرداد. یکی از این اسناد مربوط به گزارشی است که وزارت خارجه امریکا درباره انتخابات 22 خرداد تهیه کرده است. متاسفانه تاریخ دقیق این اسناد مشخص نیست و ما در تلاش هستیم که این نوع سندها را با قید زمان استخراج و ترجمه کنیم.
در سندی که در زیر می خوانید وزارت خارجه امریکا گزارشی درباره انتخابات 22 خرداد تهیه کرده که در آن آمده است:
سئوال: چرا در انتخابات ایران تقلب شد؟
پاسخ: به دو دلیل عمده
1- تمایل آیت الله خامنه ای به داشتن کنترل واحد و یکپارچه بر هر سه قوه، بمنظور تقویت دست خود در مذاکرات احتمالی با غرب و امریکا بر سر پرونده اتمی.
2- تمایل جناح خشن و سودجوی سپاه پاسداران به در اختیار داشتن قدرت برای چهار سال دیگر.
شنیده ها حاکیست که فرماندهان و رهبران این جناح در سپاه آیت الله خامنه ای را قانع کرده بودند که می توان نتیجه انتخابات را با حداقل واکنش منفی مردم دستکاری کرد. اما بر خلاف این پیش بینی، صدها هزار نفر با شعار "رای من کو؟ به خیابان ها ریختند. درخواست آیت الله خامنه ای از معترضان برای پایان دادن به "اردوکشی خیابانی" در نماز جمعه 29 خرداد 1388 اولین گام در مسیر طولانی سرکوب معترضان بود و بدین ترتیب رهبر ایران چهره فراجناحی خود را که با دقت تبلیغ کرده بود کنار گذاشت. رهبر جمهوری اسلامی یقین دارد که اشتباه مهلک شاه برای عقب نشینی دلیل پیروزی انقلاب بود.
در سندی که در زیر می خوانید وزارت خارجه امریکا گزارشی درباره انتخابات 22 خرداد تهیه کرده که در آن آمده است:
سئوال: چرا در انتخابات ایران تقلب شد؟
پاسخ: به دو دلیل عمده
1- تمایل آیت الله خامنه ای به داشتن کنترل واحد و یکپارچه بر هر سه قوه، بمنظور تقویت دست خود در مذاکرات احتمالی با غرب و امریکا بر سر پرونده اتمی.
2- تمایل جناح خشن و سودجوی سپاه پاسداران به در اختیار داشتن قدرت برای چهار سال دیگر.
شنیده ها حاکیست که فرماندهان و رهبران این جناح در سپاه آیت الله خامنه ای را قانع کرده بودند که می توان نتیجه انتخابات را با حداقل واکنش منفی مردم دستکاری کرد. اما بر خلاف این پیش بینی، صدها هزار نفر با شعار "رای من کو؟ به خیابان ها ریختند. درخواست آیت الله خامنه ای از معترضان برای پایان دادن به "اردوکشی خیابانی" در نماز جمعه 29 خرداد 1388 اولین گام در مسیر طولانی سرکوب معترضان بود و بدین ترتیب رهبر ایران چهره فراجناحی خود را که با دقت تبلیغ کرده بود کنار گذاشت. رهبر جمهوری اسلامی یقین دارد که اشتباه مهلک شاه برای عقب نشینی دلیل پیروزی انقلاب بود.
۱۳۸۹ آذر ۲۰, شنبه
مذاکرات جلیلی و همراهان، امریکائی ها در ژنو وعده ها و تعهدها در دیدار محرمانه با امریکائی ها
خبرگزاری های بزرگ جهانی، آغاز به انتشار گزارش هائی کرده اند که بموجب آنها تیم مذاکره کننده اتمی جمهوری اسلامی به سرپرستی "جلیلی" دبیر شورای عالی امنیت جمهوری اسلامی، در جریان سفر به ژنو در سوئیس، با هیات نمایندگی امریکا، جدا از مذاکرات جاری گروه 1+5 دیدار و چند نوبت مذاکره محرمانه کرده است.
روز گذشته، فیلیپ کراولی یکی از سخنگویان وزارت خارجه امریکا که با سیل سئوالات خبرنگاران دراین ارتباط روبرو شده بود، تنها در یک جمله چنین گفت:
"برنز" معاون سیاسی وزارت امورخارجه امریکا دیدارهائی کوتاه و مذاکراتی با هیات ایرانی داشته است.
او اضافه کرد: برخی افراد دیگری نیز دراین مذاکرات حضور داشته اند که چون مذاکرات غیر رسمی بوده، اشاره به اسامی آنها ضرورت ندارد! همچنان که درباره محتوای مذاکرات نیز نمی توان اکنون اطلاعاتی را دراختیار شما گذاشت. در مجموع، ما به نتیجه مذاکرات 1+5 امیدواریم.
با توجه به این که موضوع اصلی دراین مذاکرات توقف غنی سازی در ایران و تحویل اورانیوم غنی شده به روسیه و فرانسه است و نخستین گام برای کاهش تحریم ها نیز همین اقدام از سوی ایران پیش بینی می شود، می توان حدس زد که ایران در مذاکرات محرمانه با هیات امریکائی، در همین ارتباط تعهد و یا وعده داده است.
پیش از دور جدید مذاکرات 1+5 و حرکت هیات ایرانی به طرف ژنو، نهاوندیان رئیس اتاق بازرگانی جان کلام را در ارتباط با نتیجه این مذاکرات گفته بود. او در مصاحبه ای که مطبوعات داخل کشور نیز منتشر کردند گفت: مذاکرات باید براساس پایان تحریم ها باشد.
معنای این جمله جز این نیست که توقف غنی سازی و پیشنهادهای دیگر را بپذیرید و با امریکائی ها به تفاهم برسید تا بلکه "تحریم" ها متوقف شود.
روز گذشته، فیلیپ کراولی یکی از سخنگویان وزارت خارجه امریکا که با سیل سئوالات خبرنگاران دراین ارتباط روبرو شده بود، تنها در یک جمله چنین گفت:
"برنز" معاون سیاسی وزارت امورخارجه امریکا دیدارهائی کوتاه و مذاکراتی با هیات ایرانی داشته است.
او اضافه کرد: برخی افراد دیگری نیز دراین مذاکرات حضور داشته اند که چون مذاکرات غیر رسمی بوده، اشاره به اسامی آنها ضرورت ندارد! همچنان که درباره محتوای مذاکرات نیز نمی توان اکنون اطلاعاتی را دراختیار شما گذاشت. در مجموع، ما به نتیجه مذاکرات 1+5 امیدواریم.
با توجه به این که موضوع اصلی دراین مذاکرات توقف غنی سازی در ایران و تحویل اورانیوم غنی شده به روسیه و فرانسه است و نخستین گام برای کاهش تحریم ها نیز همین اقدام از سوی ایران پیش بینی می شود، می توان حدس زد که ایران در مذاکرات محرمانه با هیات امریکائی، در همین ارتباط تعهد و یا وعده داده است.
پیش از دور جدید مذاکرات 1+5 و حرکت هیات ایرانی به طرف ژنو، نهاوندیان رئیس اتاق بازرگانی جان کلام را در ارتباط با نتیجه این مذاکرات گفته بود. او در مصاحبه ای که مطبوعات داخل کشور نیز منتشر کردند گفت: مذاکرات باید براساس پایان تحریم ها باشد.
معنای این جمله جز این نیست که توقف غنی سازی و پیشنهادهای دیگر را بپذیرید و با امریکائی ها به تفاهم برسید تا بلکه "تحریم" ها متوقف شود.
۱۳۸۹ آذر ۱۸, پنجشنبه
چهار سفر علنی و محرمانه خامنه ای در قم در پی راه حل چه مشکلی است؟
سفرهای پیاپی علنی و محرمانه علی خامنه ای به قم و دیدار با مراجع دست دوم و حتی سوم حوزه علمیه قم که اکنون به 4 سفر و دیدار در دو ماه گذشته رسیده با کدام انگیزه صورت می گیرد؟ او که به بیت این مراجع می رود، در پی چیست؟
این که او در تلاش تجدید سازمان حوزه و حکومتی تر کردن آنست، یک شوخی است، چرا که برای این امر باید اعلمیت داشته باشد که ندارد و دهها مرجع مذهبی در قم او را مجتهد هم نمی دانند. این که او در پی زمینه سازی برای نشاندن مجتبی به جای خود است نیز چک بی محل است و قطعا قابل برگشت. زیرا در حال حاضر، در صورت فوت خامنه ای، آنها که رهبر تعیین می کنند نه خبرگان، بلکه مافیائی است که کودتا کرده و در میان آنها فرماندهان کودتاچی دست بالا را دارند. این حدس که وی زمینه دستگیری موسوی و کروبی و خاتمی را فراهم می کند نیز بی اعتبار است، زیرا او برای دیدار به در خانه روحانیونی می رود که اساسا سیاسی نیستند و در 30 سال گذشته نیز مانند پیش از انقلاب وارد سیاست نشده و نمی شوند. روحانیونی از سنخ آیت الله "قمی" و یا "شاهرودی" در قم. بنابراین گمانه های زیر قابل طرح تر است:
1- او در تدارک سازماندهی کانون معدودی است که بتواند آن را بعنوان مرکز راهبری روحانیت، بر فراز مجلس خبرگان بنشاند و پایه های تبدیل جمهوری به حکومت اسلامی را تقویت کند.
2- در تدارک یک شورای رهبری است که در آن یک یا دو فرزند خود را هم جای بدهد.
3- یافتن چاره ای برای جلوگیری از پیوند دو حوزه قم و نجف علیه شخص او.
4- زمینه سازی برای واکنش مثبت روحانیون، پس از اولین آزمایش سلاح اتمی و همراهی با وی در صورت آغاز جنگ.
۱۳۸۹ آذر ۱۷, چهارشنبه
در مناظره شکوری راد و داوری خبرهای فاش نشده ای که در لرستان فاش شد!
http://www.sabzlink.com
علی شکوری راد عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت که از بازداشت کودتاچی ها رهائی یافته و از زندان بیرون آمده، به لرستان سفر کرده و در دانشگاه لرستان با عبدالرضا داوری از حامیان دولت احمدی نژاد مناظره کرد. عنوان این مناظره «بصیرت دانشجویی» بود. دراین مناظره علاوه بر طرح دیدگاه های دو طرف، نکات خبری مهمی نیز فاش شد که تاکنون انتشار نیافته و به قول شکوری راد، صلاح نبوده است. از جمله تبریک صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه به میرحسین موسوی بعنوان برنده انتخابات 22 خرداد، در پایان رای گیری. تاکنون خبر تبریک علی لاریجانی رئیس مجلس به میرحسین موسوی بعنوان برنده انتخابات 22 خرداد، در شب رای گیری منتشر شده بود. همچنین از تماس محسن رضائی با موسوی و گفتن تبریک پیروزی در انتخابات. در همین مناظره فاش شد که علی خامنه ای سخنرانی هائی دارد که منتشر نشده و ظاهرا همه سخنرانی های او منتشر نمی شود. نکته دیگر، اعلام حمایت 7 عضو شورای نگهبان از احمدی نژاد در آستانه انتخابات 22 خرداد است. همچنان که خبر دیگر، از تلاش کودتاچی ها برای از بین بردن اسناد کودتای 22 خرداد و یا این خبر که بازجوها در زندان رسما و با وقاحت به قربانیانی که در اتاق های بازجوئی و شکنجه از رعایت قانون سخن می گویند، رسما گفته می شود: از قانون حرف نزنید! بخش های خبری و نکات مهم تحلیلی این مناظره را در ادامه می خوانید: شکوری راد: اگر قانون را زیر پا بگذاریم فاقد بصیرت هستیم، زیرا مهمترین عامل دوام و بقا را نفی كردهایم. بسیج وارث راه شهیدانی ست كه به تعبیر امام ره صد ساله را یك شبه طی كردند و امروز هر كسی نمیتواند این راه را ادامه بدهد زیرا بسیج محل ایثار و از خود گذشتگی است و بنا به تعبیر مهندس موسوی كه در دوران نخستوزیری خود آن را بیان كردند و امروز بر در و دیوارها ثبت است، “بسیج مدرسه عشق است”. نباید بسیج میلیشیای قدرت بشود . برای تجلیل از برخی شخصیتهای مشهور استان لرستان ابتدا باید از حجت الاسلام والمسلمین آقای كروبی به عنوان روحانی شجاع و مردم دار و یار دیرین امام كه پیوند خود را با مردم حفظ كرده است یاد کنم و نیز از خانم دكتر زهرا رهنورد به عنوان افتخار جامعه ایران، بخصوص زنان، و به عنوان یك روشنفكر قرآن پژوه نام ببرم. من ایشان را از دوران دانشجویی خودم میشناسم و ما آن زمان درسهای قرآنی ایشان را تکثیر و توزیع می کردیم. همچنین یاد آزاده دربند عبدالله مومنی كه امروز برای دفاع از حقوق ملت در زندان است و حاضر نشد در ازای آزادی، ارزشهای خود را رها كند گرامی میدارم. بزرگترین اشتباه اینست كه بصیرت را از یك فرآیند، تبدیل به یك دستورالعمل كنیم. یعنی بجای طی كردن یك فرآیند بگوئیم كه به كلاس، اردو یا نزد كسی برویم تا بصیرت را به ما القا كند. بصیرت اجتماعی پاسداری از حق مردم و قانون است. اینگونه نیست كه كسی براساس ظاهر، مقام و موقعیت بصیرت داشته باشد و بر همان اساس عدهای هم بصیرت نداشته باشند. در عین حال بصیرت به معنای تعطیلی عقل نیست بلكه در ادامه آن است. عبدالرضا داوری حامی دولت گفت: تاریخ مملو از افرادی بوده آقای شکوری دراینجا از آنها نام برد. افرادی که علیرغم سوابق طولانی در امتحانات تاریخی سقوط كردهاند و مردود شدهاند. در فتنه سال گذشته كه جبههای از گوگوش تا سروش و پهلوی و قجری را دیدیم آنها نتوانستند از گذشته خود بهره بگیرند. تعریف فعالیت سیاسی دانشجویان در ایران میراث حزب توده است كه دانشجو همیشه باید در حال اعتصاب و شیشه شكستن باشد. درحالیکه رسالت دانشجو علمآموزی است و در عین حال در محیط دانشگاه میتواند اجتماع پذیر هم شود اما تصور چریك بودن این قشر، كه از سوی ماركسیستها بیان میشد بعد از انقلاب هم ادامه یافت. شکوری راد: حزب توده هیچگاه مشی چریكی نداشت و دانشجو را چریك فرض نمیكرد. این حزب در میان دانشجویان هم پایگاه چندانی نداشت و در میان نظامیان بیشترین نفوذ را داشت. همانطور كه میدانیم فرمانده نیروی دریایی ارتش در دوران دفاع مقدس یك فرد تودهای بود که بعدا اعدام شد. داوری : بنده به كودتا و تقلب در انتخابات اعتقادی ندارم و سندی هم در مورد آن ارائه نشده است. در مورد حزب توده نیز این حزب تا پیش از كودتای 28 مرداد فضای دانشجویی را در دست داشت و پس از آن انشعابهای مختلفی که در آن رخ داد، روح كلی آن بود که در تشکل های مختلف وجود داشت دانشگاه را به عنوان فضای سیاسی و دانشگاه را كنشگر سیاسی میدانست. رهبر معظم انقلاب سال 73 در دیداری با مسئولان خبرگزاری جمهوری اسلامی كه محتوای آن منتشر نشد فرمودند: ماركسیستها حرف بی ربط زیاد دارند اما یك حرف خوب هم داشتند و آن اینكه «مبارزه، علم است»؛ یعنی باید تضادهای اصلی در جامعه را تشخیص داد و بفهمیم دعوای واقعی كجاست كه خیلیها سعی كردند در كشور ما این تضاد را تعریف كنند. مثلاً بعضیها از تضاد اقتدارگرایی و مردمسالاری و عدهای هم از تضاد اسلام و مدرنیته سخن گفتند كه بصیرت یعنی اینكه بدانیم در این میان كجا بایستیم. شكوریراد: بلافاصله پس از انتخابات بلایی بر روزگار معترضان آمد كه تمام اسناد و مدارك آنها را گرفتند و حتی مدارك كمیته صیانت از آراء هم از بین رفت و اصولاً بخشی از هدف كودتا از بین بردن آنها بود اما خداوند خواست و نوار سخنرانی سردار مشفق كه جزو كادر مركزی كودتا بود به دست معترضان افتاد و اعترافات صریح ایشان را تاكنون كسی تكذیب نكرده بلكه سردار جوانی معاون سیاسی سپاه پاسداران آنها را تایید كرد. لذا اعترافات وی مهمترین سند در مورد مهندسی كردن انتخابات برای كسب نتیجه دلخواه است كه بر همین اساس 7 اصلاح طلب شكایتی را نوشتند كه اگر دستگاه قضایی به آن رسیدگی كند شواهد لازم وجود دارد و به همین دلیل موضوع تقلب و كودتا دارای اسناد كافی است و همین كه دستگاه قضایی حاضر به رسیدگی نیست حكایت از متقن بودن آنها دارد. همانطور كه احمدینژاد پیشنهاد تشكیل كمیته حقیقتیاب برای حادثه 11 سپتامبر را داد ما هم برای انتخابات سال گذشته ریاستجمهوری این پیشنهاد را داریم؛ شاید در اینجا هم مانند آمریكا که ادعا می شود خود 11 سپتامبر را بوجود آورد دست اندركاران انتخابات تقلب كرده باشند. البته تحلیل بعضی دیگر از انتشار نوار سردار مشفق این است كه کودتاگران می خواستند به همه نشان دهند این كارها را انجام دادهاند و به آن افتخار می کنند لذا معترضان باید دنبال كار خودشان بروند. داوری : در دنیای ارتباطات امروز هیچ چیز مخفی نمیماند و اگر سندی در مورد تقلب در انتخابات بود قطعاً در گوشه ای از جهان در اینترنت منتشر میشد و لذا هیچ سندی در این مورد وجود نداشته است. سردار مشفق هم در آن سخنرانی میخواهد اثبات كند كه كودتا از طرف مقابل كه خود را «سبز» مینامد طراحی شده بود. شكایت 7 نفر نیز به این خاطر بوده كه در سخنرانی مشفق آنها به كودتا متهم شدهاند تا با حمایت غرب بساط انتخابات را بهم بزنند. نوار سخنان سردار مشفق هم سال 89 منتشر شد و مگر میتواند توجیهگر اتفاقات خرداد و تیر 88 باشد؟ بزرگترین مشكل انتخابات موضوع تجمیع آراء بود كه برای آن ناظر مستقلی وجود نداشت بلكه رایها به ستاد مركزی فرستاده شد و در یك اتاق در بسته آرا را جمع كرده و یک نتیجه اعلام كردند. همچنین 7 نفر از اعضای شورای نگهبان که ناظر بر انتخابات بودند قبلا ازاحمدینژاد حمایت كرده بودند و لذا صلاحیت نظارت بر انتخابات را نداشتند و به نظارت آنها نمی توان اعتماد کرد. اگر به شكایت تاجزاده از آیتالله جنتی رسیدگی میشد اكنون این او بود که می بایست در زندان باشد نه تاج زاده. اما چون رسیدگی نشده است این اتفاق برعكس شده است و شایسته نیست كه در نظام اسلام 10 سال به یك شكایت رسیدگی نشود كه این خود به معنای تخلف و تقلب است. زیرا یك گروه اعتراض میكنند و سركوب میشوند اما طرف مقابل هركاری بخواهد انجام میدهد؛ آقای رحیمی با آنهمه تخلف در پرونده بیمه در جایگاه معاون اول است و آنوقت این همه جوان بیگناه در زندان هستند. رسانه های خود شما گفتند كه علی لاریجانی تلفنی به آقای موسوی تبریك گفت، وی آن را تكذیب نكرد. چنین مطالبی راجع به آقای صادق لاریجانی نیز وجود دارد كه تاكنون بنا به دلایلی رسانهای نشده است و اگر لازم بود این كار انجام خواهد شد . نظرسنجی وزارت اطلاعات نیز دلالت بر این داشت كه انتخابات به مرحله دوم میرود اما اختلاف آرا 10 میلیونی بود. باید آمار دقیق و چگونگی توزیع تعرفههای رای و قطع شدن تلفن ناظران كاندیداها مشخص شود ولی همه اسناد را از بین بردند و اصلا دو ماه قبل از انتخابات با تشكیل كمیته صیانت آرا مخالفت كردند. اما وقتی سه میلیون نفر در انتخابات به خیابانها میآیند باید فهمید كه اعتراضات جدی است و سند ما برای تقلب در انتخابات حضور سه میلیون نفر در خیابان است. داوری: در بازشماری آراء رای آقای رضایی و موسوی كمتر هم شد و لذا فكر میكنم این صحبتها از نظر اخلاقی و عدالت درست نباشد. ضمن آنكه از پرونده آقای رحیمی نیز واقعا اطلاعی ندارم فقط میدانم كه آیتالله لاریجانی گفت در پرونده بیمه افراد بزرگی حضور دارند. همچنین تماس تلفنی علی لاریجانی با موسوی نیز از سوی رئیس دفتر وی تكذیب شد. هر چند ممكن است برخی دچار چنین ذهنیتی شده بودند و بعدا اصلاح شد. من كاری به نظرسنجی وزارت اطلاعات ندارم زیرا درون آن وزارتخانه طیفهای مختلفی وجود دارد. شكوریراد: در پاسخ به سوالی مبنی بر اینكه آیا اعترافات ابطحی و عطریانفر را هم انكار میكنید؟ گفت: آنان اكنون كه بیرون هستند حرفهای خود را تكذیب میكنند. آن سخنان تحت فشار بازجوها بوده است. در دوره بازداشت من بازجو دائما میگفت كه قانون را كنار بگذار اما من میگفتم تمام تلاش سیاسی ما پاسداری از قانون بوده است آن وقت حالا آن را كنار بگذاریم؟ لذا تمام كسانی كه قانون را زیر پا میگذارند فاقد بصیرت هستند؛ همان كسانی كه ستاد صیانت از آراء را غیر قانونی دانستند و اجازه ندادند ناظران نامزدها در ستاد انتخابات حاضر باشند و مانع حضور ناظران مستقل در اتاق تجمیع آراء شدند و اجازه تجمع هم به مردم معترض ندادند و آنها را سركوب كردند. در حالی كه یك راهپیمایی یا تجمع مردمی طبق قانون اساسی نیاز به اخذ مجوز ندارد. مانند راهپیمائی های 22 بهمن و روز قدس و 25 خرداد88 که وزارت کشور برای هیچیک مجوز صادر نکرده بود. همچنین اینكه به یك بسیجی چوب بدهند تا به جان مردم بیفتد و در كهریزك با جوانان مردم آنگونه رفتار كنند و اجازه عزاداری به خانواده شهدا ندهند غیر قانونی است |
اشتراک در:
پستها (Atom)



