رهبران جنبش سبزراآزادكنيد.

رهبران جنبش سبزراآزادكنيد.

۱۳۹۲ مهر ۱۸, پنجشنبه

به گفته فرمانده کل سپاه: چون نظام متکی به مردم است

حضور فرمانده کل سپاه پاسداران در سیمای جمهوری اسلامی برای مصاحبه پرحاشیه ای که پخش شد، به بحثی جدی در محافل سیاسی کشور تبدیل شده است. بحث انگیز ترین بخش این مصاحبه، آنجاست که وی گفت سپاه برای دفاع از انقلاب می تواند علیه دولت ها وارد عمل شود. یعنی خط نگهدار باصطلاح انقلاب فرماندهان سپاه و برداشتی است که آنها در مقاطع مختلف و فرماندهان متفاوت بعنوان انقلاب دارند و همین خط نگهداران می توانند در یک پیچ تاریخی دست به کودتا زده، مجلس و دولت را منحل کرده، قوه قضائیه را بدست بگیرند، صدا و سیما را هم که در اختیار دارند، بیت رهبری را هم جمع کنند و امام جمعه ها را برگردانند به حوزه های علمیه و کل حاکمیت را به سبک رضاشاه بدست بگیرند. رضاشاه هم به بهانه دفاع از دستآوردهای انقلاب مشروطه و جلوگیری از هرج و مرج بر سر کار آمد. درحالیکه این بخش سخنان فرمانده کل سپاه که ظاهرا تفکر غالب در میان فرماندهان سپاه است، در روزهای اخیر مورد بحث است، در مصاحبه فرمانده کل سپاه نکات قابل درنگ و توجه دیگری هم وجود دارد. فرمانده سپاه در آن مصاحبه که هنوز فیلم آن را میتوانید در صفحه اول پیک نت ببینید، مدعی حمایت اکثریت قاطع مردم از نظام شد و کودتای 88 را مقابله با فتنه ای بزرگتر و خطرناک تر از حمله ارتش عراق به ایران اعلام کرد. او خود خوب میداند که انتخابات 92 نیز همان خواست و ماهیت را داشت که انتخابات 88 داشت. اما، این هنوز بحث اصلی در باره بخش مهمی از مصاحبه او نیست. این دروغ و ادعائی است که همه آن را می دانند و شبی که این مصاحبه از سیما پخش شد، به یقین اکثریت مردم در خانه هایشان حرف و ناسزای اعتراضی شان را زدند و تلویزیون ها را به سمت ماهواره گرداندند. آنچه که ما می خواهیم در این شماره پیک نت بعنوان بخشی از مصاحبه فرمانده کل سپاه مطرح کنیم، پاسخ به آن ادعائی است که وی در آن مصاحبه کرد و گفت که اکثریت قاطع مردم با نظام اند و کافی است نظام یک هو بکشد تا همه پشت سر نظام به حرکت در بیآیند! فرمانده سپاه درعین طرح این ادعا اضافه کرد: از بعد از فتنه 88 ما گروه های مقابله را سازمان دهی کردیم و اکنون دارای 200 گردان امام علی و 600 گردان امام حسین برای مقابله با چنان فتنه هائی هستیم تا غافلگیر نشویم. ساده ترین سئوال اینست: در کدام نظام متکی به اکثریت قاطع مردم، 800 گردان سرکوب شورش مردم تشکیل می شود؟ پیک نت 18 مــــــــــهر

۱۳۹۲ مرداد ۲۳, چهارشنبه

۱۰میلیارد دلار به خزانه واریز نشد؛ نپرسیدند چرا!

معاون اول رییس جمهور در تحلیل اقتصاد گذشته و پیش روى کشور مى گوید:  «بخش عمده‌ مشکلات از زمانی ایجاد شد که دولت احمدی‌نژاد احساس کرد که در مقابل هیچ‌کس پاسخ‌گو نیست… یک نفر نبود که توضیح بخواهد که چرا درآمد ارزی را بیش از قانون بودجه مصرف می‌کردند! وقتی هم که دیوان محاسبات گفت که یک عدد بزرگ ۱۰ میلیارد دلاری به خزانه واریز نشده، به سادگی از کنار آن گذشتند». 
به گزارش ایسنا، اسحاق جهانگیری در گفتگو با «روز نو» درباره مشکلات امروز اقتصاد ایران گفت: از نظر من اقتصاد ایران بعد از انقلاب با دو موضوع جدی روبه‌رو بود که یکی دولتی بودن آن و یکی نفت بود. مثلا وقتی ما در مجلس دوم قانون مالیات را تصویب می‌کردیم، واقعا اگر یک کسی در آنجا می‌گفت که از بخش خصوصی به جای ۵۰ درصد، ۸۰ درصد مالیات بگیریم، فکر می‌کردیم کار خوبی است و «این پولدارها هر چه پول دارند، باید از آنها گرفت.» اصلا «این پولدارها» را همیشه با یک تعابیر منفی می‌گفتند که بخش خصوصی زالوصفت است، اصلا این طوری از آنها اسم برده می‌شد در آن زمان. یا مثلا سرمایه‌گذاری خارجی بالاخره یک موضوعی است که هر اقتصادی که بخواهد تحرکی داشته باشد، نمی‌تواند راجع به آن بی‌تفاوت باشد اما در اوایل انقلاب جزو مفاهیمی بود که اصلا قابل طرح نبود، حتی در سال ۶۸ (قبل از تشکیل دولت هاشمی) که ما اولین برنامه را در مجلس می‌نوشتیم، آنها با استفاده از منابع خارجی با سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی مخالفت می‌کردند؛ وقتی هم که برنامه به کمیسیون برنامه و بودجه آن زمان رفت آنها هم استفاده از منابع خارجی را نپذیرفتند. 
وی افزود: اما در طول این دولت‌ها قبل از برنامه پنج ساله سوم، اتفاق مهمی که افتاد این بود که راجع به یک سری از مفاهیم اختلافی تفاهم شد. یعنی همه پذیرفتند که بخش خصوصی موضوع مهمی است و باید مورد توجه قرار بگیرد و بستر فعالیتش فراهم شود. همه قبول کردند که سرمایه‌گذاری خارجی یک موضوع تعیین کننده برای پیشرفت اقتصاد است. همه قبول کردند که مالیات باید در حدی دریافت شود که هم مالیات‌دهنده انگیزه داشته باشد که فرار مالیاتی نکند و هم موجب رشد اقتصادی شود و دولت خودش را از اقتصاد کنار بکشد و امور را مدیریت کند و به جای اینکه به نفت این گونه نگاه شود، به چشم یک سرمایه ملی نگاه شود و در واقع به حساب ذخیره ارزی برود و ذخیره شود. اینها در واقع اتفاقاتی بود که در یک دوره زمانی شکل گرفت و اقتصاد کشور به سمتی می‌رفت که یک TAKE OFF کرده و بلند شود. مهم‌ترین پیام برنامه ۵ ساله سوم همین بود که ما ساختارها را به نحوی اصلاح کنیم که موجب رشد اقتصادی کشور شود؛ وقتی نتیجه عملکرد برنامه ۵ ساله سوم را هم می‌بینیم، در میان برنامه‌های قبل و بعد از انقلاب جزو موفق‌ترین نتایج بود. 
معاون اول رییس جمهور تصریح کرد: این برنامه اگر استمرار پیدا می‌کرد با اتفاقاتی که بعد از آن افتاد، مثل این قیمت نفت که به صورت افسانه‌ای افزایش پیدا کرد، می‌توانست اقتصاد کشور را بعد از یک دوره طولانی از تورم دو رقمی نجات دهد، نرخ بیکاری می‌توانست حتما جهت کاهشی پیدا کند تا جوانی که می‌رفت و درس می‌خواند، مهم‌ترین دغدغه‌اش این نباشد که بعد از فارغ‌التحصیلی می‌تواند کار پیدا کند یا نمی‌تواند. سرمایه‌گذار خارجی هم حتما می‌آمد. در ایران چند هزار میلیارد دلار پروژه‌های بزرگ سرمایه‌گذاری وجود دارد که در کشورهای توسعه‌یافته چنین چیزی نیست. ما الان نمی‌توانیم بنشینیم و در آلمان پروژه تعریف کنیم که سرمایه‌گذار بیاید و سرمایه‌گذاری کند، اما در ایران هنوز برای سال‌های سال می‌شود چند هزار میلیارد دلار در زمینه‌های زیربنایی، طرح سرمایه گذاری تعریف کرد. 
وی ادامه داد: در دوره اخیر، به جای اینکه این حرکت اقتصادی کشور استمرار پیدا کند، به یکسری انگ‌های خودساخته‌ای تبدیل شد که مثلا اینها خارجی هستند و از خارجی‌ها پول گرفته‌اند، همین سبب شد که برنامه‌ها را کنار گذاشتند و در واقع مهم‌ترین شاخص اقتصاد کشور که «برنامه» بود، کنار رفت و کسانی که نه دانشی داشتند و نه تجربه‌ای، فکر کردند که نظرات شخصی‌شان را بر برنامه‌ و حرکت اقتصاد کشور حاکم کنند. 
جهانگیری تاکید کرد: نتیجه‌ عدم اجرای برنامه چهارم این می‌شود که امروز اقتصاد کشور به این وضعیت افتاده است. اگر بخواهیم اقتصاد کشور را تعریف کنیم، به دلیل بد مصرف کردن صدها میلیارد دلار منابع نفتی دچار بیماری هلندی شده که نتیجه این بیماری هلندی این است که صنعتی که در طول چند دهه گذشته شکل گرفته در حال فروپاشی است. طی سال‌های گذشته، واردات کشور به شدت افزایش پیدا کرده است. امروز هم کشور به دلایلی قادر نیست آن حجم از واردات را انجام دهد و تولید کشور هم افت پیدا کرده است. 
وی افزود: این سه عامل در کنار یکدیگر، باعث شدند که تورم در کشور روند صعودی خیلی نگران‌کننده‌ای در پیش بگیرد؛ خصوصا در بخش‌هایی که مربوط به طبقه متوسط و پایین می‌شود، معیشت را واقعا سخت کرده است؛ یعنی امروز کارمند یا کسی که دیگر حتی یک و نیم میلیون تومان درآمد دارد، با قیمت‌هایی که وجود دارد تقریبا زندگی کردن برایش دشوار شده است. هزینه‌های آنها عمدتا هزینه‌های پوشاک و مواد غذایی است که نرخ تورم در آنها بالای ۵۰، ۶۰ درصد هست؛ یعنی اگر نرخ تورم متوسط هم ۳۰ درصد باشد در آن اقلام تورم بالا است. از سوی دیگر نوعی فرار سرمایه هم شکل گرفته است؛ چرا که با کاهش شدید ارزش پول ملی ممکن است که انگیزه‌ای باشد و به راحتی نشود ریال را تبدیل به دلار کرد، ولی سرمایه‌گذار بخش خصوصی که یک امید پیدا کرده بود که دولت به معنای واقعی در برنامه سوم او را قبول کرده و سیاست‌های اصل ۴۴ قانون اساسی هم آن را تکمیل کرد که بالاخره پذیرفتیم که بخش خصوصی محور و مدار اصلی اقتصاد کشور باشد اما استراتژی دولت گذشته استراتژی توسعه نبود. استراتژی‌اش تلاش برای بقا است. با این وضعیت بخش خصوصی بی‌انگیزه شده است. دولت هم منابع خودش را دیگر ندارد که در اقتصاد بروز پیدا کند، سرمایه‌گذار خارجی هم به کشور ورود پیدا نخواهد کرد، واردات و تولید کشور نیز افت پیدا کرده، در مقابل نقدینگی کشور به شدت افزایش پیدا کرده و نتیجه این اتفاقات، نمودش در سه شاخص اصلی کشور است که بیکاری، تورم و رشد اقتصادی هست. 
وزیر صنایع دولت اصلاحات گفت: ما در زمانی که کمترین درآمد نفتی را در دوره اصلاحات داشتیم، حداقل ۶ درصد رشد اقتصادی هم داشتیم؛ ولی رشد اقتصادی دولت احمدی‌نژاد منفی بود و تورم بالای ۳۰ درصد و نرخ بیکاری هم بالای ۱۲ درصد است. اینها شاخص‌هایی است که نشان می‌دهد اقتصاد کشور دچار یک رکود تورمی شده و خروج از این رکود تورمی یکی از دشوارترین کارهایی است که باید در اقتصاد کشور انجام بگیرد. 
وی با بیان اینکه هر کس بگوید تحریم در مشکلات اقتصادی تاثیر نداشته معنایش این است که نه از میزان فشار بین‌المللی اطلاع دارد و نه از اتفاقی که در اقتصاد کشور افتاده است، اظهار کرد: مهم‌تر از تحریم‌ها این است که مسوولان اداره کشور ، آینده‌نگر نبودند و قدرت تجزیه و تحلیل اتفاقاتی را که در حول و حوش کشور در حال وقوع بود را نداشتند. دوم اینکه قدرت مدیریتی که نشان دهد که چطور باید این اتفاقات را مدیریت بکنند را هم نداشتند. 
جهانگیری درباره چرایی وقوع نابسامانی‌های اقتصادی در دولت احمدی‌نژاد خاطرنشان کرد: یک بخش عمده‌ مشکلات از زمانی ایجاد شد که دولت احمدی‌نژاد احساس کرد که در مقابل هیچ‌کس پاسخ‌گو نیست، هیچ کس در کشور شرایطی را به وجود نیاورد که در مقابل اقدامات غیرعلمی دولت توضیح بخواهد، هر تصمیمی را به راحتی می‌گرفت و سازمان مدیریت را هم که مزاحم می‌دید، منحل کرد. یک نفر نبود که توضیح بخواهد که چرا درآمد ارزی را بیش از قانون بودجه مصرف می‌کردند! وقتی هم که دیوان محاسبات گفت که یک عدد بزرگ ۱۰ میلیارد دلاری به خزانه واریز نشده، به سادگی از کنار آن گذشتند. 
وی افزود: فکر می‌کنم این عدم پاسخگویی یعنی تعطیل کردن بخش نظارت و پرسشگری در بخش نهادهای رسمی و هم در بخش نهادهای مدنی. یعنی شرایطی به وجود آمد که در روزنامه‌ها هم کسی فکر نمی‌کرد که می‌تواند سوال کند. اقتصاددانان در همان سال‌های اول دولت را نقد کردند، اما به جای اینکه استقبال کنند که یک تعداد استاد دانشگاه وقت گذاشته و راجع به مسائل کشور تجزیه و تحلیل کرده‌اند، گفتند که اینها همان مدیران سابق هستند که دستشان از بیت‌المال کوتاه شده یا اینکه عوامل جاهای دیگر هستند. یکسری تهمت‌ها زده شده که اقتصاددانان ترجیح دادند که بعد از آن دیگر صحبت نکنند. اگر یادتان باشد من هم روی آمار و ارقام رشد صنعت یک نامه سرگشاده ۷، ۸ صفحه‌ای به احمدی‌نژاد دادم که این آمار و ارقام همه‌اش خلاف است. بعد یک کارشناس را وادار کردند که به جای جواب دادن، تهمت و توهین نثار ما کند. من فکر می‌کنم تعطیل کردن فضای نقد و پرسشگری باعث شد که دولت احمدی‌نژاد احساس کند که می‌تواند هر طور بخواهد از منابع کشور استفاده کند؛ چرا که فکر می‌کردند که این منابع، شخصی است و نتیجه‌اش وضعیت فعلی است که مهم‌ترین عامل آن ضعف مدیریت است. البته اصلا مدیری در دولت احمدی‌نژاد وجود نداشت که ضعف مدیریتی وجود داشته باشد!

۱۳۹۲ خرداد ۲۸, سه‌شنبه

به جرم فراخواندن مردم برای رای به روحانی کارشکنی 2 روز و نیمه علیه انتشار سایت پیک نت


موش دوانی ارتش باصطلاح سایبری جمهوری اسلامی، توانست دو روز کامل و یک نیمه روز سایت پیک نت را از دسترس دور کند. یعنی از شب انتخابات 92 تا بعد از ظهر یکشنبه (دیروز). متاسفانه دراین فاصله با تعطیلات اروپا نیز برخورد کردیم و شرکتی که سرور پیک نت دراختیار آنست، کارمندان فنی اش در مرخصی آخر هفته بودند. شرکت مذکور هم نمی دانست اشکال از کجاست، زیرا سرور کار می کرد اما سایت باز نمی شد. یکی از دوستان ارزنده ما که دارای تخصص بالائی در امور اینترنت است در کنار آنها قرار گرفت و سرانجام با کمک متخصصان فنی کشیک این شرکت توانست موش دوانی و موش دوان ها را پیدا کند و سایت را باز کند. ما این توضیح را میتوانیم بدهیم که پنج "I.P" مجهز به یک برنامه "سرعت مراجعه" روی سایت پیک نت انداخته بودند که قادر بود در هر دقیقه بیش از 500 سئوال (مراجعه) را روی پیک نت بیآورد و این تعداد همچنان افزایش می یافت. این "I.P" ها را متخصصان شرکت و دوست متخصص ما توانستند بلاک کنند و مسیر آنها را پیگیری کردند که تا حدودی زیادی به مرکز این اقدام دست یافتند. ما از طریق شرکت بین المللی که سرور سایت پیک نت در اختیار آنست و شرکت معتبر و بزرگی است که سایت چند مجله و روزنامه بسیار معروف و بزرگ اروپا را نیز در اختیار دارد، سرگرم تهیه شکایت نامه ای هستیم تا مسئله را از طریق حقوقی دنبال کنیم. به همین دلیل اطلاعات بیشتری را در باره مرکزی که دست به این اقدام زده بود منتشر نمی کنیم تا مرتکب خلاف حقوقی نشویم. طبیعی است که پس از به سرانجام رسیدن این پیگیری نتیجه را اعلام خواهیم کرد.
باطلاع می رسانیم که این احتمال همچنان وجود دارد که برای زمان کوتاهی بتوانند باز هم سایت پیک نت را از  دسترس دور کنند، اما این اقدام ایذائی نمی تواند طولانی باشد و به دست و پا زدن های آخر مرغ سر بریده ای می ماند که در عروسی و شادی پیروزی انتخاباتی سرش را از تن جدا کرده باشند!
پیک نت  27  خـــــــرداد

۱۳۹۲ خرداد ۸, چهارشنبه

:: مادر اشکان ذهابیان؛ برخورد ماموران خشن و تاسف‌بار بود



جرس: اشکان ذهابیان فعال سابق دانشجویی، در حمله ماموران امنیتی به منزل پدری‌اش در شهرستان بابل برای چهارمین بار بازداشت شد. هنوز علت اصلی این بازداشت مشخص نیست. رقیه جعفریان، مادر اشکان ذهابیان با ابراز تاسف از نوع برخورد ماموران به "جرس" می گوید: " ماموران صبح امروز دوشنبه( 5 خرداد) با حالت بسیار تهاجمی و بدون خبر ریختند خانه، مثل اینکه می خواهند دزد و جانی دستگیر کنند. چهار مامور بودند که دو نفر بالا آمدند و یکی پایین ایستاده بود و یکی دیگر هم در ماشین بود. همینطوری وارد خانه می شوند و حتی فرصت نمی دهند آدم حجابش را درست سرش کند. اشکان هم در رختخواب خوابیده بود و از رختخواب بیرون کشیدنش و حتی اجازه ندادند لباسش را عوض کند و به دستانش دستبند زدند تا او را ببرند." وی می افزاید: "به حدی با حالت بد و تهاجمی ریختند خانه که هنوز حالم بد است و به خود آنها هم گفتم که حق ندارید اینطور بریزید خانه و همه چیز را بهم بریزید مگر دزد و جانی دارید دستگیر می کنید؟! هیچ جوابی ندادند. از آنها حکم خواستم که گفتند ما مجوز قضایی برای گشتن خانه داریم و به کارشان ادامه دادند. البته دفعه پیش هم تمام وسایل خانه را بازرسی کردند و بهم ریختند. گفتم من نمی دانم خود اشکان را که دارید می برید پس چرا اینجوری همه چیز را بهم می ریزید؟ خلاصه بعد اشکان را با دستبند و لباس خواب بردند. اینقدر اصرار و مقاومت کردم تا گذاشتند لباس برایش پایین ببرم و با لباس خواب او را نبرند." اشکان ذهابیان، دانشجوی رشته شیمی محض دانشگاه فردوسی مشهد بود که در دوران تحصیل در دانشگاه، بعنوان یکی از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی و علوم پزشکی مشهد فعالیت می کرد. اولین برخوردها با او به علت فعالیت های دانشجویی اش صورت گرفت و در سال 87 به مدت یک ترم از تحصیل محروم شد. پس از آن این عضو دفتر تحکیم وحدت در خرداد 88 در جریان اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در دانشگاه مازندران مورد ضرب و شتم نیروهای لباس شخصی موسوم به انصار قرار گرفت و مدت سه روز را در بیهوشی سپری کرد. وی مدت سه ماه در سلول انفرادی زندان اداره اطلاعات ساری و زندان متی کلای بابل تحت بازجوئی بود. بار دیگر در حوادث 13 آبان (روز دانش آموز) سال 88 به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به واسطه تشکیل انجمن های اسلامی شمال کشور بازداشت شد. اشکان ذهابیان در شعبه صد ویک دادگاه انقلاب شهرستان بابل به صورت غیابی به شش ماه حبس تعزیری محکوم شد. این فعال دانشجویی که در روز دوشنبه دوازدهم اردیبهشت سال جاری در پی درخواست اداره اطلاعات برای اجرای حکم شش ماهه خود به اداره اطلاعات ساری مراجعه کرده بود، در همان محل بازداشت شد. این دانشجوی محروم از تحصیل پس از گذراندن حکم آزاد شد اما پرونده جدیدی برای وی به اتهام دیدار با آیت الله صانعی ، آیت الله وحید خراسانی و دیگر مراجع تقلید در قم باز شد. مادر این فعال سابق دانشجویی با تاکید بر اینکه قبل از بازداشت هیچ احضارییه دریافت نکرده اند خاطرنشان می کند: "اشکان اصلا فعالیتی نداشت و انتظار نداشتیم این برخوردها را انجام دهند و هنوز هم علت آن را نمی دانیم. پدرش برای پیگیری رفت دادگاه اجرای احکام به او گفتند که حکم برای بازداشت اشکان داشتند. الان به ما می گویند برای اجرای باقیمانده حکمش (هشت ماه از حکمش باقی مانده بود) او را بازداشت کرده اند، در صورتیکه اصلا احضاریه ای ارسال نکردند. می گویند مامور برق و آب هستیم و این طور به خانه هجوم می آوردند. نه نهاد بازداشت کننده معلوم است نه اتهامش. حالا اگر این بازداشت مربوط به اجرای حکم باشد و اتهام جدیدی نباشد، الان باید در زندان متی کلا باشد اما باز از محل و شرایط نگهداری اشکان هیچ خبری نداریم. و با آن حالتی خشنی که اشکان را بردند خیلی نگرانش هستم و نمی دانم وضعیتش چطور است؟"

۱۳۹۲ خرداد ۴, شنبه

جلسه شورای مشاوران خاتمی با حضور وی برای یک انتخابات پرشور رهبر هنوز فرصت تصمیم دارد


شورای مشاوران محمد خاتمی طی جلسه ای که با وی برگزار شد اطلاعیه ای صادر کرد. در این اطلاعیه آمده است:
در این لحظه حساس که مردم، کشور و نظام با مشکلات و تهدیدهای فراوان روبرو است، اعلام نامزدی آیت الله هاشمی رفسنجانی برای انتخابات نقطه عطفی در تاریخ پرفراز و نشیب کشور ما پس از انقلاب بود.این واقعه در عین حال که نشان از فداکاری و شجاعت و دلسوزی جناب آقای هاشمی داشت،‌ نقطه امیدی شد برای ملتی که در وضعیت ناگوار به سر می برد و سخت نگران آینده است.
موج شور آفرینی که به دنبال اعلام حضور ایشان در سراسر کشور از شهر و روستا و در میان بخش ها و طبقات مختلف پدید آمد، دیدگاه اکثریت قاطع جامعه را به لزوم اداره کشور براساس تدبیر، عقلانیت و دلسوزی واقعی که در طول تاریخ اخیر - پیش و پس از انقلاب- اثبات و آزموده شده است نشان داد.
اگر انتخابات به این صورت برگزار می شد، می توانست سبب شود که حماسه واقعی و بی نظیر در انتخابات پیش رو رقم بخورد و نفس این حضور و این حماسه سبب کاهش تهدیدها و تقویت امید در جامعه نسبت به آینده شود.
ناباورانه، شورای نگهبان با تصمیمی شگفت انگیز و غیرقابل توجیه، نه تنها نسبت به خواست جامعه بی اعتنایی کرد، بلکه فرصت بسیار مهمی را از انقلاب و کشور گرفت. ما به عنوان دلسوزان انقلاب و کشور بر خود فرض می دانیم که سپاس فراوان نسبت به آیت الله هاشمی رفسنجانی را که در این فرصت حساس، فداکارانه و متعهدانه خطر کردند و ظرفیت ممتاز خود را به عنوان رکنی از ارکان مستحکم انقلاب و نزدیک ترین یار حضرت امام و مدیری توانا در خطرخیزترین لحظات نشان داده اند ابراز داریم.
و نیز لازم است از درک والا و احساس تعهد ملت بزرگوار که به صورت اشتیاق شورآفرین آنان به سپردن مسؤولیت به جناب آقای هاشمی بروز کرد تقدیر شود.
بدون تردید تصمیم جناب آقای هاشمی علاوه بر اجر فراوانی که نزد حضرت پروردگار خواهد داشت، موجب شد تا علی رغم تخریب های موهن و بی انصافی هایی که از سوی بعضی محافل و افراد مغرض رخ داده و خواهد داد، نشان دهد که ملت شریف ما قدر سرمایه های خود را می داند و اینک نیز هنوز این امید هست که بزرگان دلسوز کشور و نظام از جمله مقام معظم رهبری جلوی تصمیم نادرست اتخاذ شده را بگیرند تا ان شاء الله کشور و جامعه در مسیری قرار گیرد که هم موجب تقویت اعتماد ملی و نیز تأمین مصالح بنیادین انقلاب و کشور قرار گیرد.
پیک نت  4  خـــــــرداد