رهبران جنبش سبزراآزادكنيد.

رهبران جنبش سبزراآزادكنيد.

۱۳۹۱ خرداد ۱۰, چهارشنبه

دیپلمات های سوری از ترکیه نیز اخراج شدند فرصت های از دست رفته بشار اسد و علی خامنه ای


موج اخراج کادر دیپلماتیک دولت سوریه از کشورهای اروپائی و برخی کشورهای عربی، روز گذشته به ترکیه نیز رسید و دولت این کشور به دیپلمات های سوری 72 ساعت مهلت داد تا خاک ترکیه را ترک کنند.

آنچه که اکنون موجب نگرانی شده، این نیست که سفارتخانه های سوریه از کادر دیپلماتیک تهی می شود و یا شورای امنیت اولین جلسه خود را برای رسیدگی به آنچه در سوریه می گذرد تشکیل داد، بلکه آغاز یک یورش نظامی همه جانبه به سوریه است که باید نگران آن بود.

دولت بشار اسد، با طناب پوسیده سپاه پاسداران و توصیه های ساده لوحانه علی خامنه ای برای سرکوب معترضان این کشور به چاهی رفت که حالا در آمدن از آن تقریبا ناممکن شده است. نه تنها از چاه بیرون آمدن ناممکن شده، بلکه زمینه های یک محاکمه به سبک دادگاه جنایتکاران جنگی برای بشار اسد تدارک دیده می شود. برای خنثی سازی همه توطئه هائی که علیه سوریه آغاز شده بود، سر چشمه را می شد با یک بیل گرفت، اما اسد چنین نکرد و اکنون هیچ سدی قادر به متوقف ساختن سیل نیست. اشتباه بزرگ او لغو ممنوعیت فعالیت کلیه احزاب سوریه و برپائی فوری یک انتخابات و تغییر قانون اساسی و سپردن اختیارات اجرائی کشور به یک نخست وزیر و سپس اعلام بلافاصله انتخابات ریاست جمهوری با شرکت نامزدهای مختلف بود. آنچه از دست رفت، این فرصت بود. فرصتی که علی خامنه ای در جریان انتخابات 22 خرداد از دست داد، همچنان که فرصت مذاکره با امریکا را در زمان خاتمی و کلینتون در امریکا از دست داد. همچنان که فرصت مذاکرات اتمی پیش از بردن پرونده اتمی ایران به شورای امنیت سازمان ملل از کف داد و در اسارت شعارهای احمدی نژاد که بلند گوی او شده بود از کف داد.

پیک نت 11 خـــــرداد

۱۳۹۱ خرداد ۸, دوشنبه

محسن رفیقدوست: ادغام سپاه و ارتش در دستور کار قرار گرفته؟

طرح ادغام سپاه و ارتش و تبدیل آن به یک واحد نظامی، در دستور قرار گرفته است. این بحث که از سالهای ابتدای جنگ با عراق مطرح بود اما به سرانجام نرسید، اکنون یکبار دیگر بصورت جدی مطرح شده که دو دلیل برای آن می توان متصور بود:

1- سقوط اعتبار سپاه درمیان مردم، محبوبیت ارتش در میان مردم و تلاش برای مقابله با این اعتبار و نجات اعتبار از دست رفته سپاه، با تشکیل یک نیروی نظامی واحد.

2- خطر حمله نظامی به ایران، به چنان مرحله ای نزدیک شده که هر دو واحد نظامی ایران را می خواهند به یک واحد تبدیل کنند تا از رقابت احتمالی آنها برای دفاع در مقابله حمله جلوگیری کنند.

در کنار این دو احتمال، احتمال سومی نیز مطرح است و آن از هم پاشیدن شیرازه حکومتی و نظامی جمهوری اسلامی در صورت حمله احتمالی به ایران و به همین دلیل می خواهند از هم اکنون جلوی پیش افتادن ارتش و تسلط آن بر اوضاع را خنثی کنند.

آخرین اظهار نظری که دراین باره طرح شده، سخنانی است که وزیر سابق سپاه، محسن رفیقدودست در سالروز فتح خرمشهر در مصاحبه با یکی از سایت های حکومتی بنام "راهبر نیوز" گفته است. او گفته است:

"برخی مقامات عالیرتبه نظامی كشورمان درباره لزوم وحدت ارتش و سپاه و دلایل اهمیت این وحدت به نتایجی رسیده اند. این وحدت، دوركننده تهدیدات است اما بخشی از دلایل اهمیت یافتن وحدت ارتش و سپاه، به خاطر افزایش تهدید ایران به حمله است."

پیک نت 8 خـــــرداد

۱۳۹۱ خرداد ۶, شنبه

وزیرخارج امریکا پس از مذاکرات بغداد تحریم ها به قوت خود باقی می ماند!

در پایان مذاکرات بغداد "هیلاری کلینتون" وزیر خارجه آمریکا اعلام کرد:

اختلاف های عمده بر سر برنامه اتمی ایران همچنان باقی ماند و کلیه تحريم های به قوت خود باقی می ماند. امریکا، روسيه، چين، بريتانيا، فرانسه و آلمان پيشنهادات تفصيلی در مورد تمام جنبه های غنی سازی اورانيوم ايران را در طول مذاکرات اين هفته در بغداد، عرضه کردند. ايران، ايده های خاص خود را مطرح کرد، و اختلافات عمده باقی ماند." هر نوع ادامه مذاکرات در باره همین اختلافات است. ما زمينه را برای ادامه مذاکرات فراهم می کنيم، اما درعین حال فشارها به ایران ادامه خواهد یافت. این یک رویکرد دو گانه است.

پیک نت 6 خـــــرداد

۱۳۹۱ خرداد ۴, پنجشنبه

:: اعدام ۱۸ نفر دیگر در ایران؛ ۵۳ اعدام در یک هفته!


به گزارش رسانه های دولتی کشور، طی روزهای گذشته، ۱۸ نفر در چهار شهر مختلف ایران اعدام شدند، که با احتساب اعدام شدگان روزهای اخیر، ۵۳ اعدام طی یک هفته در ایران بوقوع پیوست. به گزارش «سازمان حقوق بشر ایران»، موج اعدام در ایران همچنان ادامه دارد. محمود امیری مقدم، سخنگوی این سازمان گفت: "ما از سکوت جامعه بین المللی به رغم این واقعیت که احکام اعدام حدود ۵۰ نفر در ایران تنها در یک هفته اجرا شده است تعجب می کنیم... بیش از ۸۰ درصد از تمام کسانی که در ایران اعدام می شوند به اتهام خرید و فروش مواد مخدر در پشت درهای بسته دادگاه انقلاب محکوم می شوند." بر اساس این گزارش، «فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران» خبر داده بود که در چند روز گذشته ۲۳ نفر در شهرهای یزد و رشت به دار آویخته شدند. ۱۴ زندانی در تهران اعدام شدند بنا به گزارش ایسنا ۱۴ زندانی روز دوشنبه در یکی از زندانهای تهران اعدام شدند. تمام کسانی که اعدام شدند به اتهام مواد مخدرمحکوم شده بودند. ۲ زندانی نیز در سنندج اعدام شدند بنا به گزارش فارس دو زندانی با نام‌های" ص ،ر "و "و ، ع "صبح دیروز در زندان مرکزی سنندج اعدام شدند. هر دو آنها به جرم سرقت و تجاوز محکوم به اعدام شدند. یک زندانی در ساری اعدام شد بنا به گزارش رسانه های دولتی و دادستان عمومی و انقلاب ساری یک زندانی در ساری اعدام گردید. نام این زندانی مشخص نیست و جرم وی خرید فروش ۵۰ کیلو تریاک گزارش شده است. یک زندانی در کرمانشاه اعدام شد بنا به گزارش خبر رسانی کردپا ، یک زندانی بنام هیوا هواس در زندان دیزل آباد کرمانشاه دیروز صبح اعدام شد. این گزارش مشخص نکرد این زندانی به چه جرمی به اعدام محکوم شده بود ولی دستگیری وی را در سال ۸۸ تائید کرده است.این گزارش توسط منابع رسمی حکومت ایران اعلام نشده است.
منبع بالاترین 

۱۳۹۱ خرداد ۱, دوشنبه

زمان بررسی ملی کارنامه آقای خامنه‌ای رسیده!



سال 1391 را باید ظاهرا سال به بن بست رسیدن سیاست‌های آقای خامنه‌ای در همه عرصه‌های سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی و بالاخره اتمی دانست. ریشه این بن‌بست در کجاست؟
آقای خامنه‌ای از ابتدای جمهوری اسلامی، و به تدریج روزبروز آشکارتر، در جناح راست آن قرار گرفت. راست، هم از نظر اقتصادی و هم از نظر سیاسی. از نظر اقتصادی او به پیگیرترین مخالف سیاست‌های اقتصادی دولت میرحسین موسوی تبدیل شد. دولتی که در زمان جنگ می کوشید با حداقل بودجه، نیازهای سرسام آور جنگی را برآورد و در عین حال حدی از انسجام و عدالت اجتماعی را حفظ کند. یک لحظه تصور کنیم که در زمان جنگ هم سیاست‌های اقتصادی دست راستی آقای خامنه‌ای اجرا می شد و چون امروز، خودروهای پورشه میلیارد تومانی، در خیابان ها، در مقابل چشم کسانی که کلیه خود را برای درس خواندن و پرداخت بدهی می فروشند رژه می رفتند. سرنوشت جنگ بهتر از سرنوشت سیاست اتمی ایشان می شد؟
آقای خامنه‌ای از نظر سیاسی هم در جناح راست قرار داشت که به ویژه در پیوند او با حجتیه نمایان می شد تا آنجا که یکی از رهبران حجتیه بنام "آقاشاهی" را بالاترین مقام امنیتی در کنار خود کرد، همان که در ارتباط با انگلستان پرونده کودتا برای حزب توده ايران سرهم بندی کرد و انقلاب را از نیروی این حزب و پشتیبانی آن محروم کرد.
همین دو سمتگیری راست سیاسی و اقتصادی کافی بود تا آقای خمینی با سوظن به وی نگاه کند. البته حداد عادل – پدرعروس آقای خامنه ای- این سوظن را نشانه "بی‌بصیرتی" آیت‌الله خمینی می داند و مدعی است که آقای خامنه‌ای در آن دوران با "بصیرت الهی" خون دل می خورد و سکوت می کرد.
به هر حال ستاره بخت آقای خامنه‌ای با درگذشت آیت‌الله خمینی از چند جهت اوج گرفت. اول اینکه کسی که دست و بال او را بسته بود از سر راه برداشته شد. دوم اینکه اکثریت مجلس خبرگان را مخالفان آقای خمینی تشکیل می دانند و اختلاف با آقای خمینی به سرمایه سیاسی خامنه‌ای در آن مجلس تبدیل شد تا مقام رهبری را به وی تفویض کنند. بالاخره اینکه درگذشت آقای خمینی همزمان شد با بحران در سوسیالیسم جهانی و اندیشه‌های اقتصادی و سیاسی چپ. چنین به نظر می رسید که سیرحوادث و تاریخ از همه سو حق را به آقای خامنه‌ای در برابر آیت‌الله خمینی و میرحسین موسوی داده است. بدینسان خمینی دفن و سرانجام به ماکت مقوایی تبدیل شد و موسوی برای دو دهه محو.
البته در ایران یک انقلاب عظیم برای آزادی و عدالت اجتماعی صورت گرفته بود و نه آقای خامنه‌ای و نه هیچکس دیگر نمی توانست این واقعیت را در نظر نگیرد. به همین دلیل ایشان سیاست‌های راست گرایانه مورد نظر خود را زیر پرچم مخالفت با "لیبرالیسم" به پیش برد که پرچم تاریخی سرمایه داری در شرایط بحران و جنبش وسیع توده هاست. این مخالفت با "لیبرالیسم" دو جنبه سیاسی و اقتصادی داشت. نفی لیبرالیسم سیاسی به معنای نفی دمکراسی. نفی لیبرالیسم اقتصادی یعنی پشت سرگذاشتن آن در سمت اولترا لیبرالیسم. همان راه و روشی که امروز مانیفست همه احزاب راست افراطی در اروپا و دیگر کشورهای جهان است.
اکنون پس از گذشت بیش از دو دهه زمان بررسی کارنامه آقای خامنه‌ای فرا رسیده است. با اینحال نباید فراموش کرد که این دو دهه خود از سه مرحله عبور کرده است :
دوران هاشمی رفسنجانی که در آن تصور می شد می توان در شرایط ایران انقلاب کرده لیبرالیسم اقتصادی را با رنگ و لعابی از لیبرالیسم سیاسی همراه کرد.
دوران 8 ساله محمد خاتمی که در آن دمکراسی سیاسی به مسئله عمده تبدیل شد در حالیکه همین دوران درخشان ترین دوران اقتصادی تقریبا 24 سال اخیر هم هست. اگر دستاوردی همچنان وجود دارد که دولت احمدی نژاد و دزدها و اختلاس گرانی که در اطراف او و بیت رهبری جمع شده اند نتوانسته اند نابود کنند، اگر پایه‌های مادی و فنی در کشور ما هنوز وجود دارد که بتوان آنها را وسیله یک پرش و جهش اقتصادی نوین کرد از همین دوران است.
بالاخره دوران احمدی نژاد که تجسم و تبلور و اجرای همه تفکرات و اندیشه‌های سیاسی و اقتصادی و آقای خامنه‌ای شد. اختلاف احمدی نژاد و آقای خامنه‌ای درست به همین دلیل قابل حل نیست که هر دوی آنها خود را رهبر، خود را پرچمدار یک سیاست واحد جلوگیری از دمکراسی سیاسی و پیگری اولترالیبرالیسم اقتصادی می دانند و در عین حال می خواهند بحران ناگزیر اقتصادی و پیامدهای ویرانگر اجتماعی حاصل از آن را به گردن دیگری بیاندازند.
ریشه‌های بن بست و شکست سیاست اتمی ایشان را باید در این واقعیت‌ها جستجو کرد. ایران می توانست با دموکراسی سیاسی و عدالت اجتماعی با کمترین هزینه به فن آوری اتمی تا آستانه توانایی ساخت سلاح آن نیز دست پیدا کند