رهبران جنبش سبزراآزادكنيد.

رهبران جنبش سبزراآزادكنيد.

۱۳۹۰ آبان ۵, پنجشنبه

ورود به فاز نظامی نام رمز کدام فاجعه است؟

آنچه که در روزهای اخیر، بعنوان افشاگری برادر احمدی نژاد پیرامون ورود باصطلاح "جریان انحرافی" و در اصل "بانداحمدی نژاد" به "فاز نظامی" در سایت های خبری و برخی روزنامه های داخل کشور منتشر شده، به چه معناست؟ آیا احمدی نژاد می خواهد کودتا کند؟ سپاه به دو دسته تقسیم شده و یک دسته آن پشت احمدی نژاد جمع شده اند؟ بسیج قرار است به حمایت از احمدی نژاد روبروی سپاه بایستد و یا برعکس؟
اینها سئوالاتی است که با خواندن اشاره سر بسته برادر احمدی نژاد به "ورود به فاز نظامی" جریان انحرافی به ذهن هر خواننده ای راه می یابد. اما اشاره سربسته برادر احمدی نژاد به گزینه های بالا نیست. خود وی نیز کاشف هیچ خبری نیست. آنچه که او به آن اشاره کرد، بخشی از مذاکرات محرمانه ایست که در جلسه چند هفته پیش برخی فرماندهان سپاه و اعضای نظامی کابینه احمدی نژاد و ناظرانی از بیت رهبری در شهر مشهد صورت گرفت. در آن جلسه، سردار وحیدی، فرمانده سابق سپاه قدس که اکنون وزیر دفاع از کابینه احمدی نژاد است و درواقع نماینده مستقیم سپاه در کابینه از جمله گفته بود: «ما اطلاع داریم که برخی اعضای دولت مقدمات خروج از کشور خود را فراهم کرده اند. همچنین اطلاع داریم که احمدی نژاد در جهت تشویق امریکا به حمله محدود نظامی به ایران اقداماتی کرده است...»
آن "ورود به فاز نظامی" که برادر احمدی نژاد مطرح کرده، همین فاز است و این احتمال که ماجرای ترور سفیر عربستان سعودی در امریکا نیز با همین هدف سازماندهی شده باشد و یا از جانب دیگری سازماندهی شده اما احمدی نژاد برای رسیدن به همان هدفی که سردار وحیدی گفته به امریکائی ها خبر داده باشد وجود دارد. احمدی نژاد میداند که زمان زیادی در اختیار ندارد و پس از انتخابات مجلس آینده، تکلیف رئیس جمهور یا توسط مجلس معلوم می شود و یا در انتخابات و او قطعا کنار گذاشته خواهد شد. بنابراین، او یگانه راه حل را برای حفظ موقعیت و حتی ادامه حضور در کاخ ریاست جمهوری را یک جنگ می داند. جنگ می داند که به زعم وی و لابد با پیام هائی که داده و اشاراتی که دریافت کرده، محدود خواهد بود و متعاقب آن مذاکرات صلح با امریکا آغاز خواهد شد. مذاکراتی که او خود را نقش آفرین آن میداند. بویژه اگر در جریان این جنگ بیت رهبری براثر شکست در جنگ و سیاست های نظامی و اتمی اش و تشدید فشار مخالفان سیاست های نظامی و اتمی او در سالهای اخیر، عملا کنار گذاشته خواهد شد. حتی اگر مقام تشریفاتی "رهبری" را برای مدتی، در اختیارش باقی بگذارند. بخشی از بادی که در ماه های اخیر زیر عبای مصباح یزدی می کنند نیز برای چنان موقعیتی است.
خبر دریافتی پیک نت در باره جلسه مشهد را از اینجا بخوانید.)
پیک نت 5 آبان

۱۳۹۰ آبان ۲, دوشنبه

حمله نظامی به ایران از این مسیر عبور می کند خطر تحریم روی سر بانک مرکزی و نفت ایران

مهم ترین بحث در درون حاکمیت جمهوری اسلامی، نه سفر "آقا" به کرمانشاه و دستآوردهای آن و یا دعوای مجلس و احمدی نژاد و یا حتی چاره جوئی برای یافتن راه حلی انتخابات ریاست جمهوری را لغو و مجلس رئیس جمهور انتخاب کند، بلکه خطری است که بالای سر بانک مرکزی و نفت ایران پرپر می زند.
اما با سرعت در حال رایزنی برای اعلام تحریم بانک مرکزی ایران است و ماجرای ترور سفیر عربستان در امریکا و دیگر اخبار مرتبط با آن بهانه این تحریم. تمام قرائن حاکی از رسیدن به مرحله قطعی اعلام این تحریم است. تحریمی که با تحریم نفت ایران تکمیل خواهد شد و از هم اکنون با عربستان سعودی برای پائین آوردن قیمت نفت و افزایش تولید آن به تفاهم رسیده اند. آنها که با استناد به سیاست جنگی و اتمی جمهوری اسلامی این دو تحریم را تدارک دیده اند، نتیجه بزرگتری از آن می خواهند بگیرند و آن رسیدن نارضائی مردم به نقطه انفجاری است. دراین صورت حمله نظامی و به زانو در آوردن قدرت نظامی جمهوری اسلامی، اجرای نقشه بزرگ تقسیم ایران به سه تا چهار کشور را فراهم می کند.
این فشرده همه بحث هائی است جریان دارد و اغلب سعی می کنند آن را با حاشیه پردازی های گمراه کننده توام سازند. حتی اگر در مرحله نخست نفت ایران را تحریم نکنند نیز، با تحریم بانک مرکزی ایران، عملا نفت ایران سرنوشتی را پیدا می کند که با سرنوشت ناشی از تحریم تفاوت چندانی ندارد. ارز ناشی از فروش نفت به بانک مرکزی واریز می‌شود و سپس از این بانک، ارز به بانک های دیگر داده می شود. بانک هائی که کانون های مالی واردات به کشور و تجارت اند. کشوری که تا بن دندان به واردات وابسته است.
پیک نت 2 آبان

۱۳۹۰ مهر ۲۸, پنجشنبه

بسیجی پروازی دو یا سه روز زودتر از علی خامنه ای به استان می آید و دو روز بعد از رفتن او، لباس محلی را از تن در می آورد

-بسیجی پروازی دو یا سه روز زودتر از آقا به استان می آید و دو روز بعد از رفتن ایشان، لباس محلی را از تن در می آورد و به سمت تهران و مشهد و قم بر می گردد! برای اعزام هر یک فروند از این شهروندنماهای بسیجی و برای حضور خودجوش(!) آنها در سفرهای مقام معظم رهبری و پاداش و کارانه و اسکان و تغذیه شان ، مبلغی بین یک میلیون و پانصد هزار تومان تا دو میلیون تومان هزینه می شود!-اگر تعداد صفرهای هزینه سفرهای ولی فقیه، ما و شما را دچار سرگیجه و کلافگی کند و از خیر ادامه ضرب و تقسیم منصرف شویم. اما در کشوری که مردم برای دریافت ۴۰ هزار تومان یارانه صف می کشند، به یک بسیجی که در ازای یک هفته نمایش عشق به رهبر نزدیک به دو میلیون تومان درآمد نصیبش می شود، خیلی هم بد نمی گذرد! •مسابقه ارضای تمایلات نفسانی آیت الله خامنه ای پایان ندارد. از دعوت از شاعران مدیحه گو بگیرید تا فراخواندن نمایندگان مجلس، که دو زانو خدمت رهبری می نشینند، و از برگزاری نمایش محبوبیت رهبری در استانهای محروم و لشگرکشی بسیجیان پروازی برای ایجاد موج پرشکوه دوستداران رهبر بگیرید تا تروکاژهای تلویزیونی برای به رخ کشیدن اقتدار رهبری، همه و همه برای ارضای حس بی پایان خودکامگی در مقام معظم رهبری است. آیت الله خامنه ای امروز به کرمانشاه رفت. استانی با آمار بیکاری بالا، فقر شدید، محرومیت فراگیر و بالاخره فساد دولتی هولناک! ایشان اما در اجتماع خودجوش(!) هزاران برادر و خواهر بسیجی پروازی (معادل استاد پروازی!) حضور یافتند که شاید برای بار اول کرمانشاه را می دیدند! بسیاری از این هزاران نفر! از اقصی نقاط کشور به کرمانشاه آورده شده بودند، تا رهبر معظم باور کنند که آنها شهروندان مرفه کرمانشاهی! هستند که هیچ دغدغه و مشکلی ندارند به جز دیدار با معظم له و شوق حضور در محضر نایب ولی عصر!! به همین بهانه، ایشان برای این جمعیت خوشحال و شیفته ی ولایت، چیزی از مشکلات و محرومیت های استان کرمانشاه نفرمودند و فقط از قیام وال استریت! و احتمال سقوط و زوال آمریکا و گسترش بیداری اسلامی در اروپا سخن گفتند و صلاح ندیدند درباره سایر مسائل کم ارزش داخلی سخنی بگویند! اما این بسیجیان پروازی کیستند؟ و چرا هر سفر رهبری، دهها برابر طرحهایی که قولش را به مردم می دهند، هزینه بر می دارد؟ بسیجی پروازی به مدد پولهای بادآورده حکومتی، صبح تهرانی است، عصر شهروند خوزستان یا آذربایجان می شود! او بسته به مأموریت می تواند شهروند هرکجا باشد. دو روز قبل به کرمانشاه یا سنندج سفر می کند، لباس محلی را از بسیج تحویل می گیرد، در بازارها می چرخد و در زمان فرود آمدن سفینه ولایت، به عنوان یک شهروند کرد یا کرمانشاهی یا گیلانی و... به مسیر استقبال برده می شود و برای آقا بوسه و گل و دست و دم تکان می دهد. بسیجی پروازی در حقیقت نقش حلقه حفاظتی رهبر را هم ایفا می کند. او باید نقش همان حلقه انگشتری را بازی کند که گویا نگین سلیمانی را در آغوش کشیده است. اینگونه دیگر هیچ شهروند ناراضی و هیچ نیازمند نامه به دستی، مزاحم تصاویر دوربینها نمی شود و دوربینهای صداوسیما فقط قافله عشق را به تصویر می کشند! بسیجی پروازی دو یا سه روز زودتر از آقا به استان می آید و دو روز بعد از رفتن ایشان، لباس محلی را از تن در می آورد و به سمت تهران و مشهد و قم بر می گردد! برای اعزام هر یک فروند از این شهروندنماهای بسیجی و برای حضور خودجوش(!) آنها در سفرهای مقام معظم رهبری و پاداش و کارانه و اسکان و تغذیه شان ، مبلغی بین یک میلیون و پانصد هزار تومان تا دو میلیون تومان هزینه می شود! اگر این رقم را در تعداد هزاران بسیجی اعزامی که صدا و سیما اعلام می کند و عمدتا" جمعیت غیربومی هستند ضربدر کنیم، معنای ارقام میلیاردی هزینه های سفرهای رهبر فرزانه را از نزدیک لمس خواهیم کرد. هرچند ممکن است تعداد صفرهایش، ما و شما را دچار سرگیجه و کلافگی کند و از خیر ادامه ضرب و تقسیم منصرف شویم. اما در کشوری که مردم برای دریافت ۴۰ هزار تومان یارانه صف می کشند، به یک بسیجی که در ازای یک هفته نمایش عشق به رهبر نزدیک به دو میلیون تومان درآمد نصیبش می شود، خیلی هم بد نمی گذرد!

۱۳۹۰ مهر ۲۵, دوشنبه

:: پاسخ باران، پگاه، ترانه، نگار و هانیه به سلحشور: سینما را به حال خود رها کنید، شاید که آرامش به وجدان نگرانتان بازگردد!


پنج بازیگر زن سرشناس سینمای ایران در یادداشتی به اظهارات اخیر فرج‌الله سلحشور کارگردان مجموعه «یوسف پیامبر» پاسخ دادند. در این متن که به امضای ترانه علیدوستی، پگاه آهنگرانی،

نگار جواهریان، هانیه توسلی و باران کوثری رسیده، آمده است: «جناب آقای سلحشور، از اینکه می‌بینیم آن همه پرداختن به زوایای نورانی زندگی پیامبران و سرمشق قرار دادن منش ایشان تاثیری

در کلامتان نداشته، و در نهایت شهرتتان را از نفرت‌پراکنی و بی‌ادبی در برابر هم‌نوعانتان به دست آورده‌اید، بسیار متاسفیم.» در بخش پایانی این متن آمده: «ای کاش لطف کنید سینمایی را که

خجالت می‌کشیم بگوییم شما را یاد کجا می‌اندازد به حال خود رها کنید، شاید که رستگار شوید و آرامش و صلح و محبت به وجدان نگرانتان بازگردد.» به گزارش اکترس باران؛ فرج الله سلحشور طی

روزهای گذشته با انجام یک مصاحبه تند علیه وضعیت کنونی سینمای ایران آن را به “فاحشه خانه” تشبیه کرده بود !

رهبر، ادعاي دخالت در قواي سه گانه را تكذيب كرد


در شرایط فعلی رییس جمهور با انتخاب مستقیم مردم برگزیده می شود كه شیوه خوب و موثری است اما اگر در آینده احساس شود نظام پارلمانی برای انتخاب مسئولان قوه مجریه بهتر است هیچ

اشكالی در تغییر ساز و كار فعلی وجود ندارد./ایشان با اشاره به سخنان برخی افزودند : مسئولان قوه مجریه، نمایندگان مجلس، مسئولان قوه قضاییه، با اختیارات كامل و قانونی ، وظایف خود را

انجام می‌دهند و ممكن است تصمیماتی بگیرندكه رهبری با آن مخالف باشد اما رهبری نه حق دارد نه می تواند و نه قادر است كه در این مسائل دخالت كند مگر جاییكه سیاستی، به كج شدن راه انقلاب

منجر می شود

۱۳۹۰ مهر ۲۱, پنجشنبه

سرگرمی :: سایت اطلاع‌رسانی سفر رهبر جمهوری اسلامی به کرمانشاه: نگران وقوع زلزله در تهران در غیاب خامنه‌ای هستیم!

سایت جامع اطلاع‌رسانی سفر علی خامنه‌ای به کرمانشاه با انتشار یادداشت کوتاهی از احتمال وقوع زلزله در تهران در غیاب رهبر جمهوری اسلامی ابراز نگرانی کرد. این سایت که همزمان با آغاز سفر ۱۰ روزه علی خامنه‌ای به کرمانشاه فعالیت خود را آغاز کرده٬ نوشته است: «تهرانی‌ها نگرانند، می‌ترسند که با رفتن آقا زمین فرصت را غنیمت بشمارد و کار خودش را بکند.» در این یادداشت کوتاه آمده که «ماشاء الله اینقدر مردم تهران زیادند و به همین میزان هم وفور گناه است که دفع خطر همه این گناهان، تنها با حضور آقا ممکن است.» نویسنده این یادداشت که «یک تهرانی» معرفی شده در پایان نوشته است: «می‌ترسم، زلزله یک ۱۰ روزی بی‌زحمت امان بده تا دوباره آقا بیایند.» سایت جامع اطلاع‌رسانی سفر علی خامنه‌ای به کرمانشاه از سوی «بسیج سایبری» این استان راه‌اندازی شده و قرار است برنامه‌های رهبر جمهوری اسلامی در این سفر را پوشش دهد. با متزلزل شدن پایه‌های مشروعیت جایگاه خامنه‌ای در میان مردم ایران٬ هواداران وی تلاش می‌کنند با ارائه تعاریف اغراق‌آمیز٬ چهره و موقعیت وی را در داخل ایران بازسازی کنند. طی دو سال گذشته تعاریف و تمجید‌های فراوانی از رهبر جمهوری اسلامی در رسانه‌های ایران مطرح شده که بازتاب‌های منفی گسترده‌ای در افکار عمومی مردم ایران داشته است. با وجود این٬ رسانه‌ها و نزدیکان به علی خامنه‌ای همچنان به تعاریف خود از وی ادامه می‌دهند و بار‌ها ادعا کرده‌اند که رهبری وی مورد تائید امام دوازدهم شیعیان است.

۱۳۹۰ مهر ۱۹, سه‌شنبه

غلط درشت 3 میلیارد دلاری دیکته های پر غلط آقای خامنه ای را ملت ایران، سرانجام تصحیح خواهد کرد

یک روز پس از سخنرانی پرسر و صدای آقای خامنه‌ای درباره ماجرای اختلاس که خواهان "کش" ندادن و بسته شدن پرونده آن شد، ایشان با گروهی از مسئولان دولتی و دانشجویان کشور که از آنان به عنوان "نخبه"‌های علمی کشور یاد شده دیدار کرد.

آقای خامنه‌ای در این دیدار با اشاره غیرمستقیم به ماجرای اختلاس، آن را "لغزش" و "امری طبیعی" نامید و گفت: "هر دیکته‌ای بالاخره غلط هائی دارد. راه غلط نکردن، دیکته ننوشتن است. ملت ما امروز دارد یک دیکته ی سنگینی را می نویسد؛ مسئولین، دولت، ملت، راه دشواری را دارند طی می کنند. یک جاهائی سکندری خوردن، لغزش پیدا کردن، زمین خوردن، طبیعی است." البته آقای خامنه‌ای خود را استثنا می‌داند. اگر کسی هم اشتباه و لغزشی دارد مسئولین و "ملت ما" هستند و نه شخص وی. ماجرای اختلاس هم یک لغزشی است که "ملت ما" کرده به ایشان و رهبری ایشان هم هیچ ارتباطی ندارد!

آقای خامنه‌ای در این دیدار سخنان دیگری هم گفت و تقریبا پیرامون همه چیز اظهار نظر کرد. از علوم انسانی و پایه و کاربردی گرفته تا صادرات و واردات و صنعت و فرهنگ و دین و علم و استعمار و غرب و شرق و شمال و جنوب و در همه این مسایل طبق معمول یک طرفه داد سخن داد، سخنانی که همه آنها الزاما غلط و غلوط نبود ولی مشکل ملت ما با حرف های آقای خامنه‌ای نیست، بلکه با عملکرد اوست. مثلا وی شبانه روز از مبارزه با آمریکا و استکبار سخن می‌گوید ولی مدافع آنست که نسخه اقتصادی بانک جهانی که رئیس آن را مستقیما دولت امریکا تعیین می‌کند در ایران اجرا کند. از مبارزه با تهاجم فرهنگی می‌گوید ولی تمام عناصر ارزشمند فرهنگی کشور ما را که می‌توانستند با تهاجم فرهنگی واقعی مقابله کنند یا خانه نشین، یا از دانشگاه‌ها پاکسازی و تصفیه کرده، یا به زندان انداخته یا به خروج از کشور وادار کرده است. از صنعت ملی و گسترش تولید سخن می‌گوید اما درآمد ملی کشور ما را در خدمت واردات بنجل‌ترین اجناس تمام جهان قرار داده و صنعت و تولید ملی را به نابودی کشانده است.

ایشان در این دیدار هم سخنانی گفت که درست عکس عملکرد اوست. برای نمونه از اینکه "کرسی آزاد اندیشی" با وجود تذکر "صدباره" وی توجه نشده است انتقاد کرد. کسی در آن جمع نبود که به آقای خامنه‌ای بگوید کرسی آزاد اندیشی را اکنون دیگر باید در زندان اوین تشکیل داد که همه آزاد اندیشان آنجا جمع شده اند. شما این زندانیانی را که نه الزاما مخالف شخص شما بلکه مخالف شیوه‌های رهبری شما هستند آزاد کنید تشکیل کرسی آزاداندیشی در دانشگاه‌ها پیشکشتان. اگر زندانیان را آزاد نمی‌کنید اقلا جلوی اخراج و بازنشسته کردن اساتید آزاداندیش یا ستاره کردن دانشجویان آزاداندیش را بگیرید.

متاسفانه سخن آقای خامنه‌ای درست عکس عمل اوست و این چیزی است که ملت ما را آزار می‌دهد و بدتر از آن اصل سخن درست را هم خراب می‌کند. کرسی "آزاد اندیشی" چیز بدی نیست. ولی چه کسی، با چه کارنامه ای، با چه گذشته ای، با چه امروزی، با چه عملکردی دارد آن را بیان می‌کند؟ امروز هرکس با هر اندیشه درستی مخالف است بجای آنکه از قول خود بگوید از قول آقای خامنه‌ای آن را بیان می‌کند. و این دفاع از سخن درست را هم مشکل کرده است.

نمونه دیگر. آقای خامنه‌ای در این دیدار از "نخبگان" سخن گفت و خود نخبه‌ها را هم به استعداد برتر و غیربرتر تقسیم کرد و گفت "ما مسئله ی شناسائی نخبه را داریم. پیش از شناسائی نخبه، شناسائی استعداد برتر را داریم که در طول زمان تبدیل به نخبه خواهد شد".

در پاسخ ایشان باید گفت اولا چیزی به نام "نخبه" و "استعداد برتر" و غیر برتر اصلا وجود ندارد. نظام‌های سرمایه‌داری مردم را به "نخبه"، "استعداد برتر"، "تیزهوش" تقسیم کرده اند تا خصوصی سازی و طبقاتی بودن آموزش و پرورش و آمورش عالی را از یکسو و نابرابری طبقاتی و فرهنگی را از سوی دیگر توجیه کنند. آقای خامنه‌ای هم همین حرف‌ها را تکرار می‌کند واگرنه امروز از نظر عملی اثبات شده است که نخبه وجود ندارد. هیچ فردی وجود ندارد که در همه زمینه‌ها استعداد داشته باشد و هیچ فردی وجود ندارد که در هیچ زمینه‌ای صاحب استعداد نباشد. همه انسان‌ها در زمینه‌هایی دارای استعداد هستند و در زمینه‌هایی دارای استعداد نیستند. این شرایط محیطی، فرهنگی، اجتماعی، خانوادگی افراد در کنار شانس و تصادف‌های مثبت و منفی است که می‌تواند موجب بروز شکوفایی استعداد معین یا خفه شدن آن شود. (1)

بنابراین اصل سخن و تقسیم کردن جامعه به نخبه و غیرنخبه خود به معنای قرار داشتن آقای خامنه‌ای در زیر نفوذ تهاجم فرهنگی غرب و اندیشه طبقاتی نظام سرمایه‌داری است. بنابراین تبدیل شدن ایشان به مجری برنامه‌های بانک جهانی و صندوق پول شگفتی ندارد. اما این تنها یک سوی ماجراست. سوی دیگر ماجرا در آن است که این "نخبه ها" را برای چه و برای کدام کشور پرورش می‌دهیم؟ جوانانی را که امکانات مساعد خانوادگی و فرهنگی دارند شناسایی کنیم و پرورش دهیم تا بعد آنها را به زندان بیاندازیم یا شرایط فرار و مهاجرت آنان را به اروپا و امریکا فراهم کنیم؟ آقای خامنه‌ای از خود نمی‌پرسد چرا مطابق آمارهای رسمی دو سوم این "نخبگان" و برندگان المپیاد ما در زندان‌ها هستند یا اخراج شده اند یا در بیرون از ایران و برای کشورهای اروپا و آمریکا کار می‌کنند؟ بعد از کودتای انتخاباتی علیه میرحسین موسوی این روند چه شتابی گرفته است؟

به آقای خامنه‌ای باید گفت بجای تقسیم کردن به نخبه و غیرنخبه شرایط آموزشی و فرهنگی برابر وعادلانه ایجاد کنید. بجای فراری دادن نخبگان آنان را جذب کنید. بجای ایجاد کرسی آزاد اندیشی زندانیان را آزاد کنید و دانشجویان و استاتید منتقد را به دانشگاه‌ها و محل کار خود بازگردانید. ازاداندیشانی مانند موسوی و کروبی را از حبس و حصر آزاد کنید تا مردم بقیه ادعاهای شما را جدی بگیرند.

(1) در این مورد نگاه کنید به انتقادهای پرویز شهریاری از مدارس به اصطلاح تیزهوشان و همچنین پژوهش‌های دانشمندان شناخته شده جهانی مانند آلبرت ژاکارد یا لوسین سو در مورد مسئله استعداد.منبع راه توده 18مهر90

۱۳۹۰ مهر ۱۶, شنبه

گفتگوی کوتاه با محمد رضا خاتمی اختلاس و دزی مملکت را برداشته!


محمدرضا خاتمی که در مراسم ختم پدر دکتر حسن‌ روحانی رئیس اسبق شورای عالی امنیت جمهوری اسلامی شرکت کرده بود به چند سئوال خبرنگاران پاسخ داد.
نایب رئیس مجلس ششم و دبیرکل سابق جبهه مشارکت در پاسخ به خبرنگارانی که از او در باره شرکت در انتخابات سئوال کرده بودند گفت: قرار است انتخاباتی برگزار شود؟
از او سئوال شد که چرا در برابر جریان فتنه موضع گیری نمی کند. خاتمی گفت: همه در‌باره فتنه موضع‌گیری می‌کنند؛ اختلاس و دزدی مملکت را برداشته است.
یکی از خبرنگاران از خاتمی درباره “براندازی اصلاح‌طلبان” سئوال کرد. محمدرضا خاتمی گفت: نتیجه همه این اتهامات فعلا روبروی همه است.
از او سئوال شد که اگر مجلس ششم هم‌اکنون روی کار بود، چه برخوردی با اختلاس اخیر می‌کرد، گفت: اگر مجلس ششم بود، چنین اختلاسی روی نمی‌داد.
خبرنگار دیگری که مانند بقیه خبرنگاران عمدتا وابسته به رسانه های حکومتی بود از خاتمی پرسید: چرا آمریکایی‌ها می‌گویند اصلاح‌طلبان سرمایه‌های اجتماعی ما هستند؟”،
خاتمی گفت: من چنین چیزی نشنیده‌ام؛ آمریکا ممکن است غلط‌های مختلفی بکند.
پیک نت ـ 16 مهر 1390

۱۳۹۰ مهر ۱۰, یکشنبه

گزارش یک نشریه کانادائی خروج برخی دزدهای افشاء شده حکومتی از ایران


گزارش نشریه کانادائی "گلوب و مییل" از ورود خاوری به کانادا:
یک بانکدار مهم ایرانی که بدنبال رسوایی اختلاس از ایران فرار کرده وارد تورنتو شده و درخانه ای سه میلیون دلاری مستقر شده است.
این ایرانی- کانادایی، محمد رضا خاوری نام دارد و مدیر عامل یکی از بزرگترین بانک های ایران بوده که دولت صاحب آن است و بانک ملی نام دارد. این فرد روز سه شنبه استعفاء داد و بعد از لندن به بانکفورت رفت و بعد از آن با شرکت لوفتانزا به تورنتو پرواز کرد.
در ایران خیلی غیر عادی نیست که برگزیدگان دولت احمدی نژاد دارای دو ملیت باشند یا نزدیکانی از آنها در کشورهای غربی زندگی کنند. فامیل خاوری در کانادا زندگی می کند. خاوری کسی است که دستور فروش 600 میلیون دلاری کارخانه فولاد را امضاء کرده است. این فروش نقش کلیدی در آفرینش این رسوایی داشته است – به طوری که ماه آفرید امیر خسروی فردی که متهم شده است نامه های تقلبی و ساختگی جعل کرده و در بانکهای مختلف از آنها برای گرفتن اعتبار استفاده کرده به این وسیله توانسته بوده منبع مالی برای خرید کمپانی هایی که متعلق به دولت بوده استفاده کند.
گفته می شود "خسروی" و دو نفر دیگر که روسای دیگر بانک ها هستند جزو آن نوزده نفری می باشند که دستگیر شده اند.
مقامات رسمی کانادا درباره این موضوع بخصوص اظهار نظری نکرده اند.
منبع خبر اینجا
پیک نت ـ 10 مهر 1390

۱۳۹۰ مهر ۹, شنبه

ستون سمت چپ بالا- مرور کودتای 22 خرداد چرخ بازیگر، چه بازی ها با ایران کرده!

آئین امسال سده با شرکت پرشمار زرتشتیان ایران در تالار ماركار تهران‌پارس. باورهای مذهبی گذشتگان ما، که با سقوط آخرین پادشاه سلسله ساسانیان، جای خود را به اسلام داد. اسلامی که اکثریت مردم ایران آن را برای رهائی از چنگال حاکمیت سراپا فاسد ساسانیان و موبدان زرتشتی که سرنوشت خود را با سرنوشت دربار فاسد ساسانی پیوند زده بودند پذیرا شدند اسلام اهل تسنن بود. اقلیت بسیار کوچک و پراکنده اهل تشیع که عمدتا در اطراف اراک و ساوه پراکنده بودند، در زمان صفویه و با شمشیر خون چکان قزلباش (سپاه پاسداران صفویه) به اکثریت تبدیل شدند. بسیاری از موبدان باقی مانده از دوران ساسانیان، اسلام آوردند و شدند روحانی مذهب تازه ای که برایران مسلط شده بود. فرزندان همین روحانیون نیز در دوران سلطه خون ریز پادشاهان صفویه برایران، عبا و عمامه اهل تشیع را بر تن کردند و حتی شال سبز و عمامه سبز سیدی بر سر گذاشتند و شدند روحانیون شیعه و خود را بستند به خاندان پیامبر. البته با ارشاد روحانیونی که در صدر حاکمیت صفویه از کوه ها و روستاهای کوهستانی "جبل عامل" به دعوت بنیانگذاران صفویه به ایران آمدند و در اصفهان مستقر شدند. ریشه و پیوندها راهگشای حدس و گمان درباره آینده است. "چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد"!(از این مختصرتر نمی توانستیم، توصیه آن خوانندگانی را اجابت کنیم که از داخل کشور پیام داده و خواسته اند مطالب مهم را در صفحه اول منعکس کنیم.)