رهبران جنبش سبزراآزادكنيد.
۱۳۹۰ دی ۸, پنجشنبه
نشست 30 ژانویه برای تحریم نفتی ایران می بندیم مثل آب خوردن حمله می کنند مثل نان خوردن
بخشی از تهدیدهای نظامی جمهوری اسلامی که در 48 ساعت گذشته در صدر اخبار جهان قرارگرفته، ناشی از همین روند است. یعنی بیم از تحریم نفتی ایران. این مقامات تهدید کرده اند که در صورت تحریم نفتی ایران، تنگه هرمز را خواهند بست تا هیچکس نتواند از خلیج فارس نفت ببرد!
یکی از فرمانده نیروی دریايی ج. اسلامی دیروز – چهارشنبه- در مصاحبه با شبکه خبري پرس.تي. وي (سیمای انگلیسی جمهوری اسلامی) گفت: بستن تنگه هرمز براي نيروهاي مسلح ايران واقعا کاري ساده است. يا همان طور که ما در ايران ميگوييم از آب خوردن هم راحتتر است. البته تصمیم گیری در این مورد به عهده "بزرگان" است.
اتحادیه اروپا روزانه حدود ۴۵۰ هزار بشکه نفت خام از ایران می خرد و حدود ۱۷ درصد کل نفت صادراتی جهان، معادل ۱۵.۵ میلیون بشکه نفت خام، از تنگه هرمز عبور می کند.
پیک نت 8 دی 1390
۱۳۹۰ دی ۷, چهارشنبه
:: کوهیار گودرزی در اوین؛ هنوز می توان در ایران ماند و موثر بود | در بند ۲۰۹، همه روزها شبیه هم است
۱۳۹۰ دی ۴, یکشنبه
ارزش حمله کم کم معلوم می شود! غارت خود جوش در حمله به سفارت انگلیس

در میان اوباشی بسیجی که تحت سرپرستی سردار "نقدی" به سفارت انگلیس ریختند و دست به غارت زدند، از نهادهای حکومتی هم بوده اند که می دانستند به "کاهدان" نزده و غنیمت به خانه خواهند برد. از جمله تابلوئی را به سرقت بردند که گفته می شود چند هزار دلار قیمت دارد. این تابلو پرتره ایست از فتحعلی شاه قاجار که در سال 1822 میلادی توسط "آقا احمد نقاش" از نقاشان دوره قاجاریه کشیده شده است. همچنین پوستری از فیلم "پالپ فیکشن" ساخته "کوئنتین تارانتینو" درجریان همین یورش به سرقت رفته است. اما حیرت آور آنست که این پوستر اخیرا روی دیوار خانه یکی از کارمندان یکی از نهادها یافت شده است. گویا این کارمند که اسمش اعلام نشده به فیلم های اکشن علاقمند است!
پیک نت 3 دی 1390
۱۳۹۰ دی ۱, پنجشنبه
مصاحبه شیخ جعفر شجونی موسوی و کروبی سپاه را ندارند، مردم را دارند
جعفر شجونی، سعی کرد ترس از فراهم آمدن شرایطی که زمینه شرکت اصلاح طلبان در انتخابات مجلس باشد را اینگونه به زبان آورد:
«اظهارات اخیر خاتمی نشان میدهد که این فتنهگران از ادعا و حرفهای بیربط کوتاه نمیآیند. در حالی که این طیف از اصلاحطلبان در جامعه محلی از اعراب ندارند و فقط خود را گرفتار تلاش مذبوحانه کردهاند. جریان فتنه گمان میکرد هاشمیرفسنجانی کشتی نجات است که هیچگاه غرق نمیشود، اما نه تنها غرق شد، بلکه دیگران را نیز به همین بلا دچار کرد.
موسوی و کروبی سکوت کرده اند و خاتمی را جلو انداخته اند. قصد القای تأثیرگذاری در عرصه سیاسی را دارند. جریان فتنه مطمئن باشد که هیچ فردی در جامعه منتظر بازگشت کروبی، موسوی، خاتمی و حتی هاشمی رفسنجانی به عرصه قدرت و سیاست نیست و لذا آنها نباید دچار خود بزرگ بینی شوند. برخی افراد بر خلاف آنچه هستند صحبت میکنند و فردی که دچار مرگ سیاسی شده، معتقد است که هنوز در جامعه از جایگاهی برخوردار است. چنین حاکمان معزولی هیچ سپاه، نیرو و پشتوانه مالی در بین مردم ندارند.»
اگر شیخ جعفر شجونی دراین مصاحبه یک کلمه حرف درست زده باشد، همان جمله ایست که در آن می گوید « موسوی و کروبی سپاه ندارند» روی دیگر این سخن آنست که امثال شجونی سپاه را دارند و اگر نداشتند، خبرگزاری فارس که وابسته به سپاه است برای مصاحبه به سراغ او نمی رفت.
والا، امثال شجونی، خود بیش از همه میدانند که از وحشت همین نفوذی که وی انکار می کند، موسوی و کروبی را حصر خانگی کرده اند و نماز جمعه را از دست هاشمی گرفتند. کسی که پایگاه و جایگاهی بین مردم نداشته باشد که دیگر نیازی به حبس و حصرش نیست!
پیک نت 30 آذر
۱۳۹۰ آذر ۲۸, دوشنبه
تويي كه ميشناسمت رضا رئیسی محمد نوری زاد: بقلم رضا رئیسی
براي محمد نوري زاد.
سلام عزيز عاشق و دلسوخته.
دوستت داشتهام. دوستت دارم و دوستت خواهم داشت. نامه پانزدهم شما اينجاست. كنار دستم. روي ميز كارم. با هر نگاهي كه به آن مياندازم آه ميكشم و در سكوتي فرو ميروم كه با نور زرد و چركين چراغ بالاي سرم رنگآميزي ميشود. در اين نيمه شب تو را تحسين ميكنم و دشمنانت را نفرين. براي خانوادهات صبوري ميخواهم و براي دوستان و همسايههايت فهم. اما بعد:
آن كه نيكخواه ملت است به برادر ميماند. قلب برادر بسان آب است. پاك و زلال. اما ملت ديگر برادري در حضرات نميبيند. تو نيز بيهوده تلاش ميكني تا چهرهشان را به خودشان بازشناسي. نگاه حضرات نگاه تو و انسانهاي آزاده نيست. قلب شما آينه است و قلب رفقايتان مثل ساعت. آينه آواز نور سر ميدهد و ساعت سايهها را ميشمارد. حضرات كر و كور شدهاند و جز هوس و طلا و تمنا چيزي نميشناسند.
صبور مهربان:
همه ميدانيم كه در اين مدت تو در مقابل ارتش سايهها جانانه پايداري كردهاي و جز حق و خيرخواهي نگفتهاي قلمت زيباست و حرفت حق اما براي اين جماعت قلم بيهوده ميزني. اگر آنها ديده بودند موي سپيد چگونه ميرويد بر فرقشان و ساليان چه پر شتاب ميگذرد از پيش چشمشان، هرگز دل ياران را چنين پر خون نمي كردند. آنان آدميان دودلند. خود را گم كردهاند. كورمال راه ميروند. مشكوك نگاه ميكنند. هراسانند. شتاب زدهاند و به هر سو ميلغزند. براي حقيقت به دنبال اخلاق ميگردند. براي آزادي در پي قفساند و براي مشورت به دنبال دشمن. آينه را تاب نميآورند. آينه را گناهكار ميشمارند. آن را نشانه ميروند. برايش سنگ پرتاب ميكنند. سپس سنگي ديگر و باز هم. تا آينه را بشكنند. تكهتكهاش كنند و گناه را بر گردن مترسكها بيندازنند.
مرد نازنين:
مردم نيز خسته و اندوهگينند. تنهايي، سكوت، سكون. كج خلقي و احساس بيهودگي با آنها عجين شده است. زندگيشان هيچ ضربآهنگي ندارد، اما انتظار كشيدن كاري است كه آن را بسيار خوب ميدانند. همه منتظرند و در حالي كه مثل برگ خيس به زمين چسبيدهاند هر يك اميد دارند كه آن ديگري پا پيش گذارد و هيچ كدام از جايشان جنب نميخورند. دستهاي خدا را مينگرند و خدا آنها را. دستهاي ديگر ميگويند تا بوده چنين بوده و كاري نميشود كرد. گروهي هم مدام حرص ميخورند و به زمين و زمان دشنام ميدهند، اما همينكه سايهاي از بالاي سرشان ميگذرد لال ميشوند. ايستادگي و جاودانگي همواره در هم آميختهاند. آن چيست كه از جاودانگي حاصل مي شود؟ شجاعت و افتخار. اما زماني كه باورها، ارزشها و معيارها تفاوتشان از فرش تا عرش است، جز عدهاي قليل ديگر كسي به جاودانگي نميانديشد.
اگر تو آن من باشي، به اين و آن نينديشم / ز كفر آخر چرا ترسم كه تو ايمان من باشي
رفيق شفيق:
از جمعي به نام علما، فضلا و دانشمند طلب همراهي كردهاي. پيغام تو حقيقتاً به اينها تعلق ندارد. فقط نظمشان را بر هم ميزني. اينان درسشان را بلدند. تقيه، احتياط ، مدارا، مصلحت و… جماعت بدهكار را هيچ يك در برابر حاكمان طلا و تيغ و طمع هوس ايستادگي نيست. يكي ترس جان دارد و ديگري حرص نان. بدهكار فرسوده ميشود. مثل آهن زنگزده ميپوسد. پودر ميشود و ميريزد. بگذار آنان سرگرم كار خويش باشند. عدهاي بر مدار مدارا بمانند و عدهاي در كار اندازه زدن برزخي كه من و تو و او را از هم جدا سازد و عدهاي ديگر عالم بي عمل. سري كه به بهانه همدلي و اصلاح و همراهي فريبآميز بر شانههاي سادهدلان و جانبازان تكيهگاه ميجويد و با رازها و رمزهاي به فريبآلوده به دنبال بهانه توجيه و رهايي خود از كوتاهي، فرصت سوزي و حفظ جان، مال و آبروي خود است، كجا و با كدامين معيار مي تواند داعيهي حق و آزادگي و ظلمستيزي داشته باشد؟
از جمعي به نام علما، فضلا و دانشمند طلب همراهي كردهاي. پيغام تو حقيقتاً به اينها تعلق ندارد. فقط نظمشان را بر هم ميزني. اينان درسشان را بلدند. تقيه، احتياط ، مدارا، مصلحت و… جماعت بدهكار را هيچ يك در برابر حاكمان طلا و تيغ و طمع هوس ايستادگي نيست. يكي ترس جان دارد و ديگري حرص نان. بدهكار فرسوده ميشود. مثل آهن زنگزده ميپوسد. پودر ميشود و ميريزد. بگذار آنان سرگرم كار خويش باشند. عدهاي بر مدار مدارا بمانند و عدهاي در كار اندازه زدن برزخي كه من و تو و او را از هم جدا سازد و عدهاي ديگر عالم بي عمل. سري كه به بهانه همدلي و اصلاح و همراهي فريبآميز بر شانههاي سادهدلان و جانبازان تكيهگاه ميجويد و با رازها و رمزهاي به فريبآلوده به دنبال بهانه توجيه و رهايي خود از كوتاهي، فرصت سوزي و حفظ جان، مال و آبروي خود است، كجا و با كدامين معيار مي تواند داعيهي حق و آزادگي و ظلمستيزي داشته باشد؟
آينه مهر:
بعد از اين باز هم بنويس! نوشتن مانند سيل است. موجي از گل و لاي كه چون سرازير شود قصرها و عبادتگاهها، تختها و منبرها و اربابان و سايهها را ميلرزاند و چه بسا با خود ميبرد، اما نوشتني كه نه او خواند و نه من، پيامي كه نه حضرات آن را تحويل بگيرند و نه برگهاي خيس را تكان دهد چه معني ميتواند داشته باشد؟ با اينحال تو باز هم بنويس. فقط در نامههاي بعدي نگاهت را به سمت مخاطبان ديگر ببر. به سمت اشباح و روحهاي سرگردان كه با سبكبالي پرندگان در آسمان ميچرخند و از گزند شكارچيان ارتش سايهها در اماناند. خطابت به مردگان باشد كه دنيا را تجربه كردهاند و پي بردهاند هيچ حقارت و ننگي بدتر از مردن در زير بار ظلم نيست و به يقين اگر دوباره فرصت زندگي بيابند اينبار ايستاده ميميرند
۱۳۹۰ آذر ۲۶, شنبه
کمیسیون خارجی مجلس: انگلیس لجاجت نکنند روابط جدید را شروع کنیم!
رفتن به سفارت و داخل رفتن را کسی تایید نمیکند. جمهوری اسلامی ایران علاقه به قطع رابطه با کشورهای دنیا ندارد، حاضر به سرمیز نشستن و مذاکره با دشمن است چرا که بهترین راه حل را برای تأمین مصالح ملی دنبال میکند. (این نظرات را یکی از اعضای کمیسیون به نمایندگی از کمیسیون با خبرنگاران در میان گذاشت)
پیک نت 26 آذر
۱۳۹۰ آذر ۲۲, سهشنبه
:: درخواست اوباما از ایران برای برگرداندن هواپیمای جاسوسی/ احتمال معامله پشت پرده میان ایران و آمریکا
۱۳۹۰ آذر ۲۰, یکشنبه
ریش و تسبیح برای رسیدن به قدرت کافی نیست. باید مهر داغ بر پیشانی گذاشت! چهار شکل و روش مهر کردن پیشانی


۱۳۹۰ آذر ۱۵, سهشنبه
حماسه حسینی، فریادی علیه فساد و استبداد یزیدی
سشنبه, 15 آذر, ۱۳۹۰
چکیده :در آن یلدای بیداد و اموی، عده ای از خواص با چاپلوسی به نفع نظام حاکم، به جعل احادیث و مدح ستمگران روی آوردند و تمجید و ستایش دشمنان خاندان وحی را همچون مبانی آموزشی و تربیتی، در مکتب خانه ها به کودکان و نوجوانان می آموختند... با روی کار آمدن جنایتکاری چون یزید و آشکار شدن فساد و ابتذال و علنی شدن آلودگی های غیرقابل اغماض، تعلیمات و فرهنگ اسلامی در مخاطره ای جدی قرار گرفت. از این جهت موضع امام در مقابل چنین شرایطی، که استمرار آن محو دیانت و معنویت را به دنبال داشت، برپا کردن مشعل عاشورا بود تا در آن تاریکی دهشت زا، روشنی بیافریند و نیز از لهیب آن آذرخش کاخ استبداد بسوزد....
کلمه – گروه معارف:
با گذشت حدود نیم قرن از زمان رحلت خاتمِ رسولانِ الهی، به دلیل استیلای ظالمانه شجره خبیثه بنی امیه، ابرهای تیره و تار تحریف، آسمان حقیقت را فرا گرفت. شرایط آن چنان آشفته و دگرگون شد که نشانه مسلمانی، مخالفت با مظهر اسلام و جانشین راستین پیامبر(ص) به شمار می آمد. مشتاقانِ خاندان عصمت و طهارت(ع) و شیفتگان حقایق ناب و ارزش های اصیل، در محاق اختناقی شدید، رنجی جانکاه و شدیدترین مجازات ها، روزگار نگران کننده و ناگواری را سپری می کردند.
در آن یلدای بیداد و اموی، عده ای از خواص با چاپلوسی به نفع نظام حاکم، به جعل احادیث و مدح ستمگران روی آوردند و تمجید و ستایش دشمنان خاندان وحی را همچون مبانی آموزشی و تربیتی، در مکتب خانه ها به کودکان و نوجوانان می آموختند. فضایِ آلوده و آشفته جهان اسلام، چون توفانی مهیب هرگونه آرامش و امنیت را از حامیان راستین حقیقت گرفته بود. فرهنگ والا و پویای اسلام که منشأ تحرک، سازندگی و تحول بود، به صورت قوانینی خشک و بی مغز و آمیخته به جمود و خمود، تبلیغ و ترویج می شد و مجال هرگونه تفکر، تعقل و بحث های زاینده و رشددهنده از فرزانگان، صاحبان خرد و اهل معرفت گرفته می شد.
با روی کار آمدن جنایتکاری چون یزید و آشکار شدن فساد و ابتذال و علنی شدن آلودگی های غیرقابل اغماض، تعلیمات و فرهنگ اسلامی در مخاطره ای جدی قرار گرفت. از این جهت موضع امام در مقابل چنین شرایطی، که استمرار آن محو دیانت و معنویت را به دنبال داشت، برپا کردن مشعل عاشورا بود تا در آن تاریکی دهشت زا، روشنی بیافریند و نیز از لهیب آن آذرخش کاخ استبداد بسوزد.
از این جهت آن خورشید فروزان با حماسه ای پرشکوه و سرنوشت ساز جامعه اسلامی را متوجه اسلام واقعی کرد و به اتفاق اهل بیت، یاران و اصحاب فداکارش، مکتب حیات بخش اسلام را احیا کرد و چشمه ناب حقیقت را از غباری که گرفته بود، رهایی بخشید و در واقع خداوند مکتب وحی را از طریق قیام عاشورا حفظ کرد و تعبیر قرآنی ِ «انّا نحن نزّلنا الذکر و انّا له لحافظون» (ما قرآن را فرو فرستادیم و به تحقیق حافظ آن هستیم) درباره اش مصداق پیدا کرد.
سیره ائمه هدی(ع) در برپا داشتن مجلس سوگواری برای سالار شهیدان، حضرت امام حسین(ع)، و تشویق و تحریض شیعیان در احیای این برنامه، بدان جهت است که واقعه کربلا روشنی بخش جان انسان های طالب فضایل باشد و گریستن برای امامی که در مقابل باطل مقاومت کرد و از ارزش ها صیانت نمود، فریاد قلب و مبارزه عاطفی با ستمگران در همیشه تاریخ است. اما در طول تاریخ هر گاه فضای جامعه شیعه دگرگون شده است، فرهنگ سیاسی عاشورا که سرشار از حماسه و زیبایی است، کمرنگ شده و بعد عاطفی آن و داستان هایی همچون عروسی حضرت قاسم و تشنگی علی اصغر و … چنان رنگ و لعابی گرفته است که گویی تمام آن حماسه پرشور قصه پر سوزی است که آتش جهنم گناهان یک ساله را خاموش کند!
۱۳۹۰ آذر ۱۱, جمعه
:: پخش بیانیه جمعی از دانشجویان دانشگاه تبریز: به پاس خون دانشجویان روز ۱۶ آذر را ارج می نهیم
۱۳۹۰ آذر ۷, دوشنبه
سوراخ چهارم در کشتی آب گرفته نظام!
۱۳۹۰ آذر ۵, شنبه
هدایت به سمت هدف از طریق ماهواره 20 بمب سنگر شکن اتمی تحویل ارتش امریکا شد!
۱۳۹۰ آذر ۲, چهارشنبه
مشکل بزرگ نظام در سخنرانی وزیر اطلاعات گروه های حکومتی از صف رهبر می زنند بیرون
۱۳۹۰ آبان ۳۰, دوشنبه
توقیف روزنامه اعتماد یعنی نام موسوی و کروبی چُرت آقایان را پاره کرد!

۱۳۹۰ آبان ۲۵, چهارشنبه
نامه نوری زاد به خامنه ای احمدی نژاد وقتی می رود که همه را با خود ببرد!
۱۳۹۰ آبان ۲۲, یکشنبه
بازی با جان مردم در آسمان ایران
۱۳۹۰ آبان ۱۹, پنجشنبه
:: ممنوع الملاقاتی تاج زاده پس از یک سال و نیم حبس انفرادی
۱۳۹۰ آبان ۱۷, سهشنبه
خاوری و حراج خانوادگی در کانادا ویلای 3 میلیون دلاری به 2 دلار فروخته شد!
نگرانی حزب موتلفه اسلامی جمعیت شیعه ایران کم می شود جمعیت سنی های ایران زیاد
۱۳۹۰ آبان ۱۲, پنجشنبه
جهان اسلام تازه با بدعت های تاریخی آقای خمینی آشنا می شود!
|
|
| |
| "راشد غنوشی" رهبر حزب اسلامی نهضت در تونس اخیرا در مصاحبهای، درک این حزب از شریعت اسلام و قانون مبتنی بر شریعت را بیان کرده است. وی میگوید: "به گمانم معنای اینکه شریعت منبع قانون اساسی باشد این است که تدوین قوانین را به یک دولت شهروندی واگذار کنیم. اخوانالمسلمین پس از اینکه طرح خودشان را اعلام کردند و از علمای الازهر خواستند قوانین را بازنگری کنند در نهایت آمدند و دیدیم که به دولت شهروندی گردن نهادند. به این معنا که مردم نمایندگان خود را در پارلمان انتخاب میکنند و آنها هستند که دست به اجتهاد زده و قانونگذاری خواهند کرد ... در اسلام مساله اجتهاد است و هیچکس هم نمیتواند آن را در انحصار خودش بگیرد. تفکر اصلی این است که کل این امت بر اساس این دین به خلافت رسیدهاند و نماینده این دین روی زمین هستند. یک نهاد مشخص در اسلام وجود ندارد که دین را نمایندگی کند. حتی دولت هم چنین نیست و نمیتواند سخنگوی دین باشد. هیچکس حق ندارد به اسم دین سخن بگوید مگر کل امت." آنچه غنوشی میگوید سخن مهمی است. به گفته وی در اسلام نهاد مشخصی که دین را نمایندگی کند وجود ندارد. یعنی حوزههای مذهبی نمیتوانند ادعای نمایندگی دین یا در انحصار گرفتن آن را داشته باشند. کل امت یعنی کل مردم نماینده دین هستند و بنابراین شریعت آن قانونی است که مردم از طریق نمایندگان خود وضع میکنند. تاسف آور اینجاست که هیچکدام از روشنفکران یا روحانیان مذهبی کشور ما جرات بیان چنین نظری را قطعا ندارند، آن هم در شرایطی که این نظریه برای اولین بار در ایران و توسط آیتالله خمینی طرح گردیده و غنوشی باید از وی اقتباس کرده باشد. این آیتالله خمینی بود که برای نخستین بار در سال 1360 به اکثریت مجلس، یعنی نمایندگان مردم اجازه داد که به عنوان احکام ثانویه بتوانند احکام اولیه اسلام را کنار گذارند. یعنی مردم را نماینده تشخیص دین معرفی کرد. اهمیت این حکم و این نظر در آن زمان چندان درک نشد، چرا که به مسئله بیشتر از زاویه سیاسی و تلاش خمینی برای کوتاه کردن دست شورای نگهبان و مداخلات واپسگرایانه آن توجه شد و نه از زاویه جنبه فقهی و اسلامی مسئله. ضمن اینکه تنها خبرگان و اهل فن و واپسگرایانی که در شورای نگهبان و حوزههای مذهبی قم و مشهد نشسته بودند میفهمیدند که آیتالله خمینی با این نظر تمام پایه تاریخی فقه را به لرزه درآورده است و مردم و مجلس را جانشین حوزههای علمیه کرده است. مشابه همان چیزی که امروز پس از سی سال راشد غنوشی میگوید. احکام ثانویه و مصلحت برای درک بهتر مطلب باید به برخورد میان آیتالله خمینی و آیتالله گلپایگانی بر سر مسئله احکام ثانویه اشاره کرد. آیتالله گلپایگانی در نامهای در نقد فقهی نظر آیتالله خمینی چنین مینویسد: "... هرگز نمیتوان در مقام رفع ید از احکام اولیه اسلامی، از تشخیص ضرورتی که بین دو جمعیت که با هم تفاوت چشمگیری ندارند (مقصود اقلیت و اکثریت مجلس است. ر.ت) محل اختلاف باشد و بسا آنها که در اقلیتاند هر چند عده شان معدود باشد، از حیث اطلاعات اقتصادی و فقهی و عدم تاثیر از مکتبهای التقاطی و جوسازی قویتر باشند ... از آن بیمناکم حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال نمایند. در مورد تفویضی که به مجلس شورای اسلامی شده، نظر خود را به اطلاع حضرت آیت الله خمینی دامت برکاته رساندم و به مراعات مصالح و به انتظار تجدید نظر ایشان در موضوع، لازم ندیدم مطالب را در مجلس درس عنوان نمایم" (برای مطالعه متن این نامه نگاه کنید به مقاله "باد ارتجاع" در شماره 289 راه توده) صرفنظر از جنبه تهدید آمیز این نامه، استدلال آیتالله گلپایگانی درنگاه اول به مراتب قویتر بنظر میرسد. در واقع هم اکثریت مجلس که در بین آنها غیرمسلمان و یهودی و رزتشتی و مسیحی و کسانی که احتمالا اطلاعات چندانی از قواعد فقهی و شرعی ندارند وجود دارد چگونه میتواند مدعی باشد نظر فقهی و شرعی قویتر ارائه دادهاند، در حدی که بر احکام اولیه هم مقدم باشد. ولی این نظر تنها در چارچوب یک نگرش نظری و طبقاتی معین قوی است. دیدگاه آیتالله گلپایگانی، صرفنظر از جنبه طبقاتی آن که در دفاع از بزرگ مالکان و کلان سرمایهدارانی بود که مجلس قصد مقابله با آنها را داشت، مبتنی فقه سنتی و بر اساس یک دستگاه فکری نخبهگرایانه است که در مقابل دستگاه فکری و فقهی آیتالله خمینی قرار دارد که بر مبنای "ضرورت" و فراتر از آن "مصلحت" است. بنظر آیتالله خمینی شرع و فقه نمیتواند با مصلحت مردم و یک جامعه و یک کشور در یک لحظه معین مغایر باشد. در واقع از آن دین و اجرای قواعدی که خلاف منافع و مصلحت یک ملت و جامعه باشد در درازمدت چه باقی خواهد ماند جز نفرت و بیزاری و دوری گزیدن مردم از آن دین و آن قواعد؟ آیتالله خمینی دیدگاه فقهی را مطرح کرد که در آن مصلحت مردم و جامعه در شکل احکام ثانویه مقدم بر قواعد و احکام اولیه است. ولی مصلحت جامعه و مردم را چه کسی تشخیص میدهد جز خود مردم و نمایندگان آنان؟ با این دیدگاه واگذاری اختیار تشخیص احکام به عهده اکثریت معینی از نمایندگان مردم نه تنها غیرمنطقی نیست بلکه کاملا منسجم است. مهم نیست نمایندگان مجلس تا چه اندازه با احکام مذهبی آشنا هستند یا نیستند یا اصلا مسلمان هستند یا نه مهم آن است که نماینده مردم و بنابراین تشخیص دهنده مصلحت آنان هستند. خمینی بعدها در نظریه ولایت مطلقه فقیه، اندیشه خود را تکمیل کرد و ضرورت و مصلحت را با هم یکی کرد. برخلاف آنچه بعدها مصباح یزدی و دیگران جا انداختند ولایت مطلقه فقیه از دیدگاه آیتالله خمینی و قانون اساسی، ولایت یک فرد نیست بلکه ولایت حکومت است و حکومت منظور حکومت منتخب مردم است. یعنی همان اکثریت تشخیص دهنده مصلحت. چنانچه در قانون اساسی اولیه نیز شرط ولایت فقیه پذیرش از جانب مردم بود و در اصلاح قانون اساسی علاوه بر آنکه شرط مرجعیت رهبر نیز حذف شد، شیوه تعیین آن نیز انتخابی شد به شکلی که رهبر از سوی خبرگان که خود نماینده مردم هستند انتخاب شود. پیش بینی "شورای رهبری" در قانون اساسی نیز کاملا نشان میدهد که منظور از ولایت مطلقه فقیه به هیچ وجه ولایت یک فرد نیست بلکه ولایت یک نهاد است که قدرت خود در کنار گذاشتن احکام اولیه را از عمل به مصلحت و منتخب مردم بودن خود می گیرد. "مجمع تشخیص مصلحت نظام" نیز در همین چارچوب "مصلحت" بوجود آمد. آن تفسیری که بعدها از نظریه ولایت مطلقه فقیه آیتالله خمینی ساختند و هیچکدام از شاگردان او نیز قدرت مقابله با آن را نیافتند اصلا با دیدگاه خمینی و تغییری که در قانون اساسی بوجود آمد همخوانی ندارد. وقتی ما شرط مرجعیت را از شرایط ولی فقیه حذف کرده ایم، این ولی فقیه یا اعضای شورای رهبری که حتی در سطح مرجعیت هم نیستند تنها به این دلیل میتواند احکام اولیه اسلام را کنار بگذارد که منتخب مردم و نماینده مردم اند. ولایت مطلقه فقیه و ولایت مطلقه مردم ولایت مطلقه فقیه در این دیدگاه بیان دیگری برای بیان ولایت مطلقه مردم شد. ولی بلافاصله پس از فوت آقای خمینی و در شرایط رهبری متزلزل علی خامنهای بود که روحانیان واپسگرا از نوع شیخ محمد یزدی یا مصباح و حائری شیرازی نظریه "کشف فقیه" را علم کردند. آنان بهتر از روشنفکران مذهبی ما فهمیده بودند که اگر ولایت مطلقه فقیه یعنی ولایت حکومت در کنار گذاشتن احکام اولیه فقهی را با نظریه انتخابی بودن فقیه، آنچنانکه در قانون اساسی آمده توام کنیم، تبدیل به ولایت مطلقه مردم و از آن بدتر تبدیل به آن میشود که مردم خود منبع تشخیص قواعد دین و جانشین حوزه علمیه بشوند. در حالیکه اگر ولایت مطلقه فقیه را با "کشف فقیه" پیوند بزنیم تبدیل میشود به ولایت مطلقه یک فرد. پس بحث "کشف فقیه" که امثال مصباح یزدی مطرح میکردند فراتر از انتخاب یا کشف رهبری علی خامنهای بود زیرا وی رهبر بود و نیازی به این نبود که وی را دوباره کشف کنند. مسئله مقابله با خطر بزرگتری بود که دیگاه فقهی آیتالله خمینی طرح کرده بود و موجب میشد که تمام فقه سنتی و تمام ساختاری که بر روی آن شکل گرفته و جایگاه امثال مصباح یزدیها و منافع آنها زیر سوال رود. آنها نگران بودند که اگر نظر آیتالله خمینی تثبیت شود نقش فقها به حداقل تقلیل یافته و این نه آنان که تک تک مردم هستند که از طریق نمایندگان خود قواعد و مقررات جامعه را بنا بر مصلحت خود تدوین میکردند. میبینیم نظریهای که امروز راشد غنوشی مطرح میکند تا چه اندازه نزدیک و الهام گرفته از دیدگاههای آقای خمینی است. در واقع نیز راهی که خمینی سی سال پیش باز کرد آنچنان جسورانه و پیامدهای آن نیز، چنان زیر و زبر کننده تمام ساختار حوزههای مذهبی ماست که موجب شد نه تنها حوزه و روحانیان ما توان پذیرش آن را نداشته باشند، بلکه حتی روشنفکران مذهبی ما نیز قادر به هضم آن نشوند. آنها مرعوب تفسیری شدند که امثال مصباح یزدی از ولایت مطلقه فقیه ارائه دادند. کافیست به بحثهایی که مثلا درباره سنگسار یا اعدام وجود دارد نگاه کنیم که برخی از روشنفکران مذهبی ما سعی میکنند از روی متون فقهی ثابت کنند که اینها در دین اسلام نبوده است و این مخالفت را نشان روشنفکری خود میدانند. آنها هنوز در زمین فقه سنتی بازی میکنند و نوآوری فقهی آیتالله خمینی را که خود بدان نام "فقه پویا" داده بود درک نمیکنند. در حالیکه سخن دیروز آیتالله خمینی و سخن امروز راشد غنوشی مسئله را خیلی دقیقتر و روشنتر طرح میکند. فقه و قانون یک امر ثابت نیست، امری پویاست. مردم خود نماینده دین هستند و فقه آن چیزی است که اکثریت مردم همچون مصلحت خود و جامعه شان در یک برهه معین زمانی و مکانی تشخیص میدهند. این اکثریت در انتخابات نمایندگان مردم خود را نشان میدهد و قانونگذاری این نمایندگان مردم یعنی قانون دین. در این شرایط حوزه های علمیه باید از صدور حکم و قانونگذاری دست بردارند و امر قانونگذاری فقط و فقط به نمایندگان مردم به عنوان مرجع تشخیص مصلحت یا بقول غنوشی نماینده خدا بر روی زمین منتقل شود. وظیفه حوزه های علمیه نه تبیین و تعیین احکام بلکه پرداختن به اصول عمیق تر و کلام و فلسفه و تبیین اصول اساسی دین و دلایل آن تبدیل خواهد شد. یعنی همان عرصه ای که خود آقای خمینی در حوزه وارد آن شده بود. چنین وظیفه ای چیزی از جایگاه حوزه نخواهد کاست، برعکس آن را ارتقا خواهد داد. ادامه و دفاع از چنین شهامتی، شهامتی که آیت الله خمینی از خود به یادگار گذاشت، شخصیتی مردمی تر و مقتدرتر و با اعتماد به نفس تر از آقای خامنه ای می خواست. نتایج آن ترورهائی که مجاهدین خلق به کارنامه خود بسته اند و روحانیونی توانمندتر از خامنه ای را پیش از درگذشت آیت الله خمینی برای همیشه از صحنه خارج کرد، نتایج عمیقی بر مسیر انقلاب 57 داشت که این نیز نمونه ای از آنست. |
راه توده 339 9 آبان ماه 1390
۱۳۹۰ آبان ۱۰, سهشنبه
:: رسانههای وابسته به رژیم،با تردستی-مغزشوئی،نظراتی را گفتمان غالب در جامعه میگردانند که مردم را از سقوط رژیم میترسانند
۱۳۹۰ آبان ۵, پنجشنبه
ورود به فاز نظامی نام رمز کدام فاجعه است؟
۱۳۹۰ آبان ۲, دوشنبه
حمله نظامی به ایران از این مسیر عبور می کند خطر تحریم روی سر بانک مرکزی و نفت ایران
۱۳۹۰ مهر ۲۸, پنجشنبه
بسیجی پروازی دو یا سه روز زودتر از علی خامنه ای به استان می آید و دو روز بعد از رفتن او، لباس محلی را از تن در می آورد
۱۳۹۰ مهر ۲۵, دوشنبه
:: پاسخ باران، پگاه، ترانه، نگار و هانیه به سلحشور: سینما را به حال خود رها کنید، شاید که آرامش به وجدان نگرانتان بازگردد!
پنج بازیگر زن سرشناس سینمای ایران در یادداشتی به اظهارات اخیر فرجالله سلحشور کارگردان مجموعه «یوسف پیامبر» پاسخ دادند. در این متن که به امضای ترانه علیدوستی، پگاه آهنگرانی،
نگار جواهریان، هانیه توسلی و باران کوثری رسیده، آمده است: «جناب آقای سلحشور، از اینکه میبینیم آن همه پرداختن به زوایای نورانی زندگی پیامبران و سرمشق قرار دادن منش ایشان تاثیری
در کلامتان نداشته، و در نهایت شهرتتان را از نفرتپراکنی و بیادبی در برابر همنوعانتان به دست آوردهاید، بسیار متاسفیم.» در بخش پایانی این متن آمده: «ای کاش لطف کنید سینمایی را که
خجالت میکشیم بگوییم شما را یاد کجا میاندازد به حال خود رها کنید، شاید که رستگار شوید و آرامش و صلح و محبت به وجدان نگرانتان بازگردد.» به گزارش اکترس باران؛ فرج الله سلحشور طی
روزهای گذشته با انجام یک مصاحبه تند علیه وضعیت کنونی سینمای ایران آن را به “فاحشه خانه” تشبیه کرده بود !
رهبر، ادعاي دخالت در قواي سه گانه را تكذيب كرد
در شرایط فعلی رییس جمهور با انتخاب مستقیم مردم برگزیده می شود كه شیوه خوب و موثری است اما اگر در آینده احساس شود نظام پارلمانی برای انتخاب مسئولان قوه مجریه بهتر است هیچ
اشكالی در تغییر ساز و كار فعلی وجود ندارد./ایشان با اشاره به سخنان برخی افزودند : مسئولان قوه مجریه، نمایندگان مجلس، مسئولان قوه قضاییه، با اختیارات كامل و قانونی ، وظایف خود را
انجام میدهند و ممكن است تصمیماتی بگیرندكه رهبری با آن مخالف باشد اما رهبری نه حق دارد نه می تواند و نه قادر است كه در این مسائل دخالت كند مگر جاییكه سیاستی، به كج شدن راه انقلاب
منجر می شود