رهبران جنبش سبزراآزادكنيد.

رهبران جنبش سبزراآزادكنيد.

۱۳۹۰ دی ۸, پنجشنبه

نشست 30 ژانویه برای تحریم نفتی ایران می بندیم مثل آب خوردن حمله می کنند مثل نان خوردن

سخنگوي کاترين اشتون، رئیس سياست خارجي اتحاديه اروپا، دیروز ـ چهارشنبه- به خبرگزاري فرانسه گفت: اتحاديه اروپا در حال بررسي دور ديگري از تحريم‌ها عليه ايران است ما انتظار داريم اين تصميم در نشست شوراي امور خارجي اتحاديه در تاريخ 30 ژانويه اتخاذ شود. اتحاديه اروپا طرح تحريم نفت خام ايران را در دست بررسي دارد.
بخشی از تهدیدهای نظامی جمهوری اسلامی که در 48 ساعت گذشته در صدر اخبار جهان قرارگرفته، ناشی از همین روند است. یعنی بیم از تحریم نفتی ایران. این مقامات تهدید کرده اند که در صورت تحریم نفتی ایران، تنگه هرمز را خواهند بست تا هیچکس نتواند از خلیج فارس نفت ببرد!
یکی از فرمانده نیروی دریايی ج. اسلامی دیروز – چهارشنبه- در مصاحبه‌ با شبکه خبري پرس.تي. وي (سیمای انگلیسی جمهوری اسلامی) گفت: بستن تنگه هرمز براي نيروهاي مسلح ايران واقعا کاري ساده است. يا همان طور که ما در ايران مي‌گوييم از آب خوردن هم راحت‌تر است. البته تصمیم گیری در این مورد به عهده "بزرگان" است.
اتحادیه اروپا روزانه حدود ۴۵۰ هزار بشکه نفت خام از ایران می خرد و حدود ۱۷ درصد کل نفت صادراتی جهان، معادل ۱۵.۵ میلیون بشکه نفت خام، از تنگه هرمز عبور می کند.
پیک نت 8 دی 1390

۱۳۹۰ دی ۷, چهارشنبه

:: کوهیار گودرزی در اوین؛ هنوز می توان در ایران ماند و موثر بود | در بند ۲۰۹، همه روزها شبیه هم است

هفته ی پیش اخبار و گزارش ها حاکی از آن بود که پروین مخترع، مادر کوهیار گودرزی، دانشجوی محروم از تحصیل و فعال حقوق بشری زندانی، از سوی دادگاه انقلاب کرمان به تحمل ۲۳ماه حبس تعزیری محکوم شده است. پروین مخترع که حدود پنج ماه است در بند عمومی زندان کرمان به سر می‌برد، یک روز پس از بازداشت کوهیار گودرزی، در منزلش در کرمان دستگیر و به اتهام “تبلیغ علیه نظام”، “توهین به شهدا و رهبری” در دادگاه مورد محاکمه قرار گرفت. این حکم، یکی از کم‌سابقه‌ترین احکامی است که در سال‌های گذشته از سوی دادگاه، برای یک مادر، تنها به جرم دفاع از فرزندش، صادر شده است. گزارش ها حاکی از آن است که در هفته‌های گذشته، قاضی پرونده با ارسال پیامی برای پروین مخترع، از وی خواسته بود تا با نوشتن ندامت‌نامه، از اعمال خود ابراز پشیمانی کند تا حکم سبک‌تری دریافت کند. با این وجود، پروین مخترع گفته بود که هرگز حاضر به نوشتن ندامت‌نامه نیست و از حق قانونی خود برای دفاع از فرزندش نخواهد گذشت. پروین مخترع، هم‌چنین در جریان محاکمه خود از داشتن وکیل محروم بوده و مأموران امنیتی به وی گفته‌اند که نیازی به حضور وکیل در دادگاه نیست. کوهیار گودرزی نیز با وجود گذشت پنج ماه از زمان بازداشتش هم‌چنان در شرایط بلاتکلیفی و در بند ۲۰۹نگه‌داری می‌شود. این فعال حقوق بشر که در هفته‌های گذشته متهم به ” تبلیغ علیه نظام” و ” اجتماع و تبانی علیه نظام” شده بود، در حال حاضر در انتظار تشکیل جلسه دادگاه به سر می‌برد. بازپرس پرونده، برای وی به اتهام‌های «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت، از طریق عضویت در کمیته گزارشگران حقوق بشر» و «تبلیغ علیه نظام از طریق مصاحبه با روزنامه اشپیگل» قرار مجرمیت صادر و پرونده او را به دادگاه ارسال کرد. گودرزی که در تاریخ ۹ مردادماه ۹۰ بازداشت شده بود، به مدت ۳ ماه از حق تماس تلفنی با خانواده‌اش محروم بود. در این مدت بسیاری از سازمان‌های حقوق بشری، نسبت به سلامت وی ابراز نگرانی کرده بودند. وی هم‌چنین به مدت طولانی در سلول انفرادی نگه‌داری شد. گفتگوی کلمه را با یکی از نزدیکان این فعال سیاسی در بند را با هم میخوانیم: در ابتدا از شرایط کلی و عمومی آقای گودرزی بفرمایید. آخرین خبری که از ایشان دارین به چه زمانی بر میگردد؟ آخرین خبری که داریم، مربوط به هفته گذشته است. ایشان سه شنبه هر هفته می تواند تماس تلفنی داشته باشد و تنها راه اطلاع از وضعیتش همین تماسهای تلفنی است. چون ملاقات ندارد و هیچ کس نتوانسته است بعد از بازداشت، او را ملاقات کند. کوهیار در حال حاضر، در سلولهای عمومی بازداشتگاه ۲۰۹ نگهداری می شود و با حدود ۱۰ زندانی هم سلول است. و همچنان در وضعیت بلاتکلیفی است و در انتظار برگزاری دادگاه. تحت بازجویی هستند؟ خیر بازجویی های او، مدتی است که پایان یافته و حدود سه هفته پیش، آخرین دفاعیات خود را در بازپرسی انجام داده است. علی‌القاعده، پس از این مرحله، پرونده میبایست با صدور کیفرخواست از سوی دادستان به دادگاه ارسال شود و وقت دادرسی تعیین شود. در مورد کوهیار هنوز این اتفاق نیفتاده، این در حالی است که وی وارد ششمین ماه بازداشت خود شده است. آیا فشار خاصی روی آقای گودرزی وجود دارد؟ خوب، ببینید اصلا نگهداری طولانی مدت متهمان در بند ۲۰۹، خود بیشترین فشار روانی است. اصلا به همین دلیل پس از اتمام بازجویی و تحقیقات، از انتقال زندانی به بند عمومی جلوگیری می کنند. نگهداری افراد، در محیط امنیتی ۲۰۹ که زندانی از حق دسترسی به هرگونه امکاناتی همانند کتاب، تلفن و .. محروم است. و در یک محیط کوچک نگه‌داری می شود که میبایست از چشم‌بند استفاده کند. سکوت را رعایت کند. صدایش بلند نشود. برای رفتن به دستشویی و حمام اجازه بگیرد. و تکراری بودن این روزها، به افزایش فشار بر زندانی منتهی می شود. در بند ۲۰۹، همه روزها شبیه هم است. زندانی هیچ دستاویزی برای تغییر روزها و ساعتهایش ندارد و این مساله به مرور زمان موجب ایجاد احساس یکنواختی و کرختی و افسردگی در افراد می شود. در مورد فشارهای موردی هم باید بگویم، کوهیار مدت طولانی در سلول انفرادی نگهداری شد. تا سه ماه از حق تماس تلفنی محروم بود. یک روز پس از بازداشتش، مادرش را هم بازداشت کردند. در زمان زندانی بودنش، دو تن از دوستانش که یکی از آنها به همراه کوهیار بازداشت شده بود، دست به خودکشی زد. همه اینها کافی است برای اینکه یک نفر را به معنای واقعی از درون فرو بریزد. به همه اینها، فشارهای بازجویی، اتهامات و .. را هم اضافه کنید. باید بگویم کوهیار گودرزی در این مدت واقعا شرایط طاقت فرسایی را تجربه کرده است. و اینکه هنوز حالش خوب است و روحیه اش را حفظ کرده مایه خرسندی و شگفتی است. کوهیار گودرزی سال گذشته پس از تحمل یک سال حبس آزاد شده بود، بازداشت جدید به همان پرونده بر میگردد یا دلیل جدیدی وجود داشته است؟ خوب با توجه به فضای سرکوبی که در دو سال گذشته در کشور حکم‌فرما شده است. واضح است که هیچ نوع حرکت اعتراضی از سوی نیروهای امنیتی تحمل نخواهد شد. کوهیار به عنوان یکی از اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر، پس از آزادی از زندان هم به فعالیتهای خود ادامه داد. این اواخر هم یکی دو تا مصاحبه با برخی نشریات انجام داد که همین مسائل موجب حساسیتهای دستگاه امنیتی شد. آنچه هم که در بازپرسی به عنوان اتهامات او مطرح شده است همین مسائل است. یعنی او متهم شده به “تبلیغ علیه نظام از طریق مصاحبه با نشریه اشپیگل” و ” اجتماع و تبانی علیه نظام از طریق عضویت در کمیته گزارشگران حقوق بشر”، که اگر نگاه قانونی داشته باشیم، هیچ یک از این اتهامات مصداق قانونی ندارد و وی نمی بایست حتی یک لحظه به چنین دلایلی در زندان باشد. اما خوب تنها چیزی که در دستگاه قضایی و سیستم امنیتی ایران مورد توجه قرار نمیگیرد، “قانون” است. کوهیار هم قربانی این بی قانونی است. طریقه ی بازداشت ایشان در ابهام است. در ابتدا اصل بازداشت تایید نشد و سپس در این باره سکوت شد. ممکن است درباره ی نحوه و مکان بازداشت ایشون بفرمایید؟ من فکر میکنم کسی سکوت نکرد. مساله ای که وجود داشت این بود کوهیار زمانی که بازداشت شد، کسی متوجه نشد یعنی او در منزل یکی از دوستانش و به همراه آنها دستگیر شد. مادرش هم فردای آن روز بازداشت شد. بنابراین هیچ کس خبر نداشت. تنها خاموش بودن موبایل او حدس و گمان در مورد بازداشتش به وجود آورد اما چون این مساله سابقه داشت. دوستان وی باید صبر می کردند. تا یک هفته بعد، وقتی یکی از دوستانی که به همراه او دستگیر شده بود آزاد شد، دیگر خبر بازداشت او قطعی شده و اعلام شد. پس از آن هم به مدت ۳ ماه هیچ تماس تلفنی و ملاقاتی نداشت. مادرش هم در زندان کرمان دستش از همه جا کوتاه بود. در واقع هیچ دسترسی به اخبار پیرامون وضعیت او در دست نبود. حتما میدانید که امکان رسیدن اخبار از بند ۲۰۹، اگر فردی در انفرادی باشد و تلفن هم نداشته باشد بسیار کم است. بنابراین اخباری که بود و اتفاقا درست هم بود، تاکید بر نامعلوم بودن شرایط وی بود. در این حال، بعد از سه ماه، زمانی که او برای اولین بار اقدام به برقراری تماس تلفنی کرد و از شرایطش خبر داد. بلافاصله یک خبر رسمی از طرف کمیته گزارشگران حقوق بشر منتشر شد. تا پیش از آن هیچ کس واقعا نمیدانست که او در چه شرایطی است. تمام اخبار بر اساس حدس و گمان بود. چرا هیچ کدام از اعضای خانواده ایشان اطلاع رسانی از شرایط ایشان نمیکند؟ ببینید اصولا در خصوص زندانیان سیاسی، کسانی که به اطلاع رسانی می پردازند فامیل درجه یک هستند. مادر، پدر، خواهر ، برادر. خوب مادر کوهیار در زندان است و او دیگر کسی را ندارد. خاله های او هم چون پیگیر وضعیت مادرش هستند، نمی توانند به کار رسانه ای بپردازند. همچنین هزینه ای که مادر کوهیار در خصوص اطلاع رسانی در مورد وضعیت فرزندش متحمل شده، خود دلیلی می شود برای اینکه سایرین احتیاط بیشتری به خرج دهند. واضح است وقتی به مادر وی رحم نکردند و چنین حکم سنگینی برای او صادر شده است، فردا روز ممکن است خاله و یا پسرخاله اش را نیز دستگیر کنند، فقط به این اتهام که در خصوص وضعیت او اطلاع رسانی انجام داده اند. درباره ی مادر ایشان بفرمایید؟ مادر کوهیار، اخیرا از سوی دادگاه به ۲۳ ماه حبس تعزیری محکوم شده، همچنین پرونده دیگری نیز با اتهام “توهین به رهبری” برای او تشکیل شده که به دادگستری استان کرمان ارجاع شده است. یعنی ممکن است این حکم سنگین تر شود. خانم مخترع در حال حاضر در بند عمومی زندان کرمان در کنار مجرمان عادی نگهداری می شود. شرایط نگهداریشان در زندان کرمان نیز بسیار سخت است. یعنی امکان دسترسی به مواد غذایی، میوه و سبزیجات در این زندان وجود ندارد. شرایط بهداشتی بسیار اسفبار است و رسیدگی پزشکی نیز بسیار محدود انجام می شود. خانم مخترع ظاهرا هفته گذشته از ناحیه پا در زندان دچار آسیب‌دیدگی شده بود که در دادگاه با ویلچر حضور پیدا می کنند. آیا بازداشت و این حکم به واقع به خاطر مصاحبه و اطلاع رسانی وضعیت فرزندشان صادر شده است؟ دلیل بازداشت ایشان مشخص است. قطعا و یقینا، اطلاع رسانی های گسترده او در خصوص بازداشت کوهیار گودرزی، علت دستگیری وی بوده است. پیش از این هم ماموران امنیتی وی را تهدید به برخورد کرده بودند و این بار تهدیدشان عملی شد. به هر حال با این کار، هم پروین مخترع را زندانی کردند و هم اطلاع رسانی در خصوص وضعیت کوهیار را کاهش دادند. آقای گودرزی پس از آزادی به سادگی می توانست از کشور خارج شود، آیا ممنونع الخروج بود که نرفت؟ ایشان به حضورش در ایران بیشتر باور داشت تا خروج از کشور. یعنی مانند بسیاری دیگر از کسانی که در ایران مانده‌اند، باور داشت که حضورش در ایران هم نوعی مبارزه است و دلش می خواست بماند. در حالی که کوهیار دانشجوی دانشگاه شریف بوده و با توجه به سابقه فعالیت هایش به راحتی می توانست از ایران خارج شود و ادامه تحصیل دهد و زندگی راحتی داشته باشد. اما باور داشت که اگر قرار است مبارزه کند، باید در ایران بماند و هزینه اش را نیز بپردازد. البته چون اقدامی برای خروج از کشور نکرد، نمیدانم ممنوع الخروج بود یا نه. اما به هر حال اگر قصد خروج از کشور را داشت راه های زیادی برای این کار وجود داشت. درباره ی فعالیت های فعالان حقوق بشر بفرمایید؟ فعالیت های حقوق بشری هم در ایران به مانند سایر احزاب و جریانها، بعد از سرکوب های گسترده ۸۸، دچار اخلال شد. البته چون در جریان این سرکوبها و اعتراضات، مساله “شهروند خبرنگار” به یک مورد محوری تبدیل شده بود. این قضیه توانست جای خالی نگاه فعالان حقوق بشر را که در همان روزهای ابتدایی سرکوب، مورد دستگیری واقع شده بودند پر کند. اما خوب یک مساله بارز و اساسی که باید مورد توجه قرار گیرد، این است که بعد از انتخابات ۸۸، بیشترین فشارها و هجمه ها به این گروه از فعالان وارد شد و یکی از جریانهایی بودند که مورد بیشترین سرکوب و بازداشت قرار گرفتند. در حالی که آنها نه سوگیری سیاسی داشتند، نه وابسته به جریانها، ستادها و احزاب بودند. نه اصولا دخلی در اعتراضات یا رهبری آنها داشتند. فعالان حقوق بشر تنها به ایفای وظیفه خود در راستای انعکاس موارد نقض حقوق بشر مشغول بودند که اینطور بی رحمانه مورد هجمه قرار گرفتند. آیا هنوز هم حاضر فشارها بر آنان زیاد است و به نظر شما هنوز هم میتوان مفید بود و کار کرد؟ این فشارها با گذشت زمان نه تنها کمتر نشده که بیشتر هم شده است. یعنی امکان کار کردن در هیچ گروهی وجود ندارد، کوچکترین فعالیتی به سرعت سرکوب می شود. واضح است که در این شرایط نمی توان مثل گذشته فعالیت کرد، اما هنوز هم فعالان حقوق بشر یا افراد دیگر از همین روزنه های موجود استفاده می کنند و برای شکستن این فضا تلاش می کنند. همین دیدارهایی که با خانواده‌های زندانیان سیاسی انجام می شود. مراسم هایی که برای آنها برگزار می شود. تلاش در جهت انعکاس اخبار مربوط به زندانها و .. . همه تلاشهایی است که هنوز وجود دارد و با وجود جو خفقان، عده‌ای دارند تلاش می کنند تا جای خالی دوستانشان را پر کنند. فکر می کنم به هر حال با وجود این شرایطی که وجود دارد، هنوز می توان در ایران ماند و موثر بود.

۱۳۹۰ دی ۴, یکشنبه

ارزش حمله کم کم معلوم می شود! غارت خود جوش در حمله به سفارت انگلیس



در میان اوباشی بسیجی که تحت سرپرستی سردار "نقدی" به سفارت انگلیس ریختند و دست به غارت زدند، از نهادهای حکومتی هم بوده اند که می دانستند به "کاهدان" نزده و غنیمت به خانه خواهند برد. از جمله تابلوئی را به سرقت بردند که گفته می شود چند هزار دلار قیمت دارد. این تابلو پرتره ایست از فتحعلی شاه قاجار که در سال 1822 میلادی توسط "آقا احمد نقاش" از نقاشان دوره قاجاریه کشیده شده است. همچنین پوستری از فیلم "پالپ فیکشن" ساخته "کوئنتین تارانتینو" درجریان همین یورش به سرقت رفته است. اما حیرت آور آنست که این پوستر اخیرا روی دیوار خانه یکی از کارمندان یکی از نهادها یافت شده است. گویا این کارمند که اسمش اعلام نشده به فیلم های اکشن علاقمند است!
پیک نت 3 دی 1390

۱۳۹۰ دی ۱, پنجشنبه

مصاحبه شیخ جعفر شجونی موسوی و کروبی سپاه را ندارند، مردم را دارند

شیخ جعفر شجونی که مدتی پیش اعلام شد از رهبری جامعه روحانیت مبارز کنار گذاشته شده و حتی از این جامعه اخراج شده، روز گذشته یکبار دیگر بعنوان عضو ارشد این جامعه با خبرگزاری فارس مصاحبه کرد و سهام نیوز نیز بخش هائی از این مصاحبه را منتشر ساخت.
جعفر شجونی، سعی کرد ترس از فراهم آمدن شرایطی که زمینه شرکت اصلاح طلبان در انتخابات مجلس باشد را اینگونه به زبان آورد:

«اظهارات اخیر خاتمی نشان می‌دهد که این فتنه‌گران از ادعا و حرف‌های بی‌ربط کوتاه نمی‌‌آیند. در حالی که این طیف از اصلاح‌طلبان در جامعه محلی از اعراب ندارند و فقط خود را گرفتار تلاش مذبوحانه‌ کرده‌اند. جریان فتنه گمان می‌کرد هاشمی‌رفسنجانی کشتی نجات است که هیچ‌گاه غرق نمی‌شود، اما نه ‌تنها غرق شد، بلکه دیگران را نیز به همین بلا دچار کرد.
موسوی و کروبی سکوت کرده اند و خاتمی را جلو انداخته اند. قصد القای تأثیرگذاری در عرصه سیاسی را دارند. جریان فتنه مطمئن باشد که هیچ فردی در جامعه منتظر بازگشت کروبی، موسوی، خاتمی و حتی هاشمی رفسنجانی به عرصه قدرت و سیاست نیست و لذا آنها نباید دچار خود بزرگ‌ بینی شوند. برخی افراد بر خلاف آنچه هستند صحبت می‌کنند و فردی که دچار مرگ سیاسی شده، معتقد است که هنوز در جامعه از جایگاهی برخوردار است. چنین حاکمان معزولی هیچ سپاه، نیرو و پشتوانه مالی در بین مردم ندارند.»

اگر شیخ جعفر شجونی دراین مصاحبه یک کلمه حرف درست زده باشد، همان جمله ایست که در آن می گوید « موسوی و کروبی سپاه ندارند» روی دیگر این سخن آنست که امثال شجونی سپاه را دارند و اگر نداشتند، خبرگزاری فارس که وابسته به سپاه است برای مصاحبه به سراغ او نمی رفت.
والا، امثال شجونی، خود بیش از همه میدانند که از وحشت همین نفوذی که وی انکار می کند، موسوی و کروبی را حصر خانگی کرده اند و نماز جمعه را از دست هاشمی گرفتند. کسی که پایگاه و جایگاهی بین مردم نداشته باشد که دیگر نیازی به حبس و حصرش نیست!
پیک نت 30 آذر

۱۳۹۰ آذر ۲۸, دوشنبه

تويي كه مي‌شناسمت رضا رئیسی محمد نوری زاد: بقلم رضا رئیسی

از جمعي به نام علما، فضلا و دانشمند طلب همراهي كرده‌اي. پيغام تو حقيقتاً به اين‌ها تعلق ندارد. فقط نظم‌شان را بر هم مي‌زني. اينان درس‌شان را بلدند. تقيه، احتياط ، مدارا، مصلحت و… جماعت بدهكار را هيچ يك در برابر حاكمان طلا و تيغ و طمع هوس ايستادگي نيست. يكي ترس جان دارد و ديگري حرص نان. بدهكار فرسوده مي‌شود. مثل آهن زنگ‌زده مي‌پوسد.
براي محمد نوري زاد.
سلام عزيز عاشق و دلسوخته.
دوستت داشته‌ام. دوستت دارم و دوستت خواهم داشت. نامه پانزدهم شما اينجاست. كنار دستم. روي ميز كارم. با هر نگاهي كه به آن مي‌اندازم آه مي‌كشم و در سكوتي فرو مي‌روم كه با نور زرد و چركين چراغ بالاي سرم رنگ‌آميزي مي‌شود. در اين نيمه شب تو را تحسين مي‌كنم و دشمنانت را نفرين. براي خانواده‌ات صبوري مي‌خواهم و براي دوستان و همسايه‌هايت فهم. اما بعد:
آن كه نيك‌خواه ملت است به برادر مي‌ماند. قلب برادر بسان آب است. پاك و زلال. اما ملت ديگر برادري در حضرات نمي‌بيند. تو نيز بيهوده تلاش مي‌كني تا چهره‌‌شان را به خودشان بازشناسي. نگاه حضرات نگاه تو و انسان‌هاي آزاده نيست. قلب شما آينه است و قلب رفقايتان مثل ساعت. آينه آواز نور سر مي‌دهد و ساعت سايه‌ها را مي‌شمارد. حضرات كر و كور شده‌اند و جز هوس و طلا و تمنا چيزي نمي‌شناسند.
صبور مهربان:
همه مي‌دانيم كه در اين مدت تو در مقابل ارتش سايه‌ها جانانه پايداري كرده‌اي و جز حق و خيرخواهي نگفته‌اي قلمت زيباست و حرفت حق اما براي اين جماعت قلم بيهوده مي‌زني. اگر آن‌ها ديده بودند موي سپيد چگونه مي‌رويد بر فرق‌شان و ساليان چه پر شتاب مي‌گذرد از پيش چشم‌شان، هرگز دل ياران را چنين پر خون نمي كردند. آنان آدميان دودلند. خود را گم كرده‌اند. كورمال راه مي‌روند. مشكوك نگاه مي‌كنند. هراسانند. شتاب زده‌اند و به هر سو مي‌لغزند. براي حقيقت به دنبال اخلاق مي‌گردند. براي آزادي در پي قفس‌اند و براي مشورت به دنبال دشمن. آينه را تاب نمي‌آورند. آينه را گناهكار مي‌شمارند. آن را نشانه مي‌روند. برايش سنگ پرتاب مي‌كنند. سپس سنگي ديگر و باز هم. تا آينه را بشكنند. تكه‌تكه‌اش كنند و گناه را بر گردن مترسك‌ها بيندازنند.
مرد نازنين:
مردم نيز خسته و اندوهگينند. تنهايي، سكوت، سكون. كج خلقي و احساس بيهودگي با آن‌ها عجين شده است. زندگي‌شان هيچ ضرب‌آهنگي ندارد، اما انتظار كشيدن كاري است كه آن را بسيار خوب مي‌دانند. ‌همه منتظرند و در حالي كه مثل برگ خيس به زمين چسبيده‌اند هر يك اميد دارند كه آن ديگري پا پيش گذارد و هيچ كدام از جاي‌شان جنب نمي‌خورند. دسته‌اي خدا را مي‌نگرند و خدا آن‌ها را. دسته‌اي ديگر مي‌گويند تا بوده چنين بوده و كاري نمي‌شود كرد. گروهي هم مدام حرص مي‌خورند و به زمين و زمان دشنام مي‌دهند، اما همين‌كه سايه‌اي از بالاي سرشان مي‌گذرد لال مي‌شوند. ايستادگي و جاودانگي همواره در هم آميخته‌اند. آن چيست كه از جاودانگي حاصل مي شود؟ شجاعت و افتخار. اما زماني كه باورها، ارزش‌ها و معيارها تفاوت‌شان از فرش تا عرش است، جز عده‌اي قليل ديگر كسي به جاودانگي نمي‌انديشد.
اگر تو آن من باشي، به اين و آن نينديشم / ز كفر آخر چرا ترسم كه تو ايمان من باشي
رفيق شفيق:
از جمعي به نام علما، فضلا و دانشمند طلب همراهي كرده‌اي. پيغام تو حقيقتاً به اين‌ها تعلق ندارد. فقط نظم‌شان را بر هم مي‌زني. اينان درس‌شان را بلدند. تقيه، احتياط ، مدارا، مصلحت و… جماعت بدهكار را هيچ يك در برابر حاكمان طلا و تيغ و طمع هوس ايستادگي نيست. يكي ترس جان دارد و ديگري حرص نان. بدهكار فرسوده مي‌شود. مثل آهن زنگ‌زده مي‌پوسد. پودر مي‌شود و مي‌ريزد. بگذار آنان سرگرم كار خويش باشند. عده‌اي بر مدار مدارا بمانند و عده‌اي در كار اندازه زدن برزخي كه من و تو و او را از هم جدا سازد و عده‌اي ديگر عالم بي عمل. سري كه به بهانه همدلي و اصلاح و همراهي فريب‌آميز بر شانه‌هاي ساده‌دلان و جانبازان تكيه‌گاه مي‌جويد و با رازها و رمزهاي به فريب‌آلوده به دنبال بهانه توجيه و رهايي خود از كوتاهي، فرصت سوزي و حفظ جان، مال و آبروي خود است، كجا و با كدامين معيار مي تواند داعيه‌ي حق و آزادگي و ظلم‌ستيزي داشته باشد؟
از جمعي به نام علما، فضلا و دانشمند طلب همراهي كرده‌اي. پيغام تو حقيقتاً به اين‌ها تعلق ندارد. فقط نظم‌شان را بر هم مي‌زني. اينان درس‌شان را بلدند. تقيه، احتياط ، مدارا، مصلحت و… جماعت بدهكار را هيچ يك در برابر حاكمان طلا و تيغ و طمع هوس ايستادگي نيست. يكي ترس جان دارد و ديگري حرص نان. بدهكار فرسوده مي‌شود. مثل آهن زنگ‌زده مي‌پوسد. پودر مي‌شود و مي‌ريزد. بگذار آنان سرگرم كار خويش باشند. عده‌اي بر مدار مدارا بمانند و عده‌اي در كار اندازه زدن برزخي كه من و تو و او را از هم جدا سازد و عده‌اي ديگر عالم بي عمل. سري كه به بهانه همدلي و اصلاح و همراهي فريب‌آميز بر شانه‌هاي ساده‌دلان و جانبازان تكيه‌گاه مي‌جويد و با رازها و رمزهاي به فريب‌آلوده به دنبال بهانه توجيه و رهايي خود از كوتاهي، فرصت سوزي و حفظ جان، مال و آبروي خود است، كجا و با كدامين معيار مي تواند داعيه‌ي حق و آزادگي و ظلم‌ستيزي داشته باشد؟
آينه مهر:
بعد از اين باز هم بنويس! نوشتن مانند سيل است. موجي از گل و لاي كه چون سرازير شود قصرها و عبادتگاه‌ها، تخت‌ها و منبرها و اربابان و سايه‌ها را مي‌لرزاند و چه بسا با خود مي‌برد، اما نوشتني كه نه او خواند و نه من، پيامي كه نه حضرات آن را تحويل بگيرند و نه برگ‌هاي خيس را تكان دهد چه معني مي‌تواند داشته باشد؟ با اين‌حال تو باز هم بنويس. فقط در نامه‌هاي بعدي نگاهت را به سمت مخاطبان ديگر ببر. به سمت اشباح و روح‌هاي سرگردان كه با سبكبالي پرندگان در آسمان مي‌چرخند و از گزند شكارچيان ارتش سايه‌ها در امان‌اند. خطابت به مردگان باشد كه دنيا را تجربه كرده‌اند و پي برده‌اند هيچ حقارت و ننگي بدتر از مردن در زير بار ظلم نيست و به يقين اگر دوباره فرصت زندگي بيابند اينبار ايستاده مي‌ميرند

۱۳۹۰ آذر ۲۶, شنبه

کمیسیون خارجی مجلس: انگلیس لجاجت نکنند روابط جدید را شروع کنیم!

کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس اعلام کرد چنانچه انگلیس دست از دشمنی و لجاجت بردارد، وزارت خارجه برای مذاکره و پیشنهاد روابط جدید پیش‌قدم می‌شود. حضور دانشجویان (منظور اوباش مهاجم به سفارت است) با مجوز انجام شد، هرچند این آنها با احساسات پاک جوانی جلو رفتند اما تحریکاتی که از داخل سفارت با باز گذاشتن درب‌های آن انجام شد، موجب شد تا طبق گفته پلیس تعدادی اراذل و اوباش هم به داخل سفارت نفوذ و حتی دست به دستبرد هم بزنند و به نظر می‌رسد این حرکات از جمع دانشجویان نبوده است.
رفتن به سفارت و داخل رفتن را کسی تایید نمی‌کند. جمهوری اسلامی ایران علاقه به قطع رابطه با کشورهای دنیا ندارد، حاضر به سرمیز نشستن و مذاکره با دشمن است چرا که بهترین راه حل را برای تأمین مصالح ملی دنبال می‌کند. (این نظرات را یکی از اعضای کمیسیون به نمایندگی از کمیسیون با خبرنگاران در میان گذاشت)
پیک نت 26 آذر

۱۳۹۰ آذر ۲۲, سه‌شنبه

:: درخواست اوباما از ایران برای برگرداندن هواپیمای جاسوسی/ احتمال معامله پشت پرده میان ایران و آمریکا

صحبت‌های اوباما و کلینتون در این رابطه از چند جهت حائز اهمیت است: ۱- اذعان آمریکا به در اختیار ایران بودن هواپیمای جاسوسی این کشور. تا پیش از صحبتهای اخیر اوباما و کلینتون، گمانه‌‌ زنی‌ های بسیاری در مورد صحت و سقم زمین‌گیر شدن هواپیما در ایران و اینکه آیا واقعا تصاویر نشان داده شده در تلویزیون ایران مربوط به هواپیمای مذکور بوده است یا نه، مطرح شده بود. حتی بعضی از خبرگزاری ها به نقل از مقام‌های ناشناس آمریکایی عنوان کرده بودند که هواپیما نابود شده و چیزی از آن به دست ایران نیفتاده است. اما حالا با این صحبتهای اوباما و مطرح شدن درخواست آمریکا، عملا ثابت میشود که تشکیک‌ها و گمانه زنی ها در این مورد بی اعتبار است و واقعا هواپیمای پیشرفته آمریکایی در اختیار ایران است. اینکه چطور این هواپیما به شکل تقریبا سالم به دست ایران افتاده هنوز مشخص نیست. ایران مدعی است که به سیستم کنترل هواپیما نفوذ کرده و کنترل آن را بر عهده گرفته، اما آمریکایی‌ها میگویند هواپیما دچار نقص فنی شده است. ۲- اهمیت اطلاعاتی، تکنولوژیکی و امنیتی هواپیمای ساقط شده. نفس پرداختن عالی‌ترین مقام‌های آمریکایی به موضوع هواپیمای بدون سرنشین این کشور نشان دهنده اهمیت فوق‌العاده قضیه از نقطه نظر امنیت ملی، اطلاعاتی و تکنولوژیکی در نزد آمریکایی‌هاست. از آنجاییکه این هواپیما از پیشرفته‌ترین تکنولوژی رادارگریزی و کسب اطلاعات جاسوسی-‌نظامی از طریق سنسورهای ویژه تعبیه شده در بدنه آن برخوردار بوده است، آمریکایی‌ها به شدت نگران آن هستند که مبادا این تکنولوژی در اختیار رقبای آنها یعنی چین و روسیه که از قضا روابط خوبی هم با جمهوری اسلامی دارند، قرار داده شود. همچنین آنها نگران هستند که جمهوری اسلامی با نفوذ به سیستم سنسور و ذخیره اطلاعات این هواپیما، به چگونگی عمل آن پی برده و در آینده بهتر بتواند به مخفی‌کاری در برنامه هسته ای خود دست بزند؛ به گونه‌ای که شناسایی و جاسوسی از تاسیسات هسته‌ای ایران، سخت و سخت‌تر شود. اهمیت قضیه از نظر امنیت ملی و حیثیت سازمان جاسوسی آمریکا هم بسیار قابل ملاحظه به نظر میرسد. پیشتر برخی از خبرگزاری‌های معتبر به نقل از مقام‌های آمریکایی خبر داده بودند که آمریکا ابتدا تصمیم گرفته بوده که با عملیاتی ضربتی در خاک ایران، این هواپیما را منهدم کند یا آنرا مجددا تصاحب کند. اما بعدا از انجام عملیات به دلیل دشوار و غیرعملی بودن، صرفنظر کرده‌اند. همچنین بی بی سی در مقاله ای به قلم فرانک گاردنر خبرنگار امنیتی خود نوشته است که این واقعه آبروریزی بزرگی برای سیا (سازمان جاسوسی آمریکا) است که آن را تکان خواهد داد. ۳- شکایت ایران به دادگاه، شورای امنیت و عواقب بین‌المللی. ... (توضیح) ۴- احتمال معامله پشت پرده میان ایران و آمریکا. با توجه به موارد ۲ و ۳، بازپس گیری هواپیما و تلاش برای مسکوت گذاشتن قضیه در نظر آمریکا ضروری به نظر میرسد. اما از آنجاییکه این کشور به خوبی میداند که جمهوری اسلامی این هواپیما را پس نخواهد داد، سوالی که پیش می آید این است که پس چرا آمریکا به طور رسمی درخواست استرداد هواپیما را مطرح کرده و اوباما هم آن را به طور علنی بیان کرده است؟! پاسخ: به نظر میرسد همراه با تقاضای استرداد، آمریکا پیشنهادات دندان‌گیری را به ایران داده باشد. احتمالا مطرح کردن علنی قضیه توسط اوباما و کلینتون هم به این خاطر است که نظر مقام‌های جمهوری اسلامی را جلب کرده و خود را مصمم و متعهد به عملی‌کردن پیشنهادات داده شده در عالی‌ترین سطوح هیات حاکمه آمریکا نشان دهند. در نهایت باید منتظر ماند و واکنش ایران را دید. باید دید آیا پیشنهادهای احتمالی آمریکایی‌ها آنقدر چرب بوده است که توجه ایرانی‌ها را جلب کند یا نه! اما به طور کلی و با توجه به سابقه طرفین، بسیار بعید به نظر میرسد که جمهوری اسلامی حاضر به باز‌ پس دادن هواپیما شود. سردار حسین سلامی جانشین فرمانده کل سپاه در مصاحبه تلویزیونی چند روز پیش خود، این هواپیما را مظهر تجاوز خوانده و به صراحت گفته بود که جمهوری اسلامی این هواپیما را پس نخواهد داد. آنچه بدیهی به نظر میرسد این است که جمهوری اسلامی این سند مهم آمریکایی را به راحتی از چنگ نخواهد داد.آقای اوباماهواپیمارانمی دهندعرضه داری بیابگیر!

۱۳۹۰ آذر ۲۰, یکشنبه

ریش و تسبیح برای رسیدن به قدرت کافی نیست. باید مهر داغ بر پیشانی گذاشت! چهار شکل و روش مهر کردن پیشانی



بدنبال انتشار عکس شماری از دولتمردان 7 سال اخیر جمهوری اسلامی که مهر داغ بر پیشانی خود دارند، اطلاعات زیر را درباره اشکال مهرهائی که بر پیشانی می کوبند، یکی از خوانندگان پیک نت برای ما ارسال داشته است:
مهر نعل اسبی- در این روش چنان که از اسمش پیداست از مهر به شکل نعل اسب برای کوبیدن بر پیشانی استفاده می شود.
مهر مدور- مهر مدور یا اسیدی یکی از قدیمی ترین روش های کوبیدن مُهر بر پیشانی است. استفاده از این روش درد بسیار شدیدی دارد. در این روش شی ای گرد به اندازه یک مهر کوچک نماز را به اسید آغشته کرده و بر روی پیشانی می گذارند و بسته به نازکی یا کلفتی پوست این عمل بین سه تا پنج مرتبه تکرار می شود.
روش دو شاخ- این روش متداول ترین روش است و معمولا بیشتر طرفداران این روش از قشر روحانیت هستند. در این روش دو سکه ی دو ریالی (از باطری های بشقابی ساعت نیز استفاده می کنند) را در مایکروفر گذاشته و درجه ی آن را روی صد و پنجاه درجه می گذارند. پس از گرم شدن سکه ها همزمان هر دو سکه را بر روی پیشانی به مدت ده دقیقه می چسبانند. مصطفی پور محمدی وزیر کشوراسبق در دولت احمدی نژاد و رئیس کل کنونی بازرسی جمهوری اسلامی با استفاده از همین روش پیشانی خود را مهر کرده است.
روش تک شاخ- این روش مانند روش دو شاخ است، با این تفاوت که به جای دو سکه از یک سکه استفاده می شود.
روش گشنیزی- روش گشنیزی جدیدترین شیوه داغ کردن پیشانی است و بویژه در سالهای اخیر توسط کسانی که می خواهند مدارج ترقی حکومتی را طی کنند استفاده می شود. معمولا از ریش تراش سه دایره استفاده می کنند. ابتدا آن را روی اجاق گاز گداخته می کنند سپس سه الی پنج ثانیه آن را روی پیشانی خود فشار می دهند.
عکس های بیشتر را می توانید از اینجا ببینید!
پیک نت 20 آذر

۱۳۹۰ آذر ۱۵, سه‌شنبه

حماسه حسینی، فریادی علیه فساد و استبداد یزیدی

سشنبه, 15 آذر, ۱۳۹۰

چکیده :در آن یلدای بیداد و اموی، عده ای از خواص با چاپلوسی به نفع نظام حاکم، به جعل احادیث و مدح ستمگران روی آوردند و تمجید و ستایش دشمنان خاندان وحی را همچون مبانی آموزشی و تربیتی، در مکتب خانه ها به کودکان و نوجوانان می آموختند... با روی کار آمدن جنایتکاری چون یزید و آشکار شدن فساد و ابتذال و علنی شدن آلودگی های غیرقابل اغماض، تعلیمات و فرهنگ اسلامی در مخاطره ای جدی قرار گرفت. از این جهت موضع امام در مقابل چنین شرایطی، که استمرار آن محو دیانت و معنویت را به دنبال داشت، برپا کردن مشعل عاشورا بود تا در آن تاریکی دهشت زا، روشنی بیافریند و نیز از لهیب آن آذرخش کاخ استبداد بسوزد....



کلمه – گروه معارف:

با گذشت حدود نیم قرن از زمان رحلت خاتمِ رسولانِ الهی، به دلیل استیلای ظالمانه شجره خبیثه بنی امیه، ابرهای تیره و تار تحریف، آسمان حقیقت را فرا گرفت. شرایط آن چنان آشفته و دگرگون شد که نشانه مسلمانی، مخالفت با مظهر اسلام و جانشین راستین پیامبر(ص) به شمار می آمد. مشتاقانِ خاندان عصمت و طهارت(ع) و شیفتگان حقایق ناب و ارزش های اصیل، در محاق اختناقی شدید، رنجی جانکاه و شدیدترین مجازات ها، روزگار نگران کننده و ناگواری را سپری می کردند.

در آن یلدای بیداد و اموی، عده ای از خواص با چاپلوسی به نفع نظام حاکم، به جعل احادیث و مدح ستمگران روی آوردند و تمجید و ستایش دشمنان خاندان وحی را همچون مبانی آموزشی و تربیتی، در مکتب خانه ها به کودکان و نوجوانان می آموختند. فضایِ آلوده و آشفته جهان اسلام، چون توفانی مهیب هرگونه آرامش و امنیت را از حامیان راستین حقیقت گرفته بود. فرهنگ والا و پویای اسلام که منشأ تحرک، سازندگی و تحول بود، به صورت قوانینی خشک و بی مغز و آمیخته به جمود و خمود، تبلیغ و ترویج می شد و مجال هرگونه تفکر، تعقل و بحث های زاینده و رشددهنده از فرزانگان، صاحبان خرد و اهل معرفت گرفته می شد.

با روی کار آمدن جنایتکاری چون یزید و آشکار شدن فساد و ابتذال و علنی شدن آلودگی های غیرقابل اغماض، تعلیمات و فرهنگ اسلامی در مخاطره ای جدی قرار گرفت. از این جهت موضع امام در مقابل چنین شرایطی، که استمرار آن محو دیانت و معنویت را به دنبال داشت، برپا کردن مشعل عاشورا بود تا در آن تاریکی دهشت زا، روشنی بیافریند و نیز از لهیب آن آذرخش کاخ استبداد بسوزد.

از این جهت آن خورشید فروزان با حماسه ای پرشکوه و سرنوشت ساز جامعه اسلامی را متوجه اسلام واقعی کرد و به اتفاق اهل بیت، یاران و اصحاب فداکارش، مکتب حیات بخش اسلام را احیا کرد و چشمه ناب حقیقت را از غباری که گرفته بود، رهایی بخشید و در واقع خداوند مکتب وحی را از طریق قیام عاشورا حفظ کرد و تعبیر قرآنی ِ «انّا نحن نزّلنا الذکر و انّا له لحافظون» (ما قرآن را فرو فرستادیم و به تحقیق حافظ آن هستیم) درباره اش مصداق پیدا کرد.

سیره ائمه هدی(ع) در برپا داشتن مجلس سوگواری برای سالار شهیدان، حضرت امام حسین(ع)، و تشویق و تحریض شیعیان در احیای این برنامه، بدان جهت است که واقعه کربلا روشنی بخش جان انسان های طالب فضایل باشد و گریستن برای امامی که در مقابل باطل مقاومت کرد و از ارزش ها صیانت نمود، فریاد قلب و مبارزه عاطفی با ستمگران در همیشه تاریخ است. اما در طول تاریخ هر گاه فضای جامعه شیعه دگرگون شده است، فرهنگ سیاسی عاشورا که سرشار از حماسه و زیبایی است، کمرنگ شده و بعد عاطفی آن و داستان هایی همچون عروسی حضرت قاسم و تشنگی علی اصغر و … چنان رنگ و لعابی گرفته است که گویی تمام آن حماسه پرشور قصه پر سوزی است که آتش جهنم گناهان یک ساله را خاموش کند!

۱۳۹۰ آذر ۱۱, جمعه

:: پخش بیانیه جمعی از دانشجویان دانشگاه تبریز: به پاس خون دانشجویان روز ۱۶ آذر را ارج می نهیم


جمعی از دانشجویان دانشگاه تبریز در آستانه ۱۶ آذر، با پخش اعلامیه و انتشار بیانیه، به استقبال این روز رفته اند. به گزارش دانشجونیوز، این دانشجویان در بیانیه خود مینویسند: “با وجود تمام مشکلات پیش رو باز هم با غمی در دل روز دانشجو را همگام با یاران دبستانی خود در دانشگاه های سراسر کشور جشن می گیریم و به پاس خون دانشجویانی که جانشان را در راه اهداف والای خود از دست دادند این روز را ارج می نهیم تا به آنانی که در فکر خواباندن وجدان مردم و استثمار آنان هستند ثابت کنیم دانشجو وجدان همیشه بیدار جامعه است.” متن کامل این بیانیه به شرح زیر است: اینک در حالی به استقبال روز دانشجو می رویم که همچون گذشته حوادث و اتفاقات رخ داده در این سال قلب و روح مردمان سرزمینمان را آزرده است. ما جمعی از دانشجویان مستقل دانشگاه تبریز که معتقدیم دانشجو ذهن آگاه و وجدان بیدار جامعه است بر آن شدیم تا بار دیگر در روزی که متعلق به ماست خواسته های خود را که انعکاسیت از خواسته های ملت عزیزمان یاد آور شویم. سال تحصیلی جدید را در شرایطی آغاز کردیم که اعتراضات به روند خشک شدن دریاچه ی اورومیه در جریان بود. اعتراضاتی که هدفش آگاه ساختن مسئولین از پی آمد های فاجعه ای بود که در حال وقوع است . اما همین اعتراضات مسالمت آمیز نیز حاکمان را چنان به دلشوره انداخت که حق دفاع مردم از محیط زیستشان را نیز برنتافتند و متاسفانه باز شاهد سیاست سرکوب و مشت آهنین از سوی حاکمیت اقتدارگرا شدیم. در سالی که مردم دیگر به

۱۳۹۰ آذر ۷, دوشنبه

سوراخ چهارم در کشتی آب گرفته نظام!


در کشتی سوراخ سوراخ نظام، آب تا بالای زانوی باقی ماندگان در کشتی بالا آمده است. برای حل اختلاف و تقابل رو به اوج میان سرنشینان باقی مانده کشتی، سکاندار کشتی – مقام معظم فرزانه- هر چند روز یکبار، دست به دامن راه حلی می شود و بدنبال آن، راهی بازدیدها و رژه های نظامی می شود. از جمله در نمایشی که ژنرال های سپاه بعنوان روز بسیج برای سان دیدن آقای خامنه ای ترتیب دادند.
همزمان با همین سان و نمایش، خبرگزاری های داخلی اخبار مربوط به چهارمین مجلس جمهوری اسلامی را منتشر کردند که به فرمان رهبر، در مرداد ماه گذشته تحت عنوان هیات عالی حل اختلافات درون کشتی نظام تشکیل شده است. یعنی بعد از مجلس شورا، مجلس خبرگان، مجمع تشخیص مصلحت، مجلس چهارمی شکل گرفته که دبیرخانه آن روز گذشته گزارش فعالیت های آن را اعلام کرد. بخوانید:
«دبیرخانه هیات عالی حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه گانه امروز (یكشنبه) در گزارشی اعلام كرد كه این هیات تاكنون 21 جلسه با هر یك از روسای قوا – احمد نژاد و دو لاریجانی- تشكیل داده و آیین نامه داخلی تصویب شد. وظائف هیات دراین آئین نامه:
ارائه نظرات مشورتی در موارد حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه گانه، تلاش برای حل اختلاف سران سه قوه. نظارت بر قوا برای پیشگیری اختلاف. ‌نظام بودجه ریزی، ابلاغ مصوبات مجلس، مرزهای قانونگذاری و اجرای قانون‌، نظارت رئیس مجلس بر مصوبات دولت، رای اعتماد به وزیران، مسئولیت رئیس جمهور دراجرای قانون اساسی، وظایف و اختیارات معاونان رئیس جمهور و مسئولیت آنها در مقابل مجلس، مسئولیت رئیس جمهور درامور برنامه و بودجه و امور اداری و استخدامی. »
نظمی آشفته تر از این سراغ دارید؟
پیک نت 7 آذر

۱۳۹۰ آذر ۵, شنبه

هدایت به سمت هدف از طریق ماهواره 20 بمب سنگر شکن اتمی تحویل ارتش امریکا شد!


شرکت بوئینگ 20 بمب‌ ۱۴ تنی MOP را به نیروی هوایی آمریکا تحویل داد. این بمب‌ها قادرند درسنگرهای بتنی در عمق ۶۰ متری زمین نفوذ کنند و سپس کلاهک‌ آن‌ها منفجر شود. وزن کلاهک این بمب ها ۲هزار و ۴۰۰ کیلو است. طول بمب بیش از ۶ متر و قطر آن ۸۰سانتی‌متر است و بوسیله راهیاب‌های ماهواره‌ای به سمت هدف هدایت می‌شود.
"ملیندا مورگان" سخنگوی وزارت دفاع امریکا به خبرنگاران گفت:«ام او پی با هدف رسیدن به تاسیسات تولید سلاح‌های کشتارجمعی دشمنان ما و نابودکردن آن‌ها ساخته شده است.»
این بمب ها در منطقه ویژه آزمایش موشک‌ در "نیو مکزیکو" آزمایش شده اند و در کارخانه بوئینگ فانتوم که اختصاص به پروژه های محرمانه دارد تولید می‌شوند.
پیک نت 5 آذر

۱۳۹۰ آذر ۲, چهارشنبه

مشکل بزرگ نظام در سخنرانی وزیر اطلاعات گروه های حکومتی از صف رهبر می زنند بیرون

حجت الاسلام حید مصلی وزیر اطلاعات، روز گذشته در مدرسه فیضیه قم برای طلبه هائی که جهت تبلیغات ماه محرم قرار است به شهرها و روستاها اعزام شوند سخنرانی کرد. متن کامل این سخنرانی را خبرگزاری "فارس" منتشر ساخت که آنچه در ادامه میخوانید برگرفته شده از همان متن منتشر شده توسط "فارس" است.
وزیر اطلاعات کم تعقل جمهوری اسلامی؛ در ادامه دوستی خاله خرسه ای که نسبت به رهبر و ولایت دارد، عملا دراین سخنرانی اعتراف کرد که همه با "آقا" مسئله پیدا کرده اند. اعتراف مصلحی را بخوانید:
به هیچ وجه قبول ندارم که در کشور تنها یک گروه انحرافی وجود دارد. طبق کار اطلاعاتی انجام شده و اطلاعات به دست آمده که در اختیار ما قرار دارد، ما در کشور بعد از فتنه 88 با تعداد قابل توجهی از گروه‌های انحرافی مواجه هستیم که با رهبری و نظام غیر همسو هستند.
این گروه‌ها در فکر و گفتار با رهنمودهای رهبری به ظاهر همسو هستند اما مسیر دیگری را که خود صحیح می‌دانند، برای خود برگزیده و اجرا می‌کنند.
طبق فرمایشات رهبری خواص مردود و بی‌بصیرت به دسته‌های مختلفی از جمله خواص بی‌بصیرت، خواص مطرود، خواص غافل، فرصت طلب، مصلحت اندیش، منحط اخلاقی، غرب گرا، طرفدار حق ولی دنیا گرا، دنیا زده، ترسو و فاقد شجاعت تقسیم می‌شوند. از جمله مردود شدن تعداد زیادی از خواص در فتنه اخیر(ظاهرا اشاره با ماجرای باند احمدی نژاد است که خود مصلحی نیز یکی از آنهاست).»
مصلحی در ادامه همین سخنرانی هراس جدید از تصویب قطعنامه حقوق بشر در سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی و بویژه طرح انتخابات آزاد تحت نظارت داخل و خارج و آزادی زندانیان سیاسی را اینگونه مطرح کرد:
- فعلا- «تمرکز اصلی دشمن بر زیر سؤال بردن سلامت انتخابات و القای شبهه تقلب در برگزاری آن است . تخریب چهره‌های ستونی نظام مانند رهبری، سپاه و بسیج، بزرگ جلوه کردن مشکلات مردم و ایجاد حس نارضایتمندی مردم نسبت به حاکمیت از جمله اهدافی است که آنها – امریکا و اسرائیل و استکبار و بدترکیب و خوش ترکیب- در کشور به دنبال رسیدن به آن هستند.»
پیک نت 3 آذر

۱۳۹۰ آبان ۳۰, دوشنبه

توقیف روزنامه اعتماد یعنی نام موسوی و کروبی چُرت آقایان را پاره کرد!

روزنامه "اعتماد" بدلیل انتشار نام میرحسین موسوی و مهدی کروبی، آن هم در لابلای دروغ و دغلی که جواد لاریجانی در سازمان ملل به هم بافته، نشان داد که همچنان چهار ستون حاکمیت با دیدن و شنیدن نام آنها می لرزد. توقیف اعتماد نشان داد آقایانی که بارها مجلس ختم برای بقول خودشان "فتنه" برپا کرده اند و با لغو انتخابی بودن ریاست جمهوری تصور می کنند سفره رای و خواست مردم را می توانند جمع کنند و با حذف مردم از صحنه انتخابات، پایه های منبر قدرت را محکم کنند، خود نیز میدانند "این تو بمیری" از "آن توبمیری" های گذشته نیست. منطقه می جوشد و آتش زیر خاکستر دیگ حادثه در ایران داغ تر از آتش در خیابان کشورهای منطقه است. گذشته ای که توانستند امثال آیت‌الله منتظری را حبس خانگی کنند و رقبا را ترور، زندانی و یا منزوی به تاریخ پیوسته. آن "ممه" را "لولو" برده است. چنان که با همین انتخابات مجلس هم نمی دانند چه کنند. احمد جنتی و شیخ محمد یزدی هم سرشان را نمی گذارند زمین تا بلکه گشایشی برای یافتن راه حل دیگری برایشان پیدا شود. مشائی بازی و نرد عشق با مصباح یزدی بازی کردن هم بی فایده است. اعتماد مردم را حکومت باخته و در حقیقت مردم اعتمادشان به حکومت را توقیف کرده اند، حالا با توقیف روزنامه اعتماد چه گشایشی در کار فروبسته می تواند یافت شود؟
پیک نت 30 آبان

۱۳۹۰ آبان ۲۵, چهارشنبه

نامه نوری زاد به خامنه ای احمدی نژاد وقتی می رود که همه را با خود ببرد!

بی ربط مردم توسط دزدان اطلاعات و دزدان سپاه از خانه ها و دفاتر و انبارهای خانگی مردم برداشته و برده شده است و تاکنون بدانها باز گردانده نشده است.
طنزی که از آن ادا و اطوار قانون، و لابد مسلمانی مستفاد می شود این است که دزدان اطلاعات، به هنگام برداشتن اموال مردم، یک صورتجلسه ی سوری از لوازمِ برداشته شده تنظیم می کنند و از افراد حاضر در خانه یا محل کار می خواهند پای آن صورتجلسه ی دروغین را امضا کنند. صورتجلسه ای که یک نسخه و یک برگ بیش نیست و دزدان اطلاعات جلوی چشمِ بُهت زده ی اهل خانه، آن یک نسخه را نیز با خود می برند.
دزدان سپاه اما ادا و اطوار مسلمانی خود را کامل تر کرده اند. این صورتجلسه را در دونسخه تنظیم می کنند و یک نسخه اش را به اهل خانه می دهند. صورتجلسه ای که هیچ اعتبار قانونی ندارد. وشما که مالباخته ی این معرکه اید، نه نام و نشانی از سپاه در برگه ی صورتجلسه می بینید و نه محل مراجعه ای و نه تلفنی برای پیگیری. از این دهشتناک تر وقتی است که لاشخورهای اطلاعات، درغیاب خانواده، آری درغیاب خانواده، آری در غیاب خانواده، به خانه ی متهم سیاسی داخل می شوند و هرآنچه را که سیرشان کند برمی دارند و می برند و هیچ رد و نشانه ای نیز بجز اموال ربوده شده، والبته میکروفن های سوزنیِ شنود، از خود بجای نمی گذارند. اطمینان دارم سخن این کمترین را باور خواهید فرمود. چرا که در قاموس مسلمانیِ ما، مسئول بالا دست هرتشکیلات نیز، درقبال اعمال نیک و بد کارکنان و مامورانِ آن دستگاه مسئول است.
از دزدان سپاه بگویم: همانگونه که در نامه ی نهم برای جناب شما نوشتم، در خلوت و درسکوت خبری، برای آگاهی شخص شما، فیلمنامه ای از هرزگی های اطلاعات و سپاه و دستگاه قضایی پدید آوردم با نام ” محرمانه برای رهبرم”. و همان را با هزینه ی شخصی ام ساختم. درهشتادمین روز فیلمبرداری، دزدان سپاه به خلوت من داخل شدند و همه ی ابزار کاری و حرفه ای مرا، و آثار دیگری را که به خیال خامشان سند مجرمیت من بود، بارکردند و بردند.
ماموران ما و شما در اطلاعات و سپاه، که رفت و آمدها و تلفن های من و خانواده ام را تحت نظر اسلامیِ خود دارند، حتما شنود کرده و می دانند: بعد از انتشار نامه ی نهم، درمحله ی جماران تهران، رابطِ ایرانیِ یکی از کمپانی های معروف و شناخته شده ی فیلمسازی آمریکا، با من ملاقات کرد و مبلغ پنج میلیون دلار برای فیلم “محرمانه برای رهبرم” و مبلغ پانصد هزار دلار برای فیلمنامه اش پیشنهاد داد. می دانید به او چه گفتم؟ گفتم: ” سپاس از پیشنهادتان، ما اما هدیه ای را که به کسی تقدیم کرده ایم، به هزار برابر قیمتش به دیگری نمی فروشیم. به او گفتم: من این فیلم را به نیت رهبرم ساخته ام و جز به او به احدالناسی نخواهم داد”.
من به زودی این فیلم را به همراه نامه ها برای جناب شما ارسال می کنم. آن را مشاهده بفرمایید تا بدانید هیولاهای وزارت اطلاعات و سپاه تا کجاهای مرز حیوانیّت پیش می دوند، و همزمان، همه ی فضاحت های جاریِ خود را به اسم خودِ شما، آری به اسم خود شما سکه می زنند.
دریغ که جناب شما را از طعم زندگی ما نصیبی نیست. زندگی در ورطه ی شنودِ نامحرمانِ اطلاعات و سپاه، زندگی با مراقبانی که اندرونی شما را نیزمی کاوند، زندگی در گودال بیم وهول وهراس، زندگی با صحبت های درگوشی، و گوشی های مخفی شده در یخچال، رفت و آمدهای تحت نظر، آه، چه می گویم؟ شما در رختخواب ودرکنار همسرتان غنوده اید، با این احساس که برادران گمنام و سپاهی ما به شما زل زده اند. راستی به ما می فرمایید ما با ظهورِاین انقلاب، به سمت کدامین مقصود خیز برداشته بودیم؟
بگذریم، متاسفانه در هروله ای که دزدان اطلاعات و دزدان سپاه مشغول آنند، وجه سومی نیز بر دزدی های آنان مترتب است. اینان، آن سوتر از دزدی اموال مردم، به یک دزدی رنج آور وخفت بار دیگر نیز دست برده اند که اگر دزدی اموال مردم را بشود به یک جوری مصالحه و جبران کرد، مرمت و بازآفرینیِ این دزدی اخیر با هزار ترفند ارضی و سماوی ممکن نیست. وآن: دزدی از اعتماد مردم است ودزدی از باورها و اعتقاد مردم. دراین میان، بدیهی است که نه اعتماد مردم را، ونه آن اسلام جِرواجِرنگون بخت را می توان به جایگاه اولیه اش باز بُرد.
رهبرگرامی،

این روزها آمریکا و اسراییل و متحدان اروپایی شان فرصتی یافته اند تا یکبار برای همیشه از شرّ ما خلاص شوند. آنان از احتمال یک برخورد نظامی با ما سخن می گویند. همان کاری که با صدام و قذافی کردند. هرچه باشد ما نیز مثل عراق و لیبی از جهل و از نفت سرشاریم و زمستان های سرد این روزها طمع گردنکشان بین المللی را برانگیخته است. هزینه ای می کنند و چند تا بمب و راکت می اندازند و با جابجا کردن آدمها، دست روی چاههای نفت ما می گذارند. کاسبی از این بالاتر؟ همان کاری که با عراق کردند. وهمان کاری که با لیبی می کنند.
مباد با اعتنا به همین پاسداران و اطرافیانی که من گوشه ای از خصوصیات آنان را برای آگاهی جناب شما ترسیم کردم، ما و شما تحریک شویم و برطبل جنگ بکوبیم و خود و مردم خود را به چالشی دراندازیم که ورود آن با ما باشد و خروجش اما با دیگران؟ دیگرانی که اتفاقا برای درهم پیچیدن طومار ما سالهاست چشم به راه یک چنین فرصتی هستند. مباد شعارهای پوک این جماعت در جناب شما شوری پدید آورد و ما وشما را برای برای برون رفت از اوضاع درهم پیچِ داخلی، دست بدامان جنگی کند که دود پایانش از همین اکنون درچشم ماست؟
اکنون ما و شما در داخل کشور به تنگنای معترضان، و دزدهای تریلیاردی دولتمردان، و آلودگی مجلسیان، و فَشَل شدن دستگاه قضایی مبتلاییم. واین یعنی ” تعطیلی روند کلی مملکت”. ورود به یک جنگ ناگهانی می تواند تا مدتی صدای معترضان ما را فرو بنشاند و برای ما و همین پاسداران و مامورانِ طرفدارِ ما فرصتی اضطراری پدید آورد تا هرسری را که به دیدنش متمایل نیستند به ساطور انتقام بسپرند و یک چند روزی نفس به راحت بکشند.
با شرمندگی می گویم: ای عزیز، فریب این فربگان فرو مایه را نخوریم. نقاب اینان را اگر پس بزنیم می توانیم به چهره ی واقعی شان راه یابیم: چهره ی دزدان اموال مردم و قاچاقچیان کارکشته. با ریسمان اینان اگر به چاه جنگ داخل شویم، درنیمه راه، ما و شما را وا می نهند و با پولهای بالا کشیده به هرکجا گریز می کنند. اینان کجا و همت ها و باکری ها و خوبان سپاه کجا؟ چربی مال حرام از اینان، حرامیانی برآورده که حاضرند برای منافع شخصی شان به هر رفتار غیرانسانی دست بزنند.
دوستانه بگویم که اینان، بقدر یک سال نوری با پاسداران سالهای عاشقی فاصله دارند. اگر درآن دفاع هشت ساله ما توانستیم تا خود خورشید سفر کنیم و سهمِ نورِ خود را از آسمان خدا ابتیاع کنیم، این به مدد مردانِ آسمانی سپاه، و جوانان و پیران پاکنهاد و برومند بسیج، و ارتشیان مومن و میهن دوست آن سالها بود. امروز همه ی آنان یا رفته اند یا منزوی اند یا از دست همین بظاهرپاسدارانِ مال مردم خور و قاچاقچی درحال دق کردن اند. آن سوتر از اینان، مردم نیز آن مردم سابق نیستند. مردمان افسرده و پریشان و پراکنده ی امروز کجا و عاشقان و بهم پیوستگان دیروز کجا؟ بیایید و بجای تکیه به سلاح و پول و پاسداران فربه از مال حرام، به خدا و به مردم تکیه کنید. نوراینجاست. برکت اینجاست. و عاقبت بخیری نیز. والسلام»
پیک نت 22 آبان

۱۳۹۰ آبان ۲۲, یکشنبه

بازی با جان مردم در آسمان ایران

پرواز 841 هواپیمای "ایران ایر" که قرار بود از کوآلامپور عازم تهران شود در فرودگاه کوآلامپور بدلیل چکه بنزین از بال هواپیما نتوانست پرواز کند.
چند دقیقه پیش از پرواز یکی از مسافران متوجه نشت بنزین از یکی از بال های هواپیما شد و مهمانداران را خبر کرد و مهمانداران نیز خلبان را در جریان قرار دادند. این پرواز پس از سه ساعت تاخیر و ترمیم سوراخ چکه انجام شد و هواپیما به تهران رسید.
همزمان با این خبر، پیام دیگری نیز دریافت داشته ایم که کامل کننده پیام منتشر شده در شماره 5 شنبه گذشته پیک نت در باره احتمال خرابکاری های داخلی برای سقوط هواپیماست.
در پیام تازه که ظاهرا باید از داخل سیستم هواپیمائی کسی آن را نوشته باشد، آمده است:
شاید هواپیماها را برای سقوط دستکاری نکنند، اما هرگاه هواپیمائی روی آسمان دچار نقص فنی می شود، روی زمین به گونه ای عمل می کنند که از سقوط آن استقبال می شود. برای نمونه پرواز 727 مسکو- تهران 50 دقیقه روی آسمان تهران بود. برج مراقبت بارها به مرکز ایمنی اطلاع داد که چرخ های جلوی هواپیما باز نمی شود و خطر سقوط آن جدی است و خلبان اجازه نشستن در باند فرودگاه مهرآباد را دارد، اما مقامات ایمنی و امنیتی برای تصمیم عمدا تعلل می کردند. از برج مراقب درخواست شد که هواپیما بجای نشستن در فرودگاه امام خمینی در فرودگاه مهرآباد که باندهای بیشتری دارد بنشیند، اما سپاه به این بهانه که فرودگاه مهرآباد دیگر یک فرودگاه عادی نیست و فرودگاه نظامی است با این توصیه مخالفت کرد، تا آن که خلبان این هواپیما خود تصمیم گرفت هواپیما را در فرودگاه مهرآباد به زمین بنشاند. اقدامی که بسیار ماهرانه انجام شد. مسئله فرود این هواپیما در فرودگاه مهرآباد به یک مناقشه تبدیل شده بود. هواپیما حامل بیش از 120 مسافر بود که بیشتر آنها کارکنان نیروگاه اتمی بوشهر بودند که از روسیه باز می گشتند و سقوط هواپیما و کشته شدن آنها می توانست یک ضربه به فعالیت این نیروگاه باشد، اما آنها که روی زمین تصمیم می گرفتند، به فکر جان مسافران نبودند، بلکه به فکر بازتاب جهانی سقوط این هواپیما و فشار روسیه و کشورهای دیگر برای کاهش تحریم ها بودند.
پیک نت 21 آبان

a

۱۳۹۰ آبان ۱۹, پنجشنبه

:: ممنوع الملاقاتی تاج زاده پس از یک سال و نیم حبس انفرادی

جـــرس: به گزارش منابع خبری جنبش سبز، جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی با انتشار بیانیه ای اعلام کردند که سیدمصطفی تاج زاده، فعال سیاسی جنبش سبز، که از یک سال و نیم گذشته در قرنطینه و انفرادی به سر می برد و حدود یک سال است در اعتراض به شرایط غیر قانونی دوران محکومیتش دست به روزه زده، در حال حاضر از ملاقات با خانواده نیز محروم و از سوی مسئولین بند غیرقانونی دو-الف سپاه، این ممنوعیت به خانوادۀ ایشان اعلام شده است. به گزارش تارنمای کلمه، در این بیانیه همچنین آمده است: ما جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی که در بیانیۀ قبلی اعلام کرده بودیم در هر نامه در خصوص وضعیت عزیزانمان اطلاع رسانی خواهیم کرد، ضمن محکوم کردن این اعمال ضد انسانی و غیر اسلامی از مسئولان نظام می خواهیم با بررسی دقیق وضعیت آقای تاجزاده و سایر عزیزانی که در زندانها و بازداشتگاه های غیر قانونی به سر می برند، تدبیری اندیشیده و تا اوضاع بیش از این وخیم نشده اقدام به آزادی زندانیان سیاسی نموده و تا دیرتر از این نشده به آغوش ملت بازگردند که اگر این پشتوانه را از دست دهند دیگر نه سرمایه ای برایشان خواهد ماند و نه راه بازگشتی خواهند یافت. متن کامل این بیانیه که روز پنجشنبه در اختیار رسانه ها قرار گرفته، به شرح زیر است: به نام خدا ماه ذی الحجه را در حالی آغاز کردیم که کشورمان دستخوش بحران ها و آماج تهدیدهای مختلف داخلی و خارجی فراوانی است؛ و متأسفانه در همین زمان که نیاز شدید به وجود نیروهای خدوم و صدیق، برای حفظ کیان و منافع میهن عزیزمان بیش از پیش احساس می شود، شاهد در بند بودن این نیروها بوده و با رفتارها و برخوردهایی مواجهیم که شرایط را سخت تر کرده و هر روز فشارها را بر زندانیان سیاسی و خانواده هایشان بیشتر می نمایند به گونه ای که جای شکی باقی نمی ماند که دست های پشت پرده اینک بیرون شده و بی پرواتر از گذشته، تیشه را بر ریشۀ این مملکت و سرمایه های آن فرود می آورند. شرایط سخت زندانها، بازجوئی ها، شکنجه و انفرادی ها که در سه سال اخیر خانواده های بسیاری را در گیر کرده و مورد آسیب های جبران ناپذیر قرار داده است، نه تنها کاهش نیافته که متأسفانه هر روز شاهد پیچیده تر شدن و سخت تر شدن آن هستیم و برخورد با آقای مصطفی تاجزاده یکی از وخیم ترین آنهاست. این اسیر جنبش سبز که از یک سال و نیم گذشته در قرنطینه و انفرادی به سر می برد و حدود یک سال است که در اعتراض به شرایط غیر قانونی دوران محکومیتش روزه دار می باشد، در حال حاضر از ملاقات با خانواده نیز محروم گشته و از سوی مسئولین بند غیرقانونی دو-الف سپاه، این ممنوعیت به خانوادۀ ایشان اعلام گردیده است. لازم به ذکر است که ایشان در سال گذشته نیز به دلایل نامعلوم، حدود دو ماه ممنوع الملاقات بوده است. لذا ما جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی که در بیانیۀ قبلی اعلام کرده بودیم در هر نامه در خصوص وضعیت عزیزانمان اطلاع رسانی خواهیم کرد، ضمن محکوم کردن این اعمال ضد انسانی و غیر اسلامی از مسئولان نظام می خواهیم با بررسی دقیق وضعیت آقای تاجزاده و سایر عزیزانی که در زندانها و بازداشتگاه های غیر قانونی به سر می برند، تدبیری اندیشیده و تا اوضاع بیش از این وخیم نشده اقدام به آزادی زندانیان سیاسی نموده و تا دیرتر از این نشده به آغوش ملت بازگردند که اگر این پشتوانه را از دست دهند دیگر نه سرمایه ای برایشان خواهد ماند و نه راه بازگشتی خواهند یافت.

۱۳۹۰ آبان ۱۷, سه‌شنبه

خاوری و حراج خانوادگی در کانادا ویلای 3 میلیون دلاری به 2 دلار فروخته شد!

روزنامه کانادایی "گلوب اند‌میل" فاش کرد که "محمود رضا خاوری" مدیرعامل مستعفی بانک ملی که هم اکنون در شهر "تورنتو" در کانادا اقامت دارد ویلای 3 میلیون دلاری خود در این شهر را که در سال 2007 خریداری کرده بود، در 7 اکتبر (کمتر از یک ماه پیش) به قیمت 2 دلار به دخترش منتقل کرده است.
از آنجا که مقامات کانادا مشغول بررسی لغو شهروندی محمود رضا خاوری و استرداد او به ایران هستند، حدس زده می شود که این انتقال 3 میلیون دلار به 2 دلار به این دلیل انجام شده باشد.
همین روزنامه نوشت که خانواده خاوری یک خانه 660 هزار دلاری دیگر در خیابان "هالیوود" در منطقه "یورک شمالی" دارند که به نام همسر خاوری است.
گلوب اندمیل اضافه کرده است: منابع اطلاعاتی آمریکا معتقدند آقای خاوری مخزنی ارزشمند از اطلاعات مالی و بانکی ایران، از جمله شیوه پولشوئی و دیگر فعالیت های مخفی مالی و بانکی جمهوری اسلامی است و به همین دلیل مقامات کانادائی بهتر است به جای استرداد او به ایران، اطلاعات وی را از او بگیرند.
ضمنا می توان اموال خاوری در کانادا را به این دلیل که وی مدیرعامل بانکی بوده که در لیست سیاه تحریم‌های بین‌المللی قرار داشته ضبط و مسدود کرد.
خاوری از سال 2005 به شهروندی کانادا در آمده است و خانواده‌اش از سال 2001 در تورنتو صاحب املاک و مستغلات بوده‌اند.
پیک نت 17 آبان

نگرانی حزب موتلفه اسلامی جمعیت شیعه ایران کم می شود جمعیت سنی های ایران زیاد




"شما" هفته نامه حزب موتلفه اسلامی:
رشد جمعیت شیعی کشور امروز از 8 / 1 درصد به 6/ 1 درصد تقلیل یافته در حالی که رقم رشد جمعیت در میان غیرشیعیان حدود 7 درصد است و این یعنی جمهوری اسلامی ایران بیست یا حداکثر سی سال دیگر شیعه نخواهد داشت.
به همین دلیل رهبر فرزانه انقلاب با هوشیاری نسبت به آن هشدار داده و تاکید نموده بودند که ایران ظرفیت بیش از 100 میلیون انسان با استعداد قوی را دارد و رئیس جمهور کنترل جمعیت را توطئه از جانب بیگانگان عنوان نمود و لابی صهیونیستی وارد میدان شد.
پیک نت 17 آبان

۱۳۹۰ آبان ۱۲, پنجشنبه

جهان اسلام تازه با بدعت های تاریخی آقای خمینی آشنا می شود!


برای ادامه و دفاع از شهامت های فقهی و حکومتی که آیت الله خمینی از خود به یادگار گذاشت، شخصیتی مردمی تر و مقتدرتر و با اعتماد به نفس تر از آقای خامنه ای لازم بود. شخصیتی که مرعوب و دنباله رو ارتجاع مذهبی نشود. امروز وقتی "راشد غنوشی" برنده انتخابات تونس، همان سخنی را درباره اجتهاد در اسلام و حکومت اسلامی میگوید که آقای خمینی گفته بود و در دوران آقای خامنه ای پایمال شد، جز این نمی توان گفت که جهان اسلام 33 سال پس از آقای خمینی، می خواهد از خواب بیدار شود.
همینگونه است تفسیر واقعی از "ولایت مطلقه فقیه" که آقای خمینی آن را "ولایت مردم" و "اجتهاد مردم" تعریف کرد و آقای خامنه ای استبداد فردی. ارتجاع مذهبی برای آقای خامنه ای به دلیل نفی آنچه آقای خمینی گفته بود، پشت سر او جمع شد و مجلس خبرگان، شورای نگهبان، قوه قضائیه، مجلس، قوه مجریه و نهادهای نظامی و دانشگاهی و فرهنگی را توانست قبضه کند.

"راشد غنوشی" رهبر حزب اسلامی نهضت در تونس اخیرا در مصاحبه‌ای، درک این حزب از شریعت اسلام و قانون مبتنی بر شریعت را بیان کرده است. وی می‌گوید: "به گمانم معنای اینکه شریعت منبع قانون اساسی باشد این است که تدوین قوانین را به یک دولت شهروندی واگذار کنیم. اخوان‌المسلمین پس از اینکه طرح خودشان را اعلام کردند و از علمای الازهر خواستند قوانین را بازنگری کنند در نهایت آمدند و دیدیم که به دولت شهروندی گردن نهادند. به این معنا که مردم نمایندگان خود را در پارلمان انتخاب می‌کنند و آنها هستند که دست به اجتهاد زده و قانون‌گذاری خواهند کرد ... در اسلام مساله اجتهاد است و هیچ‌کس هم نمی‌تواند آن را در انحصار خودش بگیرد. تفکر اصلی این است که کل این امت بر اساس این دین به خلافت رسیده‌اند و نماینده این دین روی زمین هستند. یک نهاد مشخص در اسلام وجود ندارد که دین را نمایندگی کند. حتی دولت هم چنین نیست و نمی‌تواند سخنگوی دین باشد. هیچ‌کس حق ندارد به اسم دین سخن بگوید مگر کل امت."

آنچه غنوشی می‌گوید سخن مهمی است. به گفته وی در اسلام نهاد مشخصی که دین را نمایندگی کند وجود ندارد. یعنی حوزه‌های مذهبی نمی‌توانند ادعای نمایندگی دین یا در انحصار گرفتن آن را داشته باشند. کل امت یعنی کل مردم نماینده دین هستند و بنابراین شریعت آن قانونی است که مردم از طریق نمایندگان خود وضع می‌کنند. تاسف آور اینجاست که هیچکدام از روشنفکران یا روحانیان مذهبی کشور ما جرات بیان چنین نظری را قطعا ندارند، آن هم در شرایطی که این نظریه برای اولین بار در ایران و توسط آیت‌الله خمینی طرح گردیده و غنوشی باید از وی اقتباس کرده باشد. این آیت‌الله خمینی بود که برای نخستین بار در سال 1360 به اکثریت مجلس، یعنی نمایندگان مردم اجازه داد که به عنوان احکام ثانویه بتوانند احکام اولیه اسلام را کنار گذارند. یعنی مردم را نماینده تشخیص دین معرفی کرد. اهمیت این حکم و این نظر در آن زمان چندان درک نشد، چرا که به مسئله بیشتر از زاویه سیاسی و تلاش خمینی برای کوتاه کردن دست شورای نگهبان و مداخلات واپسگرایانه آن توجه شد و نه از زاویه جنبه فقهی و اسلامی مسئله. ضمن اینکه تنها خبرگان و اهل فن و واپسگرایانی که در شورای نگهبان و حوزه‌های مذهبی قم و مشهد نشسته بودند می‌فهمیدند که آیت‌الله خمینی با این نظر تمام پایه تاریخی فقه را به لرزه درآورده است و مردم و مجلس را جانشین حوزه‌های علمیه کرده است. مشابه همان چیزی که امروز پس از سی سال راشد غنوشی می‌گوید.

احکام ثانویه و مصلحت

برای درک بهتر مطلب باید به برخورد میان آیت‌الله خمینی و آیت‌الله گلپایگانی بر سر مسئله احکام ثانویه اشاره کرد. آیت‌الله گلپایگانی در نامه‌ای در نقد فقهی نظر آیت‌الله خمینی چنین می‌نویسد:

"... هرگز نمی‌توان در مقام رفع ید از احکام اولیه اسلامی، از تشخیص ضرورتی که بین دو جمعیت که با هم تفاوت چشمگیری ندارند (مقصود اقلیت و اکثریت مجلس است. ر.ت) محل اختلاف باشد و بسا آنها که در اقلیت‌اند هر چند عده شان معدود باشد، از حیث اطلاعات اقتصادی و فقهی و عدم تاثیر از مکتب‌های التقاطی و جوسازی قوی‌تر باشند ... از آن بیمناکم حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال نمایند. در مورد تفویضی که به مجلس شورای اسلامی شده، نظر خود را به اطلاع حضرت آیت الله خمینی دامت برکاته رساندم و به مراعات مصالح و به انتظار تجدید نظر ایشان در موضوع، لازم ندیدم مطالب را در مجلس درس عنوان نمایم" (برای مطالعه متن این نامه نگاه کنید به مقاله "باد ارتجاع" در شماره 289 راه توده)

صرفنظر از جنبه تهدید آمیز این نامه، استدلال آیت‌الله گلپایگانی درنگاه اول به مراتب قوی‌تر بنظر می‌رسد. در واقع هم اکثریت مجلس که در بین آنها غیرمسلمان و یهودی و رزتشتی و مسیحی و کسانی که احتمالا اطلاعات چندانی از قواعد فقهی و شرعی ندارند وجود دارد چگونه می‌تواند مدعی باشد نظر فقهی و شرعی قوی‌تر ارائه داده‌اند، در حدی که بر احکام اولیه هم مقدم باشد. ولی این نظر تنها در چارچوب یک نگرش نظری و طبقاتی معین قوی است. دیدگاه آیت‌الله گلپایگانی، صرفنظر از جنبه طبقاتی آن که در دفاع از بزرگ مالکان و کلان سرمایه‌دارانی بود که مجلس قصد مقابله با آنها را داشت، مبتنی فقه سنتی و بر اساس یک دستگاه فکری نخبه‌‌گرایانه است که در مقابل دستگاه فکری و فقهی آیت‌الله خمینی قرار دارد که بر مبنای "ضرورت" و فراتر از آن "مصلحت" است.

بنظر آیت‌الله خمینی شرع و فقه نمی‌تواند با مصلحت مردم و یک جامعه و یک کشور در یک لحظه معین مغایر باشد. در واقع از آن دین و اجرای قواعدی که خلاف منافع و مصلحت یک ملت و جامعه باشد در درازمدت چه باقی خواهد ماند جز نفرت و بیزاری و دوری گزیدن مردم از آن دین و آن قواعد؟ آیت‌الله خمینی دیدگاه فقهی را مطرح کرد که در آن مصلحت مردم و جامعه در شکل احکام ثانویه مقدم بر قواعد و احکام اولیه است. ولی مصلحت جامعه و مردم را چه کسی تشخیص می‌دهد جز خود مردم و نمایندگان آنان؟ با این دیدگاه واگذاری اختیار تشخیص احکام به عهده اکثریت معینی از نمایندگان مردم نه تنها غیرمنطقی نیست بلکه کاملا منسجم است. مهم نیست نمایندگان مجلس تا چه اندازه با احکام مذهبی آشنا هستند یا نیستند یا اصلا مسلمان هستند یا نه مهم آن است که نماینده مردم و بنابراین تشخیص دهنده مصلحت آنان هستند.

خمینی بعدها در نظریه ولایت مطلقه فقیه، اندیشه خود را تکمیل کرد و ضرورت و مصلحت را با هم یکی کرد. برخلاف آنچه بعدها مصباح یزدی و دیگران جا انداختند ولایت مطلقه فقیه از دیدگاه آیت‌الله خمینی و قانون اساسی، ولایت یک فرد نیست بلکه ولایت حکومت است و حکومت منظور حکومت منتخب مردم است. یعنی همان اکثریت تشخیص دهنده مصلحت. چنانچه در قانون اساسی اولیه نیز شرط ولایت فقیه پذیرش از جانب مردم بود و در اصلاح قانون اساسی علاوه بر آنکه شرط مرجعیت رهبر نیز حذف شد، شیوه تعیین آن نیز انتخابی شد به شکلی که رهبر از سوی خبرگان که خود نماینده مردم هستند انتخاب ‌شود. پیش بینی "شورای رهبری" در قانون اساسی نیز کاملا نشان می‌دهد که منظور از ولایت مطلقه فقیه به هیچ وجه ولایت یک فرد نیست بلکه ولایت یک نهاد است که قدرت خود در کنار گذاشتن احکام اولیه را از عمل به مصلحت و منتخب مردم بودن خود می گیرد. "مجمع تشخیص مصلحت نظام" نیز در همین چارچوب "مصلحت" بوجود آمد. آن تفسیری که بعدها از نظریه ولایت مطلقه فقیه آیت‌الله خمینی ساختند و هیچکدام از شاگردان او نیز قدرت مقابله با آن را نیافتند اصلا با دیدگاه خمینی و تغییری که در قانون اساسی بوجود آمد همخوانی ندارد. وقتی ما شرط مرجعیت را از شرایط ولی فقیه حذف کرده ایم، این ولی فقیه یا اعضای شورای رهبری که حتی در سطح مرجعیت هم نیستند تنها به این دلیل می‌تواند احکام اولیه اسلام را کنار بگذارد که منتخب مردم و نماینده مردم اند.

ولایت مطلقه فقیه و ولایت مطلقه مردم

ولایت مطلقه فقیه در این دیدگاه بیان دیگری برای بیان ولایت مطلقه مردم شد. ولی بلافاصله پس از فوت آقای خمینی و در شرایط رهبری متزلزل علی خامنه‌ای بود که روحانیان واپسگرا از نوع شیخ محمد یزدی یا مصباح و حائری شیرازی نظریه "کشف فقیه" را علم کردند. آنان بهتر از روشنفکران مذهبی ما فهمیده بودند که اگر ولایت مطلقه فقیه یعنی ولایت حکومت در کنار گذاشتن احکام اولیه فقهی را با نظریه انتخابی بودن فقیه، آنچنانکه در قانون اساسی آمده توام کنیم، تبدیل به ولایت مطلقه مردم و از آن بدتر تبدیل به آن می‌شود که مردم خود منبع تشخیص قواعد دین و جانشین حوزه علمیه بشوند. در حالیکه اگر ولایت مطلقه فقیه را با "کشف فقیه" پیوند بزنیم تبدیل می‌شود به ولایت مطلقه یک فرد. پس بحث "کشف فقیه" که امثال مصباح یزدی مطرح می‌کردند فراتر از انتخاب یا کشف رهبری علی خامنه‌ای بود زیرا وی رهبر بود و نیازی به این نبود که وی را دوباره کشف کنند. مسئله مقابله با خطر بزرگتری بود که دیگاه فقهی آیت‌الله خمینی طرح کرده بود و موجب می‌شد که تمام فقه سنتی و تمام ساختاری که بر روی آن شکل گرفته و جایگاه امثال مصباح یزدی‌ها و منافع آنها زیر سوال رود. آنها نگران بودند که اگر نظر آیت‌الله خمینی تثبیت شود نقش فقها به حداقل تقلیل یافته و این نه آنان که تک تک مردم هستند که از طریق نمایندگان خود قواعد و مقررات جامعه را بنا بر مصلحت خود تدوین می‌کردند.

می‌بینیم نظریه‌ای که امروز راشد غنوشی مطرح می‌کند تا چه اندازه نزدیک و الهام گرفته از دیدگاه‌های آقای خمینی است.

در واقع نیز راهی که خمینی سی سال پیش باز کرد آنچنان جسورانه و پیامدهای آن نیز، چنان زیر و زبر کننده تمام ساختار حوزه‌های مذهبی ماست که موجب شد نه تنها حوزه و روحانیان ما توان پذیرش آن را نداشته باشند، بلکه حتی روشنفکران مذهبی ما نیز قادر به هضم آن نشوند. آنها مرعوب تفسیری شدند که امثال مصباح یزدی از ولایت مطلقه فقیه ارائه دادند. کافیست به بحث‌هایی که مثلا درباره سنگسار یا اعدام وجود دارد نگاه کنیم که برخی از روشنفکران مذهبی ما سعی می‌کنند از روی متون فقهی ثابت کنند که اینها در دین اسلام نبوده است و این مخالفت را نشان روشنفکری خود می‌دانند. آنها هنوز در زمین فقه سنتی بازی می‌کنند و نوآوری فقهی آیت‌الله خمینی را که خود بدان نام "فقه پویا" داده بود درک نمی‌کنند. در حالیکه سخن دیروز آیت‌الله خمینی و سخن امروز راشد غنوشی مسئله را خیلی دقیق‌تر و روشن‌تر طرح می‌کند. فقه و قانون یک امر ثابت نیست، امری پویاست. مردم خود نماینده دین هستند و فقه آن چیزی است که اکثریت مردم همچون مصلحت خود و جامعه شان در یک برهه معین زمانی و مکانی تشخیص می‌دهند. این اکثریت در انتخابات نمایندگان مردم خود را نشان می‌دهد و قانونگذاری این نمایندگان مردم یعنی قانون دین.

در این شرایط حوزه های علمیه باید از صدور حکم و قانونگذاری دست بردارند و امر قانونگذاری فقط و فقط به نمایندگان مردم به عنوان مرجع تشخیص مصلحت یا بقول غنوشی نماینده خدا بر روی زمین منتقل شود. وظیفه حوزه های علمیه نه تبیین و تعیین احکام بلکه پرداختن به اصول عمیق تر و کلام و فلسفه و تبیین اصول اساسی دین و دلایل آن تبدیل خواهد شد. یعنی همان عرصه ای که خود آقای خمینی در حوزه وارد آن شده بود. چنین وظیفه ای چیزی از جایگاه حوزه نخواهد کاست، برعکس آن را ارتقا خواهد داد.

ادامه و دفاع از چنین شهامتی، شهامتی که آیت الله خمینی از خود به یادگار گذاشت، شخصیتی مردمی تر و مقتدرتر و با اعتماد به نفس تر از آقای خامنه ای می خواست. نتایج آن ترورهائی که مجاهدین خلق به کارنامه خود بسته اند و روحانیونی توانمندتر از خامنه ای را پیش از درگذشت آیت الله خمینی برای همیشه از صحنه خارج کرد، نتایج عمیقی بر مسیر انقلاب 57 داشت که این نیز نمونه ای از آنست.

راه توده 339 9 آبان ماه 1390

۱۳۹۰ آبان ۱۰, سه‌شنبه

:: رسانه‌های وابسته به رژیم،با تردستی-مغزشوئی،نظراتی را گفتمان غالب در جامعه می‌گردانند که مردم را از سقوط رژیم می‌ترسانند

-آقای محمد خاتمی و امثال وی، در سخنرانی‌های خود، علنا و از ته دل، مردم ایران را لایق دموکراسی‌های غربی نمی‌دانند و کماکان از اینکه ایران شبیه به "پاریس و رم" شود، هراس دارند. اینها با تلقین ترس از قدرت و ترغیب انفعال در خفقان، "دموکراسی اسلامی" را در سر دارند. با باور به اسلام به مثابه بیان قدرت، به سوزاندن فرصتها ادامه می‌دهند و به خفتِ "تدارکاتچی" بودن وسایل و زمینه‌های ادامۀ ولایت مطلقۀ فقیه، خود اعتراف می‌کنند. روشن است که اینها هم چون بقیۀ گروه‌های فوق، در حفظ نظام جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند. - رسانه‌های وابسته به آنها، با تردستی و با مغزشوئی افکار عمومی، نظرات "اپوزیسیون و مخالفانی" را که مردم را از فروپاشی رژیم می‌ترسانند، گفتمان غالب در جامعه می‌گردانند. "سران فتنه" گرچه در ظاهر مورد عتاب و خطاب و ضرب و شتم و حصر قرار می‌گیرند ولی اهداف و افکار و نظرات آنها بطور وسیعی در رسانه‌های آشکار و پنهان رژیم، پوشش پیدا می‌کند. این رسانه‌ها حتی از موقعیت "جشن تولد سرانه فتنه" نیز نمی‌گذرند و از آن حداکثر استفاده را می‌کنند. (و این در حالی است که بیشمار زندانیان سیاسی، مدتها در سیاه‌چالها هستند و متعدد روزهای تولد خود و عزیزان خود را در شکنجه و تجاوز و اعتصاب غذا سپری می‌کنند و هیچ خبری از آنها به گوش کسی نمی‌رسد.) در رسانه‌های مخالف دموکراسی، از گروه کثیری از فعالین سیاسی که حتی شرکت در "انتخابات" و بدین وسیله به رژیم مشروعیت دادن را نفی می‌کنند، و بجای اصلاحات، گذار از کلیت رژیم و قانون اساسی جمهوری اسلامی را خواهان هستند، به هیچ وجه خبری نیست. انگاری که آنها اصلا در دنیا وجود خارجی ندارند. از سوی دیگر، آقای رفسنجانی و بستگان و دوستان او، دستشان تا کتف، به خون و جنایت و فساد و دروغ و تزویر و خیانت آلوده است. اینها از کسانی هستند که بیشترین گناه را در مورد وضعیت بیش از سه دهۀ گذشتۀ وطنمان بر گردۀ خود دارند. این گروه نیز به وضوح، نمی‌تواند مملکت را ساعتی در دموکراسی تحمل کند. گرچه تقابل با گروه خامنه‌ای و گروه احمدی‌نژاد برایشان خطرناک است ولی اینها به مراتب بیشتر از سرنوشت خود در فردای سقوط رژیم، هراسناک هستند. ویژه‌خواران نامدار و بی‌نام و نشان مافیای مالی/نظامی، همه به نوعی ایمان دارند که اگر این رژیم فرو ریزد، نان‌دانی آنها هم تعطیل می‌شود. اینها خوب می‌دانند در نظامی مردمسالار، از رانت‌دهی و مفت‌خواری خبری نیست. این عمله‌های قدرت هم هر کدام به نوعی در حفظ نظام، حتی شده به ضرب اصلاحات، کوشا هستند. گروه‌های "اصلاح‌طلب" هم به دلایل مختلف، حفظ نظام و اصلاح آن را خواستار هستند. گروهی بخاطر سوابق خود در این سه دهه، از سقوط رژیم و محاکمات احتمالی در هراس هستند. عده‌ای هم به علت باور به اصالت قدرت و عدم باور به مشروعیت توانائی‌ها از طریق مردم، و هم از سوی دیگر از روی ترس و عدم اعتماد به نفس، فروپاشی نظام را مساوی کشتار جمعی همۀ ایرانیان و تجزیه شدن ایران تبلیغ می‌کنند! و در صحت این حکمی که می‌رانند، هیچ تردیدی را به خود و به بقیۀ مردم روا نمی‌بینند! آقای محمد خاتمی و امثال وی، در سخنرانی‌های خود، علنا و از ته دل، مردم ایران را لایق دموکراسی‌های غربی نمی‌دانند و کماکان از اینکه ایران شبیه به "پاریس و رم" شود، هراس دارند. اینها با تلقین ترس از قدرت و ترغیب انفعال در خفقان، "دموکراسی اسلامی" را در سر دارند. با باور به اسلام به مثابه بیان قدرت، به سوزاندن فرصتها ادامه می‌دهند و به خفتِ "تدارکاتچی" بودن وسایل و زمینه‌های ادامۀ ولایت مطلقۀ فقیه، خود اعتراف می‌کنند. روشن است که اینها هم چون بقیۀ گروه‌های فوق، در حفظ نظام جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند. دولتها و قدرتهای غربی، با بریدگی از واقعیات زمانه و با ادامۀ بسط انواع خشونت‌ها در دنیا، هنوز تحمل دولتی حقوقمدار در کشورهائی چون ایران را ندارند. گرچه در ظاهر سیاست ستیز با جمهوری اسلامی را در پیش گرفته‌اند، ولی در باطن با سازش با جمهوری اسلامی، از بی‌کفایتی و بی‌لیاقتی و وابستگی این رژیم، به طرق مختلف منتفع می‌شوند. همۀ آنها به نوعی از بحران و تشنج، سود می‌برند. در این میان گرچه جرج بوش و تونی بلر و ناتانیاهو از مثالهائی بارز هستند، ولی کامرون و سارکوزی و برلوسکونی و بقیه هم از همان راه می‌روند. نیاز اینها به بحران و جنگ و تشنج و خشونت، همان جنس نیاز آقایان خامنه‌ای و خمینی و رفسنجانی و احمدی‌نژاد و بقیه، به بقا از همان طرق را دارد و به مانند قانون ظروف مرتبط، شیشۀ عمر یکی به دیگری متصل است.

۱۳۹۰ آبان ۵, پنجشنبه

ورود به فاز نظامی نام رمز کدام فاجعه است؟

آنچه که در روزهای اخیر، بعنوان افشاگری برادر احمدی نژاد پیرامون ورود باصطلاح "جریان انحرافی" و در اصل "بانداحمدی نژاد" به "فاز نظامی" در سایت های خبری و برخی روزنامه های داخل کشور منتشر شده، به چه معناست؟ آیا احمدی نژاد می خواهد کودتا کند؟ سپاه به دو دسته تقسیم شده و یک دسته آن پشت احمدی نژاد جمع شده اند؟ بسیج قرار است به حمایت از احمدی نژاد روبروی سپاه بایستد و یا برعکس؟
اینها سئوالاتی است که با خواندن اشاره سر بسته برادر احمدی نژاد به "ورود به فاز نظامی" جریان انحرافی به ذهن هر خواننده ای راه می یابد. اما اشاره سربسته برادر احمدی نژاد به گزینه های بالا نیست. خود وی نیز کاشف هیچ خبری نیست. آنچه که او به آن اشاره کرد، بخشی از مذاکرات محرمانه ایست که در جلسه چند هفته پیش برخی فرماندهان سپاه و اعضای نظامی کابینه احمدی نژاد و ناظرانی از بیت رهبری در شهر مشهد صورت گرفت. در آن جلسه، سردار وحیدی، فرمانده سابق سپاه قدس که اکنون وزیر دفاع از کابینه احمدی نژاد است و درواقع نماینده مستقیم سپاه در کابینه از جمله گفته بود: «ما اطلاع داریم که برخی اعضای دولت مقدمات خروج از کشور خود را فراهم کرده اند. همچنین اطلاع داریم که احمدی نژاد در جهت تشویق امریکا به حمله محدود نظامی به ایران اقداماتی کرده است...»
آن "ورود به فاز نظامی" که برادر احمدی نژاد مطرح کرده، همین فاز است و این احتمال که ماجرای ترور سفیر عربستان سعودی در امریکا نیز با همین هدف سازماندهی شده باشد و یا از جانب دیگری سازماندهی شده اما احمدی نژاد برای رسیدن به همان هدفی که سردار وحیدی گفته به امریکائی ها خبر داده باشد وجود دارد. احمدی نژاد میداند که زمان زیادی در اختیار ندارد و پس از انتخابات مجلس آینده، تکلیف رئیس جمهور یا توسط مجلس معلوم می شود و یا در انتخابات و او قطعا کنار گذاشته خواهد شد. بنابراین، او یگانه راه حل را برای حفظ موقعیت و حتی ادامه حضور در کاخ ریاست جمهوری را یک جنگ می داند. جنگ می داند که به زعم وی و لابد با پیام هائی که داده و اشاراتی که دریافت کرده، محدود خواهد بود و متعاقب آن مذاکرات صلح با امریکا آغاز خواهد شد. مذاکراتی که او خود را نقش آفرین آن میداند. بویژه اگر در جریان این جنگ بیت رهبری براثر شکست در جنگ و سیاست های نظامی و اتمی اش و تشدید فشار مخالفان سیاست های نظامی و اتمی او در سالهای اخیر، عملا کنار گذاشته خواهد شد. حتی اگر مقام تشریفاتی "رهبری" را برای مدتی، در اختیارش باقی بگذارند. بخشی از بادی که در ماه های اخیر زیر عبای مصباح یزدی می کنند نیز برای چنان موقعیتی است.
خبر دریافتی پیک نت در باره جلسه مشهد را از اینجا بخوانید.)
پیک نت 5 آبان

۱۳۹۰ آبان ۲, دوشنبه

حمله نظامی به ایران از این مسیر عبور می کند خطر تحریم روی سر بانک مرکزی و نفت ایران

مهم ترین بحث در درون حاکمیت جمهوری اسلامی، نه سفر "آقا" به کرمانشاه و دستآوردهای آن و یا دعوای مجلس و احمدی نژاد و یا حتی چاره جوئی برای یافتن راه حلی انتخابات ریاست جمهوری را لغو و مجلس رئیس جمهور انتخاب کند، بلکه خطری است که بالای سر بانک مرکزی و نفت ایران پرپر می زند.
اما با سرعت در حال رایزنی برای اعلام تحریم بانک مرکزی ایران است و ماجرای ترور سفیر عربستان در امریکا و دیگر اخبار مرتبط با آن بهانه این تحریم. تمام قرائن حاکی از رسیدن به مرحله قطعی اعلام این تحریم است. تحریمی که با تحریم نفت ایران تکمیل خواهد شد و از هم اکنون با عربستان سعودی برای پائین آوردن قیمت نفت و افزایش تولید آن به تفاهم رسیده اند. آنها که با استناد به سیاست جنگی و اتمی جمهوری اسلامی این دو تحریم را تدارک دیده اند، نتیجه بزرگتری از آن می خواهند بگیرند و آن رسیدن نارضائی مردم به نقطه انفجاری است. دراین صورت حمله نظامی و به زانو در آوردن قدرت نظامی جمهوری اسلامی، اجرای نقشه بزرگ تقسیم ایران به سه تا چهار کشور را فراهم می کند.
این فشرده همه بحث هائی است جریان دارد و اغلب سعی می کنند آن را با حاشیه پردازی های گمراه کننده توام سازند. حتی اگر در مرحله نخست نفت ایران را تحریم نکنند نیز، با تحریم بانک مرکزی ایران، عملا نفت ایران سرنوشتی را پیدا می کند که با سرنوشت ناشی از تحریم تفاوت چندانی ندارد. ارز ناشی از فروش نفت به بانک مرکزی واریز می‌شود و سپس از این بانک، ارز به بانک های دیگر داده می شود. بانک هائی که کانون های مالی واردات به کشور و تجارت اند. کشوری که تا بن دندان به واردات وابسته است.
پیک نت 2 آبان

۱۳۹۰ مهر ۲۸, پنجشنبه

بسیجی پروازی دو یا سه روز زودتر از علی خامنه ای به استان می آید و دو روز بعد از رفتن او، لباس محلی را از تن در می آورد

-بسیجی پروازی دو یا سه روز زودتر از آقا به استان می آید و دو روز بعد از رفتن ایشان، لباس محلی را از تن در می آورد و به سمت تهران و مشهد و قم بر می گردد! برای اعزام هر یک فروند از این شهروندنماهای بسیجی و برای حضور خودجوش(!) آنها در سفرهای مقام معظم رهبری و پاداش و کارانه و اسکان و تغذیه شان ، مبلغی بین یک میلیون و پانصد هزار تومان تا دو میلیون تومان هزینه می شود!-اگر تعداد صفرهای هزینه سفرهای ولی فقیه، ما و شما را دچار سرگیجه و کلافگی کند و از خیر ادامه ضرب و تقسیم منصرف شویم. اما در کشوری که مردم برای دریافت ۴۰ هزار تومان یارانه صف می کشند، به یک بسیجی که در ازای یک هفته نمایش عشق به رهبر نزدیک به دو میلیون تومان درآمد نصیبش می شود، خیلی هم بد نمی گذرد! •مسابقه ارضای تمایلات نفسانی آیت الله خامنه ای پایان ندارد. از دعوت از شاعران مدیحه گو بگیرید تا فراخواندن نمایندگان مجلس، که دو زانو خدمت رهبری می نشینند، و از برگزاری نمایش محبوبیت رهبری در استانهای محروم و لشگرکشی بسیجیان پروازی برای ایجاد موج پرشکوه دوستداران رهبر بگیرید تا تروکاژهای تلویزیونی برای به رخ کشیدن اقتدار رهبری، همه و همه برای ارضای حس بی پایان خودکامگی در مقام معظم رهبری است. آیت الله خامنه ای امروز به کرمانشاه رفت. استانی با آمار بیکاری بالا، فقر شدید، محرومیت فراگیر و بالاخره فساد دولتی هولناک! ایشان اما در اجتماع خودجوش(!) هزاران برادر و خواهر بسیجی پروازی (معادل استاد پروازی!) حضور یافتند که شاید برای بار اول کرمانشاه را می دیدند! بسیاری از این هزاران نفر! از اقصی نقاط کشور به کرمانشاه آورده شده بودند، تا رهبر معظم باور کنند که آنها شهروندان مرفه کرمانشاهی! هستند که هیچ دغدغه و مشکلی ندارند به جز دیدار با معظم له و شوق حضور در محضر نایب ولی عصر!! به همین بهانه، ایشان برای این جمعیت خوشحال و شیفته ی ولایت، چیزی از مشکلات و محرومیت های استان کرمانشاه نفرمودند و فقط از قیام وال استریت! و احتمال سقوط و زوال آمریکا و گسترش بیداری اسلامی در اروپا سخن گفتند و صلاح ندیدند درباره سایر مسائل کم ارزش داخلی سخنی بگویند! اما این بسیجیان پروازی کیستند؟ و چرا هر سفر رهبری، دهها برابر طرحهایی که قولش را به مردم می دهند، هزینه بر می دارد؟ بسیجی پروازی به مدد پولهای بادآورده حکومتی، صبح تهرانی است، عصر شهروند خوزستان یا آذربایجان می شود! او بسته به مأموریت می تواند شهروند هرکجا باشد. دو روز قبل به کرمانشاه یا سنندج سفر می کند، لباس محلی را از بسیج تحویل می گیرد، در بازارها می چرخد و در زمان فرود آمدن سفینه ولایت، به عنوان یک شهروند کرد یا کرمانشاهی یا گیلانی و... به مسیر استقبال برده می شود و برای آقا بوسه و گل و دست و دم تکان می دهد. بسیجی پروازی در حقیقت نقش حلقه حفاظتی رهبر را هم ایفا می کند. او باید نقش همان حلقه انگشتری را بازی کند که گویا نگین سلیمانی را در آغوش کشیده است. اینگونه دیگر هیچ شهروند ناراضی و هیچ نیازمند نامه به دستی، مزاحم تصاویر دوربینها نمی شود و دوربینهای صداوسیما فقط قافله عشق را به تصویر می کشند! بسیجی پروازی دو یا سه روز زودتر از آقا به استان می آید و دو روز بعد از رفتن ایشان، لباس محلی را از تن در می آورد و به سمت تهران و مشهد و قم بر می گردد! برای اعزام هر یک فروند از این شهروندنماهای بسیجی و برای حضور خودجوش(!) آنها در سفرهای مقام معظم رهبری و پاداش و کارانه و اسکان و تغذیه شان ، مبلغی بین یک میلیون و پانصد هزار تومان تا دو میلیون تومان هزینه می شود! اگر این رقم را در تعداد هزاران بسیجی اعزامی که صدا و سیما اعلام می کند و عمدتا" جمعیت غیربومی هستند ضربدر کنیم، معنای ارقام میلیاردی هزینه های سفرهای رهبر فرزانه را از نزدیک لمس خواهیم کرد. هرچند ممکن است تعداد صفرهایش، ما و شما را دچار سرگیجه و کلافگی کند و از خیر ادامه ضرب و تقسیم منصرف شویم. اما در کشوری که مردم برای دریافت ۴۰ هزار تومان یارانه صف می کشند، به یک بسیجی که در ازای یک هفته نمایش عشق به رهبر نزدیک به دو میلیون تومان درآمد نصیبش می شود، خیلی هم بد نمی گذرد!

۱۳۹۰ مهر ۲۵, دوشنبه

:: پاسخ باران، پگاه، ترانه، نگار و هانیه به سلحشور: سینما را به حال خود رها کنید، شاید که آرامش به وجدان نگرانتان بازگردد!


پنج بازیگر زن سرشناس سینمای ایران در یادداشتی به اظهارات اخیر فرج‌الله سلحشور کارگردان مجموعه «یوسف پیامبر» پاسخ دادند. در این متن که به امضای ترانه علیدوستی، پگاه آهنگرانی،

نگار جواهریان، هانیه توسلی و باران کوثری رسیده، آمده است: «جناب آقای سلحشور، از اینکه می‌بینیم آن همه پرداختن به زوایای نورانی زندگی پیامبران و سرمشق قرار دادن منش ایشان تاثیری

در کلامتان نداشته، و در نهایت شهرتتان را از نفرت‌پراکنی و بی‌ادبی در برابر هم‌نوعانتان به دست آورده‌اید، بسیار متاسفیم.» در بخش پایانی این متن آمده: «ای کاش لطف کنید سینمایی را که

خجالت می‌کشیم بگوییم شما را یاد کجا می‌اندازد به حال خود رها کنید، شاید که رستگار شوید و آرامش و صلح و محبت به وجدان نگرانتان بازگردد.» به گزارش اکترس باران؛ فرج الله سلحشور طی

روزهای گذشته با انجام یک مصاحبه تند علیه وضعیت کنونی سینمای ایران آن را به “فاحشه خانه” تشبیه کرده بود !

رهبر، ادعاي دخالت در قواي سه گانه را تكذيب كرد


در شرایط فعلی رییس جمهور با انتخاب مستقیم مردم برگزیده می شود كه شیوه خوب و موثری است اما اگر در آینده احساس شود نظام پارلمانی برای انتخاب مسئولان قوه مجریه بهتر است هیچ

اشكالی در تغییر ساز و كار فعلی وجود ندارد./ایشان با اشاره به سخنان برخی افزودند : مسئولان قوه مجریه، نمایندگان مجلس، مسئولان قوه قضاییه، با اختیارات كامل و قانونی ، وظایف خود را

انجام می‌دهند و ممكن است تصمیماتی بگیرندكه رهبری با آن مخالف باشد اما رهبری نه حق دارد نه می تواند و نه قادر است كه در این مسائل دخالت كند مگر جاییكه سیاستی، به كج شدن راه انقلاب

منجر می شود

۱۳۹۰ مهر ۲۱, پنجشنبه

سرگرمی :: سایت اطلاع‌رسانی سفر رهبر جمهوری اسلامی به کرمانشاه: نگران وقوع زلزله در تهران در غیاب خامنه‌ای هستیم!

سایت جامع اطلاع‌رسانی سفر علی خامنه‌ای به کرمانشاه با انتشار یادداشت کوتاهی از احتمال وقوع زلزله در تهران در غیاب رهبر جمهوری اسلامی ابراز نگرانی کرد. این سایت که همزمان با آغاز سفر ۱۰ روزه علی خامنه‌ای به کرمانشاه فعالیت خود را آغاز کرده٬ نوشته است: «تهرانی‌ها نگرانند، می‌ترسند که با رفتن آقا زمین فرصت را غنیمت بشمارد و کار خودش را بکند.» در این یادداشت کوتاه آمده که «ماشاء الله اینقدر مردم تهران زیادند و به همین میزان هم وفور گناه است که دفع خطر همه این گناهان، تنها با حضور آقا ممکن است.» نویسنده این یادداشت که «یک تهرانی» معرفی شده در پایان نوشته است: «می‌ترسم، زلزله یک ۱۰ روزی بی‌زحمت امان بده تا دوباره آقا بیایند.» سایت جامع اطلاع‌رسانی سفر علی خامنه‌ای به کرمانشاه از سوی «بسیج سایبری» این استان راه‌اندازی شده و قرار است برنامه‌های رهبر جمهوری اسلامی در این سفر را پوشش دهد. با متزلزل شدن پایه‌های مشروعیت جایگاه خامنه‌ای در میان مردم ایران٬ هواداران وی تلاش می‌کنند با ارائه تعاریف اغراق‌آمیز٬ چهره و موقعیت وی را در داخل ایران بازسازی کنند. طی دو سال گذشته تعاریف و تمجید‌های فراوانی از رهبر جمهوری اسلامی در رسانه‌های ایران مطرح شده که بازتاب‌های منفی گسترده‌ای در افکار عمومی مردم ایران داشته است. با وجود این٬ رسانه‌ها و نزدیکان به علی خامنه‌ای همچنان به تعاریف خود از وی ادامه می‌دهند و بار‌ها ادعا کرده‌اند که رهبری وی مورد تائید امام دوازدهم شیعیان است.