رهبران جنبش سبزراآزادكنيد.

رهبران جنبش سبزراآزادكنيد.

۱۳۸۹ آذر ۹, سه‌شنبه

در آستانه حوادث مهم قرار گرفته ایم؟ توپخانه اسناد محرمانه به روی ایران باز شد!


طی سه روز گذشته، ایران زیر فشار سنگین اسناد و حوادثی قرار گرفته که از آن بوی حوادث مهم تری به مشام می رسد.
اسنادی که گروه "ویکی لیکس" در وبسایت خود منتشر کرده، حتی اگر نه همه، بلکه بخشی از آن واقعیت داشته باشد، نشان میدهد که سازمان های اطلاعاتی غرب و بویژه اسرائیل تا مغز استخوان رهبری جمهوری اسلامی نفوذ کرده اند. همین نفوذ، هیچ نوع فعالیت اتمی مخفی را برای جمهوری اسلامی ممکن نساخته و نمی سازد.
نیویورک تایمز، در شماره دیروز- دوشنبه- خود در یک اقدام بی سابقه، 8 صفحه خود را اختصاص به اسنادی داد که ویکی لیکس منتشر کرده است. متعاقب آن، تمام خبرگزاری های مهم جهان، نوع نگاه نیویورک تایمز به این اسناد را دنبال کردند. نگاهی که روی فعالیت های اتمی و نظامی جمهوری اسلامی متمرکز است و حمله به ایران و پایان این نگرانی را تداعی می کند.
از سوی دیگر، روزنامه های اروپا و بویژه لوموند چاپ فرانسه، در لابلای چند صد برگ اسنادی که ویکی لیکس طی سه روز گذشته منتشر کرده است، برخی سندهائی را بیرون کشیده که نشریات و خبرگزاری های امریکا به آن توجه نکرده اند. از جمله سندی درباره بیماری سرطان پیشرفته خون آقای خامنه ای که بیانگر تلاش های شتابزده یکسال و نیم اخیر او برای قلع و قمع همه منتقدان و رقبای جانشین جوان و مورد نظر وی است. یعنی مجتبی خامنه ای! اشغال پست های مهم فرماندهی سپاه و ارگان های امنیتی توسط همدوره ای ها و دوستان محفلی مجتبی خامنه ای نیز روی دیگر سکه شتاب علی خامنه ای برای جانشین تعیین کردن است. همچنان که سازهای بادی تمام ارکسترهای وابسته به بیت رهبری علیه هاشمی رفسنجانی به صدا در آمده اند تا این سد نیز از سر راه برداشته شود. همچنان که صدها فعال مذهبی- سیاسی را در زندان کرده اند تا عرصه خالی از منتقد موروثی شدن رهبری شود.
از جمله اسنادی که ویکی لیکس منتشر کرده و مطبوعات و خبرگزاری های امریکا به آن اهمیت نداده اند، سندی است که از تهران به مرکز امریکائی ها در عشق آباد در جمهوری ترکمنستان مخابره شده است. بموجب این سند که زمان مخابره آن همزمان است با ساعات اعلام نتیجه کودتائی انتخابات 22 خرداد، میرحسین موسوی با 26 میلیون رای برنده انتخابات بوده است. نفر دوم کروبی با نزدیک به 10 میلیون و سپس احمدی نژاد با نزدیک به 5 میلیون رای قرار داشته اند.
این سند، تقریبا مشابه همان اطلاعیه ایست که شب اعلام نتایج کودتائی انتخابات از سوی یکی از کارمندان وزارت کشور مامور در اتاق شمارش کامپیوتری آراء منتشر شده بود. این فرد یک هفته پس از این اقدام، در یک حادثه رانندگی در جاده کرج کشته شد.
مقامات حکومتی، از جمله احمدی نژاد روز گذشته درباره این اسناد مصاحبه مطبوعاتی کرده و انتشار آنها را یک جنگ روانی اعلام کردند که فاقد اعتبار حقوقی است. این درحالی است که وقتی ویکی لیکس فیلم به رگبار بسته شدن چند خبرنگار در بغداد را از داخل یکی از هلیکوپترهای نظامی امریکا منتشر کرد، احمدی نژاد و امام جمعه های مدافع کودتای 22 خرداد، آن را سندی بزرگ و افشاء کننده جنایات امریکا درعراق اعلام کرده و درباره آن سخنرانی و خطبه خواندند!
مقدمات کارزای که آغاز شده، با کشف 130 کیلو هروئین صاف که از ایران به مقصد نیجریه بار زده شده بود و همچنین کشف کانتینترهای سلاح تولید جمهوری اسلامی در یک کشتی تجاری که در یکی از بنادر نیجریه پهلو گرفته بود آغاز شد. متعاقب آن، یک عضو سپاه پاسداران در نیجریه باتهام دست داشتن در قاچاق این سلاح ها به نیجریه بازداشت و تسلیم دادگاه شد و فیلم اعترافات یکی از کارمندان سایت اتمی نطنز اصفهان که توسط جندالله ربوده شده بود، پخش شد. او دراین اعترافات نام تعدادی از کارمندان این مرکز اتمی را اعلام کرد و گفت که دراین مرکز سرگرم تولید کلاهک اتمی هستند!

۱۳۸۹ آذر ۸, دوشنبه

نگاهی به پیام هاشمی رفسنجانی بمناسبت سالروز بسیج بسیج قرار بود مردمی باشد نه گمراه و آلوده دام و دانه!


هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان و رئیس مجمع مصلحت نظام، بمناسبت سالروز تاسیس بسیج، نکاتی را درباره هویت بسیج مطرح کرد که هشداری است نسبت به وضع کنونی بسیج و اعتبار فروریخته آن در جریان کودتای 22 خرداد و حوادث غیر مردمی و سرکوبگرانه پس از آن که بسیج در آن نقش داشته است.
هاشمی از جمله، با اشاره به فرمان آیت الله خمینی برای تاسیس بسیج گفت:
آن پیر فرزانه هر وقت می‌خواستند، اهمیت بسیج را بر کلام نافذ خویش جاری نمایند، از آن به عنوان «نیروی مردمی» یاد می‌کردند و این نشان از طبیعت ذاتی و اکتسابی بسیجیان است
نباید بگذاریم این توانمندی بالقوه در هیاهوهای سیاست زدگی، دچار تندروی‌ها شود که به قول مولای مظلومان در هر دو صورت دچار ضلالت و گمراهی خواهند شد بسیج باید مانند مؤسس خویش(آیت الله خمینی)، پرچمدار اعتدال در امور فرهنگی و اجتماعی باشد تا برای جوانان همه نسل‌ها، همچنان مدرسه عشق بماند. بسیج باید مانند خیل اعضای شهیدش، چنان مردمی باشد که در چشم همه گرو‌هها، با هر سلیقه سیاسی، مکرم، محترم و معزز باشد
بسیج باید آن‌گونه باشد که به‌جای تشکیل پایگاه‌های خویش در مساجد، خود مسجدی برای جذب جوانانی باشد.
اینجانب به عنوان کسی که در طول سال‌های مبارزه با جوانان عضو بسیج غیرمتشکل در مساجد، تکایا، مدارس، دانشگاه‌ها، حوزه‌ها و جامعه و در طول 8 سال دفاع مقدس با جوانان عضو تشکیلات بسیج افتخار همسنگری داشته‌ام، اطمینان دارم هیچ دام و دانه‌ای نباید بتواند افتخارات این پرنده‌های بلندپرواز را در قلوب آسمانی مردم مخدوش نماید.

۱۳۸۹ آذر ۶, شنبه

صحبت های غیر علنی "نقدی" در مجلس مراجع، از نظامی ها بیشتر از سبزها می ترسند!




   

سردار شکنجه "نقدی" روز گذشته، پس از بازگشت از سفر قم، در مجلس حاضر شده و سخنرانی کرد. این حضور دو چهره داشت. یک چهره علنی که همان سخنرانی نقدی از پشت تریبون مجلس بود و در آن خواهان بودجه بیشتر برای بسیج شد، و یک چهره غیر علنی که مربوط به صحبت های او در جمع معدودی از نمایندگان مجلس که حامی و مجری کودتای 22 خرداد و گرداننده بازداشتگاه کهریزک بوده اند و در بازجوئی ها و شکنجه های پس از کودتا در زندان ها و بازداشتگاه های نقش داشته اند بوده است. از این دیدار و گفتگوی دوستانه، روز گذشته اخباری به خارج از مجلس درز کرد که دانستی است.

نقدی با مسخره کردن برخی روحانیونی که با آنها در سفر به قم دیدار کرده بود، آنها را تعدادی پیروپاتال ترسو ارزیابی کرده که با یک "فوت" می روند توی سوراخشان!

وی نقل قولی را به تمسخر از یکی از مراجع نقل می کند که برخی ها که در آن جمع خودی ها حضور داشته اند به نقدی می گویند، این حرف جدی است و باید به مقام رهبری گزارش شود و نقدی می گوید اتفاقا به خود مقام رهبری هم در سفر به قم تقریبا همین را گفته اند اما با من بی رودربایستی تر گفتند. نقدی گفته است:

به آقای ... گفتم این سبزها ضد امام زمان اند. فیلم سخنرانی گنجی را گذاشتم جلویش. ایشان گفت قبلا دیده ام. (ظاهرا در سفر خامنه ای به قم یک سی دی مونتاز شده با ترکیبی از سخنرانی گنجی و  برخی اعترافات زیر شکنجه زندانیان کودتا را دراختیار مراجع گذاشته شده بود.)

گفتم، پس قبول دارید که اینها امام زمان را قبول ندارند؟ نمی ترسید از اینها؟

ایشان گفت: از شماها بیشتر باید ترسید!

گفتم: اشاره شما به من است؟

ایشان گفت: رضاخان هم، وقتی پدر روحانیت را در آورد همین لباس تنش بود. این نظر خیلی از آقایانی است که من در قم با آنها دیدار دارم و حتی میدانم که همین برداشت را به آقای خامنه ای هم که به قم آمده بود منتقل کردند. ما ترس جانمان را نداریم، اما اگر بنا به ترس جان باشد، باید از شما ترسید! در همین دوران با مراجع در این شهر چه کردید؟ حریم مراجع را شکستید، به بیوت مراجع حمله کردید، قصد جان مراجع را کردید.

۱۳۸۹ آذر ۲, سه‌شنبه

کنفرانس خبری سخنگوی شورای نگهبان حل اختلاف مجلس و دولت به علی خامنه ای پاس داده شد


     "کدخدایی" سخنگوی شورای نگبهان، روز گذشته در یک کنفرانس خبری شرکت کرد تا نتایج بررسی اختلاف مجلس و دولت را در پایان جلسات "کارگروه" اعلام کند. او دراین مصاحبه نکاتی را مطرح کرد که بلافاصله توسط اعضای همین کارگروه که از طرف مجلس در آن حضور داشتند تکذیب شد و معلوم شد کدخدائی دروغ گفته است. از نکات قابل توجه دراین مصاحبه و در واقع تصمیم کارگروه، ارجاع پیشنهادها به رهبر است تا او آنها را تائید و ابلاغ کند! که این خود نشانه دیگری از ورق پاره بودن قانون اساسی و نهادهای قانونی در برابر اراده علی خامنه ایست!
ابتدا بخوانید که کدخدائی چه گفته و سپس در همین شماره پیک نت بخوانید که نمایندگان مجلس این سخنان را چگونه تکذیب کرده اند.
کدخدا زاده گفت:

«كارگروه پس از 18 جلسه با حضور نمایندگان دولت، مجلس، شورای نگهبان و استادان و صاحبنظران دانشگاهی، پیشنهادهای خود را برای رفع اختلافات به حضور مقام معظم رهبری تقدیم كرد.
پیشنهادهای این كارگروه در دو محور خلاصه می شود: یكی درباره لزوم اصلاح آیین نامه داخلی مجلس و دیگری درخصوص تفسیر برخی اصول قانون اساسی كه در هر دو مورد مجلس باید اقدام كند و در مورد دوم بعد از اقدام مجلس، شورای نگهبان آماده رسیدگی و اعلام نظر است.
پیشنهاد شد رئیس جمهور حق داشته باشد درباره نقض اصول قانون اساسی ازطرف سایر قوا از آنان سوال كند، تذكر دهد و پیگیری كند.
كمیسیونهای مجلس صلاحیت بررسی سوال از وزرا را به صورت مستقل را ندارند.
كارگروه پیشنهاد كرد مجلس در مواردی كه تخصصاً از صلاحیت این نهاد خارج است مانند اصول 108 و 112 اختیار قانونگذاری نداشته باشد. همچنین در این امور امكان ارجاع مصوبات احتمالی پس از ایراد شورای نگهبان به مجمع تشخیص مصلحت نظام هم وجود نداشته باشد.
درباره مصوباتی مانند نظارت استصوابی شورای نگهبان، شمول اختیارات مقام معظم رهبری، اختیارات مجلس خبرگان، وظایف و اختیارات مجمع تشخیص مصلحت نظام مجلس حق ورود و بررسی ندارد و در صورت ورود و رد شورای نگهبان، مجلس حق ارجاع به مجمع تشخیص مصلحت نظام را ندارد و در صورت ارجاع، مجمع حق بررسی و اظهار نظر ندارد.
ضمنا مصوبات مجمع تشخیص مصلحت نظام باید مقید به زمان باشد كه در این صورت نیازمند دستور مقام رهبری برای اصلاح آیین نامه این نهاد است

۱۳۸۹ آذر ۱, دوشنبه

دروغ های برگزیده هفته گذشته


با خالی بندی و دروغ
نظام در اوج قدرت است
احمدی نژاد: امروز می‌بینیم كه ایران به چه عزت و كرامتی دست پیدا كرده است و هیچ مسئله‌ای در دنیا و منطقه بدون حضور ایران قابل حل نیست./ ایسنا
صادق لاریجانی، رئیس‌قوءقضائیه: کشور در بهترین وضعیت در طول بعد از انقلاب قرار دارد./ آفتاب
اسماعیل احمدی‌مقدم، فرمانده پلیس:سال گذشته هیچ کس به ضرب گلوله پلیس کشته نشد. پلیس کتک می‌خورد تا مردم اذیت نشوند./ فرارو
سرتیپ حسین همدانی، فرمانده سپاه تهران بزرگ: مقام معظم رهبری فرمودند حاضر نیستند هیچ کسی کشته شود چه آن‌ها که فریب خورده و به خیابان آمدند./ ایسنا
محمدنبی حبیبی، دبیرکل حزب موتلفه اسلامی: بصیرت مردم و هوشیاری رهبری باعث شد مهره‌هایی که در فتنه سال 88 نقش آفرینی کردند، اعتبار خود را از دست بدهند./ ایسنا
محمد محمدیان، نماینده ولی‌فقیه در دانشگاه‌ها: نظام تحمل شنیدن نظرات مختلف و آمادگی پاسخگویی به آرای مخالف را دارد./ ایسنا
حمیدرضا ترقی، معاون بین‌الملل حزب موتلفه اسلامی: فتنه سال گذشته برنامه بلند مدتی بود که توسط طراحان ضد انقلاب برنامه ریزی شده بود./ فارس

۱۳۸۹ آبان ۲۹, شنبه

پیام میرحسین موسوی بمناسبت 16 آذر اگر بصیرت داشتند به سوی مردم باز می گشتند

اشاره: متاسفانه تجربه کهریزک و کوی دانشگاه و زیر گرفتن بی پناهان با اتومبیل پلیس و از پل پائین انداختن و سر زندانیان را به چاه توالت فروکردن و خروش مردم را در راهپیمائیهای ۲۵ و۲۸ و۳۰ خرداد و دیگر روزها ندیدن و دل بستن به تجمع های مهندسی شده و فرمایشی، جلوی روی ماست و نشانی از بصیرت برای بازگشت به سوی مردم دیده نمی شود.
هزینه ناکارآمدی های دولتمردان را مردم کوچه و بازار نباید پرداخت کنند، و نباید بر زخم های عمیق نابسامانی هایشان نمک پاشید. برعکس، چنانچه این همراه کوچک بارها درخواست کرده ام، باید با دستگیری از کسانی که این روزها بر اثر انبوه مشکلات به زمین می خورند کمک شود تا، به دور از روش هایی که کرامت انسانی آنان را از میان ببرد، به زندگی آبرومندانه شان ادامه دهند. چهره زندگی برای بسیاری از مردم زشت شده است، آن را زشت تر نکنیم، بلکه در حد توانمان، در زیبا کردن آن بکوشیم.
مستبدان نمی دانند که به کارگیری زر و زور و تزویر، فاصله مردم را با آنها بیشتر می کند وآنها را به کنج خلوتکده تخیلی به ظاهر امنی می راند که توسط مداحان و ثناگویان منفعت جوی و دشمن مردم طراحی و اجرا شده است، تا بلکه تألم ناشی از از دست دادن پشتوانه مردم را از یاد ببرند.
به نظر من، به عنوان یک فرد از این خیل عظیم، «آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است». راز این همه احساس خطر از دانش و دانشجو و دانشمند، این همه اضطراب از آزادی چرخش اطلاعات، این همه ترس از رسانه های آزاد، این همه واهمه از تجمع حتی آرام و مسالمت جویانه منتقدان و معترضان، و نیز این همه تلاش برای بیگانه نمایی دوستان مردم و انقلاب، و روند مستمر پایان ناپذیر ناخودی کردن فرزندان ایران، این همه هراس از هرآنچه با عقلانیت جمعی پیوند دارد و این همه پرهیز از هر آنچه با برنامه ریزی و مدیریت دانش محور مرتبط است آیا درهمین نیست؟

بسم الله الرحمن الرحیم
دانشجویان همراه جنبش سبز،
دوستان جوان و پرمهر و شجاع هموطن،
سلام و درود بر شما باد
در آستانه ماه آذر -ماه دانشجو- در یادآوری ایستادگی ها و مبارزات شما برای پاسداری از حقوق ملت ایران و حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، لازم دیدم چند کلمه از باب قدردانی و احترام برای شما عزیزان بنویسم، به ویژه آنکه امکان دیدار مستقیم با شما کم شده است.
در دوسال اخیر، در ملاقات هایی که با شما داشته ام و یا در نامه ها و یادداشت هایی که فرستاده اید، همواره شاهد دغدغه های شما درباره آینده ایران عزیز و جنبش سبز آزادیخواهانه مردم ایران بوده ام. و البته از شما نیز جز این انتظار نیست، چرا که در سرزمین ما، دانشجو همواره ی تاریخ دیده بان بیدار مخاطراتی بوده است که جامعه ایرانی را تهدید می کرده است و در این راه خود نیز، به گواهی تاریخ، از خطرهای بزرگ در راه دفاع از مردم و ملت استقبال کرده است. و مگر نه این است که ۱۶ آذرماه هرسال یادآور حادثه تلخی است که در آن، دانشجویان هوشیار و پیشتاز این دیار، که در برابر استبداد داخلی و استعمار خارجی حامی آن دهان به اعتراض گشوده بودند، به خاک و خون کشیده شدند؟ در آن روز مستبدان و خودکامگان تصور می کردند که بعد از آن سرکوب و کشتار، دهان انتقاد و اعتراض برای همیشه بسته خواهد ماند؛ خطایی که همه کسانی که به پیروزی برپایه ارعاب تکیه می کنند مرتکب می شوند، و چه بد تکیه گاهی است ابزارسرکوب برای بقای چند روز بیشتر.


مستبدان نمی دانند که به کارگیری زر و زور و تزویر، فاصله مردم را با آنها بیشتر می کند، وآنها را به کنج خلوتکده تخیلی به ظاهر امنی می راند که توسط مداحان و ثناگویان منفعت جوی و دشمن مردم طراحی و اجرا شده است، تا بلکه تألم ناشی از از دست دادن پشتوانه مردم را از یاد ببرند.
مستبدان، روز به روز تنهاتر می شوند و به همه چیز و همه کس گمان بد می برند، دوستان دیروزشان را از خود می رانند، و هر انتقاد و نصیحتی را توطئه ای برای نابودی خویش می پندارند. و بدتر آنکه منافع خودشان را مساوی با منافع ملی می گیرند و در چنین وضعی ناچار به سلاح داران تکیه می کنند، و به دنبال کسانی می گردند که چشم و گوش بسته از آنها فرمان برند و سایه شک و تردید نسبت به افکار و اعمال آنها را حتی برای لحظه ای از دل نگذرانند.
مستبدان در دایره تنگی که برای خود فراهم کرده اند، آنقدر گرد خویش می چرخند که از شنیدن همهمه سقوط کاخ خودکامگی و خودرایی باز می مانند و زمانی بیدار می شوند که بسیار دیر است برای بازگشت به آغوش مردم.
آنان نمی دانند که دهان و گوش و چشمان مردمان را شاید بتوان از گفتن و شنیدن و دیدن بازداشت، اما اندیشیدن موهبتی الهی است که دروازه های خلوتگاه آن به روی زورمندان بسته است. راز این همه احساس خطر از دانش و دانشجو و دانشمند، این همه اضطراب از آزادی چرخش اطلاعات، این همه ترس از رسانه های آزاد، این همه واهمه از تجمع حتی آرام و مسالمت جویانه منتقدان و معترضان، و نیز این همه تلاش برای بیگانه نمایی دوستان مردم و انقلاب، و روند مستمر پایان ناپذیر ناخودی کردن فرزندان ایران، این همه هراس از هرآنچه با عقلانیت جمعی پیوند دارد و این همه پرهیز از هر آنچه با برنامه ریزی و مدیریت دانش محور مرتبط است آیا درهمین نیست؟ و سرانجام، مستبدین در جهت کسب پیروزی با حاکمیت ترس، از همان روشی استفاده می کنند که فرعون و همه فرعونیان بهره بردند. طایفه طایفه کردن مردم «با خودی و غیرخودی کردن ملت» و قرار دادن مردم در مقابل هم، تحقیر مردم با گوساله و بزغاله و خس و خاشاک نامیدن برای واداشتن آنها به کرنش، و سرانجام رنگ قدسی بخشیدن به قدرت، که «انا ربکم الاعلی». و این آخری به گواهی تاریخ بدترین جنبه جباریت است. یعنی واجب است که اطاعت کنید و سوال نکنید و ما برتر از آن هستیم که مورد سوال قرار گیریم. آیا قانون گریزی های گسترده و حساسیت در برابر خواست بازگشت بدون تنازل به قانون اساسی وعدم تمکین در مقابل رای مردم و گریز از انتخابات های آزاد و رقابتی غیرگزینشی و بستن روزنامه ها جز این معنی می دهد که عده ای خود را برتر از قانون و مستغنی از آرا و نظرات مردم می دانند؟
مگر امام رحمت الله علیه در سال ۵۹ نگفت «همه روی قانون عمل بکنند. این قانونی که ملت برایش رای داده است. همین رای نداده است که توی طاقچه بگذارید و کاری به آن نداشته باشید. بروید مشغول کار خودتان بشوید.»
ودر سال ۶۰ نیز فرمودند:
«البته دزدها از قانون بدشان میاید و دیکتاتورها هم از قانون بدشان می آید»
وهم ایشان بودند که در جواب نامه صریح نمایندگان مجلس در مورد انحراف نظام از حدود قانون اساسی گفتند که همه باید به قانون برگردیم.
۱- چنین است دوستان عزیز که امروز، به واسطه به کارگیری شیوه غلط خریدن فرصت های زودگذر از طریق ایجاد بحران های پیاپی، هزینه های سنگینی بر مردم ما تحمیل می شود، تا با تمسک به شیوه از پیش شکست خورده فرار به جلو، تحکیم مناسبات فرقه ای با الگوی «اطاعت محض یا اخراج»، برانگیختن کینه های ناشی از شکاف عمیق تر شده میان فقرا و اغنیا، این قدرت چندروزه چند روزی بیشتر در دست قدرتمندان باقی بماند.
روندی که می بایست در بستر اعتمادسازی گسترده مردم -مردمی که به دولتمردان به دلیل انتخابات پر از تخلف و تقلب و دستکاری رایانه ای آرا بدبین شده بودند- و با تکیه بر خرد جمعی واستفاده از صاحبنظران خداترس و بیطرف صورت می گرفت، اینک جراحی دردناکی نامیده می شود که جان اقتصاد بیمار ناشی از سیاستهای من در آوردی و فساد عمیق را بیش از پیش در مخاطره قرار داده است. همه جا صحبت از فشارهای طاقت فرسا بر خانواده هایی است که این روزها بیش از هر زمان دیگر با فقر و نداری دست و پنجه نرم می کنند.
صاحب منصبان نظامی و انتظامی به صراحت از بیمناکی خود نسبت به واکنش های عصبی مردم و خطر سوء استفاده های احتمالی دشمنان خارجی و مخالفان داخلی سخن می گویند.
پرسش بزرگ مردم ما از آنها این است که اگر به راستی بر این حقایق آگاهید و می شنوید نظر کارشناسان را که متفق اند اجرای این طرح به شکلی که شما تهیه کرده و اجرا می کنید جز خسارت های مادی و انسانی و تشدید بی عدالتی، دستاوردی در بر ندارد، چرا این همه اصرار بر چشم بستن به نظرات اقتصاددان های برجسته کشور و نمایندگان مجلس دارید؟ کجا رفت وعده های آموزش مجانی و ایجاد اشتغال و اصل ۴۳ قانون اساسی؟ چرا به مردم نمی گویید با پولی که می خواهید با افزایش قیمتها از جیب مردم بردارید، در غیبت سازمان برنامه و بودجه و تضعیف مجلس و بی خاصیت شدن شوراها و سازمانهای نظارتی، چه می خواهید بکنید؟ آیا سوءاستفاده از نیاز و فقر مردم، با توزیع بخشی از پولی که از دست آنان ربوده اید، می تواند بحرانهای بعدی را کنترل کند؟ کجا رفت وعده نفت بر سرسفره ها و قول برخورد با مفسدین؟ چگونه است که به نجوا و آهسته از سرنوشت سند چشم انداز بیست ساله نام می برید؟ نمی اندیشید که حتی اگر تمام مساجد و تکایا و نهادهای سنتی را آمرانه و بخشنامه ای در خدمت محکومیت جنبش سبز به کار بگیرید، سه میلیون دانشجوی آگاه و فرهیخته می توانند با پراکندن پرسشها و نقدها پل های ارتباطی نیرومندی با همه اقشار مومن و مستضعف برقرار کنند و به آنها ریشه های عقب ماندگی و فقر و سقوط تولید ملی را توضیح دهند؟
۲- شاید قرار است که به این بهانه، باز هم آب گل آلود شود و کسانی باز هم به جای پاسخگویی، راهبرد فرار به جلو و از بین بردن فرصت ها تا مرز نابودی نظام و ایجاد بحران های شدید در این کشور را دنبال کنند. امروز بیش از همیشه شاهد دشمن دشمن کردن دست اندر کاران، به عنوان جزئی از استراتژی پیروزی از طریق ترساندن هستیم. پیش از این شاهد بوده ایم که به گواه تصاویری که ضبط شده است، مأموران امنیتی و افراد موسوم به لباس شخصی، خودروها و موتورسیکلت ها را می سوزانند، شیشه ها را خرد و ساختمان ها را تخریب می کنند، و با بی شرمی، معترضان را متهم به انجام آن می کنند. آیا برای آنهایی که به راحتی کارناوال راه می اندازند و برای مأموران دولتی کلاه گیس و آرایش ها و لباس های جنس مخالف فراهم می کنند، دشوار است که این بار هم تحت عنوان فتنه سبز یا سرخ یا هر عنوان دیگری، آشوب های ساختگی بر پا کنند و آن را وسیله ای برای فریب افکار عمومی و انحراف نهادهای نظارتی و تسویه حساب های جدید سیاسی قرار دهند؟
متاسفانه تجربه کهریزک و کوی دانشگاه و زیر گرفتن بی پناهان با اتومبیل پلیس و از پل پائین انداختن و سر زندانیان را به چاه توالت فروکردن و خروش مردم را در راهپیمائیهای ۲۵ و۲۸ و۳۰ خرداد و دیگر روزها ندیدن و دل بستن به تجمعهای مهندسی شده و فرمایشی، جلوی روی ماست و نشانی از بصیرت برای بازگشت به سوی مردم دیده نمی شود.
۳- همراهان جنبش سبز همچنان درخواست اجرای بدون تنازل قانون اساسی، پرهیز از خشونت، التزام به اخلاق و روش های اخلاقی را خط مشی اصولی خود می دانند و با هر کس که به هر عنوان و بهانه آشوب کور بیافریند، مخالفند و آن را به ضرر مصالح و منافع ملی ایرانیان و اهداف جنبش سبز می دانند. باید به دیگران نیز توصیه شود که به سیره عقلا متعهد باشند و اگر تشخیص می دهند حرکتی مخرب است، آن را متوقف کنند.
هزینه ناکارآمدی های دولتمردان را مردم کوچه و بازار نباید پرداخت کنند، و نباید بر زخم های عمیق نابسامانی هایشان نمک پاشید. برعکس، چنانچه این همراه کوچک بارها درخواست کرده ام، باید با دستگیری از کسانی که این روزها بر اثر انبوه مشکلات به زمین می خورند کمک شود تا، به دور از روش هایی که کرامت انسانی آنان را از میان ببرد، به زندگی آبرومندانه شان ادامه دهند. چهره زندگی برای بسیاری از مردم زشت شده است، آن را زشت تر نکنیم، بلکه در حد توانمان، در زیبا کردن آن بکوشیم.
۴- دوستان گرامی، پرسیده اید که این روزها که امکان بیان اعتراض ها و انتقادها به سبب سرکوب های شدید و برخوردهای امنیتی وجود ندارد، همراهان جنبش سبز چه باید بکنند؟ حقیقت این است که پاسخ به این پرسش هم باید محصول عقل جمعی باشد و شایسته است که همه همراهان و علاقمندان به راه سبز امید در ارائه راهکارهای مناسب مشارکت داشته باشند.
به نظر من، به عنوان یک فرد از این خیل عظیم، «آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است». گسترش آگاهی به دایره کسانی که به فضای مجازی دسترسی ندارند، تماس های چهره به چهره، بالابردن توانمندی ها در تحلیل آنچه پیرامون ما در جریان است، با مطالعه و بحث و گفتگو در جمع های کوچک حقیقی یا مجازی و با توسعه شبکه های اجتماعی که از آسیب فضای امنیتی موجود در امان باشند، آشنایی با تاریخ اسلام و ایران و به ویژه حوادث جنبش های مردم این سرزمین از مشروطه تا کنون، می توانند بخشی از تلاش های ما و نه همه آن باشد.
می توان با معرفی نظری و عملی اسلام رحمانی و تبری از افکار و اعمالی که به نام دین رواج یافته و با سرچشمه های وحیانی و سیره پیشوایان دینی بیگانه است، جلوی نهادینه شدن رفتارهای نابهنجاری را که دولتمردان و صاحب منصبان برای بقای قدرت خود استخدام کرده اند، گرفت.
یادمان باشد که برای ما، هدف وسیله را توجیه نمی کند. یادمان باشد که شعار «دروغ ممنوع» در روزهای پرشکوه پیش از انتخابات، چگونه از جان مردم خسته از دروغ های پیاپی قدرتمندان برخاست و فضای این دیار را فراگرفت. یادمان باشد که تا یکایک ما، خود را از آلودگی ها و نقایص اخلاقی پاک نسازیم، انتظار داشتن جامعه اخلاق بنیادی که در آن همه انسانها بتوانند به قله های شکوفایی انسانی خود برسند، بیهوده است. و یادمان باشد که در این راه، شکست نیست، اما صبر و استقامت فراوان، و عدم ترس از پرونده سازی و سایر اقدامات سرکوبگرانه ضروری است. یادمان نرود که همه باهم می گفتیم نترسید نترسید ما همه با هم هستیم.
۵- یاد و یادآوری مبارزان در بند از زن و مرد و آگاه کردن مردم از ایستادگی زندانیان سیاسی و رسیدگی به خانواده های شهدا و آسیب دیدگان جزو وظایف همه ماست. در این میان جا دارد در ماه آذر، «ماه دانشجو»، از دانشجویان در بند یاد شود؛ دانشجویانی که راه سه شهید اهورائی ۱۶ آذر را فراموش نکرده و نشان داده اند که در راه نیل به جامعه ای عادلانه و آزاد و متعلق به همه ایرانیان، از هیچ خطری نمی هراسند و دلیرانه مقاومت می کنند.
و سرانجام آن که چه کسی است که نداند سه میلیون دانشجوی آگاه کشور بزرگترین سرمایه جنبش سبز است؟ جنبشی که همراهان آن بی شمارند و هریک به نوعی رهبر این جریان عظیم مردمی هستند.

تاجزاده خطاب به جنتی:حق الناس برگردن داری؛استعفا بده و حلالیت بطلب/دل مرجعیت آگاه وآزاده از وجود چنین روحانیون خون است

متأسفم که ایشان به جای این که به وظایفی که از او انتظار می رود و برخلاف آیه شریفه وحی که «دشمنی با قومی نباید موجب شود که انسان از عدالت خارج شود»، در عصری که جنایات کهریزک و اوین اتفاق افتاده و آیندگان آن را عصر داخل کردن سر متهمان به کاسه های توالت نام خواهند داد، با ادبیاتی سخیف و اهانت آمیز تعدادی از آزاده ترین، فرهیخته ترین و پاک ترین فرزندان این مرزوبوم را که هیچ جرمی جز مقاومت در برابر استبداد دینی و جلوگیری از تک صدا شدن جامعه و حکومت و به باد رفتن آرمان های ملت ندارند و اکنون دربند اسارتند به سارقانی تشبیه می کند که درصدد فرار از کشور هستند. جالب این جاست که وی را پاسدار حقوق و آرای همه مردم از جمله ما می خوانند و به سبزها و اصلاح طلب ها انتقاد می کنند که چرا شکایات خود را نزد او نمی برند! در حالی که جنتی برای ما حق حیات قائل نیست چگونه می تواند حق رأی قائل باشد؟! او از معدود روحانیون و ائمه جماعاتی بود که با تأیید احکام ناروای اعدام های سیاسی در سال ۸۸ در همین تریبون نمازجمعه که باید دعوت کننده به عدالت و تقوی باشد، خواهان شدت عمل بیشتر دستگاه قضایی شد یعنی که اعدام ها را بیشتر کنید! با وجود چنین روحانیون دل سنگ و آتش زبان تعجب می کنند که چرا جوانان به نماز جمعه نمی روند، حال آن که حضور جوانان در نماز جمعه هایی با خطیبانی این چنین کینه توز و بددهان تعجب برانگیز است. این از آگاهی جوانان است که پشت نام «جنت»، آتش جهنم را می بینند و از آن می گریزند. البته به جوانان عزیز عرض می کنم دل مرجعیت آگاه و آزاده شیعه از وجود چنین روحانیون قدرت پرست و چنین رفتار و گفتاری خون است. اگرچه دست و زبانشان ورای آن چه در دل دارند، باز نیست و قدرت اقدام بازدارنده از منکر ندارند.

۱۳۸۹ آبان ۲۷, پنجشنبه

کمر بند سبز یک ملت یک جنبش در پیوندی که مرز نمی شناسد

دکتر اردشير اميرارجمند، مشاور ارشد و رئيس کميته حقوقی ستاد انتخاباتی مهندس ميرحسين موسوی، که برای چند دیدار و سخنرانی به اروپا سفر کرده است، قرار است روز شنبه در شهر برلین، پایتخت آلمان پیرامون حال و آینده جنبش سبز در یک جلسه سخنرانی و پرسش و پاسخ شرکت کند. وی استاد حقوق و پیشتر رئیس کرسی "حقوق بشر، صلح و دموکراسی" یونسکو در ایران بوده است. زمان این سخنرانی ساعت 18(6بعد از ظهر) شنبه ٢٠ نوامبر در محل شهرداری شونبرگ، سالن BVV-Saal اعلام شده است. این سخنرانی و پرسش و پاسخ، که آدرس آن به شرح زیر است، به ابتکار "همراهان جنبش سبز مردم ایران در برلین" برگزار می شود.
Rathaus Schöneberg
John-F.-Kennedy-Platz 1
10825 Berlin
U-Bahn Bayerischer Platz (U4, U7)

۱۳۸۹ آبان ۲۵, سه‌شنبه

رابط نظامی ربوده شده سپاه با حزب الله لبنان علیرضا عسگری شاهد دادگاه ترور رفیق حریری

سرتیپ پاسدار علیرضا عسگری معاون سابق وزیر دفاع جمهوری اسلامی و رابط نظامی سپاه و حزب الله لبنان و ارتش سوریه، قرار است در دادگاه رسیدگی به ترور "رفیق حریری" نخست وزیر لبنان بعنوان شاهد حضور یابد. عسگری هنگام بازگشت از یک ماموریت از سوریه به ایران، هنگام اقامت در یکی از هتل های ترکیه ناپدید شد. جمهوری اسلامی مدعی است که او را ربوده اند و برخی منابع خبری منطقه نیز مدعی اند که وی خود به غرب (فرانسه) و یا اسرائیل پناهنده شد.
هرکدام از این دو ادعا صحت داشته باشد، در شهادتی که او می خواهد در دادگاه حریری علیه حزب الله لبنان بدهد بی تاثیر است. مقامات جمهوری اسلامی که خود زندانیان خویش را با شکنجه برای اعتراف به دادگاه و تلویزیون می آورد، اکنون چگونه می تواند مدعی شود که عسگری زیر فشار برای اعتراف به دادگاه حریری آورده شده است؟
دادگاه رسیدگی به ترور رفیق حریری، یک دادگاه بین المللی است و مطبوعات لبنان در تفسیر حضور عسگری در دادگاه حریری نوشته اند که "شاه شطرنج ترور حریری از قلعه خارج می شود."
حریری قربانی انفجار عظیمی شد که براثر آن نه تنها اتومبیل حریری و شخص او متلاشی شد، بلکه راننده اتومبیل و تعدادی از عابران کشته شدند و چندین اتومبیل دیگر که در منطقه بودند و چندین ساختمان نیز نابود و ویران شدند.
ترور در سال 2005 روی داد و هفته گذشته سیدحسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان، ظاهرا با آگاهی از آنچه در دادگاه می گذرد، طی یک سخنرانی گفت که حاضر به هیچ نوع همکاری با دادگاه حریری نیست و هیچ یک از افراد حزب الله را نیز تحویل این دادگاه نخواهد داد.
روزنامه " الدیار" چاپ لبنان به نقل از منابع مطلع مدعی شد که سردار عسکری هشت ماه پیش اطلاعاتی درباره دست داشتن حزب الله در ترور حریری در اختیار دادگاه بین المللی گذاشته است.
همین روزنامه اضافه کرده که عسگری اطلاعاتی را در باره فرمانده ارتش حزب الله "عماد مغنیه" دراختیار اسرائیل و امریکا قرار داده بود که زمینه ترور او در سال 2008 را فراهم ساخت. مغنیه در سوریه ترور شد. او از فرماندهان سپاه قدس بود که از زیر مجموعه های نظامی سپاه پاسداران است و افرادی از کشورهای مختلف اسلامی در آن حضور دارند.

۱۳۸۹ آبان ۲۴, دوشنبه

اختلاس سه و نیم میلیاردی در شرکت ایران خودرو


جرس: رییس پلیس فرودگاه های کشور از دستگیری اعضای یک باند که اقدام به اختلاس 3 میلیارد و 500میلیون تومانی از شرکت ایران خودرو کرده بودند، خبرداد.
 به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پلیس، سردار "نبی اله حیدری" اظهار داشت: اوایل اردیبهشت ماه امسال، پرونده ای به دادخواهی شرکت ایران خودرو از شعبه اول بازپرسی دادسرای ناحیه 9 تهران درخصوص اختلاس کارمندان مالی سازمان فروش آن شرکت به پلیس آگاهی فرودگاه مهرآباد ارائه و دستورات لازم از سوی بازپرس مربوطه صادر شد.
 رییس پلیس فرودگاه‌های کشور ادامه داد: با انجام اقدامات اطلاعاتی، مسئول طرح ویژه فروش خودرو در بازجویی های پلیسی ضمن اعتراف به جرم خود، مسئولیت تشکیل باند اختلاس در سیستم رایانه ای سازمان فروش را برعهده گرفت و اعتراف کرد که "با همکاری 3 نفر دیگر که شامل یک کارمند ایران خودرو، کارگزار نمایندگی و فردی که کارمند اخراجی ایران خودرو بود، مبادرت به جعل اوراق و ثبت در سیستم رایانه ای سازمان فروش به صورت ایجاد مشتری و تشکیل پرونده با نام و نشانی جعلی و دریافت وجه به صورت چک می کردم."
 سردار حیدری، برداشت مبلغ 6 میلیون ریال از حساب ایران خودرو به صورت غیرقانونی را یکی از روش‌های این کلاهبردار عنوان کرد و افزود: این متهم همچنین در روش دیگری با استفاده از اسناد جعلی مبادرت به خروج خودروی صفر کیلومتر به صورت غیرقانونی از شرکت و درنهایت فروش آن در بازار می کرد که طی این مدت حدوداً 350 دستگاه خودرو از شرکت خارج و به فروش رسانده است.
 این مقام انتظامی، جمع مبلغ اختلاس شده از شرکت ایران خودرو را سه میلیارد و 500 میلیون تومان اعلام کرد.

۱۳۸۹ آبان ۲۳, یکشنبه

قتل و جنایت نقاب از چهره برداشت!


اولین خبر قتل رامین پوراندرجانی پزشک بازداشتگاه کهریزک در شماره23 آبان 1388 پیک نت، در ستون پیام ها در سمت راست صفحه اول (اینجا)  و به نقل از یک گزارش دریافتی از داخل کشور منتشر شد. در تاریخ 24 آبان 88 نخستین عکس وی نیز به پیک نت رسید که آن را نیز (اینجا) منتشر کردیم. اکنون بیش از یکسال از قتل این قربانی کودتای 22 خرداد و شاهد جنایاتی که در کهریزک روی داد می گذرد. کودتا، دهها قربانی دیگر نیز گرفت و به لیستی که پوراندرجانی در ردیف های اول آن قرار داشت افزود. آنها که فرمان قتل او را به دلیل افشای آنچه که در کهریزک روی داد و آنچه که می دانست و بیم داشتند از کشور خارج شده و بر زبان آورد، همان ها بودند که در نماز جمعه تهران گفتند چرا بازداشتی ها را اعدام نمی کنید؟ و امروز می گویند مرخصی به زندانیان کودتا ندهید و زنده به گورشان کنید! دیروز و امروز را که به هم پیوند بزنید، آنوقت می رسید به قتل عام 1367 در زندان ها و قتل های زنجیره ای و ترورهای خارج از کشور و...
30 سال قدرت سایه با این شیوه حکومت کرد و با کودتای 22 خرداد، نقاب برداشت و حاکمیت مطلق خود را اعلام کرد. بنابراین، اگر اراده ای و عزمی برای دستگیری و محاکمه متهمین به قتل امثال دکتر سامی و فروهر و... وجود ندارد و اگر از جمله سه عامل مستقیم و درجه اول قتل عام زندانیان در سال 67 معاون اول قوه قضائیه است (رئیسی) و اگر و اگر و اگر.... نباید متعجب شد. حاکمیت جنایت و توطئه با کودتای 22 خرداد از پشت پرده در آمده است. همین!

۱۳۸۹ آبان ۲۲, شنبه

سیدحسن نصرالله: متهمان قتل رفیق حریری را نه دستگیر می کنیم و نه تحویل می دهیم

سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان در یک سخنرانی جدید و تلویزیونی خود در ارتباط با دادگاه رسیدگی به ترور "رفیق حریری" نخست وزیر سابق لبنان گفت:
"هر كس تصور كند در نتیجه فشار و تهدید، حزب الله اعضا یا رهبران خود را تحویل دادگاه می دهد در اشتباه است. کسی تصور کند حزب الله اجازه دستگیری اعضای خود را می دهد سخت در اشتباه است."
سخنرانی نصرالله پس از آن ایراد شد که پیش بنیی می شود بزودی دادگاه بین المللی ترور رفیق حریری با انتشار نتایج بررسی های خود نام شماری از اعضای حزب الله لبنان را به عنوان متهم به دست داشتن در این ترور اعلام کند.

۱۳۸۹ آبان ۲۰, پنجشنبه

تکان دهنده: ازدواج مرجع تقلید حکومتی با دختري 18 ساله

مرجع تقلید حکومتی با دختر 18 ساله ازدواج کرده است.آیت الله نوری همدانی از مراجع تقلید حکومتی وطرفدار سرسخت خامنه ای ودولت کودتایی با یک دختر جوان ازدواج کرده است.براساس گزارش های بدست آمده آیت الله ن.ه که از مراجع حکومتی به شمار می رود درحالی اقدام به ازدواج با یک دختر جوان کرده است که سنش به هشتاد سال رسیده است.برخی شنیده ها حاکی از این است که این مرجع تقلید حکومتی با دختری 18 ساله ازدواج کرده است.در طول چند سال گذشته تعداد زیادی از اخوندهای حکومتی با استقبال از طرح ازدواج مجدد مردان،با جعل وبیان احادیث وروایت های دروغین اقدام به تبلیغ پدیده ی شنیع چند همسری در کشور کرده اند.این روند به گونه ای بوده است که حتی لایحه ای به لایحه خانواده در مجلس مطرح و به رای گذاشته شد تا پدیده ی شنیع چند همسری رسمیت و قانونی شود.مجلس دست نشانده آخوندی که مدافع منافع آخوندها ودولت کودتایی است, با این لایحه در عمل تیشه به ریشه بنیان خانواده زد. اما کانون های مدافع حقوق زنان وبرخی رساناها با روشنگری واعتراض موجب مسکوت ماندن این لایحه تا چند صباحی شده اند. با درز خبر ازدواج مرجع تقلید حکومتی با یک دختر جوان به خوبی روشن می شودکه چرا برخی از مراجع دست نشانده این همه از این طرح پشتیبانی می کنند.درحقیقت قشر آخوند در کشور تنها گروهی است که هم در رواج وهم درعمل به پدیده ی چند همسری گوی سبقت را از دیگر گروه ها واقشار ربوده است. زیرا بیشتر مردان مخالف داشتن چند همسر به طور همزمان هستند ویا از عهده ی مخارج سنگین زندگی برنمی آیند, بنابراین به مساله ای به نام ازدواج مجدد هرگز فکر نمی کنند. بررسی ها نشان می دهد که پدیده ی شنیع چند همسری تنها در بین برخی مردان روستائی ویا عشایری کشورمان هم درحد محدود وجود دارد.اما آخوندها برای آنكه به اعمال ضد بشری وضد زن خود رنگ دینی وقانونی ببخشند از چند سال گذشته وبه ویژه در دروان ننگین دولت احمدی نژاد اقدام به ترویج این نوع بی بندوباری در سطح خانواده واجتماع کرده اند.به هر حال اگر اخبار مربوط به ازواج مرجع تقلید حکومتی با دختر جوان صحت داشته باشد که براساس منابع موثق درست است, آیارواج این گونه ازدواج ها خیانت به آرمان های انسانی نیست؟اگر درپس این گونه ازدواج ها تنها عقده های جنسی یک طرف ونیازهای مالی طرف مقابل در بین نیست پس چه مساله ای باعث چنین پیوند بی منطقی آن هم در سده ی بیست ویکم می شود؟

۱۳۸۹ آبان ۱۹, چهارشنبه

امریکا میخواهد دروازه صادرات آلمان، چین و ژاپن را ببندد پس از فتح بازار نوبت توپخانه ارز می رسد اشپیگل 45- ترجمه و تلخیص رضا نافعی



این که وضع اقتصادی جهان خراب است، امری است که  اهل سیاست و اقتصاد، کم و بیش از آن با خبرند. این که آمریکا، رهبر سرمایه داری جهانی، که تاکنون ” راه زندگی آمریکائی” را یگانه راه رستگاری جهانیان می دانست و سعی می کرد و می کند تا به زور بمب و راکت و هواپیمای بی سرنشین و دیگر وسائل قتل و آدمکشی، این راه را به دیگر ملل جهان تحمیل کند، نیز تازگی ندارد. این امر هم که همین آمریکا اینک در آستانه ورشکستگی قرار دارد خبر تازه ای نیست. آنچه دوباره تازگی پیدا کرده راههائی است که آمریکا برای نجات خود از این گرداب در پیش گرفته و باز، طبق معمول می خواهد آنرا به دیگران نیز تحمیل کند. در این مورد هفته نامه خبری اشپیگل طی مقاله ای از جمله می نویسد:
پس از بحران اقتصادی جهانی نقشه های خطرناکی مطرح شده است. مقررات معمول در نظام بازرگانی جهان، که تاکنون مسیر و راه و رسم داد و ستد جهانی را مشخص می کرد از چند سو در معرض خطر قرار گرفته است.
ــ به دنبال بحران مالی و اقتصادی، بسیاری از کشور ها، برای حمایت از صنایع داخلی خود، به بستن در بازار های خود و ایجاد مشکلات و ممنوعیت  برای ورود کالا های خارجی به این بازار ها، رو آورده اند.
ــ کشورهای مهم “آستانه ای” ، در درجه اول برزیل و اندونزی، مبادلات مالی را محدود ساختند، کاری که می تواند گردش سرمایه را مختل سازد.
ــ دولت باراک اوباما، که نمی داند چگونه گریبان خود را از چنگ مشکلات اقتصادی رها سازد، روی به حمله سیاسی آورده و کشور هائی را بر سکوی اتهام نشانده که ترازنامه بازرگانی آنها پیوسته مثبت است و صادرات آنها بیش از وارداتشان است.  کشورهائی که آمریکا آنها را بر سکوی اتهام نشانده عبارتند از: چین، ژاپن و آلمان.
هر یک از این تصمیمات آمریکا به تنهائی نگران کننده است و همه آنها روی هم یک خطر جدی برای بازرگانی  جهانی بوجود می آورد. مدلی که با خطر ویژه روبروست، مدل اقتصادی آلمان است که تلاش می کند تا در عرصه صادرات موفق باشد.
دهها سال بود که لیبرالیسم (آزادی تجارت) محور بازرگانی جهانی بود. به این معنی که عوارض گمرکی یا حذف شدند و یا کاهش یافتند، و موانعی که داد و ستد را مشکل می ساختند بر طرف گشتند. این روش موجب گشت که نیروهای اقتصادی آزاد امکان فعالیت آزاد پیدا کنند. در نتیجه سالهای سال رشد بازرگانی جهانی بیش از رشد اقتصادی بود
حالا، ــ اگر سران و نخست وزیران بیست کشور بزرگ صنعتی و آستانه ای، معروف به “جی 20 ” موفق به یافتن راههائی برای حل مشکلات نشوند و با هم به توافق نرسند، بیم آن می رود که برای نخستین بار پس از جنگ جهانی دوم، از هر سو ضرباتی سخت به آزادی بازرگانی  وارد آید. سران و نخست وزیران این کشورها، در این هفته در سئول، پایتخت کره جنوبی، گرد هم می آیند تا یک بار دیگر به بررسی وضع اقتصاد جهانی بپردازند. دو مسئله در صدر دستور کار همایش قرار دارد: رسیدگی به بحران ارزی  و فقدان توازن در بازرگانی.
تصمیمات این اجلاس، برای آلمان که در میان کشورهای صادر کننده جهان مقام دوم را دارد، حائز اهمیت فوق العاده است. آلمان در حال حاضر با یک معجزه رشد و اشتغال روبروست. این موفقیت در درجه اول حاصل موفقیت صنایع آلمان است که در بازار جهانی از نیروی رقابت ویژه برخوردار است.
موفقیت موجب حسادت و غرض ورزی دیگران می شود، بویژه غرض ورزی کشورهائی که به کندی موفق به بیرون آمدن از بحران می شوند که در راس آنها آمریکا قرار دارد. به نظر تیموتی گایتنر، وزیر دارائی آمریکا، دلیل وضع اسفبار این کشور، مازاد بازرگانی چین و آلمان است .
دو  هفته پیش، گایتنر، پس از غر و لندهای مقدماتی، پیشنهادی مطرح ساخت که لُب آن، بزبان ساده، این است: کشورهائی که مازاد بازرگانی دارند باید بخاطر آمریکا، داوطلبانه، از امتیازات رقیبانه خود صرفنظر کنند.
کاخ سفید و وزارت دارائی این کشور، دیگر کشورهای شرکت کننده در کنفرانس را با پیش نویس هائی که  برای قطعنامه نهائی همایش سئول  تدارک دیده اند، بمبباران کرده اند.
دولت آلمان حاضر نیست خط مشی پیشنهادی آمریکا، سرکرده ضربه خورده را بپذیرد. “این پیشنهاد، برای آلمان، تحت هیچ شرائطی، قابل پذیرش نیست”.(نظر شوی بله، وزیر اقتصاد آلمان، در مصاحبه با اشپیگل شماره45 صفحه 97). در موضع گیری کتبی وزارت دارائی آلمان تصریح شده است که: “ما پیشنهاد هائی را که حاکی از همکاری نباشند، رد می کنیم”.
ینز وایدمان، مشاور اقتصادی صدراعظم آلمان “مرکل” و یورگ آسموسن، معاون وزیر اقتصاد، با تلاشی تب آلود، در پی ایجاد یک جبهه مقاومت در برابر  پیشنهاد های آمریکا هستند و در نامه ها و طرح هائی که برای همپیمانهای احتمالی آلمان و جلب همراهی آنان می فرستند، مخالفت خود را با خواست های آمریکا با صراحت بیان می کنند.
بنظر آمریکا هر کشوری که رشد تولیداتش کمتر یا بیشتر از 4 در صد از در آمد ناخالص ملی باشد باید تحت نظر قرار گیرد. انتخاب این رقم  دلبخواه هیچ دلیل علمی ندارد، ولی دلیل سیاسی دارد: و آن دلیل اینست که  آمریکا خود تحت کنترل قرار نخواهد گرفت زیرا ترازنامه منفی آن 3،2 در صد است، که در محدودۀ مجاز قرار می گیرد. درست مثل انگلستان(2،2 درصد) که با پیشنهاد آمریکا موافق است. فرانسه از جبهه ضربه خورده ها حمایت نمی کند ولی در جبهه مقاومت آلمان هم قرار نمی گیرد.
بهر روی، آلمان در کنفرانس سئول با تعین “دالان عبور” با عرض و طول از پیش تعیین شده  موافقت نخواهد کرد.
بهر حال حاصل کار هرچه باشد سبب تند شدن  لحن سخن میان دول  خواهد شد. کارشناسان  دولت آلمان بیم دارند که منظور آمریکائی ها فقط آن نباشد که دیگر کشورها را به تبعیت از خود مجبور سازند. اگر کشوری چون چین دائما بر سکوی اتهام نشانده شود، دست زدن به عملیات انتقامی علیه سیل کالاهای آن را بسیار راحت تر می توان برای افکار عمومی جهان  توجیه کرد.( تاکید از مترجم است)
این گرایش  تازه برای ایجاد موانع،  بجای آن که نابرابری های جهانی را بر طرف سازد، می تواند، درست برعکس، سبب گسترش نابرابریها گردد.
سیل اقدامات حمایتی (پروتکسیونیستی) خواه ناخواه، پس از اوج بحران مالی، در دو سال پیش، ابعاد عیر قابل تصوری پیدا کرده است. درست بر خلاف تصمیم قاطعی که کشورهای “جی 20″ در همایش نخستین خود، در واشنگتن، در پائیز 2008 گرفتند و تعهد کردند که به سیاست های حمایتی روی نیاورند.
تاکنون، فقط، طبق شمارش و ثبت اتحادیه اروپا 332 قانون تضییقی برای واردات وضع شده است.
به گفته توماس اشتراوب هار، رئیس موسسه پژوهشهای اقتصادی در هامبورک، تضییقات گمرکی، در نبرد جهانی بر سر بازار، سلاحی است در حد هفت تیر، تاثیرش موضعی است و فقط آن کسی را از پای در می آورد که مورد اصابت قرار گرفته است.
ولی در نبرد کشورها  با هم توپخانه سنگین بکار می افتد که عبارتست از بالا و پائین بردن ارزش پولها و  افزودن بر حجم اسکناس.
تصمیمی که آمریکا گرفت و دوهفته پیش 600 میلیارد دلار اسکناس تازه (و بی پشتوانه) برای باز خرید اوراق قرضه دولتی چاپ کرد، نشان می دهد آمریکائی ها تا چه حد مصمم به اجرای تصمیمات خود هستند.
این چاپ بی رویه اسکناس سبب می شود که دلار تضعیف گردد ــ و از سوی دیگر چین را مجبور به دفاع از پول خود می کند. واکنش پکن تند بود: یک مشاور بانک ناشر اسکناس چین، انتشار خارج از کنترل دلار را مورد انتقاد قرار داد و خواستار ایجاد یک دیوار دفاعی برای پول چین شد.
به این صورت مارپیچ بالاروندۀ درگیری بگردش در آمده و هنوز روشن نیست که پایانش چگونه خواهد بود.
مشکل اینجاست که هرکس با دلائل موجه رفتار خود را توجیه می کند. چینی ها ارزش پول خود را پائین نگه می دارند تا بخش صادرات آنها فلج نشود. آمریکائی ها صدها میلیارد دلار در جامعه پخش می کنند به این امید که چرخ وامانده از تحرک اقتصاد به گردش در آید. و هر دو کار سقوط ارزش ارزها را بیشتر می کند. نبرد غولها مشکلات زیادی برای اقتصاد  جهان ببار خواهد آورد. اگر بانک مرکزی اروپا  ــ طبق وظیفه اش که  حفظ ثبات ارزش یورو است، اقدامی برای کاستن از ارزش یورو بعمل نیاورد، بهای تولیدات اروپا بالا خواهد رفت و این به ضرر آلمان،  دومین کشور صادر کننده جهان تمام خواهد شد. این وضع آدمی را بشدت بیاد بحران جهانی اقتصاد در سالهای دهه سی در قرن گذشته می اندازد.

۱۳۸۹ آبان ۱۸, سه‌شنبه

ممانعت نیروهای امنیتی از ورود آیت الله بیات به منزل مهدی کروبی



سحام نیوز: روز گذشته هنگامی که آیت الله بیات به قصد دیدار با مهدی کروبی به منزل ایشان مراجعت نمود، با ممانعت نیروهای امنیتی روبرو گردید. به گزارش خبرنگار سحام نیوز آیت الله بیات پس از گفتگویی تلفنی با مهدی کروبی، جهت ملاقات حضوری به منزل ایشان مراجعت نمودند. در پی این تماس تلفنی،بیش از ده نفراز نیروهای امنیتی با استقراردر درب منزل مهدی کروبی از ورود آیت الله بیات به منزل ایشان خودداری به عمل آوردند