رهبران جنبش سبزراآزادكنيد.
۱۳۹۰ مرداد ۹, یکشنبه
زندانیان دو قلعه میرحسین و علی خامنه ای
یت مقام معظم فرزانه رهبری قلعه ایست که ایشان بسیار می کوشد غریبه ای وارد آن نشده و از آنچه در اتاق ها و دالان ها و زیر درخت های محوطه مشجر آن زیر گوشی زمزمه می شود با خبر شود. این قلعه قدرت، در همان خیابانی قرار دارد که به فاصله ای نه چندان دوری از آن، خانه قدیمی، کوچک و ساده میر حسین موسوی را نیز به قلعه ای برای محبوس ساختن او و همسرش تبدیل کرده اند. از داخل این قلعه نیز قرار نیست خبری به خارج درز کند. گرچه هم از قلعه وسیع و تو در توی آقای خامنه ای که در محاصره نیروهای حافظ بیت رهبری و واحد فدائیان رهبر است تا به ایشان گزندی نرسد خبر بیرون می آید و هم از قلعه محقر اما با دیوارهای آهنی که برای میرحسین موسوی بنا کرده اند خبرهائی بیرون می زند. در فاصله این دو قلعه، دولت کودتائی احمدی نژاد دست و پا می زند و در انتظار سرنوشتی است که سرانجام از درون این دو قلعه بیرون خواهد زد. خیابان پاستور سرنوشت ها و رویدادهای عجیبی را در سه دهه گذشته به خود دیده است. این هم یکی از آنهاست.
آیت اللهی بنام "محمد محمدی گلپایگانی" که نقش امیراسدالله علم در دربار شاه را در بیت رهبری آقای خامنه ای دارد و مسئول دفتر رهبر است، اخیرا در همایش کتاب و کتاب خوانی گفت: ایشان (خامنه ای) در هر جلسه و دیداری که با هر گروه از فرهیختکان برگزار می شود یک سر و گردن از آنها بالاترند و در همه مسائل صاحب نظرند .
او یادش رفت بگوید، آن که چند سر و گردن از ایشان بالاتر است، چند ده متر آنطرف تر از بیت رهبری در یک قلعه خانگی زندانی است و بسیاری که سر و گردن ها از آقای خامنه ای بالاترند در زندان اوین اسیرند. و این تازه جدا از آن سرهائی است که با عمامه یا بی عمامه، سروگردن ها از ایشان بالاترند، اما همگی در محاصره استبداد و خود بزرگ بینی ایشان. و اگر نبود استبداد و آفت چاپلوسی و باد زیر بغل کردن، نیاز به بلند کردن چنین هندوانه بزرگی برای گذاشتن زیر بغل آقای خامنه ای نبود. می گویند نه؟ انتخابات همین مجلس را آزاد بگذارند تا معلوم شود چه سر و گردن های افراشته ای را مردم وارد مجلس خواهند کرد و از پشت تریبون همین مجلس چه کسانی دهان به فضل و دانش و سیاست و درایت خواهند گشود.
۱۳۹۰ مرداد ۶, پنجشنبه
بیانیه شورای جنبش سبز جنبش سبز مردم ایران با 3 گزینه آماده انتخابات می شود
شورای رهبری جنبش سبز که با نام "راه سبز امید" خود را معرفی می کند، با صدور اطلاعیه ای مشروح، شرایط کنونی کشور و مسئله انتخابات مجلس آینده را بررسی و نظرات خود را اعلام کرده است. در این اطلاعیه نخست تاکید شده که "سال جاری، سال برگزاری انتخابات مجلس نهم است. از هم اکنون بحث حول این موضوع در محافل مردمی و سیاسی و همچنین فعالان مدنی همراه و همدل با جنبش اعتراضی سبز آغاز شده است. پرسش این است که جنبش سبز ایران در قبال این انتخابات چه موضعی باید اتخاذ کند.
مشارکت بی قید و شرط؟
تحریم بی قید و شرط ؟
مشارکت مشروط؟
بیانیه سپس به موارد زیر اشاره می کند:
«امنیت ملی و اجتماعی با تردیدهای جدی مردم روبروست. در عرصة فرهنگی، تنگ نظری ها و تصمیمات غیرکارشناسانه، تأثیرات خود را در حوزة نشر، سینما، تئاتر و دیگر حوزه های فرهنگی گذاشته و عرصه را بر هنرمندان و هنردوستان تنگ کرده است.
همچنین در نتیجة مدیریت ناکارآمد و سیاست های غلط اقتصادی و افزایش فزاینده نقدینگی ناشی از پمپاژ میلیاردها دلار از در آمدهای نفتی و توزیع پول به بهانه های مختلف، ازجمله تحت عناوینی مانند طرح حذف یارانه ها و سود سهام عدالت، آن هم در شرایط رکود تورمی حاکم بر اقتصاد و کاهش تولید ملی ناشی از تعطیلی گسترده واحدهای تولیدی، آثار خود را بصورت تورم مهار گسیخته، گسترش فقر، فاصله طبقاتی، موج فزاینده بیکاری، نرخ رشد پائین نزدیک به صفر و یک درصد و عقب ماندگی کشور، نشان داده و خواهد داد. ادامه این روند دیر یا زود موجب به میدان آمدن بازهم بیشتر ارتش بیکاران، دشدید نارضایتیاز اوضاع اقتصادی را در کنار ناراضائی های سیاسی و فرهنگی خواهد شد.
شرایط جهانی و بویژه منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا نیز در مقایسه با شرایط سال های گذشته تغییر اساسی کرده است. دو سال پس از جنبش اعتراضی مردم ایران و تأثیر آن برمنطقه خاورمیانه، اینک شاهد جنبش های گسترده مردمی علیه نظام های استبدادی (چه از نوع سلطنتی و چه از نوع جمهوری، چه از گونه باصطلاح مستقل و ضد امپریالیستی و چه از قماش وابسته و هم پیمان با آمریکا و غرب و …) است. آمریکا و غرب نیز اگر در گذشته به اقتضای نیازهای جهانی دو اردوگاهی و جنگ سرد به نفع خود می دیدند که از دیکتاتوری های سلطنتی تا جمهوری دفاع کنند و از آن ها به عنوان هم پیمان خود در مبارزه با کمونیسم شوروی حمایت سیاسی، نظامی و … کنند، اینک با توجه به تغییر کیفی شرایط جهان و به ستوه آمدن ملت ها از استبداد و تحقیر و فقر، دیگر پشتیبانی از نظام های استبدادی را به سود خود نمی بینند و به جای حمایت ازمتحدان دیکتاتور خود، می کوشند با استفاده از راهبرد جدید مدیریت و مواجهه دسته جمعی با شرایط جدید و همراهی با مردم و جنبش های آزادی خواه، حتی المقدور در جهت منافع استراتژیک و بلند مدت خود، یعنی تامین امنیت انرژی وحفاظت از زیر ساخت ها و مناطق حساس انرژی و نیز مبارزه با بنیادگرایی و رادیکالیسم در کادر طرح خاور میانه بزرگ، بر این جنبش ها اثر بگذارند.
بر این شرایط، فشار فزاینده ناشی از قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل علیه فعالیت هسته ای ایران و تحریم ها و قطع همکاری های اقتصادی ناشی از آن، احتمال اعمال تحریم های فلج کننده در آینده نزدیک و نیز انزوای اقتصادی و سیاسی در حال گسترش در سطح جهانی و منطقه که آثار محتوم خود را بر همکاریهای اقتصاد و طرح های توسعه کشور برجای گذاشته و خواهد گذاشت، و هزینه های سنگینی بر کشور تحمیل کرده را نیز باید افزود. فشاری که ناشی از فقدان عقلانیت در نظام سیاسی و مواضع و تصمیمات ماجراجویانه و توهم آلود است.»
بیانیه راه سبز امید، در پایان سه راه حل را در باره انتخابات مجلس آینده به نظر خواهی گذاشته و تاکید کرده که هیچیک از این سه راه حل را از هم اکنون نمی توان مطلق و قطعی کرد، چرا که شرایط جهانی و شرایط داخلی بی وقفه متغیر است.
1- «مشارکت بی قید و شرط» ،
2- «تحریم بی قید و شرط»
3- «مشارکت مشروط» در انتخابات
در شرایطی که جامعه حساس، ملتهب و فعال است، از هم اکنون با اعلامیکی از سه راه حل نباید خود را از امکان فعالیت مدنی و از جمله انتخابات محروم کرد.»
بیانیه می افزاید:
این شورا طی ماه های گذشته پس از رایزنی و گفتگو با طیف گسترده ای از فعالان سیاسی و صاحبنظران داخل و خارج کشور که خود را متعهد به همراهی با جنبش سبز مردم ایران به جمعبندی یاد شده در این بیانیهمقدماتی دست یافته که آن را برای نظرخواهی وسیع از مردم طرح می کند:
در این جمعبندی شرط حضور در انتخابات اینگونه مشخص شده است:
آزادی شهروندانی که بعد از انتخابات بازداشت شده اند.
آزادی رهبران جنبش سبز،
کوتاه کردن دست نهادهای نظامی و امنیتی از هر گونه دخالت و مهندسی انتخابات،
محترم شمردن آزادی قلم،
فعال شدن تمامی شهروندان و همه گرایش ها و تشکل های سیاسی، عقیدتی و قومی.
لغو نظارت استصوابی،
ایجاد امنیت جانی و مالی و حیثیتی فعلان حزبی ، نامزدها و رای دهندگان در انتخابات.
مردم می توانند نظرات خود را به هر صورت ممکن ارائه کنند تا شورا بتواند با استفاده از نظرات و پیشنهادها، جمعبندی نهایی و اعلام موضعانتخاباتی خود را اعلام کند.
مشارکت بی قید و شرط؟
تحریم بی قید و شرط ؟
مشارکت مشروط؟
بیانیه سپس به موارد زیر اشاره می کند:
«امنیت ملی و اجتماعی با تردیدهای جدی مردم روبروست. در عرصة فرهنگی، تنگ نظری ها و تصمیمات غیرکارشناسانه، تأثیرات خود را در حوزة نشر، سینما، تئاتر و دیگر حوزه های فرهنگی گذاشته و عرصه را بر هنرمندان و هنردوستان تنگ کرده است.
همچنین در نتیجة مدیریت ناکارآمد و سیاست های غلط اقتصادی و افزایش فزاینده نقدینگی ناشی از پمپاژ میلیاردها دلار از در آمدهای نفتی و توزیع پول به بهانه های مختلف، ازجمله تحت عناوینی مانند طرح حذف یارانه ها و سود سهام عدالت، آن هم در شرایط رکود تورمی حاکم بر اقتصاد و کاهش تولید ملی ناشی از تعطیلی گسترده واحدهای تولیدی، آثار خود را بصورت تورم مهار گسیخته، گسترش فقر، فاصله طبقاتی، موج فزاینده بیکاری، نرخ رشد پائین نزدیک به صفر و یک درصد و عقب ماندگی کشور، نشان داده و خواهد داد. ادامه این روند دیر یا زود موجب به میدان آمدن بازهم بیشتر ارتش بیکاران، دشدید نارضایتیاز اوضاع اقتصادی را در کنار ناراضائی های سیاسی و فرهنگی خواهد شد.
شرایط جهانی و بویژه منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا نیز در مقایسه با شرایط سال های گذشته تغییر اساسی کرده است. دو سال پس از جنبش اعتراضی مردم ایران و تأثیر آن برمنطقه خاورمیانه، اینک شاهد جنبش های گسترده مردمی علیه نظام های استبدادی (چه از نوع سلطنتی و چه از نوع جمهوری، چه از گونه باصطلاح مستقل و ضد امپریالیستی و چه از قماش وابسته و هم پیمان با آمریکا و غرب و …) است. آمریکا و غرب نیز اگر در گذشته به اقتضای نیازهای جهانی دو اردوگاهی و جنگ سرد به نفع خود می دیدند که از دیکتاتوری های سلطنتی تا جمهوری دفاع کنند و از آن ها به عنوان هم پیمان خود در مبارزه با کمونیسم شوروی حمایت سیاسی، نظامی و … کنند، اینک با توجه به تغییر کیفی شرایط جهان و به ستوه آمدن ملت ها از استبداد و تحقیر و فقر، دیگر پشتیبانی از نظام های استبدادی را به سود خود نمی بینند و به جای حمایت ازمتحدان دیکتاتور خود، می کوشند با استفاده از راهبرد جدید مدیریت و مواجهه دسته جمعی با شرایط جدید و همراهی با مردم و جنبش های آزادی خواه، حتی المقدور در جهت منافع استراتژیک و بلند مدت خود، یعنی تامین امنیت انرژی وحفاظت از زیر ساخت ها و مناطق حساس انرژی و نیز مبارزه با بنیادگرایی و رادیکالیسم در کادر طرح خاور میانه بزرگ، بر این جنبش ها اثر بگذارند.
بر این شرایط، فشار فزاینده ناشی از قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل علیه فعالیت هسته ای ایران و تحریم ها و قطع همکاری های اقتصادی ناشی از آن، احتمال اعمال تحریم های فلج کننده در آینده نزدیک و نیز انزوای اقتصادی و سیاسی در حال گسترش در سطح جهانی و منطقه که آثار محتوم خود را بر همکاریهای اقتصاد و طرح های توسعه کشور برجای گذاشته و خواهد گذاشت، و هزینه های سنگینی بر کشور تحمیل کرده را نیز باید افزود. فشاری که ناشی از فقدان عقلانیت در نظام سیاسی و مواضع و تصمیمات ماجراجویانه و توهم آلود است.»
بیانیه راه سبز امید، در پایان سه راه حل را در باره انتخابات مجلس آینده به نظر خواهی گذاشته و تاکید کرده که هیچیک از این سه راه حل را از هم اکنون نمی توان مطلق و قطعی کرد، چرا که شرایط جهانی و شرایط داخلی بی وقفه متغیر است.
1- «مشارکت بی قید و شرط» ،
2- «تحریم بی قید و شرط»
3- «مشارکت مشروط» در انتخابات
در شرایطی که جامعه حساس، ملتهب و فعال است، از هم اکنون با اعلامیکی از سه راه حل نباید خود را از امکان فعالیت مدنی و از جمله انتخابات محروم کرد.»
بیانیه می افزاید:
این شورا طی ماه های گذشته پس از رایزنی و گفتگو با طیف گسترده ای از فعالان سیاسی و صاحبنظران داخل و خارج کشور که خود را متعهد به همراهی با جنبش سبز مردم ایران به جمعبندی یاد شده در این بیانیهمقدماتی دست یافته که آن را برای نظرخواهی وسیع از مردم طرح می کند:
در این جمعبندی شرط حضور در انتخابات اینگونه مشخص شده است:
آزادی شهروندانی که بعد از انتخابات بازداشت شده اند.
آزادی رهبران جنبش سبز،
کوتاه کردن دست نهادهای نظامی و امنیتی از هر گونه دخالت و مهندسی انتخابات،
محترم شمردن آزادی قلم،
فعال شدن تمامی شهروندان و همه گرایش ها و تشکل های سیاسی، عقیدتی و قومی.
لغو نظارت استصوابی،
ایجاد امنیت جانی و مالی و حیثیتی فعلان حزبی ، نامزدها و رای دهندگان در انتخابات.
مردم می توانند نظرات خود را به هر صورت ممکن ارائه کنند تا شورا بتواند با استفاده از نظرات و پیشنهادها، جمعبندی نهایی و اعلام موضعانتخاباتی خود را اعلام کند.
۱۳۹۰ مرداد ۴, سهشنبه
:: تجاوز گروهی به زنی در ملارد کرج
آفتاب:بامداد جمعه ـ 31 تیر ـ رانندهای هنگام عبور از یکی از محلههای ملارد با مشاهده زنی که بیهوش کنار جوی آب افتاده بود به یاری او شتافت و موضوع را به پلیس خبر داد. با حضور ماموران در محل حادثه، زن بیهوش به بیمارستان منتقل و مداوای وی توسط پزشکان آغاز شد. با تشکیل پرونده قضایی در شعبه اول بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب ملارد، تحقیقات پلیسی برای رازگشایی از این حادثه آغاز شد. دام شیطانی 6 مرد برای زن جوان چند ساعت پس از حادثه، ماموران با حضور در بیمارستان و تحقیق از زن جوان متوجه شدند وی هنگام بازگشت به خانهاش، از سوی یک راننده ربوده شده و سپس در دام شیطانی او و 5 مرد دیگر گرفتار شده است و متهمان اموال وی را هم سرقت کردهاند. با اطلاعات به دست آمده از شاکی، چهرهنگاری رایانهای از مردان شرور صورت گرفت و مشخصات 2 خودروی پراید نقرهای و سفید رنگ متهمان شرور در اختیار گشتهای انتظامی قرار گرفت و در حالی که تحقیق در این باره ادامه داشت، یکی از خودروهای متهمان که بدون سرنشین رها شده بود، کشف و توقیف شد. دستگیری نخستین مرد شرور ماموران اداره آگاهی ملارد در مرحله بعدی با کمک زن شاکی موفق شدند، کانکسیکه وی را مورد آزار و اذیت قرار داده بودند در میدان صیادشیرازی شناسایی و با هماهنگی قضایی یک مرد افغان را که در این محل ساکن بود دستگیر کنند. با انتقال مرد افغان به پلیس آگاهی، وی بازجویی شد و ادعا کرد ماموران او را اشتباه دستگیر کردهاند و با زن شاکی آشنایی ندارد. به این ترتیب زن جوان ـ شاکی ـ در مواجهه حضوری با مرد متهم و با شناساییاش وی را به عنوان یکی از مردان آزارگر معرفی کرد. با مشخص شدن این موضوع متهم دوباره بازجویی شد و اعتراف کرد زن جوان را مورد آزار و اذیت قرار داده است. در پی اعتراف مرد افغان، جستجوها برای دستگیری دیگر اعضای فراری این باند ادامه داشت تا این که ماموران در بررسی از سامانه پلیس راهنمایی و رانندگی متوجه شدند خودروی به جا مانده از مردان شرور، متعلق به مردی است که در تهران زندگی میکند. بنابراین، با احضار مالک خودرو به پلیس آگاهی معلوم شد، وی خودرو را به یک معتاد کارتن خواب به نام آیدین فروخته است. بنابراین با احتمال این که آیدین یکی از همان متهمان فراری است، پاتوقهای احتمالیاش را تحت نظر قرار دادند و وی در تهران دستگیر شد. با انتقال متهم به پلیس آگاهی وی در مواجهه حضوری با شاکی و دیگر متهم پرونده به آزار و اذیت شاکی همراه 4 همدستش اعتراف کرد. اعتراف سرکرده باند مرد شرور در اظهاراتش به پلیس گفت: چندبار به اتهام شرارت و خرید و فروش موادمخدر دستگیر و روانه زندان شدهام. چندی پیش با آزادی از زندان دوباره به یک کمپ ترک اعتیاد رفتم و همانجا 4 نفر از دوستانم را که به کمپ رفت و آمد داشتند، دیدم. چند شب پیش از حادثه طبق توافق با همدستانم قرار شد زنی را ربوده و پس از آزار و اذیت از خانوادهاش اخاذی کنیم. به این ترتیب شب حادثه زن جوان ـ شاکی ـ را به عنوان مسافر دربستی از میدان گلهای شهر سوار کردم و در میانه راه قصد ربودن وی را داشتم که با تغییر مسیرم او متوجه شد و با شکستن شیشه خودرو خود را بیرون انداخت و فرار کرد. سرکرده باند با اشاره به شب حادثه گفت: در همین موقع با دوستانم تماس گرفته و آنها که در همان حوالی بودند، زن نجات یافته را تعقیب و با سد راهش او را بار دیگر ربوده و با انتقال به بیابانهای شهر مورد آزار و اذیت قرار دادیم. پس از سرقت پول، طلا و گوشی تلفن همراه با انتقال زن ربوده شده به یک کانکس که مقابل باغ متروکه منتهی به یک کارگاه مبلسازی بود، وی را در اختیار دیگر از همدستانم و یک مرد افغان گذاشته و آنها نیز او را مورد آزار و اذیت قرار دادند. در پی اعتراف تکاندهنده سرکرده باند که یک جوان 25 ساله است، 2 نفر از همدستانش در اندیشه و 2 نفر دیگر در تهران شناسایی و دستگیر شدند و به همدستی دیگر متهمان در آزار و اذیت شاکی اعتراف کردند. بنابر این گزارش، اعضای این باند مخوف که همگی 20 تا 25 سالهاند، با قرار بازداشت موقت از سوی بازپرس مسلمی، رئیس شعبه اول دادسرای ملارد روانه زندان شدند. تحقیقات تکمیلی از آنها ادامه دارد.
۱۳۹۰ مرداد ۱, شنبه
صف آرائی اتمی مدعیان رهبری جهان اسلام
واسطه های خرید تجهیزات نظامی برای عربستان سعودی درکشورهای بزرگ اروپائی پرسه می زنند. از مدرن ترین قایق های جنگی تا آخرین ومدرن ترین تانک های نظامی. حتی گفته می شود، در عمق خاک عربستان، سامانه هائی برای پرتاب موشک های مجهز به کلاهک های اتمی برپا شده و این کشور شماره کلاهک اتمی از طریق پاکستان دریافت داشته است. این سامانه ها به سوی ایران نشانه گیری شده اند!
از قول آن واسطه های عمده ای که برای خرید تجهیزات نظامی سرگرم محرمانه ترین مذاکرات در کشورهای مهم اروپائی هستند، از سپتامبر سخن می گویند و این که تا آن تاریخ باید محموله های خریداری شده به عربستان برسد.
هیچکس اطلاع از مذاکرات محرمانه رئیس جمهور پاکستان و پادشاه عربستان که اخیرا با یکدیگر در ریاض دیدار کردند ندارد. این درحالی است که ارتش عربستان شاخه ای از ارتش پاکستان محسوب می شود و زرادخانه اتمی پاکستان، اسلحه خانه عربستان در پاکستان!
دست پاکستان در جیب آلوده به نفت عربستان سعودی است و پیاده نظام پرقدرت وهابی عربستان سعودی در پاکستان مستقر. به این ترتیب، پاکستان و عربستان دو قلوهای از هم جدا نشدنی اند و هر حادثه برای ایران، رویدادی مشترک از سوی این دو کشور علیه ایران خواهد بود. رویدادی که به مرز تحقق نزدیک شده است. یعنی حمله مشترک و همه جانبه نظامی به ایران. 85 در صد مسلمانان جهان اهل تسنن اند و ترکیه و عربستان سعودی مشترکا آن را سپاه اسلام می دانند. حوادث سوریه و تیرگی روز افزون روابط جمهوری اسلامی و ترکیه بر سر سرکوب مردم و یا تغییرات در رژیم سوریه و آغاز اصلاحات دراین کشور، بصورت غیر مستقیم، مثلث عربستان- ترکیه- پاکستان را در برابر جمهوری اسلامی قرار داده است. تهدیدهای نظامی اخیر فرماندهان سپاه علیه ترکیه و یا اظهارات و حتی اقداماتی سپاه در بحرین و کویت و یمن، آب را هر روز گل آلوده تر می کند.
اسناد ویكی لیكس می گوید: ملك عبدالله پادشاه عربستان با صراحت به امریکائی ها گفته است: "سر افعی ( ایران ) را باید قطع كرد"
از قول آن واسطه های عمده ای که برای خرید تجهیزات نظامی سرگرم محرمانه ترین مذاکرات در کشورهای مهم اروپائی هستند، از سپتامبر سخن می گویند و این که تا آن تاریخ باید محموله های خریداری شده به عربستان برسد.
هیچکس اطلاع از مذاکرات محرمانه رئیس جمهور پاکستان و پادشاه عربستان که اخیرا با یکدیگر در ریاض دیدار کردند ندارد. این درحالی است که ارتش عربستان شاخه ای از ارتش پاکستان محسوب می شود و زرادخانه اتمی پاکستان، اسلحه خانه عربستان در پاکستان!
دست پاکستان در جیب آلوده به نفت عربستان سعودی است و پیاده نظام پرقدرت وهابی عربستان سعودی در پاکستان مستقر. به این ترتیب، پاکستان و عربستان دو قلوهای از هم جدا نشدنی اند و هر حادثه برای ایران، رویدادی مشترک از سوی این دو کشور علیه ایران خواهد بود. رویدادی که به مرز تحقق نزدیک شده است. یعنی حمله مشترک و همه جانبه نظامی به ایران. 85 در صد مسلمانان جهان اهل تسنن اند و ترکیه و عربستان سعودی مشترکا آن را سپاه اسلام می دانند. حوادث سوریه و تیرگی روز افزون روابط جمهوری اسلامی و ترکیه بر سر سرکوب مردم و یا تغییرات در رژیم سوریه و آغاز اصلاحات دراین کشور، بصورت غیر مستقیم، مثلث عربستان- ترکیه- پاکستان را در برابر جمهوری اسلامی قرار داده است. تهدیدهای نظامی اخیر فرماندهان سپاه علیه ترکیه و یا اظهارات و حتی اقداماتی سپاه در بحرین و کویت و یمن، آب را هر روز گل آلوده تر می کند.
اسناد ویكی لیكس می گوید: ملك عبدالله پادشاه عربستان با صراحت به امریکائی ها گفته است: "سر افعی ( ایران ) را باید قطع كرد"
۱۳۹۰ تیر ۲۹, چهارشنبه
بادامچیان: فراکسیون موتلفه در مجلس بالای یکصد نفر است حرکات معتدل موتلفه با آهنگ موزون، زیر خیمه ولایت
گزارشی از اجلاس اخیر دبیران استان های موتلفه اسلامی در شیراز منتشر کرده است. بخشی از این گزارش اختصاص به سخنان اسدالله بادامچیان دارد که آشکارا نگران آینده موتلفه اسلامی بعنوان رقیب اقتصادی و سیاسی فرماندهان سپاه است. بادامچیان گفته است:
"عده ای از موتلفه اسلامی عصبانی هستند، زیرا در مجلس بالای ۱۰۰ نفر عضو فراکسیون موتلفه اسلامی داریم و این فراکسیون مواضع معتدلی دارد. ما وظیفه داریم براساس آهنگ ولایت ارتباط با آقای هاشمی رفسنجانی را در خیمه انقلاب و پشت سر رهبری حفظ کنیم."
شماری از زندانیان سیاسی مشهور
به مرخصی فرستاده شدند!
شماری از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین با حکم مرخصی از زندان بیرون آمدند.
به گزارش سایت کلمه، بهزاد نبوی نایب رئیس مجلس ششم، محسن میردامادی دبیرکل جبهه مشارکت و رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس ششم ، فیض الله عرب سرخی عضو ارشد رهبری مجاهدین انقلاب، عبدالله رمضانزاده سخنگوی دولت خاتمی، جواد امام و مسعود لواسانی از جمله این زندانیان هستند. همچنین بهاره هدایت سخنگوی دفتر تحکیم وحدت دانشجوئی و مهدیه گلرو نیز با وثیقه به مرخصی فرستاده شدند.
"عده ای از موتلفه اسلامی عصبانی هستند، زیرا در مجلس بالای ۱۰۰ نفر عضو فراکسیون موتلفه اسلامی داریم و این فراکسیون مواضع معتدلی دارد. ما وظیفه داریم براساس آهنگ ولایت ارتباط با آقای هاشمی رفسنجانی را در خیمه انقلاب و پشت سر رهبری حفظ کنیم."
شماری از زندانیان سیاسی مشهور
به مرخصی فرستاده شدند!
شماری از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین با حکم مرخصی از زندان بیرون آمدند.
به گزارش سایت کلمه، بهزاد نبوی نایب رئیس مجلس ششم، محسن میردامادی دبیرکل جبهه مشارکت و رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس ششم ، فیض الله عرب سرخی عضو ارشد رهبری مجاهدین انقلاب، عبدالله رمضانزاده سخنگوی دولت خاتمی، جواد امام و مسعود لواسانی از جمله این زندانیان هستند. همچنین بهاره هدایت سخنگوی دفتر تحکیم وحدت دانشجوئی و مهدیه گلرو نیز با وثیقه به مرخصی فرستاده شدند.
۱۳۹۰ تیر ۲۷, دوشنبه
تغییرات تازه ای در پیش است غیبت های خبر ساز و رفت و آمدها در بیت رهبری
بنا بگزارش منابع نزدیک به بیت رهبری چند روزی است سردار وحید لقمانیان (حقانی) مدیر اجرائی بیت رهبری در محل کار خود حاضر نمی شود.
بنظر می رسد نفوذ فرماندهان سپاه در تصمیم گیرهای بیت کم شده است. گفته می شود که در هفته های اخیر، بیت رهبری محل رفت و آمد چهره های تازه ای بوده که برای مشورت فراخوانده شده اند. در راس این چهره ها آیت الله محسن خرازی قرار دارد که هم مورد احترام اصولگرایان است و هم اصلاح طلبان.
مصاحبه سایت "سیاست خارجی" که صادق خرازی سفیر پیشین جمهوری اسلامی در فرانسه آن را اداره می کند با هاشمی رفسنجانی و همچنین حضور مشترک صادق خرازی و محمد خاتمی در چند مراسم مذهبی و تشدید حملات سایت ها و روزنامه های دست راستی به محمد خاتمی و هاشمی رفسنجانی همگی واکنش نسبت به دیدارهائی است که در بیت رهبری انجام می شود.
همچنین گفته می شود که قرار است در دفتر سیاسی سپاه تغییرات مهم انجام شود و محتوای نشریات سپاه سمت و سوی تازه ای پیدا کند. این تغییرات، گویا قرار است با برکناری و جابجائی برخی فرماندهان سپاه همزمان شود.
بنظر می رسد نفوذ فرماندهان سپاه در تصمیم گیرهای بیت کم شده است. گفته می شود که در هفته های اخیر، بیت رهبری محل رفت و آمد چهره های تازه ای بوده که برای مشورت فراخوانده شده اند. در راس این چهره ها آیت الله محسن خرازی قرار دارد که هم مورد احترام اصولگرایان است و هم اصلاح طلبان.
مصاحبه سایت "سیاست خارجی" که صادق خرازی سفیر پیشین جمهوری اسلامی در فرانسه آن را اداره می کند با هاشمی رفسنجانی و همچنین حضور مشترک صادق خرازی و محمد خاتمی در چند مراسم مذهبی و تشدید حملات سایت ها و روزنامه های دست راستی به محمد خاتمی و هاشمی رفسنجانی همگی واکنش نسبت به دیدارهائی است که در بیت رهبری انجام می شود.
همچنین گفته می شود که قرار است در دفتر سیاسی سپاه تغییرات مهم انجام شود و محتوای نشریات سپاه سمت و سوی تازه ای پیدا کند. این تغییرات، گویا قرار است با برکناری و جابجائی برخی فرماندهان سپاه همزمان شود.
۱۳۹۰ تیر ۲۳, پنجشنبه
ملاقات در اوین پگاه آهنگرانی به مریم مجد پیوست
وزارت اطلاعات و سازمان امنیت سپاه سرگرم تهیه یک سناریوی جدید رنگی اند، که اگر سنگی سر راه قرار نگیرد، آن را بزودی به قول رایج شده درجمهوری اسلامی "نمایشی" می شود!
ابتدا خبرنگار عکاس ایرانی "مریم مجد" در آستانه سفر به آلمان برای تهیه گزارش تصویری از مسابقه جهانی فوتبال زنان غیب شد و حالا معلوم شده در بازداشت است و اکنون پگاه آهنگرانی غیب شده. یعنی همانگونه بازداشت شده که مریم مجد شده بود. ظاهرا بدنبال سناریوئی تصویری – عکاسی و سینمائی- اند و می خواهند این دو را در آن سناریو به تلویزیون بیآورند. البته به معاملات و زدوبندهای پشت پرده با آلمان هم شاید مربوط شود. یعنی اگر زود به تفاهم برسند این سناریو به تلویزیون نخواهد آمد و اگر آلمان ها کوتاه نیآیند، آن را کلید خواهند زد.
پگاه آهنگرانی که شاید برجسته ترین و با استعدادترین هنرپیشه زن سه دهه اخیر ایران باشد، چهار روز پیش ناپدید شد و سپس خانواده وی اطلاع دادند که بازداشت شده است.
او دختر منیژه حکمت و جمشید آهنگرانی دو کارگردان ایرانی است.
پگاه آهنگرانی قصد داشت جام جهانی فوتبال زنان را برای شبکه خبری دویچه وله آلمان پوشش دهد. همانگونه که مریم مجد قرار بود گزارش تصویری این مسابقه را تهیه کند.
۱۳۹۰ تیر ۱۹, یکشنبه
مصاحبه وزیر اطلاعات دولت خاتمی ماجراجویان خودسر مذهبی ممکن است دست به اسلحه ببرند!
علی یونسی، وزیر اطلاعات دولت خاتمی، اخیرا و بمناسبت واقعه 7 تیر، انفجار حزب جمهوری اسلامی مصاحبه ای کرده که آفتاب آن را منتشر کرده است. یونسی در این مصاحبه به نکات دقیقی اشاره می کند که با اظهارنظرهای مصلحی، وزیر اطلاعات کنونی یک زمین تا آسمان تفاوت دارد. هر اندازه در گفته های یونسی منطق و تفکر وجود دارد، در حرف های مصلحی کم عقلی و جنجال های سطحی.
یونسی در این مصاحبه اشاره به مجاهدین خلق کرده و می گوید که مجاهدین دیگر توان عملیات در ایران را ندارند و هرگاه که یک عملیاتی را به آنها نسبت میدهند، هم آنها را بزرگ می کنند و هم هدفشان بهره برداری های داخل حکومتی است.
او احتمال شکل گیری گروه های جدید تروریستی را بعید نمی داند، همانگونه که فرقان شکل گرفت. فشرده ای از این مصاحبه را می خوانید:
وزیر اطلاعات – مصلحی- اخیرا مصاحبهای داشت و اظهار کرد، منافقین اکنون مثل سالهای دهه 60 نمیتوانند عمل کنند، اما به روشهای دیگری روی آوردهاند و به هرحال میتوانند دست به ترور بزنند.
نه، معتقد هستم، ممکن است گروه تروریستی جدیدی تشکیل شود، اما گروههای تروریستی گذشته در حقیقت نه توان این را دارند، نه باور این را دارند که چنین کارهایی را انجام دهند.
آیا ممکن است بحثهایی که درباره جریان انحرافی امروز مطرح است آنقدر فضا را تند کند که به این سمتها برود؟
همیشه گروههای تروریستی جدید احتمال شکلگیریشان وجود دارد. این گروههای جدید حتی ممکن است در دل قدرت و حاکمیت به وجود بیاید.
به طور مثال گروهی که آقای رازینی را ترور کرد، گروه جدیدی بود که از نهادهای انقلابی بیرون آمده بود. ممکن است گروههای تروریستی در درون حاکمیت و در درون جریانهای سیاسی جدید شکل بگیرد ولی گروههای گذشته هم فسیل شدند و هم دیگر نمیتوانند جذب نیرو کنند و اگر جذب کنند دیگر تاثیری ندارند. عملا عمر آن گروهکها تمام شده است و در واقع سازمان اطلاعات باید از جایی بترسد که فکر نمیکند، بنابراین سازمانهای اطلاعاتی باید مدام هوشیاریشان در جاهای جدید به کار گرفته شود تا جاهای قدیم.
گروههای تروریستی ایرانی پیر شدهاند و توانایی کار و توانایی جذب جدید هم ندارند و آن رهبرانی که باقی ماندهاند نیز نه اعتقاد به این کارها را دارند و نه توانایی انجام چنین کارهایی دارند، باید نگران گروههای جدید تروریستی باشیم.
آیا بحثی که درباره فالگیرها و رمالها مطرح است، در زمان وزارت شما هم مطرح بود؟
ما چیزی شبیه اینها نداشتیم، ولی این خطر را همیشه داشتیم و من بارها در صحبتهایم گفتم، عناصر تندرو و خودسر و ماجراجو که متاسفانه بین مذهبیها جا خوش کرده اند هر آن ممکن است، دست به اسلحه ببرند و گروههای تروریستی تشکیل دهند.
ممکن است الان به یک شکل و بعدا به شکل دیگری مقابله کنند. بزرگترین ویژگی همه کسانی که دست به اسلحه میبرند اول تن ندادن به قانون است؛ یعنی کسانی که قانونمدار نیستند و زیر بار قانون نمیروند و خودشان را مافوق قانون میدانند؛ آدمها و گروههایی که به جای اینکه قانون را محور بدانند خودشان را محور میدانند. اینطور آدمها اول شروع میکنند به قانونشکنی و بعد هم قانون را دور میزنند و سپس برای اینکه حرفهایشان را به کرسی بنشانند شروع میکنند به توطئه، بعد هم به اسلحه دست میبرند. این شیوه را همیشه در گذشته داشتیم.
شما فرمودید که مجاهدین یک سازمان مرده است و پیر شده است. نسل جدید نیز نهتنها به این گروه اعتقاد ندارد که از آنها متنفر است، اما چرا باز ما میبینیم که یک گروه مرده را زنده میکنند؟
این اظهارات مصرف سیاسی محدودی دارد و بیشترین سود نیز به همین گروهک میرسد. یعنی برای اینکه ما رقیب داخلی خودمان را از دور خارج کنیم او را متهم میکنیم به ارتباط با گروهک منافقین، در حالی که آن گروه توانایی هیچ کاری را ندارد اما از این قبیل اظهارات، بیشترین سود را میبرد. ادعا میکنند که ما بودیم این کار را کردیم در صورتی که آنها نمیتوانند در ایران قدم بردارند. وقتی که ما به طور رسمی بیاییم رقابتهای داخلی خودمان را به آنها نسبت دهیم، آنها هم از خداخواسته میگویند بله، ما هستیم که این همه شایعه کردیم.
روش تندروی روش غلطی است. اسلام با تندروی، افراط و تفریط مخالف است. اگر ما تندروی کنیم، باید بدانیم که در کوتاهمدت، دیر یا زود گروههای تندرو دیگری مقابل ما میایستند. در یک مقطعی به خاطر اینکه رقیب سیاسی را از دور خارج کنیم، آمدیم تندروی را تمدید کردیم و به افرادی بها دادیم که بعدها همانها مقابل ما ایستادند. افشاگریهایی که در گذشته صورت گرفت خود زمینهای بود برای رفتار متقابل. در انتخابات چه افشاگریهای خلاف شرعی صورت گرفت ولی همان موقع باید جلو آنها گرفته میشد. آقای احمدینژاد کسی بود که بیشتر از هر کسی از این شیوهها استفاده کرده بود.
یونسی در این مصاحبه اشاره به مجاهدین خلق کرده و می گوید که مجاهدین دیگر توان عملیات در ایران را ندارند و هرگاه که یک عملیاتی را به آنها نسبت میدهند، هم آنها را بزرگ می کنند و هم هدفشان بهره برداری های داخل حکومتی است.
او احتمال شکل گیری گروه های جدید تروریستی را بعید نمی داند، همانگونه که فرقان شکل گرفت. فشرده ای از این مصاحبه را می خوانید:
وزیر اطلاعات – مصلحی- اخیرا مصاحبهای داشت و اظهار کرد، منافقین اکنون مثل سالهای دهه 60 نمیتوانند عمل کنند، اما به روشهای دیگری روی آوردهاند و به هرحال میتوانند دست به ترور بزنند.
نه، معتقد هستم، ممکن است گروه تروریستی جدیدی تشکیل شود، اما گروههای تروریستی گذشته در حقیقت نه توان این را دارند، نه باور این را دارند که چنین کارهایی را انجام دهند.
آیا ممکن است بحثهایی که درباره جریان انحرافی امروز مطرح است آنقدر فضا را تند کند که به این سمتها برود؟
همیشه گروههای تروریستی جدید احتمال شکلگیریشان وجود دارد. این گروههای جدید حتی ممکن است در دل قدرت و حاکمیت به وجود بیاید.
به طور مثال گروهی که آقای رازینی را ترور کرد، گروه جدیدی بود که از نهادهای انقلابی بیرون آمده بود. ممکن است گروههای تروریستی در درون حاکمیت و در درون جریانهای سیاسی جدید شکل بگیرد ولی گروههای گذشته هم فسیل شدند و هم دیگر نمیتوانند جذب نیرو کنند و اگر جذب کنند دیگر تاثیری ندارند. عملا عمر آن گروهکها تمام شده است و در واقع سازمان اطلاعات باید از جایی بترسد که فکر نمیکند، بنابراین سازمانهای اطلاعاتی باید مدام هوشیاریشان در جاهای جدید به کار گرفته شود تا جاهای قدیم.
گروههای تروریستی ایرانی پیر شدهاند و توانایی کار و توانایی جذب جدید هم ندارند و آن رهبرانی که باقی ماندهاند نیز نه اعتقاد به این کارها را دارند و نه توانایی انجام چنین کارهایی دارند، باید نگران گروههای جدید تروریستی باشیم.
آیا بحثی که درباره فالگیرها و رمالها مطرح است، در زمان وزارت شما هم مطرح بود؟
ما چیزی شبیه اینها نداشتیم، ولی این خطر را همیشه داشتیم و من بارها در صحبتهایم گفتم، عناصر تندرو و خودسر و ماجراجو که متاسفانه بین مذهبیها جا خوش کرده اند هر آن ممکن است، دست به اسلحه ببرند و گروههای تروریستی تشکیل دهند.
ممکن است الان به یک شکل و بعدا به شکل دیگری مقابله کنند. بزرگترین ویژگی همه کسانی که دست به اسلحه میبرند اول تن ندادن به قانون است؛ یعنی کسانی که قانونمدار نیستند و زیر بار قانون نمیروند و خودشان را مافوق قانون میدانند؛ آدمها و گروههایی که به جای اینکه قانون را محور بدانند خودشان را محور میدانند. اینطور آدمها اول شروع میکنند به قانونشکنی و بعد هم قانون را دور میزنند و سپس برای اینکه حرفهایشان را به کرسی بنشانند شروع میکنند به توطئه، بعد هم به اسلحه دست میبرند. این شیوه را همیشه در گذشته داشتیم.
شما فرمودید که مجاهدین یک سازمان مرده است و پیر شده است. نسل جدید نیز نهتنها به این گروه اعتقاد ندارد که از آنها متنفر است، اما چرا باز ما میبینیم که یک گروه مرده را زنده میکنند؟
این اظهارات مصرف سیاسی محدودی دارد و بیشترین سود نیز به همین گروهک میرسد. یعنی برای اینکه ما رقیب داخلی خودمان را از دور خارج کنیم او را متهم میکنیم به ارتباط با گروهک منافقین، در حالی که آن گروه توانایی هیچ کاری را ندارد اما از این قبیل اظهارات، بیشترین سود را میبرد. ادعا میکنند که ما بودیم این کار را کردیم در صورتی که آنها نمیتوانند در ایران قدم بردارند. وقتی که ما به طور رسمی بیاییم رقابتهای داخلی خودمان را به آنها نسبت دهیم، آنها هم از خداخواسته میگویند بله، ما هستیم که این همه شایعه کردیم.
روش تندروی روش غلطی است. اسلام با تندروی، افراط و تفریط مخالف است. اگر ما تندروی کنیم، باید بدانیم که در کوتاهمدت، دیر یا زود گروههای تندرو دیگری مقابل ما میایستند. در یک مقطعی به خاطر اینکه رقیب سیاسی را از دور خارج کنیم، آمدیم تندروی را تمدید کردیم و به افرادی بها دادیم که بعدها همانها مقابل ما ایستادند. افشاگریهایی که در گذشته صورت گرفت خود زمینهای بود برای رفتار متقابل. در انتخابات چه افشاگریهای خلاف شرعی صورت گرفت ولی همان موقع باید جلو آنها گرفته میشد. آقای احمدینژاد کسی بود که بیشتر از هر کسی از این شیوهها استفاده کرده بود.
۱۳۹۰ تیر ۱۴, سهشنبه
قبل از لخت شدن!
دیدار و مذاکره مشائی و ملک عبدالله پادشاه اردن. ذوالنور و احمدی نژاد او را مامور این دیدار و دعوت از ملک عبدالله به ایران کرده بودند. قرار بود او را، وقتی به ایران رسید ببرند به یک حمام آب معدنی تا وقتی لخت می شود، ببینند
پشتش خال ظهور امام زمانی دارد یا نه! این دعوت و این طرح تا آستانه اجرا پیش رفت و تنها در آخرین ساعات قبل از ورود ملک عبدالله به تهران، این سفر لغو شد. هنوز معلوم نیست ملک عبدالله از طرح لخت کردنش در حمام آب معدنی با اطلاع شده و سفرش به ایران را لغو کرد و یا مخالفان سفر یک پادشاه به ایران جلوی این سفر را گرفتند. این سفر به هر دلیل لغو شده باشد، مهم نیست، مهم فاجعه ایست که بنام حکومت امام زمان در ایران بر سر کار آوردند و برای ادامه چنین مضحکه ای، کودتای خونین 22 خرداد را کردند و زندان ها را از نسل مذهبی انقلاب 57 پر کردند. حالا آقای خامنه ای نمی داند با نوزاد بی پدر و مادری که 7 ساله شده و روی دستش مانده چه کند؟
۱۳۹۰ تیر ۱۲, یکشنبه
افزایش خطر ایست قلبی- امنیتی امام جمعه سبز "یزد" به دیدار احمدی خمینی فرستاده شد
ایست قلبی امام جمعه شهر یزد، حجت الاسلام "صدوقی" یکبار دیگر زنگ های خطر را به صدا در آورد. خطر علیه جان رهبران جنبش سبز و اصلاحات و شخصیت های روحانی که در دو سال اخیر علیه کودتای 22 خرداد موضع داشته و در کنار مردم قرار گرفتند. حجت الاسلام صدوقی از جمله این روحانیون بود.
ماجرای ایست قلبی در جمهوری اسلامی دارای سابقه امنیتی است و گذشته اش به قتل های زنجیره ای نیز می رسد. این ماجرا با ایست قلبی مشکوک آیت الله طالقانی شروع شد، از ایست قلبی آیت الله لاهوتی در زندان اوین عبور کرد و گلوی سید احمد خمینی – یادرگار امام- را هم گرفت. شبکه های مخفی و حرفه ای، در خدمت مافیای حاکمیت با نفوذ در داروخانه ها و بیمارستان ها و ... قرص درمانی افراد مسنی که مثلا برای فشار خون و یا هر بیماری دیگری از آن استفاده می کنند را عوض کرده و قرص مورد نظر خود را در قوطی قرص معمولی قرار می دهند. این قرص ها در نوبت های مختلف به خورد فرد مورد نظر داده می شود تا سرانجام به ایست قلبی ختم شود. این همان خطری است که اکنون امثال موسوی، کروبی، خاتمی، آیت الله صانعی، آیت الله بیات و حتی هاشمی رفسنجانی را تهدید می کند. حتی بعید نیست که در صورت ضرورت به خورد خامنه ای هم بدهند.
مرگ غافلگیر کننده حجت الاسلام صدوقی همین سناریوی قدیمی و آشنا را تداعی کرد. آقای صدوقی عضو مجمع روحانیون مبارز و شوهر خواهرش محمد خاتمی بود و پدر وی آیت الله صدوقی امام جمعه و نماینده آیت الله خمینی در یزد بود که در موج ترورهای مجاهدین خلق کشته شد. او از جمله نزدیک ترین آیت الله های همفکر آیت الله خمینی بود.
اشتراک در:
پستها (Atom)



