رهبران جنبش سبزراآزادكنيد.
۱۳۹۰ تیر ۷, سهشنبه
:: دین نباید در مسند قانونگذاری باشد چون باید بتوان قوانین را بهروز کرد!
قوانین یک جامعه به این دلیل وضع میشوند که بتوانند آرامش و امنیت افراد یک جامعه را تضمین کنند. قوانین باید به شکلی باشند که حداکثر مکن آزادی فردی را برای همه ایجاد کنند. این آزادیها با در نظر گرفتن همه موانعی که سر راه آنها هست محدود میشوند و قوانین این محدودیتها را هم در نظر میگیرند. حال اگر در جامعهای قانونی وضع شد و پس از مدتی معلوم شد که این قانون کارایی ندارد، باید راهی برای اصلاح و یا حذف و جایگزین کردنش وجود داشته باشد. معمولا در چنین مواردی قانون به رای گذاشته میشود که آیا تغییر کند یا نه و چه باید بر سرش بیاید؟ در نظر بگیرید که ما قانونی برای جامعه تعریف کنیم که تغییرناپذیر باشد! تصور کنید که اگر آن قانون به اشتباه وضع شده باشد چه بلایی بر سر جامعه میآید؟ همچون خشت اولی که کج نهاده شده است، دیوار جامعه را تا ثریا کج بالا میبرد. قوانینی که منشا دینی دارند چنین هستند. دین ارتباط تنگاتنگی با ایمان دارد. ایمان به معنی پذیرش تام و مطلق است. یعنی چیزی را که به آن مومن هستیم نمیتوانیم نادرست بدانیم و نمیتوانیم فکر کنیم که ممکن است نادرست باشد. وقتی کسی میپذیرد که دین منشا الهی دارد و سخنانی منتسب به خداوندی کامل را میپذیرد، دیگر نمیتواند تصور کند که آنها ممکن است نادرست باشند. بنابراین اگر به چنین فردی اجازه داده شود که قانون بنویسد، حتما قوانین را منطبق بر سخنان خدایش مینویسد. و باز اگر روزی معلوم شود که آن قوانین به زیان جامعه هستند، هرگز نمیتوان آن فرد را متقاعد کرد که این زیان از جانی آن قوانین است. آن فرد ماست را سیاه میکند و روز را شب و شب را روز، که ایراد از قوانین نیست! در اینجا باید این نکته را یادآوری کنم. اینکه یکنفر یا تعدادی از آدمها به سخنانی خاص از سوی خداوندی کامل ایمان دارند، دلیل نمیشود که در واقع هم چنین باشد. ممکن است آنها اشتباه کنند. مخصوصا وقتی که حضور چند دین خاص و چندین قرائت از هر دین را در جامعه داشته باشیم، درک این مطلب بدیهی است. از کجا معلوم که کدام راست میگویند؟ از کجا معلوم که همه اشتباه نکنند؟ برای پاسخ به این سوالات تنها ابزار ما اندیشهورزی است. پس از آن تازه از طریق تجربه کردن میتوانیم تحلیلمان را آزمون عملی کنیم. پس حال که چنین است، عاقلانه این است که از همان آغاز قوانین را مبتنی بر خرد بنویسیم و هرجا لازم بود آنها را به روز کنیم. برای حل مشکل فوق، راهکارهایی وجود دارند که توصیههایی در نحوه قانونگذاری و پیکربندی ساختار سیاسی هستند که معمولا در قالب یک اسم شناخته میشوند. سکولاریسم یکی از آنها است. سکولاریسم خصوصیتی از نظام سیاسی است که این تضمین را ایجاد میکند که دین در مسند قانونگذاری نباشد. تضمین میکند که یک مسلمان و یک بیدین و یک مسیحی، به یک میزان از قوانین بهرهمند میشوند و امتیازی قانونی به هیچکدام از آنها به خاطر دینشان تعلق نگیرد.
۱۳۹۰ تیر ۴, شنبه
:: پیش به سوی تحریم همگانی انتخابات
انتخابات فرمایشی رژیم برای مجلس شورای اسلامی قرار است در اسفند امسال برگزار شود. عناصر و ایادی رژیم از همین الان تمام تلاشهای خود را به کار بسته اند تا این انتخابات ابرومندانه برگزار شود. بار دیگر بنا را بر این گذاشته اند تا با به صحنه کشاندن مردم، ظاهری از دموکراسی را به نمایش بگذارند و در پشت پرده، انانی را که خود می خواهند به نمایندگی مردم منصوب کنند. تیغ شورای نگهبان همچنان تیز و برنده است و آمادگی آن را دارد تا هر کس را که کمترین زاویه ای از جریان غالب دارد، حذف کند. چنین انتخاباتی به هیچ عنوان نمی تواند دموکراتیک باشد و کسانی که گمان می کنند با شرکت در این انتخابات می توانند اهدافی دموکراتیک را تحقق بخشند خیالی خام در سر می پرورانند و راه به سراب خواهند برد. رژیم چمهوری اسلامی و نظام ظلم ولایت فقیه طی این دو سال پر ماجرایی که با ظلمهایی دو چندان به مردم ایران از سوی حکئمت همراه بود نشان داد که قصد تسلیم شدن و سر فرود آوردن به خواست مردم را ندارد. اکنون واژه دموکراسی در نظام جمهوری اسلامی جزء واژه های ممنوعه محسوب می شود و شما به عنوان مثال نمی توانید کتابی را با عنوان دموکراسی به دست چاپ بسپارید. در چنین شرایطی خام اندیشی است اگر جریانی احساس کند می تواند از راهکار انتخابات به اهداف خود دست یابد. بنابراین بهترین اقدام در مقابل این رژیم، تحریم کامل و فراگیر است. تحریم انتخابات ساده ترین کاری است که ملت ایران می تواند انجام دهد و در واقع نوعی رفراندم معکوس و منفی تلقی می شود. از طریق تحریم می توانیم نشان دهیم که چقدر از مردم این رژیم و سیاستهایش را قبول ندارند. در عین حال تحریم انتخابات فاقد تبعاتی مانند اعتصاب و امثال اینهاست. رژیم دوست دارد این واهمه را در دل مردم بیفکند که اگر در شناسنامه شما مهر انتخابات نخورد با مشکل روبرو می شوید. ولی باید مردم را توجیه کرد که چنین چیزی هیچگاه اتفاق نمی افتد و تازه هنگامی که هیچ کس شرکت نکند چه کسی را می خواهند مجازات کنند؟ از اصلاح طلبان اصطلاحا معتدل نیز می خواهیم فریب حکومت را نخورند و بدانند درر صورت شرکت در این انتخابات صف خود را از ملت ایران جدا کرده اند.
۱۳۹۰ تیر ۲, پنجشنبه
وقتی علما به قرآن عمل نمی کنند، نباید از مردم توقع دینداری داشت
جــرس: آیت الله دستغیب، مرجع تقلید، در ادامه جلسات تفسیر قرآن خود، این بار خاطرنشان کرد وقتى بزرگان و جلوداران جامعه به قرآن و سنت عمل نكردند، مردم عادى به كه رو بياورند و كجا بروند؟ آنها مى گويند: وقتى همه چيز دست شماست، اما به كتاب انسان ساز قرآن عمل نمى كنيد، چه توقعى از ما داريد!
به گزارش سایت «حدیث سرو»، پایگاه اطلاع رسانی آیت الله علی محمد دستغیب، این مرجع مردمی با اشاره به آیه دهم سوره نساء گفته است "گر كسى به اموال يتيم دست درازى كند يا در حق آنان ستم روا دارد، بايد بترسد كه عقوبت اين كار دامنگير يتيمان خودش شود. اين قاعده تنها مختصّ ايتام نيست. هر كس ظلمى كند بايد در همين دنيا منتظر عقوبت آن باشد، عقوبتى كه گاه دامن فرزندان و نسلهاى او را هم مى گيرد. اين خود عذابى است براى او چرا كه ارتباط ميّت با فرزندانش قطع نمى شود و از ديدن ظلمى كه به آنها مى رود، آزرده مى شود و اين عذاب غير از عقوبت مستقيم ظلمهايى است كه كرده."
وی افزود : عالمان همه اديان و مذاهب كه در جامعه خود حقّى را مشاهده مى كنند و بخاطر حفظ منافع مادى خود آن را مى پوشانند يا انحراف و اشتباهى را مى بينند و در مقابل دريافت حق السكوت، ساكت مى شوند، مشمول این آیه مى گردند؛ خواه يهودى باشند، خواه مسيحى و خواه مسلمان. شيعه باشند يا سنّى!
وی خاطرنشان کرد "در ميان علماى شيعه نيز اگر انحرافاتى از قرآن و سنّت رخ مى دهد و علما كه وظيفه جلوگيرى از اين انحرافات را دارند، حق السكوت بگيرند و ساكت شوند، در واقع آيات خدا را به بهاى اندك فروخته اند و در شكم خود آتش ريخته اند. اين انحرافات ممكن است در اصول عقايد (توحيد، معاد، نبوّت و امامت و عدل) باشد يا در احكام يا به شكل ترويج خرافات و بدعتها."
آیت الله دستغیب در ادامه تفسیر خود تصریح کرد "وقتى علمايى كه بايد جان و مال و آبروى خود را فداى اسلام كنند، خود را اسلام مى دانند، بايد فاتحه قرآن و احكام اسلامى را خواند."
وی در بخش دیگری از سخنانشان گفت: اگر اكثر علماى شيعه خود را ملزم به تبعيت از قرآن و سنت مى دانستند وضع مردم به مراتب بهتر از اين مىبود. وقتى عالم، عمل به علمش نكرد و قرآن و سنت را محجور گذاشت مردم هم سست و فرقه فرقه مى شوند. وقتى او نتواسنت نفس خود را مهار كند، ديگران هم نمى توانند. مردم به عمل عالمان چشم مىدوزند. عالمى كه مىگويد دروغ نگوييد، آبروى مردم را نريزيد، ظلم نكنيد و... آيا خودش هم همينطور است يا خير.
وقتى بزرگان و جلوداران جامعه به قرآن و سنت عمل نكردند، مردم عادى به كه رو بياورند و كجا بروند؟ آنها هم كار و زندگى دارند و مجبورند به فكر تأمين زندگيشان باشند. مى گويند: وقتى ما خمس و سهم امام مى دهيم وقتى همه چيز دست شماست. اما به كتاب انسان ساز قرآن عمل نمى كنيد، چه توقعى از ما داريد
۱۳۹۰ خرداد ۲۹, یکشنبه
بحث های زیر گوشی در مجلس نگرانی فزاینده حکومتی ها از سقوط نزدیک دولت سوریه
در محافل مطبوعاتی ایران گفته می شود دستور سانسور اخبار سوریه به صدا و سیما ابلاغ شد و مطبوعات نیز اجازه ندارند در باره حوادث سوریه چه مثبت و چه منفی تفسیر خبری بنویسند. در جلسات توجیهی گفته شده که ممکن است بخواهند با کشاندن سوریه به جنگ، پای ایران را نیز به میان بکشند. حتی ممکن است در داخل حکومت سوریه کسانی برای همین هدف دست به اقدامات تحریک آمیز جهانی و منطقه ای بزنند.
درحاشیه جلسات مجلس نیز در روزهای گذشته، بحث داغ سرانجام دولت سوریه بوده است. در همین بحث ها گفته شده که به صلاح است که پای خود را از حوادث سوریه کنار بکشد! درعین حال که سقوط دولت سوريه مطمئناً براي حکومت گران تمام می شود و شواهدی وجود دارد که امریکا و ناتو مقدمات حمله به این کشور را چیده اند.
یک محفل خبری درباره بحث های حاشیه ای اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام که هاشمی رفسنجانی ریاست آن را برعهده دارد نیز اطلاع دارد که در این بحث ها تاکید شده که سوریه درحال از هم پاشیده شدن است و محافل امنیتی و سپاهی نظام احتمال سقوط دولت سوریه را بسیار قوی تر از هفته های گذشته می دانند. و این که سقوط دولت سوریه بزرگترین ضربه به حزب الله لبنان است و آن را در موضع ضعف در برابر اسرائیل قرار خواهد داده و درگیری های نظامی گروهی در لبنان آغاز خواهد شد.
در ادامه همین بحث ها و در پاسخ به نگرانی هائی که درمجلس از سرانجام اوضاع سوریه و دستگیری افرادی با شناسنامه ایرانی و حتی کارت سپاه، در جریان مقابله دولت با معترضان بیان شده، برخی از اعضای ارشد فراکسیون سپاه در مجلس در پاسخ به این نگرانی ها گفته اند: این کارت ها و شناسنامه ها جعلی است و در شهر حیفا واقع در اسرائیل جعل شده است.
درحاشیه جلسات مجلس نیز در روزهای گذشته، بحث داغ سرانجام دولت سوریه بوده است. در همین بحث ها گفته شده که به صلاح است که پای خود را از حوادث سوریه کنار بکشد! درعین حال که سقوط دولت سوريه مطمئناً براي حکومت گران تمام می شود و شواهدی وجود دارد که امریکا و ناتو مقدمات حمله به این کشور را چیده اند.
یک محفل خبری درباره بحث های حاشیه ای اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام که هاشمی رفسنجانی ریاست آن را برعهده دارد نیز اطلاع دارد که در این بحث ها تاکید شده که سوریه درحال از هم پاشیده شدن است و محافل امنیتی و سپاهی نظام احتمال سقوط دولت سوریه را بسیار قوی تر از هفته های گذشته می دانند. و این که سقوط دولت سوریه بزرگترین ضربه به حزب الله لبنان است و آن را در موضع ضعف در برابر اسرائیل قرار خواهد داده و درگیری های نظامی گروهی در لبنان آغاز خواهد شد.
در ادامه همین بحث ها و در پاسخ به نگرانی هائی که درمجلس از سرانجام اوضاع سوریه و دستگیری افرادی با شناسنامه ایرانی و حتی کارت سپاه، در جریان مقابله دولت با معترضان بیان شده، برخی از اعضای ارشد فراکسیون سپاه در مجلس در پاسخ به این نگرانی ها گفته اند: این کارت ها و شناسنامه ها جعلی است و در شهر حیفا واقع در اسرائیل جعل شده است.
۱۳۹۰ خرداد ۲۸, شنبه
:: استاد محمود امجد: هیچ مسئولی مسئولیت قانون شکنی ظالمانه، هرج و مرج افسار گسیخته را به عهده نمی گیرد
سحام نیوز: آیت الله محمود امجد استاد اخلاق و شاگرد مرجع فقید آیت الله بهجت در پیامی به مردم مسلمان و شریف ایران با تشریح وضعیت فعلی جامعه اعلام کرد: امروز بی قانونی و اعمال خودسرانه و هتک حیثیت مردم بیداد می کند و آن قدر رواج یافته که دیگر تعجب و تأسف مسئولان را بر نمی انگیزد . به گزارش سایت آیت الله امجد، ایشان در این پیام اعلام کرد: مظلومان کشته می شوند ، به حریم خصوصی و جمعی مردم تجاوز می شود ، آزادیهای قانونی و ابتدایی که حق اولیه ی هر انسان است سلب می شود که ملال و افسردگی بر چهره پیر و جوان نشسته و مشکلات بسیار ، قربانی می گیرد دروغ و عوام فریبی ، ریاست می کند اما دریغ از یک فریاد یک همدردی، و همدلی ، عذرخواهی و تلاش برای تصحیح . این استاد اخلاق همچنین در این پیام نوشت: به خاطر مردم نجیب و بسیاری از جوانان ارزشمند و متدین و فهمنده که خواستن آزادی و عدالت و امنیت حق طبیعی ایشان است ناچارم در مملکت بمانم و الا ترک وطن کرده و عزلت می گزیدم . متن کامل این پیام به همراه دستخط ایشان به شرح زیر است: هو المحمود قال الحسین علیه السلام : إِنَّما خرجت لطَلَبِ الْإِصلَاح (بحارالأنوار ج۴۴ص ۳۳۹) بیدادگری شیوه مرضیه نمی شد این شهر اگر دادرس دادگر ی داشت ظلم تا کجا بنابراین محکوم به عذابیم . در این عصر پر آشوب بسیار تلاش کرده ام که اختلافات را به همدلی بدل کنم اما با کمال تأسف روز به روز ظلم و ستم بیشتری را مشاهده می نمایم و نمی دانم به این مردم بی پناه چه پاسخی بدهم که آبی بر آتش تألمشان باشد . سالهای آغازین پس از پیروزی انقلاب با اتکا به کلمه مقدس جمهوری اسلامی اعلام کرده بودم هر کس در هر جای مملکت مشکلی دارد بنده در خدمتگذاری آماده ام به لطف خدای تعالی و به واسطه ی خود مردم گره های بسیاری از کار فرو بسته آنها گشوده شد اما امروز بی قانونی و اعمال خودسرانه و هتک حیثیت مردم بیداد می کند و آن قدر رواج یافته که دیگر تعجب و تأسف مسئولان را بر نمی انگیزد . مظلومان کشته می شوند ، به حریم خصوصی و جمعی مردم تجاوز می شود ، آزادیهای قانونی و ابتدایی که حق اولیه ی هر انسان است سلب می شود که ملال و افسردگی بر چهره پیر و جوان نشسته و مشکلات بسیار ، قربانی می گیرد دروغ و عوام فریبی ، ریاست می کند اما دریغ از یک فریاد یک همدردی، و همدلی ، عذرخواهی و تلاش برای تصحیح . هیچ نشانه ای حتی از درک این همه خیانت و قانون شکنی در کلام و رفتار مسئولان دیده نمی شود. وقتی هم از مسئولان ذیربط سوال می کنی هیچکس مسئولیت قانون شکنی ظالمانه ؛ هرج و مرج افسار گسیخته و آشفته گی در سلسله مراتب را به عهده نمی گیرد و با نقل مصادیق بیشتر بر بار غصه ها و نگرانی ها و مصیبتها ی ما می افزایند بنابراین متأسفانه امروز برای رفع مظالم راه به جایی ندارم تا از حقوق ستمدیده گان دفاع کنم . یک نمونه ی کوچک این روزها که خود با آن مواجه ام و دیگر کسی نمی تواند ادعا کند که برای امجد سیاه نمایی می کنند و اخبار را کانالیزه به اطلاع او می رسانند شاهد بر این وقایع است . زنی متدین و خانه دار با فرزند خردسالش را چند روز پیش در فرودگاه پس از طی همه مراحل قانونی در هنگام سوار شدن به هواپیما ممنوع الخروج می کنند و با هتاکی او را از سفر باز می دارند این زن و تدین و تعهد و بی گناهی او را خود به شخصه از نزدیک می شناسم و می دانم که هیچ جرم و خیانتی نکرده است ، آخر چرا؟ هرچه به مقامات دادستانی ، سپاه و اطلاعات مراجعه شده همه اظهار بی اطلاعی می کنند . نمی دانم چه دستهای کثیف و جنایت پیشه و خیانتکاری می خواهند این مردم نجیب و فداکار خصوصا جوانان خوب و عزیز و متعهد و جستجو گر را از نظام متنفر کنند تا انجا که بنده در منزل خودم نیز نتوانم از نظام و حقیقت اسلام دفاع کنم . در دفاع از حق همه ، مورد این بانوی خانه دار را برگزیده ام تا راه مقابله با خودسری را نشان دهم و به یاری حق و حقیقت بیایم . به وسیله ی تلفن به گوش بسیاری رسانده ام . بزرگان از من مهلت خواسته اند که به احترام برخی از قضات محترم اقدامی نکنم . مع الوسف هشدار دادم که اگر گذرنامه ی ایشان را در منزل تحویل ندهند موضوع ر ا رسانه ای خواهم کرد . اما پس از گذشت یک هفته خبری نشد . اینک به وظیفه ی خود عمل می نمایم ، باداباد . یک لحظه بر این بام بلا خیز نمی ماند مرغ دل غمدیده اگر بال و پری داشت به خاطر مردم نجیب و بسیاری از جوانان ارزشمند و متدین و فهمنده که خواستن آزادی و عدالت و امنیت حق طبیعی ایشان است ناچارم در مملکت بمانم و الا ترک وطن کرده و عزلت می گزیدم . والسلام علی من اتبع الهدی محمود امجد
۱۳۹۰ خرداد ۲۶, پنجشنبه
فرماندهان سپاه برای هم اسلحه خواهند کشید
فعلا همه سرمایه ها در بازار ارز و طلا متمرکز شده است. وضع مسکن همچنان در رکود کامل است. تا قیمت ارز تثبیت نشود هیچ تغییری در بازار پیدا نخواهد شد و بسیار بعید است که ارز هم در چنین شرایط سیاسی و اقتصادی تثبیت شود.
امروز (چهارشنبه) بانک مرکزی چند تومانی ارز را ارزان کرد ولی بی فایده است. نرخ در بازار آزاد کماکان بالاست.
کم کم در بین مردم جا افتاده که یکی از فرماندهان سپاه اوضاع را بدست خواهد گرفت. رقابت برای ثروت بین فرماندهان شروع شده است. پول مفتی که به سپاه سرازیر شده از یکجا تبدیل به کودتا و ترور و جنگ خواهد شد.
برای آن که بیشتر در جریان اوضاع باشید چند نمونه را برایتان می نویسم.
اخیرا برای یک کار تجاری- بانکی حدود یکماه رفتم دوبی و برگشتم ایران. چند هفته ای هم در بوشهر توقف کردم تا کار ترخیص کالا را انجام بدهم.
پاسداری که کشتی دارد با اسلحه وارد بندر می شود و هر کار که دلش بخواهد می کند. پاسداری که ساختمان سازی می کند هر کاری دلش بخواهد با شهرداری محل می کند و الی آخر. اینها کسان و مواردی است که من به چشم خودم دیدم. حالا بروید بالا تا برسید به پاسداران دلال ارز و نفت و قطعات. حساب قاچاق کالا و مواد مخدر هم که جای خود را در سپاه دارد.
در آن چند هفته ای که در بوشهر بودم متوجه قضیه جالبی شدم. سر کوچه آشنائی که مدتی مهمان او بودم سوپرمارکتی باز شده بود که می گفتند صاحبش پاسدار است. تا اینجا عادی بود زیرا همه جا همین است. یک روز با صاحبخانه وارد سوپر شدیم. دیدم سربازهای پاسداری که در سپاه خدمت وظیفه می کنند پشت دخل کار می کنند. صاحبخانه مرا به بیرون از سوپر برد و سیم برق سوپر را نشانم داد. سیم را تعقیب کردم. دیدم رفته آنطرف خیابان که ساختمان اصلی سپاه است. حالا خودتان حدس بزنید کشور بدست کدام رضاخانی خواهد افتاد.
در بین کشتی دارها، پاسداری را دیدم که بین همه معروف است. ایشان کشتی اش که به دوبی می رسد یک روزه پر می شود. بوشهر که میرسد خودش با اسلحه می رود بندر و هر چه دلش بخواهد بدون پته گمرکی بیرون می برد و بقیه بار هم سریعا تخلیه می شود. خود من یک ماه در نوبت تخلیه ماندم. دیگران اجازه ندارند حتی یک کیسه برنج برای خانواده های خود از گمرک خارج کنند.
شما هر حرفه ای را که فکر کنید سپاه در صف اول آن است. حتی فحشی که تبدیل شده به یک کاسبی پردر آمد.
در دوران رفسنجانی لااقل دارو دسته اش فقط در سطح مدیریت بودند نه در کوچه و خیابان و...
اینها مطالب و اتفاقات بسیار ساده ای است که برایتان نوشتم. باور کنید مردم جانشان به لبشان رسیده. اینها حتی دست روی ناموس مردم می گذارند که نمونه اش فاجعه خمین شهر است. مطلبی که پسر آیت الله خزعلی از مشاهداتش در روز 22 خرداد نوشته بود گوشه کوچکی از همین دست گذاشتن روی ناموس مردم بود. امروز سپاه کانون نا امنی در کشور شده است.
شما به نشانه های گفتمان های درون حکومتی دراین روزها توجه کنید. جناح بیت رهبری و شخص رهبر بشدت تضعیف شده اند. حملات آشکار و بی محابای طرفداران رانت اقتصادی بیت رهبری را جدی نگیرید. این حملات نشانه توان از دست رفته است. همین که از صبح تا شب برای ولایت فقیه تبلیغ می کنند خودش باندازه کافی افشاگر فرو ریختن ولایت فقیه در میان مردم است.
منبع پیک نت
امروز (چهارشنبه) بانک مرکزی چند تومانی ارز را ارزان کرد ولی بی فایده است. نرخ در بازار آزاد کماکان بالاست.
کم کم در بین مردم جا افتاده که یکی از فرماندهان سپاه اوضاع را بدست خواهد گرفت. رقابت برای ثروت بین فرماندهان شروع شده است. پول مفتی که به سپاه سرازیر شده از یکجا تبدیل به کودتا و ترور و جنگ خواهد شد.
برای آن که بیشتر در جریان اوضاع باشید چند نمونه را برایتان می نویسم.
اخیرا برای یک کار تجاری- بانکی حدود یکماه رفتم دوبی و برگشتم ایران. چند هفته ای هم در بوشهر توقف کردم تا کار ترخیص کالا را انجام بدهم.
پاسداری که کشتی دارد با اسلحه وارد بندر می شود و هر کار که دلش بخواهد می کند. پاسداری که ساختمان سازی می کند هر کاری دلش بخواهد با شهرداری محل می کند و الی آخر. اینها کسان و مواردی است که من به چشم خودم دیدم. حالا بروید بالا تا برسید به پاسداران دلال ارز و نفت و قطعات. حساب قاچاق کالا و مواد مخدر هم که جای خود را در سپاه دارد.
در آن چند هفته ای که در بوشهر بودم متوجه قضیه جالبی شدم. سر کوچه آشنائی که مدتی مهمان او بودم سوپرمارکتی باز شده بود که می گفتند صاحبش پاسدار است. تا اینجا عادی بود زیرا همه جا همین است. یک روز با صاحبخانه وارد سوپر شدیم. دیدم سربازهای پاسداری که در سپاه خدمت وظیفه می کنند پشت دخل کار می کنند. صاحبخانه مرا به بیرون از سوپر برد و سیم برق سوپر را نشانم داد. سیم را تعقیب کردم. دیدم رفته آنطرف خیابان که ساختمان اصلی سپاه است. حالا خودتان حدس بزنید کشور بدست کدام رضاخانی خواهد افتاد.
در بین کشتی دارها، پاسداری را دیدم که بین همه معروف است. ایشان کشتی اش که به دوبی می رسد یک روزه پر می شود. بوشهر که میرسد خودش با اسلحه می رود بندر و هر چه دلش بخواهد بدون پته گمرکی بیرون می برد و بقیه بار هم سریعا تخلیه می شود. خود من یک ماه در نوبت تخلیه ماندم. دیگران اجازه ندارند حتی یک کیسه برنج برای خانواده های خود از گمرک خارج کنند.
شما هر حرفه ای را که فکر کنید سپاه در صف اول آن است. حتی فحشی که تبدیل شده به یک کاسبی پردر آمد.
در دوران رفسنجانی لااقل دارو دسته اش فقط در سطح مدیریت بودند نه در کوچه و خیابان و...
اینها مطالب و اتفاقات بسیار ساده ای است که برایتان نوشتم. باور کنید مردم جانشان به لبشان رسیده. اینها حتی دست روی ناموس مردم می گذارند که نمونه اش فاجعه خمین شهر است. مطلبی که پسر آیت الله خزعلی از مشاهداتش در روز 22 خرداد نوشته بود گوشه کوچکی از همین دست گذاشتن روی ناموس مردم بود. امروز سپاه کانون نا امنی در کشور شده است.
شما به نشانه های گفتمان های درون حکومتی دراین روزها توجه کنید. جناح بیت رهبری و شخص رهبر بشدت تضعیف شده اند. حملات آشکار و بی محابای طرفداران رانت اقتصادی بیت رهبری را جدی نگیرید. این حملات نشانه توان از دست رفته است. همین که از صبح تا شب برای ولایت فقیه تبلیغ می کنند خودش باندازه کافی افشاگر فرو ریختن ولایت فقیه در میان مردم است.
منبع پیک نت
۱۳۹۰ خرداد ۲۴, سهشنبه
بحث 80 صفحه ای روی فیس بوک عبدالله شهبازی- 3 در 4 ماه گذشته سناریوی قتل عام سیاسی دو بار کشف و خنثی شده!
صحرا ص...: در وضعیت فعلی من به هیچ چیزی که خودم با چشم خودم ندیده باشم اعتماد و اطمینان ندارم. اما دیروز هم اینجا نوشتم، ظاهراً نظام آماده شده که اگر احمدی نژاد دست از مشایی برنداره هر دو رو با هم بندازه کنار. قطعاً هزینه این کار بالا خواهد بود. من فکر میکنم به عنوان یک راه برای کاهش هزینهای که شخص رهبری باید بدهد ایشان از دولت حمایت کرده و کار برکناری احتمالی رو به دوش مجلس انداخته. مطلب امام جمعه کاشان که بعداً تکذیب و سانسور شد با این قضیه جور در میاد. رهبری دستور میده برین نیروهای عملیاتی اینها رو بگیرین و بازجویی کنین، در عین حال به احمدی نژاد مستقیماً کاری نداشته باشین، و البته تا این حرف توسط امام جمعه کاشان لو میره مجبور میشن تکذیب کنن.
بهروز ک...: احمدی نژاد که دیگه بر کنار کردن نمیخواد. الان هم برکناره. یادمان باشه عقاب بی بال کلاغه.
شهبازی: بعد از تجمعات و درگیریهای 25 بهمن، که پس از یک دوره رکود بار دیگر تجمعات خیابانی اوج گرفت، کسانی که تصور میکردند ماجرا تمام شده شوکه شدند و طرحهایی مطرح شد که با ایجاد درگیریهای مسلحانه خیابانی، در کسوت معترضین، فضایی فراهم شود که ماجرایی مانند ترورهای فرقه رجوی بازسازی شود و به این بهانه سرکوب و اعدامهای گسترده و برخورد نهایی با میرحسین موسوی و مهدی کروبی و حتی آیتالله رفسنجانی و خاتمی انجام شود. مثلاً بنگرید به این "پیشگویی" خبرگزاری فارس که این سناریو را نشان میداد. [+] در این فضا من هشداری منتشر کردم در ساعت یک و نیم بعدازظهر اوّل اسفند 89. [+] این طرح عملاً تحقق نیافت به دلایل عدیده از جمله لو رفتن نقشه برای همه و مخالفت برخی مسئولین. حتی دستگیری هم شد و اعترافاتی هم پخش شد ولی آن سناریویی که میخواستند نتوانست اجرا شود. پس از آن من این یادداشت را منتشر کردم در 3 اسفند با عنوان: «سناریویی که برای دومین بار عقیم ماند.» [+]
جواد میر...: من دارم این پازل فرستادن پرونده تخلف احمدی نژاد به قوه قضاییه و تأکید تلویزون بی بی سی روی آن و این رفتار ضد و نقیض مجلس رو کنار هم میچینم ولی جور در نمیاد. مگه باهنر چند روز پیش در مجلس نگفت رهبری مایله احمدی نژاد دوره را به پایان ببره. از یه طرف فرستادن پرونده دیگه چه صیغهای است؟ هشداره؟ خوب میتونستن تهدید به استیضاح کنند. اینطور نیست؟
من دقیقاً نمیتونم متوجه بشم. اگه سناریوی تجزیه ایران داره اجرا میشه، میخوان چه جوری عمل کنن؟ حمله نظامی محتمل است یا به اختلافات قومیتی و احساسات استقلال طلبانه میخوان دامن بزنن؟
آرش کورش: نظرتون درباره تحلیل رادیو اسرائیل که آقای داوود ح... اشاره کردند چیه؟ تحلیل رادیو اسرائیل این بود كه ایران در سایت هستهای كه در منطقه لواسان دارد قصد انجام یك آزمایش زیرزمینی اتمی را دارد كه ممكن است بر روی گسل تهران اثر بگذارد. این مطلب رو هم آقای داوود ح... نوشته: "چند ماه قبل از آن نیز ایران در رابطه با راهاندازی سایتهای لرزه نگاری در اطراف ایران مثل قرقیزستان واكنش منفی نشان داد و به آن اعتراض كرد. به این ترتیب آنها معتقد بودند كه ایران قصد دارد در اعماق زمین آزمایشاتی را به صورت مخفی انجام دهد كه نسبت به وجود این لرزهنگارها حساسیت نشان میدهد."
سید ساجد فاطمی: دوستان بحث زلزله در چند روز آینده یک بحث انحرافی است، روشی مشخص برای انحراف اذهان از مسائل اصلی...
آرش کورش: ساجد جان، انشاءالله که زلزلهای در کار نباشه، ولی شما خواب آیت الله خوشوقت و اظهار نظر مکرر مسئولان درباره قریب الوقوع بودن و حتمی بودن زلزله در تهران را نمیتونی در نظر نگیری. این خود مسئولان هستند که دائماً به مردم از وقوع زلزله هشدار دادند.
شهبازی: جناب جواد میر...، در اپوزیسیون خارجی برخی چهرهها، ...(نقطه چین از پیک نت است. ضمنا از آیت الله خوشوقت که سالها در بیت رهبری بوده و احتمالا هنوز نیز هست، بعنوان یکی از روحانیون صادر کننده فتوای قتل های زنجیره ای نام برده می شود.)، به شدت به دنبال تبلیغ این خط بودهاند که مردم در پیرامون مشایی- احمدی نژاد مجتمع شوند برای سرنگونی. پیامد این خط همان جنگ داخلی و فروپاشی و در نهایت متلاشی شدن ایران است.
جواد میر...: استاد، فکر میکنید امروز اگه موسوی آزاد بود و در جریان برنامهها قرار میگرفت مردم رو دعوت به چه کاری میکردند؟ آقای خاتمی هم میتونن این نقش را بر عهده بگیرند؟
شهبازی: اگر میرحسین موسوی امکان بیان نظراتش را داشت به یقین از وحدت ملی در قبال تهدیدات جدی داخلی و خارجی حمایت میکرد و مردم را به هشیاری و وحدت فرا میخواند البته بدون این که از مواضع انتقادیاش عقبنشینی کند. ولی هیچ گاه اجازه نمیداد هوادارانش به پیاده نظام تیم مشایی بدل شوند.
پرشین ایرانی: دوستان، در رابطه با زلزله باید خدمتتون عرض کنم که طول گسل شهر ری 100 کیلومتر است و سرعت پیشروی ترک این گسل 2 کیلومتر بر ثانیه میباشد و مفهوم آن این است که زمان زلزله این گسل 50 ثانیه خواهد بود. مقاومت مصالح به کار رفته در ایران به شکلی است که نمیتواند خستگی ناشی از این بارهای سیکلی را تحمل کند پس حتماً مقاومترین ساختمانها هم فرو خواهند ریخت.
شهبازی: در بحث کارشناسی همه احتمالات باید مورد نظر باشد و بسیاری از شرکت کنندگان در این بحث افراد متخصص هستند و کامنتهای شان نشان میدهد که پختگی لازم را دارند. بنده نیز تصور میکنم آنقدر در طول زندگی خوانده و نوشتهام که بتوانم بر اساس سبک نگارش و نوع نگرش جدّی بودن یا نبودن یک نظر را تشخیص دهم حتی اگر سندی ضمیمه آن نباشد. بهعلاوه، اینجا مکانی است برای تضارب آراء. مثلاً بحث زلزله. آقای حامد تاج، که فیزیک خواندهاند و نظر آقای آرش را رد کردند، در بحث بعدی مسئله تکنولوژی هارپ را پذیرفتند. حرف ایشان این بود که این تکنولوژی در اختیار امثال احمدی نژاد و مشایی نیست. حال، فرض را بگذارید بر این که کسانی چنین تکنولوژی دارند و بخواهند از آن علیه ایران استفاده کنند. اینها همه احتمالات است، پانیک نیست. چرا این همه بحث زلزله مطرح میشود؟ آیا عباس غفاری یا محققی پیشگویی کرده یا مسائلی جدّیتر در پس آن است؟ یا احتمالات جدی دیگر.
این تصارب آراء برای ارتقاء دانش و فهم و درک سیاسی ما ضرور است. بنده سطح آگاهی جامعه را امروزه حتی از دوران دولت آقای خاتمی نیز بسیار فراتر میدانم. در دوران پس از دو خرداد، که دوران مطبوعات باز بود، نوعی عدم بلوغ سیاسی را شاهد بودیم و علت آن سیطره نسلی از مدیران دولتی دو خردادی بود بر مطبوعات که به تازگی با مباحث سیاسی غرب آشنا شده و فکر میکردند نکات بدیعی کشف کردهاند. همان زمان به یکی از این آقایان گفتم تفاوت من و شما در این است که من سارتر و کامو و کافکا را در 17 سالگی خواندم و شما امروز.
دو بخش قبلی را اینجا و اینجا بخوانید.
بهروز ک...: احمدی نژاد که دیگه بر کنار کردن نمیخواد. الان هم برکناره. یادمان باشه عقاب بی بال کلاغه.
شهبازی: بعد از تجمعات و درگیریهای 25 بهمن، که پس از یک دوره رکود بار دیگر تجمعات خیابانی اوج گرفت، کسانی که تصور میکردند ماجرا تمام شده شوکه شدند و طرحهایی مطرح شد که با ایجاد درگیریهای مسلحانه خیابانی، در کسوت معترضین، فضایی فراهم شود که ماجرایی مانند ترورهای فرقه رجوی بازسازی شود و به این بهانه سرکوب و اعدامهای گسترده و برخورد نهایی با میرحسین موسوی و مهدی کروبی و حتی آیتالله رفسنجانی و خاتمی انجام شود. مثلاً بنگرید به این "پیشگویی" خبرگزاری فارس که این سناریو را نشان میداد. [+] در این فضا من هشداری منتشر کردم در ساعت یک و نیم بعدازظهر اوّل اسفند 89. [+] این طرح عملاً تحقق نیافت به دلایل عدیده از جمله لو رفتن نقشه برای همه و مخالفت برخی مسئولین. حتی دستگیری هم شد و اعترافاتی هم پخش شد ولی آن سناریویی که میخواستند نتوانست اجرا شود. پس از آن من این یادداشت را منتشر کردم در 3 اسفند با عنوان: «سناریویی که برای دومین بار عقیم ماند.» [+]
جواد میر...: من دارم این پازل فرستادن پرونده تخلف احمدی نژاد به قوه قضاییه و تأکید تلویزون بی بی سی روی آن و این رفتار ضد و نقیض مجلس رو کنار هم میچینم ولی جور در نمیاد. مگه باهنر چند روز پیش در مجلس نگفت رهبری مایله احمدی نژاد دوره را به پایان ببره. از یه طرف فرستادن پرونده دیگه چه صیغهای است؟ هشداره؟ خوب میتونستن تهدید به استیضاح کنند. اینطور نیست؟
من دقیقاً نمیتونم متوجه بشم. اگه سناریوی تجزیه ایران داره اجرا میشه، میخوان چه جوری عمل کنن؟ حمله نظامی محتمل است یا به اختلافات قومیتی و احساسات استقلال طلبانه میخوان دامن بزنن؟
آرش کورش: نظرتون درباره تحلیل رادیو اسرائیل که آقای داوود ح... اشاره کردند چیه؟ تحلیل رادیو اسرائیل این بود كه ایران در سایت هستهای كه در منطقه لواسان دارد قصد انجام یك آزمایش زیرزمینی اتمی را دارد كه ممكن است بر روی گسل تهران اثر بگذارد. این مطلب رو هم آقای داوود ح... نوشته: "چند ماه قبل از آن نیز ایران در رابطه با راهاندازی سایتهای لرزه نگاری در اطراف ایران مثل قرقیزستان واكنش منفی نشان داد و به آن اعتراض كرد. به این ترتیب آنها معتقد بودند كه ایران قصد دارد در اعماق زمین آزمایشاتی را به صورت مخفی انجام دهد كه نسبت به وجود این لرزهنگارها حساسیت نشان میدهد."
سید ساجد فاطمی: دوستان بحث زلزله در چند روز آینده یک بحث انحرافی است، روشی مشخص برای انحراف اذهان از مسائل اصلی...
آرش کورش: ساجد جان، انشاءالله که زلزلهای در کار نباشه، ولی شما خواب آیت الله خوشوقت و اظهار نظر مکرر مسئولان درباره قریب الوقوع بودن و حتمی بودن زلزله در تهران را نمیتونی در نظر نگیری. این خود مسئولان هستند که دائماً به مردم از وقوع زلزله هشدار دادند.
شهبازی: جناب جواد میر...، در اپوزیسیون خارجی برخی چهرهها، ...(نقطه چین از پیک نت است. ضمنا از آیت الله خوشوقت که سالها در بیت رهبری بوده و احتمالا هنوز نیز هست، بعنوان یکی از روحانیون صادر کننده فتوای قتل های زنجیره ای نام برده می شود.)، به شدت به دنبال تبلیغ این خط بودهاند که مردم در پیرامون مشایی- احمدی نژاد مجتمع شوند برای سرنگونی. پیامد این خط همان جنگ داخلی و فروپاشی و در نهایت متلاشی شدن ایران است.
جواد میر...: استاد، فکر میکنید امروز اگه موسوی آزاد بود و در جریان برنامهها قرار میگرفت مردم رو دعوت به چه کاری میکردند؟ آقای خاتمی هم میتونن این نقش را بر عهده بگیرند؟
شهبازی: اگر میرحسین موسوی امکان بیان نظراتش را داشت به یقین از وحدت ملی در قبال تهدیدات جدی داخلی و خارجی حمایت میکرد و مردم را به هشیاری و وحدت فرا میخواند البته بدون این که از مواضع انتقادیاش عقبنشینی کند. ولی هیچ گاه اجازه نمیداد هوادارانش به پیاده نظام تیم مشایی بدل شوند.
پرشین ایرانی: دوستان، در رابطه با زلزله باید خدمتتون عرض کنم که طول گسل شهر ری 100 کیلومتر است و سرعت پیشروی ترک این گسل 2 کیلومتر بر ثانیه میباشد و مفهوم آن این است که زمان زلزله این گسل 50 ثانیه خواهد بود. مقاومت مصالح به کار رفته در ایران به شکلی است که نمیتواند خستگی ناشی از این بارهای سیکلی را تحمل کند پس حتماً مقاومترین ساختمانها هم فرو خواهند ریخت.
شهبازی: در بحث کارشناسی همه احتمالات باید مورد نظر باشد و بسیاری از شرکت کنندگان در این بحث افراد متخصص هستند و کامنتهای شان نشان میدهد که پختگی لازم را دارند. بنده نیز تصور میکنم آنقدر در طول زندگی خوانده و نوشتهام که بتوانم بر اساس سبک نگارش و نوع نگرش جدّی بودن یا نبودن یک نظر را تشخیص دهم حتی اگر سندی ضمیمه آن نباشد. بهعلاوه، اینجا مکانی است برای تضارب آراء. مثلاً بحث زلزله. آقای حامد تاج، که فیزیک خواندهاند و نظر آقای آرش را رد کردند، در بحث بعدی مسئله تکنولوژی هارپ را پذیرفتند. حرف ایشان این بود که این تکنولوژی در اختیار امثال احمدی نژاد و مشایی نیست. حال، فرض را بگذارید بر این که کسانی چنین تکنولوژی دارند و بخواهند از آن علیه ایران استفاده کنند. اینها همه احتمالات است، پانیک نیست. چرا این همه بحث زلزله مطرح میشود؟ آیا عباس غفاری یا محققی پیشگویی کرده یا مسائلی جدّیتر در پس آن است؟ یا احتمالات جدی دیگر.
این تصارب آراء برای ارتقاء دانش و فهم و درک سیاسی ما ضرور است. بنده سطح آگاهی جامعه را امروزه حتی از دوران دولت آقای خاتمی نیز بسیار فراتر میدانم. در دوران پس از دو خرداد، که دوران مطبوعات باز بود، نوعی عدم بلوغ سیاسی را شاهد بودیم و علت آن سیطره نسلی از مدیران دولتی دو خردادی بود بر مطبوعات که به تازگی با مباحث سیاسی غرب آشنا شده و فکر میکردند نکات بدیعی کشف کردهاند. همان زمان به یکی از این آقایان گفتم تفاوت من و شما در این است که من سارتر و کامو و کافکا را در 17 سالگی خواندم و شما امروز.
دو بخش قبلی را اینجا و اینجا بخوانید.
۱۳۹۰ خرداد ۲۲, یکشنبه
ویدیوی تکان دهنده دخترجوان قربانی تجاوز بعد از انتخابات: «وقتی نداکشته شد همه دنیا فهمید وقتی به من تجاوز می شد هیچ کس»
(۲۰ خرداد ۱۳۹۰) در دومین سالگرد انتخابات مورد مناقشۀ سال ۱۳۸۸ و سرکوبی که در پی آن اتفاق افتاد، کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران امروز ویدیوی شهادت یک زن جوان بازداشت شده را منتشر کرد که در آن وی شرح شکنجۀ شدید و تجاوز جنسی اش را بیان می کند. گواهی قوی وی روایت مقامات ایرانی ، مبتنی بر انکار استفادۀ گسترده از شکنجه و تجاوز توسط نیروهای امنیتی علیه اعتراض کنندگان عادی را به چالش می کشد. هادی قائمی، سخنگوی کمپین گفت: “تجاوز بدترین نوع شکنجه است و اعلام ادعاهای مکرر شکنجه و آزار جنسی توسط قربانیان همچنان ادامه دارد.” وی افزود: “مقامات قوۀ قضاییۀ ایران در حالیکه به محافظت از عاملان چنین جنایت هایی ادامه میدهند، چگونه می توانند ادعای سرسوزنی از مشروعیت داشته باشند؟ عملکرد قوۀ قضاییۀ که به نحو گسترده ای مصونیت از مجازات را تعمیق بخشیده عملا اعتبار خود را بر باد داده است.” کمپین از اینکه همان دستگاهها و نیروهایی امنیتی و اطلاعاتی که این جنایات دهشتناک که درشهادت ویدیوئی توضیح داده شده است را انجام داده اند، همچنان مسئولیت بازداشت های خودسرانه، بازجویی، و زندانی کردن زندانیان عقیدتی و سیاسی را به عهده دارند نگرانی جدی خود را اعلام کرد.
۱۳۹۰ خرداد ۲۱, شنبه
فشار بر خانواده کروبی و سکوت مراجع و اصلاح طلبان
سحام نیوز: نزدیک به ۲۰ماه از انتخابات دهم ریاست جمهوری می گذرد. اتفاقاتی که طی این ماه ها بر بدنه نیروهای مخالف از جانب حکومت وارد شد، جای هیچ تردیدی را باقی نمی گذارد که مخالفین حکومت پای در کارزاری سخت گذاشته اند. در یک طرف صحنه مخالفینی که تنها ابزارشان نافرمانی های مدنی و اعتراضات آرام است و تنها در جستجوی رسیدن به مطالبات خود از روش های مسالمت آمیز بوده و طرف دیگر این صحنه نبرد نیروهای حکومتی از هر دسته و گروه و ارگان، با شنیع ترین رفتارها و تا بن دندان مسلح و مجهز به توپخانه ی رسانه ی به اصطلاح ملی و تریبون های مختلف اعم از نماز جمعه و مجلس و …قرار دارد. شیوه جنبش اعتراضی مردم حضور است و شیوه حکومت فرار رو به جلو!! حکومتی که خودش شهید می کند و برای آن شهید مراسم می گیرد!! ماجرای استالین است و تروتسکی! گویا حکومت اصل را بر دروغ و نفاق و نیرنگ بنا نموده است. پس از ماه ها سکوت جنبش سبز و عدم حضور آنها در خیابان ها، ۲۵بهمن نقطه عطفی شد برای این آتش زیر خاکستر. پس از درخواست مشترک کروبی و موسوی از وزارت کشور برای صدور مجوز راه پیمایی۲۵بهمن در حمایت از مردم مصر و تونس، دامنه فشارها بر این دو مبارز خستگی ناپذیر و همراه مردم، بیشتر شد. چند روز مانده به راهپیمایی، مهدی کروبی و همسرش به طور کامل حصر خانگی شده و از دیدار فرزندان و خانواده محروم گردیدند. تمام خطوط تلفن همراه و ثابت مهدی کروبی، همسر و فرزندان قطع می شود. این نخستین نشانه های یک کودتای نظامی آرام بر علیه این خانواده بود. تظاهرات ۲۵بهمن نشانه های خوبی را برای حکومت به همراه نداشت. مردم به خیابان ها آمدند. آرام اما مصمم! ساعاتی پس از پایان تظاهرات، حکومت شکست خورده و وحشت زده که به دنبال انتقام گیری بود شروع به انجام رفتارهای نخ نما شده و مشابه قبایل وحشی نخستین نمود. شیوه ایجاد رعب و وحشت! دوباره قشون کشی عده ای عربده کش و مزدور حقوق بگیر با استفاده از نام بسیجی و جبهه رفته و انقلابی، به همراه تنی چند از روحانی نماها،با عقبه ای که البته واضح بود از کجا پشتیبانی می شود، جلوی منزل مهدی کروبی تجمع کردند. اندک بودند، اما گستاخ و بی شرم! به نام اسلام و دین، بدترین الفاظ و رکیک ترین کلمات را با افتخار بر زبان می راندد. ناگاه آدم را یاد سال های نخستین اسلام می انداختند که بنی امیه و خوارج چه با این اسلام کردند! پنج شب متوالی تجمع و آشوب و دریغ از دخالت صریح مقامات قضایی و انتظامی! در ظاهر معلوم نبود که چطور می شود عده ای قلیل با مسدود نمودن آن محله و با عربده کشی در آن ساعت از نیمه شب و آن هم طی چندین شب، بتوانند دست به آشوب بزنند. مگر اینکه اراده شخص دیگری در میان باشد! از این دست افراد حداقل در تاریخ ۱۰۰ساله حکومت بسیار داشتیم. روزی با کت و شلوار مشکی و یقه های باز و کلاه شاپو و دستمال یزدی بر گردن؛ و امروز که با چفیه و پوتین و … . بی مخ بی مخ است؛ شعبان و غیر شعبان ندارد! طی همان شبها مامورین امنیتی در اقدامی بی سابقه با شکستن درب منزل محمد حسین کروبی،برای یافتن وی اقدام ورود به ساختمان وی را می کنند که خوشبختانه ناکام مانده و برای جبران این ناکامی از آن روز تاکنون منزل وی را پاتوق قرارهای شخصی خود نموده و معلوم نیست فردا روز مدارک شخصی و عکس ها و فیلم های خانوادگی و … این خانواده از کدامین سایت و کوی برزن سر برآورد؟! ماموران اطلاعات با مراجعه به مدرسه فرزندان حسین کروبی موجبات ترس این دو دانش آموز را فراهم آورده تا آنجا که این دو به خاطر ترس از ماموران امنیتی درس و مدرسه را ترک کرده اند. محمد تقی کروبی را هم در شروع این ترم دوباره و برای سومین بار ممنوع التدریس می شود و همچنین وی را که جانباز جبهه و جنگ است را از یک درمان عادی برای گوش مجروح خود محروم می کنند تا آنجا که وی را اکنون تا آستانه از دست دادن شنوایی رسانده اند. پس از راهپیمایی خودجوش و مردمی ۱اسفند، حکومت چهره واقعی خود را نشان داد. شدیدترین نوع برخورد را در خیابان ها با مردم انجام داد. از بی رحم ترین شیوه ها برای سرکوب اعتراض آرام مردم استفاده نمود و سعی داشت با تمام پشتوانه خبری و رسانه ای خود این راهپیمایی مردمی را خفه نماید که البته ناکام ماند. عقده گشایی ها دوباره ادامه پیدا کرد و در شب این راهپیمایی و پاسی از نیمه شب گذشته به منزل علی کروبی هجوم برده و وی و همسرش را دستگیر می کنند. جالب است که دلیل دستگیری علی کروبی، به آن صورت و آنهم در آن زمان را بحث نخ نما شده ارتباط با سرویس های جاسوسی بیگانه و … عنوان کردند! حکومت در اقدامی از روی ناچاری و دستپاچگی به دنبال حسین کروبی بودند که پس از دست نیافتن به وی برای ایجاد فشار بر مهدی کروبی و خانواده اش، علی را دستگیر کردند. همزمان با این ماجرا به منزل مهدی کروبی یورش برده و با ورورد به منزل، مهدی کروبی را در یک اتاق و همسرشان را نیز در اتاق دیگری محبوس می کنند. تفتیش ها آغاز می شود و اسناد و مدارک و کتب و … دوباره به تاراج می رود. مهدی کروبی در آخرین نامه خود خطاب به آملی لاریجانی، رئیس قوه قضائیه گفته بود” بنده درخواستی دارم از جنابعالی که به زودی و از طریق قانونی، وعده هایی را که در سخنرانی ها داده اند، عملی گردد و دادگاهی علنی تشکیل گردد تا کیفرخواست و دفاعیات مطرح گردد. باشد که در دادگاهی عادل و علنی، مردم به حقیقت آگاهی یابند” . این اتفاق رخ نداد و ماموران هیچ مجوزی از دادگاه عادل نداشتند، اما مردم به خوبی به حقیقت ماجرا پی بردند. اکنون ۳۶ ساعت از این اقدام می گذرد و هیچ گونه اطلاعی از شرایط مهدی کروبی و فاطمه کروبی در دسترس نیست. نگرانی ها پیرامون این موضوع برای مهندس میر حسین موسوی هم بوجود آمده و بیم آن می رود تا نیروهای تندرو و ناشنوا از صدای ملت، اقدامی نابخردانه در جهت خفه کردن صدای این دو رهبر جنبش اعتراضی مردم ایران انجام دهند. حال جای این سوال باقیست: مراجعی که انسان را به پرهیز از خشونت و دروغ و ظلم فرا می خوانند؛ چرا برای حکومت چنین چیزی را قائل نیستند و سکوت کرده اند؟ چرا جریان اصلاحات و سران آن که دولت شان ۱۶ سال بر این کشور حکومت کرد سکوت کرده اند؟ چرا افرادی که خود را داعیه دار دفاع از مظلوم و ستم دیده می دانند سکوت کرده اند؟ این همه سکوت از روی ناچاری و ترس است یا از روی دنیا خواهی و عقاید پوشالی؟ سحام نیوز
۱۳۹۰ خرداد ۱۹, پنجشنبه
:: امیرارجمند: تا وقتی روش ها عوض نشده آشتی ملی بی معنی است
اردشیر امیرارجمند مشاور ارشد میرحسین موسوی گفت: "سخن از آشتی ملی و انتخابات آزاد تا هنگامی که روندها و روش ها عوض نشده و رهبران جنبش در زندان هستند و اجازه فعالیت آزادانه ندارند بی معنی است". وی سه شنبه ۱۷ خرداد (۸ ژوئن) در مصاحبه با سایت کلمه نزدیک به میرحسین موسوی تاکید کرد که "رهبران جنبش سبز هرگز بر سر منافع مردم و منافع ملی معامله نکرده اند و نخواهند کرد". میرحسین موسوی و مهدی کروبی، که به عنوان رهبران حرکت اعتراضی ایجاد شده پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ شناخته می شوند، از حدود چهار ماه پیش به همراه همسرانشان در حصر خانگی قرار دارند و ارتباط آنها با خارج از منزل قطع شده است. مصاحبه آقای امیرارجمند با سایت کلمه، در آستانه سالگرد انتخابات ۲۲ خرداد صورت گرفته و این در حالی است که "شورای هماهنگی راه سبز امید"، نزدیک به رهبران مخالفان دولت، دو روز پیش با صدور بیانیه ای خواستار برگزاری "راهپیمایی سکوت" در این روز شده است. اردشیر امیر ارجمند ۲۲ خرداد امسال را "آزمونی" دانسته که نشان خواهد داد آیا حکومت معترضانی را که "خواسته های خود را به مسالمت آمیز ترین شکل ممکن نشان می دهند" تحمل می کند یا نه. مسئولان حکومت ایران، اعتراضات پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم را هدایت شده از سوی دشمنان خارجی جمهوری اسلامی دانسته و در دو سال گذشته، اجازه برگزاری راهپیمایی های خیابانی را به معترضان نداده اند. "حاکمان توبه کنند" مشاور ارشد میرحسین موسوی در بخش دیگری از مصاحبه خود با ذکر اینکه "رهبران جنبش بارها اعلام کرده اند که خواستار همبستگی ملی هستند و با کسی دشمنی ندارند" گفته است: "اما آنان تاکید کرده اند که اعتماد مردم سرمایه آنهاست، نه مناصب و قدرت." "آشتی ملی از طریق بده و بستان های قدرت طلبانه در پشت درهای بسته و در دالان های تاریک اتفاق نمی افتد" اردشیر امیرارجمند، مشاور ارشد میرحسین موسوی وی افزوده است که به عقیده این رهبران، "همبستگی ملی و آشتی ملی از طریق بده و بستان های قدرت طلبانه در پشت درهای بسته و در دالان های تاریک اتفاق نمی افتد." آقای امیرارجمند در مورد شرایط رسیدن به همبستگی ملی، به مسئولان حکومت ایران توصیه کرده که با خاتمه دادن به برخورد با منتقدان، "توبه کنند و از مردم عذر خواهی و طلب بخشش کنند". این فعال سیاسی با توصیف "انتخابات آزاد و سالم" به عنوان "مناسب ترین، مسالمت آمیز ترین و کم هزینه ترین روش برای گذار بدون خشونت به دمکراسی" از منتقدان حکومت دعوت کرده تا "معیارهای انتخابات آزاد، منصفانه و سالم را مشخص و بر آن پافشاری کنند". او در عین حال حکومت ایران را متهم کرده که "بدیهی ترین حقوق انسانی را رعایت نمی کند" و افزوده: "با آن سابقه تقلب و سرکوب و قانون شکنی، چگونه می توان برای برگزاری انتخابات آزاد و سالم به آنها اعتماد کرد؟" آقای امیرارجمند راه "جلب اعتماد مردم" از سوی حکومت را "آزاد کردن زندانیان، آزاد کردن رهبران جنبش، آزاد گذاشتن احزاب و مطبوعات و حذف نظارت استصوابی" دانسته است. واکنش به اظهارات آیت الله خامنه ای اردشیر امیرارجمند با اشاره به درگذشت هفته پیش هاله سحابی از منتقدان حکومت ایران در پی حمله نیروهای امنیتی به مراسم تشییع عزت الله سحابی پدر وی، خطاب به مسئولان ارشد حکومت گفته است: "چگونه و با چه معیاری از امنیت برای منتقدان صحبت می کنید؟ این امنیتی که از آن صحبت می کنید، امنیت برای آحاد مردم و مخالفان نیست، برای دوستان نزدیک و دور است." این گفته آقای امیرارجمند، ظاهرا واکنشی به اظهارات سه روز پیش آیت الله خامنه ای است که با انتقاد از "سلب امنیت بخشی از جامعه به اسم انقلابی گری"، گفته بود: "اگر برادران مومن و کسانی را که به اصل نظام و اسلام معتقدند اما از لحاظ فکری با ما مخالفند مورد اهانت و ایذا و آزار قرار دهیم از خط امام منحرف شدهایم. " "با آن سابقه تقلب و سرکوب و قانون شکنی چگونه می توان برای برگزاری انتخابات آزاد و سالم به انها [حکومت] اعتماد کرد؟" اردشیر امیرارجمند رهبر جمهوری اسلامی ایران در بخش دیگری از اظهارات خود، اعتراضات خیابانی تیرماه ۱۳۸۷ (بعد از حمله به کوی دانشگاه تهران در ۱۸ تیر) و همچنین اعتراضات بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ را حاصل "برنامه ریزی های ۱۰ ساله دشمن" دانسته و از پایان زود هنگام "غائله" بعد از انتخابات ریاست جمهوری سخن گفته بود. مشاور میرحسین موسوی در واکنش به این قسمت از سخنان آیت الله خامنه ای، از مسئولان حکومت ایران خواسته تا برای اثبات این ادعا که "مطالبات بر حق مردم غائله است و ختم شده است" اجازه برگزاری یک راهپیمایی مسالمت آمیز را بدهند. اظهارات اردشیر امیرارجمند در شرایطی منتشر شده که "شورای هماهنگی راه سبز امید"، در فراخوان خود برای انجام راهپیمایی در ۲۲ خرداد از شرکت کنندگان خواسته است "به هیچ شعاری پاسخ ندهند و از هر گونه اقدامی که به خشونت طلبان بهانه برای انجام اقدامات غیر قانونی و ضد انسانی می دهد خود داری کنند".
۱۳۹۰ خرداد ۱۷, سهشنبه
محکومیت دو تن از طلاب سبز قم در دادگاه به اتهام ساخت مستند افشاگرانه “به اسم کهریزک
گزارش منابع خبری از قم حاکی است سید محمد حسین صالحی و حسین گودرزی از اعضای ستاد روحانیون میرحسین موسوی در قم، به اتهام ساخت و تدوین مجموعۀ افشاگرانۀ "به اسم کهریزک" در دادگاه ویژۀ روحانیت محاکمه و به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و نشر اکاذیب هر یک به سه سال حبس محکوم شده اند. بنا به گزارش های رسیده به جرس، سید محمد حسین صالحی از طلاب سبز قم و از جمله مترجمان آثار دکتر سید حسین نصر و جریان موسوم به "سنت گرایی" می باشد، و حسین گودرزی نیز از پژوهشگران سابق موسسۀ دارالحدیث قم و مدیر کل روابط عمومی ستاد روحانیون مستقل حامی مهندس موسوی در زمان انتخابات بود. بر اساس گزارش ها، این دو طلبه اسفندماه گذشته به همراه تعدادی زیادی سی دی دستگیر و پس از حدود دو هفته بازداشت با قید وثیقۀ پنجاه میلیونی آزاد شدند. همچنین آمده است سید محمد صالحی از بستگان وزیر اطلاعات است و در سال ٨٨ نیز به دلیل شرکت در تجمعات اعتراضی تهران، به ادارۀ اطلاعات قم احضار شده و مورد بازجویی قرار گرفته بود. پیش از این دو ترجمه به نامهای "اسلام سنتی در دنیای مدرن" و "تفرّج در باغ حکمت" از او به چاپ رسیده بود. حسین گودرزی نیز که چند سال در زمینۀ تصحیح و تحقیق متون حدیثی و حوزوی با موسسۀ دارالحدیث و برخی ناشران دیگر همکاری می کرد، پس از انتخابات سال ٨٨، در ارتباط با تکثیر و توزیع سی دی "نود سیاسی" دستگیر شده بود و مدتی را در ادارۀ اطلاعات قم در بازداشت به سر می برد. از جمله کتاب های تحقیق شده توسط او تصحیحی جدید از «منتهی الآمال» شیخ عباس قمی و نیز کتاب «جامع المقدمات» از متون درسی قدیمی حوزه های علمیه است. چند روز پیش تعدادی از سایتها به نقل از روزنامۀ جوان که وابستۀ به سپاه پاسداران است، مدعی شده بودند که "یک گروه زیرزمینی وابسته به جریان فتنه، یک فیلم با محوریت حوادث بازداشتگاه کهریزک ساخته اند که آمیخته به مطالب درست و نادرست است و در سراسر کشور توزیع شده است."
۱۳۹۰ خرداد ۱۲, پنجشنبه
:: احمدی منتظری: هم ضرب و شتم بود و هم هتاکی / یک مامور با آرنج خود محکم به پهلوی ایشان زد و او را نقش بر زمین کرد
بعد از آنکه رسانههای دولتی در تلاشهایی مذبوحانه کوشیدند به شهادت رساندن هاله سحابی را یک حادثه طبیعی جلوه دهند و آن را به بیماری قلبی و یا دیابت و نسبت دهند اکنون احمد منتظری فرزند آیتالعظمی منتظری که خود در چند متری هاله سحابی ایستاده بوده است و شاهد ماجرا بوده است در گفتوگویی با جرس جزییات بیشتری در این باره را بیان میکند. // هم ضرب و شتم بود و هم هتاکی: یک مامور با آرنج خود محکم به پهلوی هاله زد و او را نقش بر زمین کرد // احمد منتظری در این گفتگو با تایید مسئله ضرب و شتم هاله سحابی توسط ماموران، گفت: «دقیقا هم ضرب و شتم همراه با هتاکی بود و من که در چند متری ایشان بودم، از قول تمام حضار که در کنار وی بودند متوجه شدم که یکی از چند ماموری که قصد داشت تصویر بزرگ مهندس سحابی را که در دستان دخترش (هاله) بود بگیرد، با کشیدن آن تصویر از دست هاله، بر اثر مقاومت و اعتراضی که وی انجام داد، با آرنج خود محکم به پهلوی هاله زد و او را نقش بر زمین کرد. بلافاصله نیز وی را به همراهی یک پزشک به بیمارستان منتقل کردند، که متاسفانه ایشان درگذشتند."
۱۳۹۰ خرداد ۱۱, چهارشنبه
هاله سحابی در پی حمله نیروهای امنیتی به مراسم خاکسپاری پدرش جان باخت
هاله سحابی همراه با پدرش عزت الله سحابی
بهروز شده در ۱۱ ۰۳ ۱۳۹۰ ۱۱:۴۷
هاله سحابی، دختر عزت الله سحابی، صبح روز چهارشنبه در مراسم تشیيع جنازه پدرش که تحت کنترل شديد نيروهای امنيتی در جريان بود بر اثر حمله این نیروها سکته کرد و جان باخت.
گزارش های رسیده حاکی است خانم سحابی، که با مرخصی از زندان در مراسم خاکسپاری پدرش عزتالله سحابی شرکت کرده بود، بامداد امروز و در پی ضرب و شتم نيروهای امنيتی جان باخت.
منابع نزديک به فعالان ملی مذهبی در گفت و گو با راديو فردا، ضمن تاييد اين خبر، علت مرگ خانم سحابی را «ايست قلبی» پس از انتقال به بيمارستان اعلام کردند.
بر پايه برخی گزارشها، هاله سحابی با تصميم مأموران امنيتی برای تغيير مسير تشييع جنازه مخالفت کرده و به همين دليل مورد حمله قرار گرفته بود.
کمپين بين المللی حقوق بشر با اننتشار بيانيه ای از قول يک روزنامه نگار که در مراسم خاکسپاری عزت الله سحابی حاضر بوده گزارش داد که هاله سحابی پس از مداخله ماموران لباس شخصی و درحالی که فضای مراسم بسيار متشنج بود و پس از اينکه ماموران جنازه پدرش را با خود بردند دچار حمله قلبی شد و به دنبال آن پس از اينکه به درمانگاه لواسان برده شد درگذشت.
اين روزنامه نگار به کميپن بين المللی حقوق بشر گفته است که حضور لباس شخصی ها و ماموران امنيتی در اين مراسم زياد بود و در جريان مراسم ضرب وشتم صورت گرفت.
کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران «با ابراز عميق تاسف از واقعه درگذشت هاله سحابی در مراسم تدفين پدرش حضور نيروهای لباس شخصی و ايجاد فضايی که منجر به درگذشت اين فعال سياسی و پژوهشگر دينی شد را محکوم می کند و آن را نشانه بارزی از سرکوب شديد فعالان سياسی و جامعه مدنی ايران می داند که حتی در مراسم تدفين عزيزان خود نيز شاهد ميدان داری نيروهای امنيتی و آزار و اذيت سيستماتيک افراد ناپاسخگوی بی هويت هستند.»
به گزارش کمپين بين المللی حقوق بشر، «اين روزنامه نگار گفت هاله سحابی، ۵۶ ساله، عکس پدرش را در دست گرفته بود که يک سری نيروهای لباس شخصی به وی حمله کردند که عکس را از او بگيرند. او سپس به سمت تابوت می رود اما او را با ضرب و شتم از جنازه دور می کنند و با خود می برند.»
اين روزنامه نگار که چندين بار به دليل تاثر زياد مجبور به قطع تلفن شد گفت که ضرب و شتم لباس شخصی ها شوک آور بود.
هاله سحابی که از فعالان حقوق زنان و عضو گروه مادران صلح ايران بود در مردادماه سال ۱۳۸۸ در تجمعی در ميدان بهارستان تهران از سوی ماموران لباس شخصی بازداشت شده بود.
بر اساس گزارش های منتشره، در جريان بازداشت وی ماموران با باتوم سر او را شکافته بودند و سپس او را سوار خودرو کرده بودند.
خانم سحابی در همان سال از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به اتهام تبليغ عليه نظام از طريق «حضور مکرر در تجمعات غير قانونی و اخلال در نظم عمومی» در مجموع به دو سال حبس و پرداخت مبلغ سيصد هزار تومان جزای نقدی بدل از شلاق محکوم شده بود.
درگیری در مراسم خاکسپاری عزت الله سحابی
عزتالله سحابی، عضو شورای انقلاب و رييس سازمان برنامه و بودجه در دولت موقت، در دوران پيش و پس از انقلاب اسلامی در ايران، نزديک به ۱۵ سال را در زندان گذرانده بود و بامداد سه شنبه، در سن ۸۱ سالگی در تهران درگذشت.
مراسم خاکسپاری اين فعال ملی- مذهبی روز چهارشنبه با درگيری هايی ميان شرکت کنندگان و نيروهای امنيتی همراه شد.
در حالی که خانواده عزتالله سحابی زمان آغاز مراسم تشييع جنازه را ساعت هشت و نيم بامداد اعلام کرده بودند، به گفته علی اکبر معينفر، وزير نفت دولت موقت و از دوستان آقای سحابی، با فشار نيروهای امنيتی مراسم خاکسپاری زودتر انجام شده و تلاش مأموران برای پراکنده کردن جمعيتی که بعدتر حاضر شدهاند، برخوردهايی را در پی داشته است.
آقای معينفر به راديو فردا میگويد مراسم خاکسپاری «بنابر اصراری که بوده به جای ساعت هشت ونيم، يعنی ساعت اعلامشده، حدود ساعت شش و نيم برگزار شده و «جمعيت زيادی» که در موعد اعلام شده رسيده بودند «سرگردان شدهاند.»
به گفته آقای معينفر، درگيریهايی نيز در محل قبرستان روی داده است. او می گويد: «مثل اينکه علاقهمند بودند اين موضوع به سادگی برگزار نشود و حتما عملی انجام بدهند که به ضرر خودشان باشد.»
خاکسپاری پیکر عزت الله سحابی
گزارش های رسیده حاکی است که پیکر عزت الله سحابی در گورستان بهشت فاطمه روستای گلندوک لواسان به خاک سپرده شد.
تصاویر منتشره از سوی خبرگزاری مهر نشان می دهد که در این مراسم، عبدالله نوری، وزیر سابق کشور، محمود دعایی، مدیر مسئول روزنامه اطلاعات و بسیاری از شخصیت های وابسته به جریان ملی – مذهبی شرکت داشته اند.
پیکر عزت الله سحابی در حالی که در میان پرچم ایران پیچیده شده بود به خاک سپرده شد.
گزارش های دیگر حاکی است که پیکر هاله سحابی نیز به خانه پدری وی در لواسان انتقال داده شد تا برای خاکسپاری آن تصمیم گیری شود.
برخی سایت های خبری نزدیک به مخالفان خبر داده اند که در جریان درگیری های رخ داده در این مراسم، حامد منتظری، نوه آیت الله منتظری، نیز بازداشت شده است.
منبع خبررادیوفردا
اشتراک در:
پستها (Atom)



