رهبران جنبش سبزراآزادكنيد.
۱۳۹۰ فروردین ۱۱, پنجشنبه
نگرانی از حضور در مراسم تشییع پدر مهندس موسوی: زندانیان سیاسی به مرخصی آمده در اقدامی شتابزده به زندان فراخوانده شدند
به گزارش منابع خبری، جمعی از زندانیان سیاسی که در ایام نوروز به مرخصی آمده بودند، به زندان اوین فراخوانده شدند. به گزارش تارنمای ندای سبز آزادی ، در ساعات پایانی چهارشنبه دهم فروردین ماه، از سوی مقامات زندان و همچنین نهادهای امنیتی با تعدادی از زندانیان سیاسی که به مرخصی نوروزی آمده بودند، تماس گرفته شده و از آنها خواسته شده است که فردا صبح (پنجشنبه) خود را به زندان اوین معرفی کنند. صاحبنظران علت این تماس و احضار ناگهانی را، نگرانی از حضور این زندانیان در مراسم تشییع پدر میر حسین موسوی ذکر کرده اند. بنا به گزارش منابع خبری، پیکر حاج میر اسماعیل موسوی پدر بزرگوار میرحسین موسوی، روز پنجشنبه از ساعت ۸ و سی دقیقه صبح پیکر مرحوم میر اسماعیل موسوی از مقابل منزلشان به نشانی خیابان ۱۵ خرداد غربی، درخونگاه، خیابان شهید اکبر نژاد،خیابان شیشه گران، کوچه صاحب اختیار تشییع می شود. همچنین مراسم تدفین نیز در قطعه نهم بهشت زهرا انجام خواهد شد
۱۳۹۰ فروردین ۶, شنبه
۱۳۸۹ اسفند ۲۸, شنبه
بمناسبت 29 اسفند-اولین کسی که از حقوق ملت ایران بر ضد قرار داد دارسی ۱۳۱۲اعتراض کرد دکتر مصدق بود
مصدق در هفتم آبانماه ۱۳۲۳نطق مشروحی در مجلس چهاردهم در پاسخ کافتارادزه معاون وزارت خارجه شوروی ایراد کرده بود در این دوره از مجلس دکتر محمد مصدق که به عنوان نماینده اول انتخاب شده بود، طرح موازنه منفی و رد هر گونه اعطای امتیاز به خارجیها را تهیه و آن را به تصویب نمایندگان مجلس رساند. طرح تصویبشده به این شرح است: «ماده اول: هیچ نخست وزیر و وزیر و اشخاصی که کفالت از مقام آنها و یا معاونت میکنند، نمیتوانند راجع به امتیاز نفت از هیچیک از نمایندگان رسمی و غیررسمی دول مجاور و غیرمجاور یا نمایندگان شرکت¬های نفت و هرکس غیر از اینها مذاکراتی که اثر قانونی دارد، بکند یا اینکه قراردادی امضا نماید. ماده دوم: نخستوزیران و وزیران میتوانند، برای فروش نفت و طرزی که دولت ایران، معادن نفت خود را استخراج و اداره میکند، مذاکره نمایند و از جریان مذاکرات باید مجلس شورای ملی را مستحضر نمایند. ماده سوم: متخلفین از مواد فوق، به حبس مجرد از سه تا هشت سال و انفصال دائمی از خدمات دولتی محکوم خواهند شد. ماده چهارم: تعقیب متخلفین از طرف دادستان دیوان کشور، محتاج به این نیست که مجلس شورای ملی آنها را تعقیب نموده باشد و اجازه بدهد دادستان مزبور، وظیفه دارد که متخلفین از این قانون را بر طبق محاکمه وزراء، مصوب ۱۶ و ۲۰ تیرماه ۱۳۰۷ تعقیب نماید.»
۱۳۸۹ اسفند ۲۶, پنجشنبه
لالائی احمدی نژاد برای دیگران مردم بحرین اصلاحات می خواهند چرا حکومت با آنها گفتگو نمی کند؟
بدنبال مصاحبه های نوروزی دادستان کل ج.اسلامی که در روزنامه خراسان منتشر شده و مصاحبه خبری دادستان تهران که خبرگزاری های داخلی منتشر کردند، روز گذشته احمدی نژاد نیز بمناسبت پایان سال 89 با خبرنگاران مصاحبه کرد. احمدی نژاد با این تصور که مردم ایران و جهان در یک کره دیگری زندگی می کنند و خبر ندارند در ایران چه گذشته و چه می گذرد، در این مصاحبه برای مردم بحرین اشک تمساح ریخت و گفت:
«حدود یك ماه قبل در همین جا، خطاب به كسانی كه نسبت به ملت های خود رفتارهای غیرقابل توجیه و غیرقابل درك انجام میدهند(دارند) صحبتهایی را مطرح كردم و امروز میبینیم كه در بحرین نیز دربرابر تودههای مردم صفآرایی شده و این كار زشتی است. می بینیم چگونه اكثریت مردم را تحت فشار قرار میدهند و میخواهند با توپ و تفنگ با مردمشان صحبت میكنند. در حالی كه حاكمیت متعلق به مردم است. آنها باید بنشینند، ببینند كه مردم چه میگویند و خواستههای مردم را اجرا كنند، نه آنكه با تفنگ و مسلسل و هلیكوپتر در برابر آنها بایستند.
بحرین 700 هزار نفر جمعیت دارد و بیش از 600 هزار نفر حرفهایی دارند، مطالباتی دارند، به جای برخی از كارها بنشینید و گفتوگو كنید و به مردم احترام بگذارید و اصلاحات انجام دهید.»
(اگر مطبوعات ایران آزاد بودند، برای این مصاحبه، این عنوان را انتخاب می کردند: تو که لالائی بلدی- چرا خوابت نمی برد؟
این که حاکم و سلطان بحرین عامل امریکا و انگلستان است و با حمایت عربستان سعودی بر سر کار است، اظهر من الشمس است و رفتارش با مردم بحرین که برای نان و آب و کار به خیابان آمده اند و این ربطی به شیعه و اکثریت بودن آنها ندارد، طبیعی است و پاسخش را هم از مردم بحرین خواهد گرفت. اما، جنابعالی که با یک کودتای خونین بر سر کاری و مسالمت آمیزترین جنبش اصلاحی را به کمک سپاه و بسیج و اوباش حکومتی و حمایت رهبر جمهوری اسلامی به خاک و خون کشیده ای، نمی توانی از اصلاحات در بحرین و از مخالفت با سرکوب مردم بحرین سخن بگوئی. این محرومیت شامل رئیس مجلس "علی لاریجانی" نیز می شود. همچنان که شامل حال وزیر خارجه "صالحی" و رئیس کمیسیون سیاست خارجی مجلس "بروجردی" در دو سفر به ایتالیا و ژنو شد. ناممکن است که در خانه خویش مردم را سرکوب کرد، زندان ها را از زندانیان سیاسی پر کرد و مردم را محروم از آزادی کرد و درعین حال برای مردم کشورهای دیگری که علیه حاکمیت مطلقه و استبداد به خیابان آمده اند سینه به تنور چسباند. این همان تضادی است که در ماه های اخیر، و درجریان اظهار نظر در باره جنبش آزادیخواهی در کشورهای منطقه، تمام سکانداران حاکمیت کودتائی با آن دست به گریبان اند. چنان که گفته هایشان هیچ بازتاب مثبتی نه در داخل و نه در منطقه ندارد، مگر حمایت و دخالت نظامی و دست زدن به ماجراجوئی نهادینه شده در جمهوری اسلامی که توقیف یک کشتی آلمانی و پائین آوردن یک هواپیمای حامل سلاح و مهمات که عازم سوریه و غزه بود، نمونه های آنست.)
«حدود یك ماه قبل در همین جا، خطاب به كسانی كه نسبت به ملت های خود رفتارهای غیرقابل توجیه و غیرقابل درك انجام میدهند(دارند) صحبتهایی را مطرح كردم و امروز میبینیم كه در بحرین نیز دربرابر تودههای مردم صفآرایی شده و این كار زشتی است. می بینیم چگونه اكثریت مردم را تحت فشار قرار میدهند و میخواهند با توپ و تفنگ با مردمشان صحبت میكنند. در حالی كه حاكمیت متعلق به مردم است. آنها باید بنشینند، ببینند كه مردم چه میگویند و خواستههای مردم را اجرا كنند، نه آنكه با تفنگ و مسلسل و هلیكوپتر در برابر آنها بایستند.
بحرین 700 هزار نفر جمعیت دارد و بیش از 600 هزار نفر حرفهایی دارند، مطالباتی دارند، به جای برخی از كارها بنشینید و گفتوگو كنید و به مردم احترام بگذارید و اصلاحات انجام دهید.»
(اگر مطبوعات ایران آزاد بودند، برای این مصاحبه، این عنوان را انتخاب می کردند: تو که لالائی بلدی- چرا خوابت نمی برد؟
این که حاکم و سلطان بحرین عامل امریکا و انگلستان است و با حمایت عربستان سعودی بر سر کار است، اظهر من الشمس است و رفتارش با مردم بحرین که برای نان و آب و کار به خیابان آمده اند و این ربطی به شیعه و اکثریت بودن آنها ندارد، طبیعی است و پاسخش را هم از مردم بحرین خواهد گرفت. اما، جنابعالی که با یک کودتای خونین بر سر کاری و مسالمت آمیزترین جنبش اصلاحی را به کمک سپاه و بسیج و اوباش حکومتی و حمایت رهبر جمهوری اسلامی به خاک و خون کشیده ای، نمی توانی از اصلاحات در بحرین و از مخالفت با سرکوب مردم بحرین سخن بگوئی. این محرومیت شامل رئیس مجلس "علی لاریجانی" نیز می شود. همچنان که شامل حال وزیر خارجه "صالحی" و رئیس کمیسیون سیاست خارجی مجلس "بروجردی" در دو سفر به ایتالیا و ژنو شد. ناممکن است که در خانه خویش مردم را سرکوب کرد، زندان ها را از زندانیان سیاسی پر کرد و مردم را محروم از آزادی کرد و درعین حال برای مردم کشورهای دیگری که علیه حاکمیت مطلقه و استبداد به خیابان آمده اند سینه به تنور چسباند. این همان تضادی است که در ماه های اخیر، و درجریان اظهار نظر در باره جنبش آزادیخواهی در کشورهای منطقه، تمام سکانداران حاکمیت کودتائی با آن دست به گریبان اند. چنان که گفته هایشان هیچ بازتاب مثبتی نه در داخل و نه در منطقه ندارد، مگر حمایت و دخالت نظامی و دست زدن به ماجراجوئی نهادینه شده در جمهوری اسلامی که توقیف یک کشتی آلمانی و پائین آوردن یک هواپیمای حامل سلاح و مهمات که عازم سوریه و غزه بود، نمونه های آنست.)
۱۳۸۹ اسفند ۲۴, سهشنبه
وحشت جمهوری اسلامی از شعلهورتر شدن اعتراض های مردمی در آستانه مراسم باستانی چهارشنبه سوری
پلیس ایران محدودیت هایی را بر اجرای مراسم سنتی چهارشنبه سوری اعمال کرده است. ایرانیان از گذشته های دور همه ساله و در سه شنبه پایان هر سال (سه شنبه قبل از ۲۱ مارچ) با برپایی آتش و پریدن از روی آن و نیز با آتشبازی پیروزی نیکی بر پلیدی را جشن میگرفتهاند. اما امسال پلیس ایران از این وحشت دارد که مراسم مذکور موجب شعلهورتر شدن اعتراض های مردمی به حکومت دینی و رهبران آن شود. امسال و پس از سرکوب های شدید اخیر، مخالفان حکومت قصد دارند از مراسم چهارشنبه پایان سال جهت نشان دادن اعتراض خود به حاکمیت استفاده کنند. به خصوص پس از مشاهده اعتراض های گسترده مردمی در منطقه خاورمیانه، مقام های جمهوری اسلامی به شدت از سرنگونی حکومت خود توسط مخالفان بیمناک شده اند. اسماعیل احمدی مقدم و بهمن کارگر از مقامات امنیتی ایرانی نسبت به خرید و فروش ترقه و وسایل آتشبازی هشدار داده اند. در مراسم چهارشنبه سوری سال گذشته نیز حکومت ایران از بیم اعتراض های گسترده، اقدام به گماشتن صدها نیروی پلیس ضد شورش و لباس شخصی شبهنظامی در خیابان های تهران کرده بود. آیت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی گفته است که: ''مراسم چهارشنبه پایان سال غیر اسلامی بوده و صدمات زیادی دارد''.
۱۳۸۹ اسفند ۲۱, شنبه
شیرین عبادی: مردم ایران برای نان و آزادی انقلاب خواهند کرد!
خانم شیرین عبادی با خبرگزاری فرانسه مصاحبه کرده و گفت: در حالی که خشونت و سرکوب معترضین در ایران تشدید شده، انتصاب یک گزارشگر ویژه و بررسی نقض حقوق بشر در ایران حد اقل کاری است که جامعۀ جهانی می تواند انجام دهد. آیا جهان منتظر است که وضعیت ایران هم مثل لیبی شود؟
البته همه میدانند که تشدید سرکوب ها و خشونت های حکومت خود اعترافی است به این که تا چه اندازه دولت از جنبش مردم می ترسد. یک دولت مشروع و استوار به هیچ وجه نیازمند خشونت و سرکوب نیست.
بصورت همزمان، سایت خبری رویتر نیز از قول خانم عبادی نوشت: بزودی انقلابی از نوع انقلابهای منطقه در ایران به وقوع خواهد پیوست. این انقلاب بیشتر ناشی از مشکلات اقتصادی و سرکوب های شدید سیاسی است. جنبشی که اکنون در ایران جریان دارد و همه جا بعنوان جنبش سبز معرفی شده بدنبال یک انتقال قدرت در درون خود نظام حاکم، بدون خونریزی بود اما حکومت در برابر آن مقاومت کرد و حتی دست به اسلحه برد. پیام من به دولت های اروپائی اینست، که از دیکتاتورها حمایت نکنید. در هرکجای جهان و از جمله در ایران.
البته همه میدانند که تشدید سرکوب ها و خشونت های حکومت خود اعترافی است به این که تا چه اندازه دولت از جنبش مردم می ترسد. یک دولت مشروع و استوار به هیچ وجه نیازمند خشونت و سرکوب نیست.
بصورت همزمان، سایت خبری رویتر نیز از قول خانم عبادی نوشت: بزودی انقلابی از نوع انقلابهای منطقه در ایران به وقوع خواهد پیوست. این انقلاب بیشتر ناشی از مشکلات اقتصادی و سرکوب های شدید سیاسی است. جنبشی که اکنون در ایران جریان دارد و همه جا بعنوان جنبش سبز معرفی شده بدنبال یک انتقال قدرت در درون خود نظام حاکم، بدون خونریزی بود اما حکومت در برابر آن مقاومت کرد و حتی دست به اسلحه برد. پیام من به دولت های اروپائی اینست، که از دیکتاتورها حمایت نکنید. در هرکجای جهان و از جمله در ایران.
۱۳۸۹ اسفند ۱۷, سهشنبه
در حاشیه هتاکی تکراری کیهان به مراجع و مردم حسین شریعتمداری و بلایی که نازل شده است
دوشنبه, ۱۶ اسفند, ۱۳۸۹
چکیده :راستی اگر مراجع عظامی چون آیات عظام اردبیلی و صانعی و بیات زنجانی و دستغیب و همهٔ مراجعی که بنا به سنت خویش سکوت پیشه گرفتهاند دست کم یکی از دروغها و اتهامات شریعتمداریها را در خصوص انحراف و وابستگی آقای موسوی و کروبی و جنبش سبز باور میکردند، به صراحت علیه آنها موضع نمیگرفتند؟ براستی شریعتمداریها نمیدانند که پاکی سران جنبش بر بزرگان دین و علما مسجل است؟ آیا نمیدانند که هیچکدام از علما تهمتهایشان را علیه سبزها باور نکردهاند؟ آیا نمیدانند چرا از پس دو سال آیت الله العظمی اردبیلی این گونه سکوت شکسته است و از نزول بلا میگوید؟ آیا آنان نمیدانند که هر روز با اوهام و تهمتها و بدفتارهای خود تنهاتر میشوند و پیلهٔ دروغشان هر روز تنگتر میشود؟ آیا این همه ندانستن و ندانستنها نشانههای جهل مرکب نیست؟ آیا این جهل مرکب همان بلایی نیست که نازل شده است؟...
کلمه- آل طا ها: از قدیم گفتهاند «چوب را که برداری، گربه دزده فرار میکند». آشفتگی حسین شریعتمداری هم از بیانیه آیت الله العظمی اردبیلی حکایت همین ضرب المثل مشهور است.
در بیانیهای که چند روز پیش در سایت رسمی آیت الله العظمی اردبیلی منتشر شده بود، بدون آنکه از کسی نامی برده شود، «نگرانی» یک مرجع تقلید نسبت به «رفتارهایی که موجب تشویش سیمای نورانی تعالیم متعالی اسلام» اعلام شده است و مراتب تاسف و تأثر او از «رفتارهایی که از جانب برخی به نام دفاع از اسلام و حکومت اسلامی انجام میشود» ابلاغ شده است.
حسین شریعتمداری هم به اقتضای طبیعت خود باز هم شمشیر از نیام کشیده و در «سرمقاله کیهان نازل شده» و بر آیت الله اردبیلی تاخته است که چرا «بیموقع» امر به معروف و نهی از منکر میکنید!؟
براستی اگر شریعتمداری خود را از مصادیق اصلی این «نگرانی» نمیداند و از زمره کسانی نیست که «موجب تشویش سیمای نورانی اسلام» شده است چرا از بیانیهٔ یک مرجع تقلید این گونه برآشفته است؟ بخصوص که برآشفتگی نمایندهٔ رهبری در کیهان کارش را به هتاکی نیز کشانده است و باز هم پا را از گلیم خود فراتر گذاشته است و از موضع قدرت برای مراجع تعیین تکلیف کرده است که چرا مانند او فکر نمیکنند و اوهامهای او را در خصوص یاران انقلاب باور نمیکنند و به آئین او نمیگروند و به «وظیفه شرعی» خود عمل نمیکنند.
و آشفتگی حسین شریعتمداری بیشتر نمایان میشود وقتی از سر یاس آرزو کرده است که «برخی نزدیکان به نام آن بزرگوار بیانیه داده باشند!» و احتمال «سوءاستفاده از اعتماد حضرت ایشان» را داده است. گویا هر کس که منکرات آقایان را یادآوری کند اگر دشمن نباشد، فتنه جوست، یا فریب خورده است و یا مورد سوء استفاده قرار گرفته است.
حقیقت این است که مجیزه نویس کیهان با مجیزه گویان دربار قدرت تنها مانده است و از این تنهایی عصبانی است که چرا هیچ کس تهمتها و دروغهای او را دربارهٔ مردم سبز اندیش و سران جنبش باور نکرده است. عصبانی است که پس از دو سال تکرار و هزار بار گفتن باز هم ناامیدانه میپرسد آیا سبزها به امام حسین اهانت نکردند و عکس امام را پاره نکردند؟ و میبیند که پاسخ مراجع عظام به درووغ بافی های باند او و سناریو سازی هایشان منفی است. مجبور است که مایوسانه بپرسد آیا سبزها عامل آمریکا و اسرائیل و انگلیس نیستند؟ و خشمگین است که پاسخ مطلوب خود را نمیشنود و هیچ کس حاضر نیست در توهمات بافته شدهٔ او شریک شود و به فرمولهای یافته شده! او اعتنا کند. او سوالهای تکراری خود را میپرسد و میپرسد اما جواب انکار آمیز آنها را نمیشنود و نمیخواهد بشنود. او نمیداند که نمیداند.
براستی اگر مراجع عظامی چون آیات عظام اردبیلی و صانعی و بیات زنجانی و دستغیب و همهٔ مراجعی که بنا به سنت خویش سکوت پیشه گرفتهاند دست کم یکی از دروغها و اتهامات شریعتمداریها را در خصوص انحراف و وابستگی آقای موسوی و کروبی و جنبش سبز باور میکردند، به صراحت علیه آنها موضع نمیگرفتند؟ براستی شریعتمداریها نمیدانند که پاکی سران جنبش بر بزرگان دین و علما مسجل است؟ آیا نمیدانند که هیچکدام از علما تهمتهایشان را علیه سبزها باور نکردهاند؟ آیا نمیدانند چرا از پس دو سال آیت الله العظمی اردبیلی این گونه سکوت شکسته است و از نزول بلا میگوید؟ آیا آنان نمیدانند که هر روز با اوهام و تهمتها و بدفتارهای خود تنهاتر میشوند و پیلهٔ دروغشان هر روز تنگتر میشود؟ آیا این همه ندانستن و ندانستنها نشانههای جهل مرکب نیست؟ آیا این جهل مرکب همان بلایی نیست که نازل شده است؟ فاعتبرو یا اولی الابصار….
۱۳۸۹ اسفند ۱۵, یکشنبه
اقدامات امنيتي ويژه به قم رسيد / حلقه محاصره حكومت براي مراجع عظام وحيد خراساني و شبيري زنجاني سحام نيوز: بنا به گزارش هاي رسيده از چند روز گذشته ماموران امنيتي اقدام به نصب دوربين هاي مداربسته و استقرار كيوسك هاي امنيتي با شيشه هاي دودي در مقابل درب منازل مراجع عظام آيت الله وحيد خراساني و آيت الله شبيري زنجاني نموده اند. به گزارش خبرنگار سحام نيوز ماموران امنيتي اين افدام خود را حفاظت از اين مراجع معظم اعلام نموده اند. اين در حاليست كه با توجه به رخ دادهاي اخير در كشور، اين شائبه بوجود مي آيد كه اين تمهيدات نهاد هاي امنيني اقدامي در جهت ايجاد محدوديت براي اين مراجع است. از طرف ديگر احساس مي گردد اين اقدامات امنيتي هدف هايي همچون نظارت بر رفت و آمد زندانيان سياسي و خانواده هاي آنان به منازل مراجع و نيز ايجاد رعب و وحشت ميان آنها را، در دستور كار دارد.
اقدامات امنيتي ويژه به قم رسيد / حلقه محاصره حكومت براي مراجع عظام وحيد خراساني و شبيري زنجاني
سحام نيوز: بنا به گزارش هاي رسيده از چند روز گذشته ماموران امنيتي اقدام به نصب دوربين هاي مداربسته و استقرار كيوسك هاي امنيتي با شيشه هاي دودي در مقابل درب منازل مراجع عظام آيت الله وحيد خراساني و آيت الله شبيري زنجاني نموده اند. به گزارش خبرنگار سحام نيوز ماموران امنيتي اين افدام خود را حفاظت از اين مراجع معظم اعلام نموده اند. اين در حاليست كه با توجه به رخ دادهاي اخير در كشور، اين شائبه بوجود مي آيد كه اين تمهيدات نهاد هاي امنيني اقدامي در جهت ايجاد محدوديت براي اين مراجع است.
از طرف ديگر احساس مي گردد اين اقدامات امنيتي هدف هايي همچون نظارت بر رفت و آمد زندانيان سياسي و خانواده هاي آنان به منازل مراجع و نيز ايجاد رعب و وحشت ميان آنها را، در دستور كار دارد.
۱۳۸۹ اسفند ۱۴, شنبه
به رغم تبلیغات حاکمیت تجارب شکست خورده ج.اسلامی را مردم منطقه تکرار نخواهند کرد
مصطفی تاج زاده
حاکمیت در تبلیغات رسمی، از نظام های مقابل جنبش های منطقه با عنوان نظام های ضد اسلامی یاد می کنند و عامدانه از به کار بردن استبدادی و دیکتاتوری برای این نظام ها خودداری می کنند تا به مخاطبان خود القا کنند که ملت های منطقه نه از فقدان آزادی و محرومیت از حقوق اساسی خود، بلکه از عدم اجرای احکام شریعت در کشور خود به ستوه آمده اند!
کشورهای عربی گرفتار بحران، طیفی از کشورهای فقیر (مصر و یمن و اردن) که بعضاً دریافت کننده کمکهای مالی از دیگر کشورها هستند، تا کشورهای ثروتمند و نفت خیز(لیبی و بحرین) را شامل می شوند. این کشورها همچنین طیفی از کشورهای غیر وابسته (لیبی) تا کشورهایی که مشکل بتوان عدم وابستگی آن ها را پذیرفت (بحرین) تا کشورهایی که غرب در آن ها نفوذی غیر قابل انکار دارد(مصر) را شامل می شوند. اما به رغم این اختلاف، همه این کشورها در یک چیز مشترکند و آن برخورداری از نظام های دیکتاتوری و خودکامه است. آنان حاکمانی را نمی خواهند که کشور را نه همچون مِلکی مشاء و متعلق به همه ساکنان، بلکه همچون اتوبوسی می دانند که فقط یک نفر آن را می راند ومسافران تنها باید برای سلامتی او صلوات بفرستند. مدل حکومتی مورد نظر اصولگراهای ایرانی نه فقط الگوی مردم منطقه نیست، بلکه برعکس مایه عبرت آنان شده است. بدین معنا که از تجربه ایران و اشتباهات ما درس گرفته و حاضر نیستند آن دسته ازتجارب شکست خورده ما را تکرار کنند. حتی رهبر اخوان المسلمین تونش نیز بارها اعلام کرده که به هیچ وجه خواهان ایجاد نظامی شبیه نظام ایران نیست. آنان به خوبی ازحساسیت منفی جامعه خود نسبت به اجرای مدلی شبیه به ایران آگاه هستند.
اقتدار گرایان حاکم نخواهند توانست به تظاهر خود در حمایت از جنبش های کنونی جوامع مسلمان منطقه ادامه دهند. تحقق مطالبات آزادی خواهانه و برقراری مناسبات دموکراتیک در این کشورها به ضرر اقتدار گرایان وطنی خواهد بود و آنان دیر یا زود به میزان عملی شدن مطالبات مردم به پاخاسته منطقه مدعی انحراف این جنبش ها از مسیر اسلامی (البته به زعم خود) خواهند شد.
«امواج انقلاب ایران پس از سی سال به کشورهای منطقه رسیده است» این جمله مضمون مشترکت تبلیغات رسمی کشور طی هفته های اخیر در باره تحولات منطقه خاورمیانه و عربی است.
این اظهارات تبلیغاتی و سیاسی صورت دیگر ادعایی است که طی سال های اخیر از اصول گرایان حاکم زیاد شینده شده است. آنان که با اتخاذ راهبرد و مواضع تنش آفرین خود کشور را در عرصه سیاست خارجی گرفتار بحران های سخت کرده و در سطح بین الملل به انزوا کشانده اند، در توجیه عملکرد خود همواره بر این نکته تأکید دارند که اگر روابط دیپلماتیک ما با بسیاری از دولت ها تیره شده است، چه باک؟، در عوض در میان ملت ها محبوبیت بسیاری داریم و ملت ها با ما هستند.
بنابراین، اصول گرایان می کوشند اوج گیری حرکت های اعتراضی مردمی در کشورهای عربی را شاهد و دلیلی بر صحت رویکردها و جهت گیری های خود در سطح مدیریت کشور و نیز عرصه سیاست خارجی و معرفی می کنند. آنان پارا فراتر نهاده سیاست ها و مواضع خود را الهام بخش مردم تونس و مصر و یمن و… در خیزش های اخیر معرفی می کنند. این احساس الهام بخشی چنان است که یکی از ایشان گفته بود مشکل مردم به پاخاسته این کشورها رهبری است و اگر بخواهند ایران می تواند این خلاء را برطرف کند. در تبلیغات اصول گرایان این جنبش ها اسلامی معرفی می شوند.
آنان در تبلیغات رسمی از نظام های مقابل این جنبش ها با عنوان نظام ضد اسلامی یاد می کنند و عامدانه از به کار بردن اوصافی نظیر استبدادی و دیکتاتوری برای این نظام ها خودداری می کنند تا به مخاطبان خود القا کنند که ملت های منطقه نه از فقدان آزادی و محرومیت از حقوق اساسی خود بلکه از عدم اجرای احکام شریعت در کشور خود به ستوه آمده اند.
به رغم این که تحولات سیاسی- اجتماعی منطقه یکسال و نیم پس از آغاز جنبش سبز در ایران رخ می دهند و در مطالبات آزادی خواهانه بسیار شبیه به این جنبش هستند، اما تبلیغات رسمی کشور هیچ اشاره ای به این واقعیت ندارند و اساساً هرگونه رابطه ای را میان جنبش سبز ایران و تحولات مذکور به شدت تکذیب می کنند.
تنها اشاره به رابطه میان این دو را می توان در صحبت های اخیر وزیر اطلاعات کشور در برنامه دیروز امروز در سیما فردا مشاهده کرد. آقای مصلحی در پاسخ به سؤال مجری برنامه در باره رابطه حوادث اخیر ایران با جنبش های منطقه گفت: حوادث اخیر ایران و برخورد موفق ما با آن، موجب شد آمریکا و غرب از کشورهای منطقه غافل شوند و فرصت کافی برای آغاز نهضت در این کشورها فراهم شود!(نقل به مضمون) پاسخ وزیر اطلاعات به این پرسش اگر چه بسیار سطحی و سست می نماید اما در بطن خود اعتراف به این حقیقت دارد که فی الجمله میان جنبش سبز و حرکت های اعتراضی در کشورهای منطقه رابطه ای وجود دارد.
طبیعی است طرفداران جنبش سبز برخلاف جریان حاکم جنبش های منطقه را ضد استبدادی تحلیل می کنند و معتقدند همین ویژگی مضمون مشترک این جنبش ها و جنبش سبز ایران را تشکیل می دهد.
آن ها التزم ملت های منطقه را به اسلام انکار نمی کنند اما در عین حال مطالبه این ملت ها را نه نظامی شبیه ایران، بلکه نفی استبداد و ستم و تحقیر و برپایی نظامی دموکراتیک ارزیابی می کنند که ضمن پایبندی به هویت و فرهنگ اسلامی ، حقوق اساسی و آزادی های ملت را به رسمیت بشناسد و برای ایشان عدالت و رفاه به ارمغان آورد.
ب- طبیعتاً فقدان سازوکار دموکراتیک در عرصه عمومی ایران و نابرابری فاحش و آشکار در برخورداری از وسائل ارتباط جمعی و نیز وجود سانسور و محدودیت های جدی برای تضارب آزاد آراء و اندیشه ها امکان هرگونه بحث و مناظره آزاد را برای تبیین حقایق و ازجمله در موضوع مورد بحث منتفی ساخته است.
در عین حال می توان برای فهم ماهیت جنبش های کنونی در کشورهای منطقه خاورمیانه و کشورهای عرب آفریقایی ملاک ها و شاخص های عینی بدست داد. برای این منظور ابتدا ذکر یکی دو نکته را ضروری می دانیم:
1- تحقیقات نظریه پردازان انقلاب و جنبش های اجتماعی سیاسی، به ما می گوید این تحولات اجتماعی و سیاسی طیف گسترده و متنوعی را تشکیل می دهند. به گونه ای که نمی توان همه آن ها را در یک مقوله گرد آورد. هرگاه جنبش های دهه اخیر را به فهرست انقلاب ها و نهضت های سیاسی اجتماعی جوامع مختلف بیفزاییم آن گاه با طیفی گسترده از جنبش ها و انقلاب ها با ایدئولوژی ها، شعارها، روش های اعتراض و مبارزه و رهبری های متفاوت روبرو خواهیم بود. به رغم چنین تکثر و تنوعی می توان گفت همه آن ها در یک امر مشترکند و آن این که مردمی ستم دیده، تحقیر شده تصمیم می گیرند به استبداد، فساد، فقر و فریب و تحقیر پایان دهند.
2- در این حقیقت نیز نمی توان تردید کرد که انقلاب ها و جنبش های اجتماعی مانند دیگر پدیده های اجتماعی بر یکدیگر تأثیر می گذارند و از یکدیگر الهام می گیرند. بدون تردید انقلاب اسلامی مردم ایران، هم چون جنبش اصلاحی و سبز آن، در ایجاد خود باوری ملت های منطقه و آگاهی آن ها به قدرت خویش، تأثیر داشته است. کما این که این جنبش ها تأثیر محتوم خود را بر تحولات اجتماعی و سیاسی ایران برجای خواهند گذاشت.
3- نکته دیگری نیز که باید بدان توجه داشت این است که کشورهای عربی گرفتار بحران، طیفی از کشورهای فقیر (مصر و یمن و اردن) که بعضاً دریافت کننده کمکهای مالی از دیگر کشورها هستند، تا کشورهای ثروتمند و نفت خیز(لیبی و بحرین) را شامل می شوند. این کشورها همچنین طیفی از کشورهای غیر وابسته (لیبی) تا کشورهایی که مشکل بتوان عدم وابستگی آن ها را پذیرفت (بحرین) تا کشورهایی که غرب در آن ها نفوذی غیر قابل انکار دارد(مصر) را شامل می شوند. اما به رغم این اختلاف، همه این کشورها در یک چیز مشترکند و آن برخورداری از نظام های دیکتاتوری و خودکامه است.
ج- با این توضیحات برای این که معلوم شود مطلوب مردم این کشورها چیست و تحلیل های دستگاه تبلیغات رسمی کشور تا چه میزان به حقیقت نزدیک است، باید دید مردم معترض وخشمگینی که در مصر و تونس و یمن و بحرین… به خیابان ها آمده اند و خواهان تعیین حق سرنوشت خود شده اند، چه مدلی از نظام سیاسی را انتخاب کرده اند یا انتخاب خواهند کرد؟
چنانچه آنان کشور را نه همچون مِلکی مشاء و متعلق به همه ساکنان بلکه همچون اتوبوسی بخواهند که فقط یک نفر آن را می راند و مسافران تنها باید برای سلامتی او صلوات بفرستند، و در نتیجه طالب ولایت مطلقه انتصابی شوند و رهبری سیاسی را در یک فقیه متمرکز بخواهند و همزمان خواهان اجرای احکام اسلامی با توسل به زور شوند و دیگر اندیشان و غیر خودی ها را از ورود به عرصه سیاست و قدرت و رقابت انتخاباتی محروم کنند، یا مانع تشکیل احزاب قانونی و انتشار روزنامه های سراسری توسط آنان شوند و اقوام و اقلیت های مذهبی را از مشارکت در ساختار قدرت محروم کنند، معلوم می شود که حاکمیت کنونی کشورمان آن گونه که ادعا می کند توانسته است در سطح جهان اسلام و ملت های مسلمان، خود را به عنوان الگوی مطلوب و ایده آل مطرح سازد.
اما اگر مردم معترض و به فریاد در آمده از ظلم و ستم در این کشورها، اعم از مسلمان و غیرمسلمان چنین مدلی را نپذیرفتند و بر دموکراسی، انتخابات آزاد و تأمین حقوق همه مردم و حضور تمام جناح ها و گرایش های دینی، مذهبی، سیاسی و اجتماعی تأکید کنند و تنها شرط فعالیت و حیات سیاسی را مخالفت با خشونت و التزام به قانون بدانند، باید گفت مدل حکومتی مورد نظر اصولگراهای ایرانی نه فقط الگوی مردم منطقه نیست، بلکه برعکس مایه عبرت آنان شده است. بدین معنا که از تجربه ایران و اشتباهات ما درس گرفته و حاضر نیستند آن دسته از تجارب شکست خورده ما را تکرار کنند.
البته تاکنون هیچ کشوری حاضر به قبول مدلی نشده است که اصول گرایان حاکم به نمایش گذاشته و آن را تبلیغ می کنند. حتی همفکرترین و نزدیک ترین اشخاص و احزاب و حکومت ها به ما، از عراق و افغانستان گرفته تا لبنان و فلسطین و تونس حاضر نشده اند مدل سیاسی حاکم بر ایران- به تفسیر اقتدارگراها- را برگزینند و خواهان اجرای آن باشند.
در عراق مسلمانان اعم از شیعه و سنی که اکثریت قاطع جمعیت این کشور را تشکیل می دهند، همواره بر توزیع قدرت، تکثر و رقابت سیاسی، انتخابات آزاد و حضور مشارکت اقوام و مذاهب و جریان های مختلف در ساختار قدرت و اداره کشور تأکید کرده اند. در تونس راشد الغنوشی رهبر اسلام گرایان این کشور که روابط بسیار نزدیکی با ایران دارد، از همان آغاز جنبش تونس، با صدای بلند اعلام کرد به هیچ وجه خواهان عملی شدن الگوی ایران در این کشور نیست.
در تونس اخوان المسلمین بزرگترین حزب اسلامی این کشور که رهبران آن عموماً نسبت به انقلاب اسلامی ایران موضع مثبتی داشته اند، درجریان خیزش اخیر مردمی این کشور بارها اعلام کرده اند که به هیچ وجه خواهان ایجاد نظامی شبیه نظام ایران نیست. دلیل این همه تأکید ها و اعلان های مکرر روشن است. آنان به خوبی از حساسیت منفی جامعه خود نسبت به اجرای مدلی شبیه به ایران در کشور خود آگاه هستند.
بنابرین، ایران به رغم جاذبه اولیه انقلاب اسلامی در ترویج حرکت های ضد استعماری در منطقه، متأسفانه قادر به صدور الگوی سیاسی و حکومتی خویش، حتی به نزدیکترین جریان های سیاسی به خود نیوده است و جوامع دیگر در تلاشند تا برای مقابله با استبداد و توسعه طلبی اسرائیل و دخالت های دولت آمریکا مرتکب خطاها و اشتباهات ما نشوند.
د- اکنون تا آن جا که به جنبش سبز مربوط می شود، این جنبش باید بر ضرورت حمایت از حرکت های ضد استبدادی و ضد استعماری و در جهت تثبیت حق حاکمیت ملت ها بر سرنوشت خود از طرق دموکراتیک و برخورداری آن ها از حقوق و آزادی های مدنی و سیاسی و فرهنگی تأکید کند و همچون شعار «ایران برای همه ایرانیان»، «مصر را برای همه مصریان» و «تونس را برای همه تونسی ها» بخواهد. به باور من اقتدار گرایان حاکم نخواهند توانست به تظاهر خود در حمایت از جنبش های کنونی جوامع مسلمان منطقه ادامه دهند.
تحقق مطالبات آزادی خواهانه و برقراری مناسبات دموکراتیک در این کشورها به ضرر اقتدار گرایان وطنی خواهد بود و آنان دیر یا زود به میزان عملی شدن مطالبات مردم به پاخاسته منطقه مدعی انحراف این جنبش ها از مسیر اسلامی (البته به زعم خود) خواهند شد. متقابلاً فاصله گرفتن کشورهای منطقه از استبداد و برقراری نظام های دموکراتیک و ملتزم به حقوق بشر و استقرار «آزادی» به جای «بندگی و بردگی» در این کشورها به سود همه، از جمله ملت ایران خواهد بود. مهم آن است که کشورهای منطقه به چنان رشدی برسند که با هر دیکتاتوری به هرنام، اسلام یا سکولاریزم، مخالفت کنند.
تحقق این مطالبات در کشورهای منطقه و همسایگی بدون شک دستاوردهای مبارکی برای ملت ما خواهد داشت. بنابراین حمایت جنبش ملی سبز ایران از خیزش های دمکراسی خواهی در کشورهای اسلامی علاوه بر دفاع از حقوق ملت های به پاخاسته مطقه با این انگیزه صورت می گیرد که از نظر این جنبش، ثبات و منافع بلند مدت کشور عزیز ما ایران در گرو استقرار دموکراسی در منطقه و در همسایگی ماست.
حاکمیت در تبلیغات رسمی، از نظام های مقابل جنبش های منطقه با عنوان نظام های ضد اسلامی یاد می کنند و عامدانه از به کار بردن استبدادی و دیکتاتوری برای این نظام ها خودداری می کنند تا به مخاطبان خود القا کنند که ملت های منطقه نه از فقدان آزادی و محرومیت از حقوق اساسی خود، بلکه از عدم اجرای احکام شریعت در کشور خود به ستوه آمده اند!
کشورهای عربی گرفتار بحران، طیفی از کشورهای فقیر (مصر و یمن و اردن) که بعضاً دریافت کننده کمکهای مالی از دیگر کشورها هستند، تا کشورهای ثروتمند و نفت خیز(لیبی و بحرین) را شامل می شوند. این کشورها همچنین طیفی از کشورهای غیر وابسته (لیبی) تا کشورهایی که مشکل بتوان عدم وابستگی آن ها را پذیرفت (بحرین) تا کشورهایی که غرب در آن ها نفوذی غیر قابل انکار دارد(مصر) را شامل می شوند. اما به رغم این اختلاف، همه این کشورها در یک چیز مشترکند و آن برخورداری از نظام های دیکتاتوری و خودکامه است. آنان حاکمانی را نمی خواهند که کشور را نه همچون مِلکی مشاء و متعلق به همه ساکنان، بلکه همچون اتوبوسی می دانند که فقط یک نفر آن را می راند ومسافران تنها باید برای سلامتی او صلوات بفرستند. مدل حکومتی مورد نظر اصولگراهای ایرانی نه فقط الگوی مردم منطقه نیست، بلکه برعکس مایه عبرت آنان شده است. بدین معنا که از تجربه ایران و اشتباهات ما درس گرفته و حاضر نیستند آن دسته ازتجارب شکست خورده ما را تکرار کنند. حتی رهبر اخوان المسلمین تونش نیز بارها اعلام کرده که به هیچ وجه خواهان ایجاد نظامی شبیه نظام ایران نیست. آنان به خوبی ازحساسیت منفی جامعه خود نسبت به اجرای مدلی شبیه به ایران آگاه هستند.
اقتدار گرایان حاکم نخواهند توانست به تظاهر خود در حمایت از جنبش های کنونی جوامع مسلمان منطقه ادامه دهند. تحقق مطالبات آزادی خواهانه و برقراری مناسبات دموکراتیک در این کشورها به ضرر اقتدار گرایان وطنی خواهد بود و آنان دیر یا زود به میزان عملی شدن مطالبات مردم به پاخاسته منطقه مدعی انحراف این جنبش ها از مسیر اسلامی (البته به زعم خود) خواهند شد.
«امواج انقلاب ایران پس از سی سال به کشورهای منطقه رسیده است» این جمله مضمون مشترکت تبلیغات رسمی کشور طی هفته های اخیر در باره تحولات منطقه خاورمیانه و عربی است.
این اظهارات تبلیغاتی و سیاسی صورت دیگر ادعایی است که طی سال های اخیر از اصول گرایان حاکم زیاد شینده شده است. آنان که با اتخاذ راهبرد و مواضع تنش آفرین خود کشور را در عرصه سیاست خارجی گرفتار بحران های سخت کرده و در سطح بین الملل به انزوا کشانده اند، در توجیه عملکرد خود همواره بر این نکته تأکید دارند که اگر روابط دیپلماتیک ما با بسیاری از دولت ها تیره شده است، چه باک؟، در عوض در میان ملت ها محبوبیت بسیاری داریم و ملت ها با ما هستند.
بنابراین، اصول گرایان می کوشند اوج گیری حرکت های اعتراضی مردمی در کشورهای عربی را شاهد و دلیلی بر صحت رویکردها و جهت گیری های خود در سطح مدیریت کشور و نیز عرصه سیاست خارجی و معرفی می کنند. آنان پارا فراتر نهاده سیاست ها و مواضع خود را الهام بخش مردم تونس و مصر و یمن و… در خیزش های اخیر معرفی می کنند. این احساس الهام بخشی چنان است که یکی از ایشان گفته بود مشکل مردم به پاخاسته این کشورها رهبری است و اگر بخواهند ایران می تواند این خلاء را برطرف کند. در تبلیغات اصول گرایان این جنبش ها اسلامی معرفی می شوند.
آنان در تبلیغات رسمی از نظام های مقابل این جنبش ها با عنوان نظام ضد اسلامی یاد می کنند و عامدانه از به کار بردن اوصافی نظیر استبدادی و دیکتاتوری برای این نظام ها خودداری می کنند تا به مخاطبان خود القا کنند که ملت های منطقه نه از فقدان آزادی و محرومیت از حقوق اساسی خود بلکه از عدم اجرای احکام شریعت در کشور خود به ستوه آمده اند.
به رغم این که تحولات سیاسی- اجتماعی منطقه یکسال و نیم پس از آغاز جنبش سبز در ایران رخ می دهند و در مطالبات آزادی خواهانه بسیار شبیه به این جنبش هستند، اما تبلیغات رسمی کشور هیچ اشاره ای به این واقعیت ندارند و اساساً هرگونه رابطه ای را میان جنبش سبز ایران و تحولات مذکور به شدت تکذیب می کنند.
تنها اشاره به رابطه میان این دو را می توان در صحبت های اخیر وزیر اطلاعات کشور در برنامه دیروز امروز در سیما فردا مشاهده کرد. آقای مصلحی در پاسخ به سؤال مجری برنامه در باره رابطه حوادث اخیر ایران با جنبش های منطقه گفت: حوادث اخیر ایران و برخورد موفق ما با آن، موجب شد آمریکا و غرب از کشورهای منطقه غافل شوند و فرصت کافی برای آغاز نهضت در این کشورها فراهم شود!(نقل به مضمون) پاسخ وزیر اطلاعات به این پرسش اگر چه بسیار سطحی و سست می نماید اما در بطن خود اعتراف به این حقیقت دارد که فی الجمله میان جنبش سبز و حرکت های اعتراضی در کشورهای منطقه رابطه ای وجود دارد.
طبیعی است طرفداران جنبش سبز برخلاف جریان حاکم جنبش های منطقه را ضد استبدادی تحلیل می کنند و معتقدند همین ویژگی مضمون مشترک این جنبش ها و جنبش سبز ایران را تشکیل می دهد.
آن ها التزم ملت های منطقه را به اسلام انکار نمی کنند اما در عین حال مطالبه این ملت ها را نه نظامی شبیه ایران، بلکه نفی استبداد و ستم و تحقیر و برپایی نظامی دموکراتیک ارزیابی می کنند که ضمن پایبندی به هویت و فرهنگ اسلامی ، حقوق اساسی و آزادی های ملت را به رسمیت بشناسد و برای ایشان عدالت و رفاه به ارمغان آورد.
ب- طبیعتاً فقدان سازوکار دموکراتیک در عرصه عمومی ایران و نابرابری فاحش و آشکار در برخورداری از وسائل ارتباط جمعی و نیز وجود سانسور و محدودیت های جدی برای تضارب آزاد آراء و اندیشه ها امکان هرگونه بحث و مناظره آزاد را برای تبیین حقایق و ازجمله در موضوع مورد بحث منتفی ساخته است.
در عین حال می توان برای فهم ماهیت جنبش های کنونی در کشورهای منطقه خاورمیانه و کشورهای عرب آفریقایی ملاک ها و شاخص های عینی بدست داد. برای این منظور ابتدا ذکر یکی دو نکته را ضروری می دانیم:
1- تحقیقات نظریه پردازان انقلاب و جنبش های اجتماعی سیاسی، به ما می گوید این تحولات اجتماعی و سیاسی طیف گسترده و متنوعی را تشکیل می دهند. به گونه ای که نمی توان همه آن ها را در یک مقوله گرد آورد. هرگاه جنبش های دهه اخیر را به فهرست انقلاب ها و نهضت های سیاسی اجتماعی جوامع مختلف بیفزاییم آن گاه با طیفی گسترده از جنبش ها و انقلاب ها با ایدئولوژی ها، شعارها، روش های اعتراض و مبارزه و رهبری های متفاوت روبرو خواهیم بود. به رغم چنین تکثر و تنوعی می توان گفت همه آن ها در یک امر مشترکند و آن این که مردمی ستم دیده، تحقیر شده تصمیم می گیرند به استبداد، فساد، فقر و فریب و تحقیر پایان دهند.
2- در این حقیقت نیز نمی توان تردید کرد که انقلاب ها و جنبش های اجتماعی مانند دیگر پدیده های اجتماعی بر یکدیگر تأثیر می گذارند و از یکدیگر الهام می گیرند. بدون تردید انقلاب اسلامی مردم ایران، هم چون جنبش اصلاحی و سبز آن، در ایجاد خود باوری ملت های منطقه و آگاهی آن ها به قدرت خویش، تأثیر داشته است. کما این که این جنبش ها تأثیر محتوم خود را بر تحولات اجتماعی و سیاسی ایران برجای خواهند گذاشت.
3- نکته دیگری نیز که باید بدان توجه داشت این است که کشورهای عربی گرفتار بحران، طیفی از کشورهای فقیر (مصر و یمن و اردن) که بعضاً دریافت کننده کمکهای مالی از دیگر کشورها هستند، تا کشورهای ثروتمند و نفت خیز(لیبی و بحرین) را شامل می شوند. این کشورها همچنین طیفی از کشورهای غیر وابسته (لیبی) تا کشورهایی که مشکل بتوان عدم وابستگی آن ها را پذیرفت (بحرین) تا کشورهایی که غرب در آن ها نفوذی غیر قابل انکار دارد(مصر) را شامل می شوند. اما به رغم این اختلاف، همه این کشورها در یک چیز مشترکند و آن برخورداری از نظام های دیکتاتوری و خودکامه است.
ج- با این توضیحات برای این که معلوم شود مطلوب مردم این کشورها چیست و تحلیل های دستگاه تبلیغات رسمی کشور تا چه میزان به حقیقت نزدیک است، باید دید مردم معترض وخشمگینی که در مصر و تونس و یمن و بحرین… به خیابان ها آمده اند و خواهان تعیین حق سرنوشت خود شده اند، چه مدلی از نظام سیاسی را انتخاب کرده اند یا انتخاب خواهند کرد؟
چنانچه آنان کشور را نه همچون مِلکی مشاء و متعلق به همه ساکنان بلکه همچون اتوبوسی بخواهند که فقط یک نفر آن را می راند و مسافران تنها باید برای سلامتی او صلوات بفرستند، و در نتیجه طالب ولایت مطلقه انتصابی شوند و رهبری سیاسی را در یک فقیه متمرکز بخواهند و همزمان خواهان اجرای احکام اسلامی با توسل به زور شوند و دیگر اندیشان و غیر خودی ها را از ورود به عرصه سیاست و قدرت و رقابت انتخاباتی محروم کنند، یا مانع تشکیل احزاب قانونی و انتشار روزنامه های سراسری توسط آنان شوند و اقوام و اقلیت های مذهبی را از مشارکت در ساختار قدرت محروم کنند، معلوم می شود که حاکمیت کنونی کشورمان آن گونه که ادعا می کند توانسته است در سطح جهان اسلام و ملت های مسلمان، خود را به عنوان الگوی مطلوب و ایده آل مطرح سازد.
اما اگر مردم معترض و به فریاد در آمده از ظلم و ستم در این کشورها، اعم از مسلمان و غیرمسلمان چنین مدلی را نپذیرفتند و بر دموکراسی، انتخابات آزاد و تأمین حقوق همه مردم و حضور تمام جناح ها و گرایش های دینی، مذهبی، سیاسی و اجتماعی تأکید کنند و تنها شرط فعالیت و حیات سیاسی را مخالفت با خشونت و التزام به قانون بدانند، باید گفت مدل حکومتی مورد نظر اصولگراهای ایرانی نه فقط الگوی مردم منطقه نیست، بلکه برعکس مایه عبرت آنان شده است. بدین معنا که از تجربه ایران و اشتباهات ما درس گرفته و حاضر نیستند آن دسته از تجارب شکست خورده ما را تکرار کنند.
البته تاکنون هیچ کشوری حاضر به قبول مدلی نشده است که اصول گرایان حاکم به نمایش گذاشته و آن را تبلیغ می کنند. حتی همفکرترین و نزدیک ترین اشخاص و احزاب و حکومت ها به ما، از عراق و افغانستان گرفته تا لبنان و فلسطین و تونس حاضر نشده اند مدل سیاسی حاکم بر ایران- به تفسیر اقتدارگراها- را برگزینند و خواهان اجرای آن باشند.
در عراق مسلمانان اعم از شیعه و سنی که اکثریت قاطع جمعیت این کشور را تشکیل می دهند، همواره بر توزیع قدرت، تکثر و رقابت سیاسی، انتخابات آزاد و حضور مشارکت اقوام و مذاهب و جریان های مختلف در ساختار قدرت و اداره کشور تأکید کرده اند. در تونس راشد الغنوشی رهبر اسلام گرایان این کشور که روابط بسیار نزدیکی با ایران دارد، از همان آغاز جنبش تونس، با صدای بلند اعلام کرد به هیچ وجه خواهان عملی شدن الگوی ایران در این کشور نیست.
در تونس اخوان المسلمین بزرگترین حزب اسلامی این کشور که رهبران آن عموماً نسبت به انقلاب اسلامی ایران موضع مثبتی داشته اند، درجریان خیزش اخیر مردمی این کشور بارها اعلام کرده اند که به هیچ وجه خواهان ایجاد نظامی شبیه نظام ایران نیست. دلیل این همه تأکید ها و اعلان های مکرر روشن است. آنان به خوبی از حساسیت منفی جامعه خود نسبت به اجرای مدلی شبیه به ایران در کشور خود آگاه هستند.
بنابرین، ایران به رغم جاذبه اولیه انقلاب اسلامی در ترویج حرکت های ضد استعماری در منطقه، متأسفانه قادر به صدور الگوی سیاسی و حکومتی خویش، حتی به نزدیکترین جریان های سیاسی به خود نیوده است و جوامع دیگر در تلاشند تا برای مقابله با استبداد و توسعه طلبی اسرائیل و دخالت های دولت آمریکا مرتکب خطاها و اشتباهات ما نشوند.
د- اکنون تا آن جا که به جنبش سبز مربوط می شود، این جنبش باید بر ضرورت حمایت از حرکت های ضد استبدادی و ضد استعماری و در جهت تثبیت حق حاکمیت ملت ها بر سرنوشت خود از طرق دموکراتیک و برخورداری آن ها از حقوق و آزادی های مدنی و سیاسی و فرهنگی تأکید کند و همچون شعار «ایران برای همه ایرانیان»، «مصر را برای همه مصریان» و «تونس را برای همه تونسی ها» بخواهد. به باور من اقتدار گرایان حاکم نخواهند توانست به تظاهر خود در حمایت از جنبش های کنونی جوامع مسلمان منطقه ادامه دهند.
تحقق مطالبات آزادی خواهانه و برقراری مناسبات دموکراتیک در این کشورها به ضرر اقتدار گرایان وطنی خواهد بود و آنان دیر یا زود به میزان عملی شدن مطالبات مردم به پاخاسته منطقه مدعی انحراف این جنبش ها از مسیر اسلامی (البته به زعم خود) خواهند شد. متقابلاً فاصله گرفتن کشورهای منطقه از استبداد و برقراری نظام های دموکراتیک و ملتزم به حقوق بشر و استقرار «آزادی» به جای «بندگی و بردگی» در این کشورها به سود همه، از جمله ملت ایران خواهد بود. مهم آن است که کشورهای منطقه به چنان رشدی برسند که با هر دیکتاتوری به هرنام، اسلام یا سکولاریزم، مخالفت کنند.
تحقق این مطالبات در کشورهای منطقه و همسایگی بدون شک دستاوردهای مبارکی برای ملت ما خواهد داشت. بنابراین حمایت جنبش ملی سبز ایران از خیزش های دمکراسی خواهی در کشورهای اسلامی علاوه بر دفاع از حقوق ملت های به پاخاسته مطقه با این انگیزه صورت می گیرد که از نظر این جنبش، ثبات و منافع بلند مدت کشور عزیز ما ایران در گرو استقرار دموکراسی در منطقه و در همسایگی ماست.
۱۳۸۹ اسفند ۱۲, پنجشنبه
دهها نمایندگان سابق مجلس مردم را دعوت به ادامه اعتراض ها کردند!
همزمان با قرائت باصطلاح گزارش کمیسیون ویژه 25 بهمن مجلس که در آن جنبش سبز مردم ایران، حرکتی اسرائیلی- امریکائی معرفی شده و درعین حال روی وحشت از ادامه تظاهرات مردم در مناسبت های مذهبی و سیاسی در جمهوری اسلامی تاکید شده، "مجمع نمایندگان ادوار مجلس" که نمایندگان دوره های گذشته مجلس در آن عضو هستند، بیانیه ای صادر کرد. این بیانیه، در تضاد کامل با اکثریت مجلس کنونی قرار دارد. نمایندگانی که بهرحال با رای مردم به مجلس های گذشته رفته بودند، درباره جنبش سبز و رهبران آن نظراتی را مطرح کردند که بطور طبیعی در تضاد است با نظر آنها که شورای نگهبان راهی مجلس کرده و عمدتا اعضای تیم های عملیاتی سپاه قدس و بسیج در داخل و خارج ایران بوده و پرونده قتل و ترور و انفجار دارند.
متن بیانیه مجمع ادوار مجلس چنین است:
مردم شریف ایران!
جنبش سبز، بعنوان جنبشی مدنی و حقوق محور، پس از کودتای انتخاباتی خردادماه سال گذشته با اراده شما کلید خورد. عاملان کودتا، در پاسخ به اعتراض مسالمت آمیز میلیون ها نفر که با شعار"رای من کجاست"؟ به خیابان آمده بودند، آنها را به گلوله بستند و دهها نفر را به شهادت رساندند. هزاران نفر از معترضین را بازداشت و زندانی کردند، هزاران نفر را از کار اخراج و باعث مهاجرت ناخواسته بسیاری از کشور شدند. با تمام این جنایات، باز به دلیل سوء مدیریت و سیاست های غلط داخلی و ماجراجویی های بین المللی، شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور را در بحران بی سابقه ای قرار دادند، بحران هایی که زمینه ساز بیکاری گسترده کارگران زحمتکش کشور را فراهم آورده و بسیاری از آنها را از دریافت حقوق ناچیزشان برای ماهها محروم کرده است. اعمال محدودیت های گسترده علیه همه اقوام ایرانی و بویژه اقلیت های قومی و مذهبی ماحصل دیگر دولت کودتایی بوده است که می تواند ضربات جبران ناپذیری بر تمامیت ارضی و امنیت ملی کشور وارد کند.
در چنین شرایطی، آقایان میر حسین موسوی و مهدی کروبی روسای سابق دولت و مجلس که هر دو از نامزدهای ریاست جمهوری سال گذشته بودند، به رغم تحمل فشارهای بسیار زیاد، هیچگاه نسبت به اینهمه ظلمی که توسط حاکمیت بر مردم انجام شد، سکوت اختیار نکرده و همراه با مردم، بویژه جوانان و زنان دلاور به اعتراض خود ادامه دادند. در طول یکسال گذشته محدودیت های شدیدی بر آنها اعمال شد، از جمله قطع ارتباط آنها با مشاوران و دوستانشان، ممانعت از حضور آنها در مراسم عمومی و اهانت و تبلیغ غیر واقع از صدا و سیما و منابر مساجد و نماز جمعه ها و در این اواخر عربده کشی نمایندگان مجلس فرمایشی و نهایتا زندانی نمودن این عزیزان، بگونه ای که حتی فرزندان ایشان نیز اطلاعی از محل نگهداری و وضعیت سلامتی انها ندارند و شکایت خود را از ظلم روا رفته بر والدین خود به خدا و مراجع دینی برده اند.
کودتاگران، همانطوری که آرا مردم را جابجا و به سرکوب اعتراضات مردمی ادامه داده اند، با زندانی کردن دکتر زهرا رهنورد، فاطمه کروبی، مهدی کروبی و میر حسین موسوی گام دیگری درتکمیل نقض اصول قانون اساسی و قوانین آیین دادرسی ای که تمکین به آنها را ملت از حاکمیت مطالبه میکند ، برداشتند.
مردم عزیزایران!
از آنجاکه نقض قانون اساسی توسط کودتاگران انجام شده، که هم اکنون حاکمیت را نیز غصب کرده اند، ما نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی، نقطه اتکایی جز شما ملت بزرگ نداریم و یکبار دیگر شکایت به شما می آوریم و از شما عزیزان می خواهیم که در قبال بازداشت رهبران شجاع، صادق و دلسوز جنبش سبزساکت ننشینید و در این راه پرتلاطم فرزندان خود را تنها نگذارید.
ما این بیانیه رادر حالی خطاب به شما می نویسیم که دبیرکل مجمع نمایندگان ادوارمجلس شورای اسلامی آقای دکتر یدالله اسلامی نماینده بافت در مجلس سوم، آقای احمد حکیمی پور نماینده زنجان در مجلس چهارم و خانم امانی نماینده ارومیه در مجالس پنجم و ششم بازداشت و زندانی شده اند و به جمع تعداد دیگری از نمایندگان سابق زندانی آقایان دکتر سلیمانی ، مهندس محسن صفایی فراهانی، و دکتر محسن میردامادی پیوسته اند.
ما خواستار اعمال حاکمیت قانون وآزادی تمامی زندانیان سیاسی، از جمله رهبران جنبش سبزهستیم که گناهی جز اعتراض به ظلم روا رفته بر رای مردم ندارند. تنها اعتراض این عزیزان که بهترین لحظات عمرشان را در زندان تحت شرایط بسیار سخت و گاهی همراه با شکنجه می گذرانند، چیزی نیست جز اعتراض به سیاست های ویرانگر حاکمیت. لذا از شما مردم عزیز ایران دعوت می کنیم در این روزهای منتهی به سال نو، به هر شیوه ای که می توانید اعتراض خود را به حاکمیت نشان دهید و اجازه ندهید حکومت در تعدی به حقوق شما و رهبران جنبش سبز و نمایندگانتان بیش از این جسارت به خرج دهد.
مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی
متن بیانیه مجمع ادوار مجلس چنین است:
مردم شریف ایران!
جنبش سبز، بعنوان جنبشی مدنی و حقوق محور، پس از کودتای انتخاباتی خردادماه سال گذشته با اراده شما کلید خورد. عاملان کودتا، در پاسخ به اعتراض مسالمت آمیز میلیون ها نفر که با شعار"رای من کجاست"؟ به خیابان آمده بودند، آنها را به گلوله بستند و دهها نفر را به شهادت رساندند. هزاران نفر از معترضین را بازداشت و زندانی کردند، هزاران نفر را از کار اخراج و باعث مهاجرت ناخواسته بسیاری از کشور شدند. با تمام این جنایات، باز به دلیل سوء مدیریت و سیاست های غلط داخلی و ماجراجویی های بین المللی، شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور را در بحران بی سابقه ای قرار دادند، بحران هایی که زمینه ساز بیکاری گسترده کارگران زحمتکش کشور را فراهم آورده و بسیاری از آنها را از دریافت حقوق ناچیزشان برای ماهها محروم کرده است. اعمال محدودیت های گسترده علیه همه اقوام ایرانی و بویژه اقلیت های قومی و مذهبی ماحصل دیگر دولت کودتایی بوده است که می تواند ضربات جبران ناپذیری بر تمامیت ارضی و امنیت ملی کشور وارد کند.
در چنین شرایطی، آقایان میر حسین موسوی و مهدی کروبی روسای سابق دولت و مجلس که هر دو از نامزدهای ریاست جمهوری سال گذشته بودند، به رغم تحمل فشارهای بسیار زیاد، هیچگاه نسبت به اینهمه ظلمی که توسط حاکمیت بر مردم انجام شد، سکوت اختیار نکرده و همراه با مردم، بویژه جوانان و زنان دلاور به اعتراض خود ادامه دادند. در طول یکسال گذشته محدودیت های شدیدی بر آنها اعمال شد، از جمله قطع ارتباط آنها با مشاوران و دوستانشان، ممانعت از حضور آنها در مراسم عمومی و اهانت و تبلیغ غیر واقع از صدا و سیما و منابر مساجد و نماز جمعه ها و در این اواخر عربده کشی نمایندگان مجلس فرمایشی و نهایتا زندانی نمودن این عزیزان، بگونه ای که حتی فرزندان ایشان نیز اطلاعی از محل نگهداری و وضعیت سلامتی انها ندارند و شکایت خود را از ظلم روا رفته بر والدین خود به خدا و مراجع دینی برده اند.
کودتاگران، همانطوری که آرا مردم را جابجا و به سرکوب اعتراضات مردمی ادامه داده اند، با زندانی کردن دکتر زهرا رهنورد، فاطمه کروبی، مهدی کروبی و میر حسین موسوی گام دیگری درتکمیل نقض اصول قانون اساسی و قوانین آیین دادرسی ای که تمکین به آنها را ملت از حاکمیت مطالبه میکند ، برداشتند.
مردم عزیزایران!
از آنجاکه نقض قانون اساسی توسط کودتاگران انجام شده، که هم اکنون حاکمیت را نیز غصب کرده اند، ما نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی، نقطه اتکایی جز شما ملت بزرگ نداریم و یکبار دیگر شکایت به شما می آوریم و از شما عزیزان می خواهیم که در قبال بازداشت رهبران شجاع، صادق و دلسوز جنبش سبزساکت ننشینید و در این راه پرتلاطم فرزندان خود را تنها نگذارید.
ما این بیانیه رادر حالی خطاب به شما می نویسیم که دبیرکل مجمع نمایندگان ادوارمجلس شورای اسلامی آقای دکتر یدالله اسلامی نماینده بافت در مجلس سوم، آقای احمد حکیمی پور نماینده زنجان در مجلس چهارم و خانم امانی نماینده ارومیه در مجالس پنجم و ششم بازداشت و زندانی شده اند و به جمع تعداد دیگری از نمایندگان سابق زندانی آقایان دکتر سلیمانی ، مهندس محسن صفایی فراهانی، و دکتر محسن میردامادی پیوسته اند.
ما خواستار اعمال حاکمیت قانون وآزادی تمامی زندانیان سیاسی، از جمله رهبران جنبش سبزهستیم که گناهی جز اعتراض به ظلم روا رفته بر رای مردم ندارند. تنها اعتراض این عزیزان که بهترین لحظات عمرشان را در زندان تحت شرایط بسیار سخت و گاهی همراه با شکنجه می گذرانند، چیزی نیست جز اعتراض به سیاست های ویرانگر حاکمیت. لذا از شما مردم عزیز ایران دعوت می کنیم در این روزهای منتهی به سال نو، به هر شیوه ای که می توانید اعتراض خود را به حاکمیت نشان دهید و اجازه ندهید حکومت در تعدی به حقوق شما و رهبران جنبش سبز و نمایندگانتان بیش از این جسارت به خرج دهد.
مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی
۱۳۸۹ اسفند ۱۱, چهارشنبه
سازمان ملل را به یاری بطلبیم
سازمان ملل را
به یاری بطلبیم
مجید
حکومت موسوی و کروبی را به همراه همسرانشان از خانه هایشان ربوده است. اگر چنین نکرده بود، باید بازداشت آنها را اعلام می کرد. این موش و گربه بازی از ترس و وحشت حکومت است، اگر چنین نبود، دادستان کل جمهوری اسلامی "اژه ای" در پاسخ به سئوال دستوری خبرنگاران انتقال آنها به زندان حشمتیه را تکذیب و در باره بازداشت و یا محل نگهداری آنها سکوت نمی کرد.
اینها را خودتان بهتر می دانید. فقط می خواستم با توجه به مصاحبه روز گذشته سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی "مهمانپرست" یک نکته ای را بنویسم. آقای مهمانپرست در واکنش به اعتراض امریکا و اروپا نسبت به بازداشت امنیتی موسوی و کروبی، اظهار نظر فرمود که این مساله – توجه کنید که او هم نگفت بازداشت بلکه اسم بازداشت را گذاشت مسئله- داخلی است وکشورهای دیگر حق مداخله در امور ما را ندارند.
1- شاید یکی از بهترین پاسخ ها به این بازی موش و گربه حکومتی، بسیج ایرانیان و سازمانهای حقوق بشری برای درخواست دخالت سازمان ملل و فرستادن نماینده ای به ایران برای دیدار با موسوی و کروبی باشد.
2- این درخواست را می توان مستند کرد به مداخله های مستقیم و حتی نظامی جمهوری اسلامی در امور داخلی دیگر کشورها و محکوم کردن این دولت و آن دولت در نماز جمعه ها که خودش یک دخالت مستقیم است با نمایش های خیابانی متعاقب آن در مقابل دانشگاه تهران. مثل آتش زدن عکس این و آن و یا آتش زدن پرچم این و یا آن کشور.
به یاری بطلبیم
مجید
حکومت موسوی و کروبی را به همراه همسرانشان از خانه هایشان ربوده است. اگر چنین نکرده بود، باید بازداشت آنها را اعلام می کرد. این موش و گربه بازی از ترس و وحشت حکومت است، اگر چنین نبود، دادستان کل جمهوری اسلامی "اژه ای" در پاسخ به سئوال دستوری خبرنگاران انتقال آنها به زندان حشمتیه را تکذیب و در باره بازداشت و یا محل نگهداری آنها سکوت نمی کرد.
اینها را خودتان بهتر می دانید. فقط می خواستم با توجه به مصاحبه روز گذشته سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی "مهمانپرست" یک نکته ای را بنویسم. آقای مهمانپرست در واکنش به اعتراض امریکا و اروپا نسبت به بازداشت امنیتی موسوی و کروبی، اظهار نظر فرمود که این مساله – توجه کنید که او هم نگفت بازداشت بلکه اسم بازداشت را گذاشت مسئله- داخلی است وکشورهای دیگر حق مداخله در امور ما را ندارند.
1- شاید یکی از بهترین پاسخ ها به این بازی موش و گربه حکومتی، بسیج ایرانیان و سازمانهای حقوق بشری برای درخواست دخالت سازمان ملل و فرستادن نماینده ای به ایران برای دیدار با موسوی و کروبی باشد.
2- این درخواست را می توان مستند کرد به مداخله های مستقیم و حتی نظامی جمهوری اسلامی در امور داخلی دیگر کشورها و محکوم کردن این دولت و آن دولت در نماز جمعه ها که خودش یک دخالت مستقیم است با نمایش های خیابانی متعاقب آن در مقابل دانشگاه تهران. مثل آتش زدن عکس این و آن و یا آتش زدن پرچم این و یا آن کشور.
۱۳۸۹ اسفند ۱۰, سهشنبه
بازداشت موسوی و کروبی حکومت، از ترس مرگ دست به خودکشی زد!
دیشب مردم، با بانگ الله اکبر تهران را روی سرشان گذاشتند. مردم برای اعتراض ها و تظاهرات 10 اسفند (امروز) یکدیگر را خبر کردند و تردید نیست که امروز تهران و بسیاری از شهرهای ایران صحنه صف آرائی مردم معترض و نیروهای ویژه سپاه و انتظامی و پیاده نظام چماقدار و اوباش آنها خواهد شد. بازهم عده ای کشته و مجروح و عده ای نیز بازداشت. حکومت نمی خواهد بحران را بپذیرد و مردم حاضر به قبول ادامه این حاکمیت نیستند. حکومتی که از یک بیانیه چند خطی موسوی و کروبی و انتشار آن در سایت ها و وبلاگ های فیلتر شده وحشت دارد و بتدریج از سایه خود نیز خواهد ترسید، نمی تواند ترس خود را در پشت خشونت و بازداشت و یورش و زندان و اعدام پنهان کند. همانگونه که دیگر نمی تواند پشت مذهب و اسلام سنگر بگیرد. اگر چنین سنگری اطمینان بخش بود، قذافی به حال و روزی که همگان شاهدند نمی افتاد. قلب حقایق و شعبده بازی با نمایش تلویزیونی آتش زدن عکس آیت الله خمینی توسط مردم و نمایش توهین به امام حسین در روزعاشورا و دهها و صدها نمونه ای از این شعبده بازی های حکومتی، دیگر برای خود اوباش پای رکاب ولایت هم جاذبه ندارد. صحنه دستگیری فائزه هاشمی و زبان و کلام سردسته اوباش بازداشت کننده وی نشان داد که در میان آنها هم، دیگر نه اسلام مطرح است و نه مذهب. ماشین حکومتی در جاده خاکی و پر دست انداز کودتا حرکت می کند و مردم سوار بر موج و توفانی که در جهت براندازی حکومت های مطلقه و استبدادی – از هر نوع آن- در منطقه می وزد به پیش می روند. کودتای ضد انقلابی 22 خرداد که اکنون با بازداشت نابخردانه میرحسین موسوی و مهدی کروبی و همسران آنها تکمیل شده، بر سرعت توفان افزوده و در خود حاکمیت نیز شکاف را عمیق تر خواهد کرد. حالا، دیگر امثال هاشمی رفسنجانی و علی لاریجانی و علی مطهری و بقیه ای که شماری از آنها قطعا نظامی و سپاهی اند نیز، باید مشتی کوُدن سیاسی باشند که ندانند، تا ماشین کودتا در جاده سنگلاخ و پردست انداز به دره پرتاب نشده، باید از آن پیاده شوند و سرنوشت خود را بدست راننده و کمک راننده های آن ندهند. دیک مقابله با استبداد و حاکمان مطلقه در منطقه می جوشد و در همین دیگ، سرحاکمیت جمهوری اسلامی نیز می جوشد!
اشتراک در:
پستها (Atom)


