رهبران جنبش سبزراآزادكنيد.
۱۳۹۰ دی ۸, پنجشنبه
نشست 30 ژانویه برای تحریم نفتی ایران می بندیم مثل آب خوردن حمله می کنند مثل نان خوردن
بخشی از تهدیدهای نظامی جمهوری اسلامی که در 48 ساعت گذشته در صدر اخبار جهان قرارگرفته، ناشی از همین روند است. یعنی بیم از تحریم نفتی ایران. این مقامات تهدید کرده اند که در صورت تحریم نفتی ایران، تنگه هرمز را خواهند بست تا هیچکس نتواند از خلیج فارس نفت ببرد!
یکی از فرمانده نیروی دریايی ج. اسلامی دیروز – چهارشنبه- در مصاحبه با شبکه خبري پرس.تي. وي (سیمای انگلیسی جمهوری اسلامی) گفت: بستن تنگه هرمز براي نيروهاي مسلح ايران واقعا کاري ساده است. يا همان طور که ما در ايران ميگوييم از آب خوردن هم راحتتر است. البته تصمیم گیری در این مورد به عهده "بزرگان" است.
اتحادیه اروپا روزانه حدود ۴۵۰ هزار بشکه نفت خام از ایران می خرد و حدود ۱۷ درصد کل نفت صادراتی جهان، معادل ۱۵.۵ میلیون بشکه نفت خام، از تنگه هرمز عبور می کند.
پیک نت 8 دی 1390
۱۳۹۰ دی ۷, چهارشنبه
:: کوهیار گودرزی در اوین؛ هنوز می توان در ایران ماند و موثر بود | در بند ۲۰۹، همه روزها شبیه هم است
۱۳۹۰ دی ۴, یکشنبه
ارزش حمله کم کم معلوم می شود! غارت خود جوش در حمله به سفارت انگلیس

در میان اوباشی بسیجی که تحت سرپرستی سردار "نقدی" به سفارت انگلیس ریختند و دست به غارت زدند، از نهادهای حکومتی هم بوده اند که می دانستند به "کاهدان" نزده و غنیمت به خانه خواهند برد. از جمله تابلوئی را به سرقت بردند که گفته می شود چند هزار دلار قیمت دارد. این تابلو پرتره ایست از فتحعلی شاه قاجار که در سال 1822 میلادی توسط "آقا احمد نقاش" از نقاشان دوره قاجاریه کشیده شده است. همچنین پوستری از فیلم "پالپ فیکشن" ساخته "کوئنتین تارانتینو" درجریان همین یورش به سرقت رفته است. اما حیرت آور آنست که این پوستر اخیرا روی دیوار خانه یکی از کارمندان یکی از نهادها یافت شده است. گویا این کارمند که اسمش اعلام نشده به فیلم های اکشن علاقمند است!
پیک نت 3 دی 1390
۱۳۹۰ دی ۱, پنجشنبه
مصاحبه شیخ جعفر شجونی موسوی و کروبی سپاه را ندارند، مردم را دارند
جعفر شجونی، سعی کرد ترس از فراهم آمدن شرایطی که زمینه شرکت اصلاح طلبان در انتخابات مجلس باشد را اینگونه به زبان آورد:
«اظهارات اخیر خاتمی نشان میدهد که این فتنهگران از ادعا و حرفهای بیربط کوتاه نمیآیند. در حالی که این طیف از اصلاحطلبان در جامعه محلی از اعراب ندارند و فقط خود را گرفتار تلاش مذبوحانه کردهاند. جریان فتنه گمان میکرد هاشمیرفسنجانی کشتی نجات است که هیچگاه غرق نمیشود، اما نه تنها غرق شد، بلکه دیگران را نیز به همین بلا دچار کرد.
موسوی و کروبی سکوت کرده اند و خاتمی را جلو انداخته اند. قصد القای تأثیرگذاری در عرصه سیاسی را دارند. جریان فتنه مطمئن باشد که هیچ فردی در جامعه منتظر بازگشت کروبی، موسوی، خاتمی و حتی هاشمی رفسنجانی به عرصه قدرت و سیاست نیست و لذا آنها نباید دچار خود بزرگ بینی شوند. برخی افراد بر خلاف آنچه هستند صحبت میکنند و فردی که دچار مرگ سیاسی شده، معتقد است که هنوز در جامعه از جایگاهی برخوردار است. چنین حاکمان معزولی هیچ سپاه، نیرو و پشتوانه مالی در بین مردم ندارند.»
اگر شیخ جعفر شجونی دراین مصاحبه یک کلمه حرف درست زده باشد، همان جمله ایست که در آن می گوید « موسوی و کروبی سپاه ندارند» روی دیگر این سخن آنست که امثال شجونی سپاه را دارند و اگر نداشتند، خبرگزاری فارس که وابسته به سپاه است برای مصاحبه به سراغ او نمی رفت.
والا، امثال شجونی، خود بیش از همه میدانند که از وحشت همین نفوذی که وی انکار می کند، موسوی و کروبی را حصر خانگی کرده اند و نماز جمعه را از دست هاشمی گرفتند. کسی که پایگاه و جایگاهی بین مردم نداشته باشد که دیگر نیازی به حبس و حصرش نیست!
پیک نت 30 آذر
۱۳۹۰ آذر ۲۸, دوشنبه
تويي كه ميشناسمت رضا رئیسی محمد نوری زاد: بقلم رضا رئیسی
براي محمد نوري زاد.
سلام عزيز عاشق و دلسوخته.
دوستت داشتهام. دوستت دارم و دوستت خواهم داشت. نامه پانزدهم شما اينجاست. كنار دستم. روي ميز كارم. با هر نگاهي كه به آن مياندازم آه ميكشم و در سكوتي فرو ميروم كه با نور زرد و چركين چراغ بالاي سرم رنگآميزي ميشود. در اين نيمه شب تو را تحسين ميكنم و دشمنانت را نفرين. براي خانوادهات صبوري ميخواهم و براي دوستان و همسايههايت فهم. اما بعد:
آن كه نيكخواه ملت است به برادر ميماند. قلب برادر بسان آب است. پاك و زلال. اما ملت ديگر برادري در حضرات نميبيند. تو نيز بيهوده تلاش ميكني تا چهرهشان را به خودشان بازشناسي. نگاه حضرات نگاه تو و انسانهاي آزاده نيست. قلب شما آينه است و قلب رفقايتان مثل ساعت. آينه آواز نور سر ميدهد و ساعت سايهها را ميشمارد. حضرات كر و كور شدهاند و جز هوس و طلا و تمنا چيزي نميشناسند.
صبور مهربان:
همه ميدانيم كه در اين مدت تو در مقابل ارتش سايهها جانانه پايداري كردهاي و جز حق و خيرخواهي نگفتهاي قلمت زيباست و حرفت حق اما براي اين جماعت قلم بيهوده ميزني. اگر آنها ديده بودند موي سپيد چگونه ميرويد بر فرقشان و ساليان چه پر شتاب ميگذرد از پيش چشمشان، هرگز دل ياران را چنين پر خون نمي كردند. آنان آدميان دودلند. خود را گم كردهاند. كورمال راه ميروند. مشكوك نگاه ميكنند. هراسانند. شتاب زدهاند و به هر سو ميلغزند. براي حقيقت به دنبال اخلاق ميگردند. براي آزادي در پي قفساند و براي مشورت به دنبال دشمن. آينه را تاب نميآورند. آينه را گناهكار ميشمارند. آن را نشانه ميروند. برايش سنگ پرتاب ميكنند. سپس سنگي ديگر و باز هم. تا آينه را بشكنند. تكهتكهاش كنند و گناه را بر گردن مترسكها بيندازنند.
مرد نازنين:
مردم نيز خسته و اندوهگينند. تنهايي، سكوت، سكون. كج خلقي و احساس بيهودگي با آنها عجين شده است. زندگيشان هيچ ضربآهنگي ندارد، اما انتظار كشيدن كاري است كه آن را بسيار خوب ميدانند. همه منتظرند و در حالي كه مثل برگ خيس به زمين چسبيدهاند هر يك اميد دارند كه آن ديگري پا پيش گذارد و هيچ كدام از جايشان جنب نميخورند. دستهاي خدا را مينگرند و خدا آنها را. دستهاي ديگر ميگويند تا بوده چنين بوده و كاري نميشود كرد. گروهي هم مدام حرص ميخورند و به زمين و زمان دشنام ميدهند، اما همينكه سايهاي از بالاي سرشان ميگذرد لال ميشوند. ايستادگي و جاودانگي همواره در هم آميختهاند. آن چيست كه از جاودانگي حاصل مي شود؟ شجاعت و افتخار. اما زماني كه باورها، ارزشها و معيارها تفاوتشان از فرش تا عرش است، جز عدهاي قليل ديگر كسي به جاودانگي نميانديشد.
اگر تو آن من باشي، به اين و آن نينديشم / ز كفر آخر چرا ترسم كه تو ايمان من باشي
رفيق شفيق:
از جمعي به نام علما، فضلا و دانشمند طلب همراهي كردهاي. پيغام تو حقيقتاً به اينها تعلق ندارد. فقط نظمشان را بر هم ميزني. اينان درسشان را بلدند. تقيه، احتياط ، مدارا، مصلحت و… جماعت بدهكار را هيچ يك در برابر حاكمان طلا و تيغ و طمع هوس ايستادگي نيست. يكي ترس جان دارد و ديگري حرص نان. بدهكار فرسوده ميشود. مثل آهن زنگزده ميپوسد. پودر ميشود و ميريزد. بگذار آنان سرگرم كار خويش باشند. عدهاي بر مدار مدارا بمانند و عدهاي در كار اندازه زدن برزخي كه من و تو و او را از هم جدا سازد و عدهاي ديگر عالم بي عمل. سري كه به بهانه همدلي و اصلاح و همراهي فريبآميز بر شانههاي سادهدلان و جانبازان تكيهگاه ميجويد و با رازها و رمزهاي به فريبآلوده به دنبال بهانه توجيه و رهايي خود از كوتاهي، فرصت سوزي و حفظ جان، مال و آبروي خود است، كجا و با كدامين معيار مي تواند داعيهي حق و آزادگي و ظلمستيزي داشته باشد؟
از جمعي به نام علما، فضلا و دانشمند طلب همراهي كردهاي. پيغام تو حقيقتاً به اينها تعلق ندارد. فقط نظمشان را بر هم ميزني. اينان درسشان را بلدند. تقيه، احتياط ، مدارا، مصلحت و… جماعت بدهكار را هيچ يك در برابر حاكمان طلا و تيغ و طمع هوس ايستادگي نيست. يكي ترس جان دارد و ديگري حرص نان. بدهكار فرسوده ميشود. مثل آهن زنگزده ميپوسد. پودر ميشود و ميريزد. بگذار آنان سرگرم كار خويش باشند. عدهاي بر مدار مدارا بمانند و عدهاي در كار اندازه زدن برزخي كه من و تو و او را از هم جدا سازد و عدهاي ديگر عالم بي عمل. سري كه به بهانه همدلي و اصلاح و همراهي فريبآميز بر شانههاي سادهدلان و جانبازان تكيهگاه ميجويد و با رازها و رمزهاي به فريبآلوده به دنبال بهانه توجيه و رهايي خود از كوتاهي، فرصت سوزي و حفظ جان، مال و آبروي خود است، كجا و با كدامين معيار مي تواند داعيهي حق و آزادگي و ظلمستيزي داشته باشد؟
آينه مهر:
بعد از اين باز هم بنويس! نوشتن مانند سيل است. موجي از گل و لاي كه چون سرازير شود قصرها و عبادتگاهها، تختها و منبرها و اربابان و سايهها را ميلرزاند و چه بسا با خود ميبرد، اما نوشتني كه نه او خواند و نه من، پيامي كه نه حضرات آن را تحويل بگيرند و نه برگهاي خيس را تكان دهد چه معني ميتواند داشته باشد؟ با اينحال تو باز هم بنويس. فقط در نامههاي بعدي نگاهت را به سمت مخاطبان ديگر ببر. به سمت اشباح و روحهاي سرگردان كه با سبكبالي پرندگان در آسمان ميچرخند و از گزند شكارچيان ارتش سايهها در اماناند. خطابت به مردگان باشد كه دنيا را تجربه كردهاند و پي بردهاند هيچ حقارت و ننگي بدتر از مردن در زير بار ظلم نيست و به يقين اگر دوباره فرصت زندگي بيابند اينبار ايستاده ميميرند
۱۳۹۰ آذر ۲۶, شنبه
کمیسیون خارجی مجلس: انگلیس لجاجت نکنند روابط جدید را شروع کنیم!
رفتن به سفارت و داخل رفتن را کسی تایید نمیکند. جمهوری اسلامی ایران علاقه به قطع رابطه با کشورهای دنیا ندارد، حاضر به سرمیز نشستن و مذاکره با دشمن است چرا که بهترین راه حل را برای تأمین مصالح ملی دنبال میکند. (این نظرات را یکی از اعضای کمیسیون به نمایندگی از کمیسیون با خبرنگاران در میان گذاشت)
پیک نت 26 آذر
۱۳۹۰ آذر ۲۲, سهشنبه
:: درخواست اوباما از ایران برای برگرداندن هواپیمای جاسوسی/ احتمال معامله پشت پرده میان ایران و آمریکا
۱۳۹۰ آذر ۲۰, یکشنبه
ریش و تسبیح برای رسیدن به قدرت کافی نیست. باید مهر داغ بر پیشانی گذاشت! چهار شکل و روش مهر کردن پیشانی


۱۳۹۰ آذر ۱۵, سهشنبه
حماسه حسینی، فریادی علیه فساد و استبداد یزیدی
سشنبه, 15 آذر, ۱۳۹۰
چکیده :در آن یلدای بیداد و اموی، عده ای از خواص با چاپلوسی به نفع نظام حاکم، به جعل احادیث و مدح ستمگران روی آوردند و تمجید و ستایش دشمنان خاندان وحی را همچون مبانی آموزشی و تربیتی، در مکتب خانه ها به کودکان و نوجوانان می آموختند... با روی کار آمدن جنایتکاری چون یزید و آشکار شدن فساد و ابتذال و علنی شدن آلودگی های غیرقابل اغماض، تعلیمات و فرهنگ اسلامی در مخاطره ای جدی قرار گرفت. از این جهت موضع امام در مقابل چنین شرایطی، که استمرار آن محو دیانت و معنویت را به دنبال داشت، برپا کردن مشعل عاشورا بود تا در آن تاریکی دهشت زا، روشنی بیافریند و نیز از لهیب آن آذرخش کاخ استبداد بسوزد....
کلمه – گروه معارف:
با گذشت حدود نیم قرن از زمان رحلت خاتمِ رسولانِ الهی، به دلیل استیلای ظالمانه شجره خبیثه بنی امیه، ابرهای تیره و تار تحریف، آسمان حقیقت را فرا گرفت. شرایط آن چنان آشفته و دگرگون شد که نشانه مسلمانی، مخالفت با مظهر اسلام و جانشین راستین پیامبر(ص) به شمار می آمد. مشتاقانِ خاندان عصمت و طهارت(ع) و شیفتگان حقایق ناب و ارزش های اصیل، در محاق اختناقی شدید، رنجی جانکاه و شدیدترین مجازات ها، روزگار نگران کننده و ناگواری را سپری می کردند.
در آن یلدای بیداد و اموی، عده ای از خواص با چاپلوسی به نفع نظام حاکم، به جعل احادیث و مدح ستمگران روی آوردند و تمجید و ستایش دشمنان خاندان وحی را همچون مبانی آموزشی و تربیتی، در مکتب خانه ها به کودکان و نوجوانان می آموختند. فضایِ آلوده و آشفته جهان اسلام، چون توفانی مهیب هرگونه آرامش و امنیت را از حامیان راستین حقیقت گرفته بود. فرهنگ والا و پویای اسلام که منشأ تحرک، سازندگی و تحول بود، به صورت قوانینی خشک و بی مغز و آمیخته به جمود و خمود، تبلیغ و ترویج می شد و مجال هرگونه تفکر، تعقل و بحث های زاینده و رشددهنده از فرزانگان، صاحبان خرد و اهل معرفت گرفته می شد.
با روی کار آمدن جنایتکاری چون یزید و آشکار شدن فساد و ابتذال و علنی شدن آلودگی های غیرقابل اغماض، تعلیمات و فرهنگ اسلامی در مخاطره ای جدی قرار گرفت. از این جهت موضع امام در مقابل چنین شرایطی، که استمرار آن محو دیانت و معنویت را به دنبال داشت، برپا کردن مشعل عاشورا بود تا در آن تاریکی دهشت زا، روشنی بیافریند و نیز از لهیب آن آذرخش کاخ استبداد بسوزد.
از این جهت آن خورشید فروزان با حماسه ای پرشکوه و سرنوشت ساز جامعه اسلامی را متوجه اسلام واقعی کرد و به اتفاق اهل بیت، یاران و اصحاب فداکارش، مکتب حیات بخش اسلام را احیا کرد و چشمه ناب حقیقت را از غباری که گرفته بود، رهایی بخشید و در واقع خداوند مکتب وحی را از طریق قیام عاشورا حفظ کرد و تعبیر قرآنی ِ «انّا نحن نزّلنا الذکر و انّا له لحافظون» (ما قرآن را فرو فرستادیم و به تحقیق حافظ آن هستیم) درباره اش مصداق پیدا کرد.
سیره ائمه هدی(ع) در برپا داشتن مجلس سوگواری برای سالار شهیدان، حضرت امام حسین(ع)، و تشویق و تحریض شیعیان در احیای این برنامه، بدان جهت است که واقعه کربلا روشنی بخش جان انسان های طالب فضایل باشد و گریستن برای امامی که در مقابل باطل مقاومت کرد و از ارزش ها صیانت نمود، فریاد قلب و مبارزه عاطفی با ستمگران در همیشه تاریخ است. اما در طول تاریخ هر گاه فضای جامعه شیعه دگرگون شده است، فرهنگ سیاسی عاشورا که سرشار از حماسه و زیبایی است، کمرنگ شده و بعد عاطفی آن و داستان هایی همچون عروسی حضرت قاسم و تشنگی علی اصغر و … چنان رنگ و لعابی گرفته است که گویی تمام آن حماسه پرشور قصه پر سوزی است که آتش جهنم گناهان یک ساله را خاموش کند!