رهبران جنبش سبزراآزادكنيد.

رهبران جنبش سبزراآزادكنيد.

۱۳۹۰ دی ۸, پنجشنبه

نشست 30 ژانویه برای تحریم نفتی ایران می بندیم مثل آب خوردن حمله می کنند مثل نان خوردن

سخنگوي کاترين اشتون، رئیس سياست خارجي اتحاديه اروپا، دیروز ـ چهارشنبه- به خبرگزاري فرانسه گفت: اتحاديه اروپا در حال بررسي دور ديگري از تحريم‌ها عليه ايران است ما انتظار داريم اين تصميم در نشست شوراي امور خارجي اتحاديه در تاريخ 30 ژانويه اتخاذ شود. اتحاديه اروپا طرح تحريم نفت خام ايران را در دست بررسي دارد.
بخشی از تهدیدهای نظامی جمهوری اسلامی که در 48 ساعت گذشته در صدر اخبار جهان قرارگرفته، ناشی از همین روند است. یعنی بیم از تحریم نفتی ایران. این مقامات تهدید کرده اند که در صورت تحریم نفتی ایران، تنگه هرمز را خواهند بست تا هیچکس نتواند از خلیج فارس نفت ببرد!
یکی از فرمانده نیروی دریايی ج. اسلامی دیروز – چهارشنبه- در مصاحبه‌ با شبکه خبري پرس.تي. وي (سیمای انگلیسی جمهوری اسلامی) گفت: بستن تنگه هرمز براي نيروهاي مسلح ايران واقعا کاري ساده است. يا همان طور که ما در ايران مي‌گوييم از آب خوردن هم راحت‌تر است. البته تصمیم گیری در این مورد به عهده "بزرگان" است.
اتحادیه اروپا روزانه حدود ۴۵۰ هزار بشکه نفت خام از ایران می خرد و حدود ۱۷ درصد کل نفت صادراتی جهان، معادل ۱۵.۵ میلیون بشکه نفت خام، از تنگه هرمز عبور می کند.
پیک نت 8 دی 1390

۱۳۹۰ دی ۷, چهارشنبه

:: کوهیار گودرزی در اوین؛ هنوز می توان در ایران ماند و موثر بود | در بند ۲۰۹، همه روزها شبیه هم است

هفته ی پیش اخبار و گزارش ها حاکی از آن بود که پروین مخترع، مادر کوهیار گودرزی، دانشجوی محروم از تحصیل و فعال حقوق بشری زندانی، از سوی دادگاه انقلاب کرمان به تحمل ۲۳ماه حبس تعزیری محکوم شده است. پروین مخترع که حدود پنج ماه است در بند عمومی زندان کرمان به سر می‌برد، یک روز پس از بازداشت کوهیار گودرزی، در منزلش در کرمان دستگیر و به اتهام “تبلیغ علیه نظام”، “توهین به شهدا و رهبری” در دادگاه مورد محاکمه قرار گرفت. این حکم، یکی از کم‌سابقه‌ترین احکامی است که در سال‌های گذشته از سوی دادگاه، برای یک مادر، تنها به جرم دفاع از فرزندش، صادر شده است. گزارش ها حاکی از آن است که در هفته‌های گذشته، قاضی پرونده با ارسال پیامی برای پروین مخترع، از وی خواسته بود تا با نوشتن ندامت‌نامه، از اعمال خود ابراز پشیمانی کند تا حکم سبک‌تری دریافت کند. با این وجود، پروین مخترع گفته بود که هرگز حاضر به نوشتن ندامت‌نامه نیست و از حق قانونی خود برای دفاع از فرزندش نخواهد گذشت. پروین مخترع، هم‌چنین در جریان محاکمه خود از داشتن وکیل محروم بوده و مأموران امنیتی به وی گفته‌اند که نیازی به حضور وکیل در دادگاه نیست. کوهیار گودرزی نیز با وجود گذشت پنج ماه از زمان بازداشتش هم‌چنان در شرایط بلاتکلیفی و در بند ۲۰۹نگه‌داری می‌شود. این فعال حقوق بشر که در هفته‌های گذشته متهم به ” تبلیغ علیه نظام” و ” اجتماع و تبانی علیه نظام” شده بود، در حال حاضر در انتظار تشکیل جلسه دادگاه به سر می‌برد. بازپرس پرونده، برای وی به اتهام‌های «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت، از طریق عضویت در کمیته گزارشگران حقوق بشر» و «تبلیغ علیه نظام از طریق مصاحبه با روزنامه اشپیگل» قرار مجرمیت صادر و پرونده او را به دادگاه ارسال کرد. گودرزی که در تاریخ ۹ مردادماه ۹۰ بازداشت شده بود، به مدت ۳ ماه از حق تماس تلفنی با خانواده‌اش محروم بود. در این مدت بسیاری از سازمان‌های حقوق بشری، نسبت به سلامت وی ابراز نگرانی کرده بودند. وی هم‌چنین به مدت طولانی در سلول انفرادی نگه‌داری شد. گفتگوی کلمه را با یکی از نزدیکان این فعال سیاسی در بند را با هم میخوانیم: در ابتدا از شرایط کلی و عمومی آقای گودرزی بفرمایید. آخرین خبری که از ایشان دارین به چه زمانی بر میگردد؟ آخرین خبری که داریم، مربوط به هفته گذشته است. ایشان سه شنبه هر هفته می تواند تماس تلفنی داشته باشد و تنها راه اطلاع از وضعیتش همین تماسهای تلفنی است. چون ملاقات ندارد و هیچ کس نتوانسته است بعد از بازداشت، او را ملاقات کند. کوهیار در حال حاضر، در سلولهای عمومی بازداشتگاه ۲۰۹ نگهداری می شود و با حدود ۱۰ زندانی هم سلول است. و همچنان در وضعیت بلاتکلیفی است و در انتظار برگزاری دادگاه. تحت بازجویی هستند؟ خیر بازجویی های او، مدتی است که پایان یافته و حدود سه هفته پیش، آخرین دفاعیات خود را در بازپرسی انجام داده است. علی‌القاعده، پس از این مرحله، پرونده میبایست با صدور کیفرخواست از سوی دادستان به دادگاه ارسال شود و وقت دادرسی تعیین شود. در مورد کوهیار هنوز این اتفاق نیفتاده، این در حالی است که وی وارد ششمین ماه بازداشت خود شده است. آیا فشار خاصی روی آقای گودرزی وجود دارد؟ خوب، ببینید اصلا نگهداری طولانی مدت متهمان در بند ۲۰۹، خود بیشترین فشار روانی است. اصلا به همین دلیل پس از اتمام بازجویی و تحقیقات، از انتقال زندانی به بند عمومی جلوگیری می کنند. نگهداری افراد، در محیط امنیتی ۲۰۹ که زندانی از حق دسترسی به هرگونه امکاناتی همانند کتاب، تلفن و .. محروم است. و در یک محیط کوچک نگه‌داری می شود که میبایست از چشم‌بند استفاده کند. سکوت را رعایت کند. صدایش بلند نشود. برای رفتن به دستشویی و حمام اجازه بگیرد. و تکراری بودن این روزها، به افزایش فشار بر زندانی منتهی می شود. در بند ۲۰۹، همه روزها شبیه هم است. زندانی هیچ دستاویزی برای تغییر روزها و ساعتهایش ندارد و این مساله به مرور زمان موجب ایجاد احساس یکنواختی و کرختی و افسردگی در افراد می شود. در مورد فشارهای موردی هم باید بگویم، کوهیار مدت طولانی در سلول انفرادی نگهداری شد. تا سه ماه از حق تماس تلفنی محروم بود. یک روز پس از بازداشتش، مادرش را هم بازداشت کردند. در زمان زندانی بودنش، دو تن از دوستانش که یکی از آنها به همراه کوهیار بازداشت شده بود، دست به خودکشی زد. همه اینها کافی است برای اینکه یک نفر را به معنای واقعی از درون فرو بریزد. به همه اینها، فشارهای بازجویی، اتهامات و .. را هم اضافه کنید. باید بگویم کوهیار گودرزی در این مدت واقعا شرایط طاقت فرسایی را تجربه کرده است. و اینکه هنوز حالش خوب است و روحیه اش را حفظ کرده مایه خرسندی و شگفتی است. کوهیار گودرزی سال گذشته پس از تحمل یک سال حبس آزاد شده بود، بازداشت جدید به همان پرونده بر میگردد یا دلیل جدیدی وجود داشته است؟ خوب با توجه به فضای سرکوبی که در دو سال گذشته در کشور حکم‌فرما شده است. واضح است که هیچ نوع حرکت اعتراضی از سوی نیروهای امنیتی تحمل نخواهد شد. کوهیار به عنوان یکی از اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر، پس از آزادی از زندان هم به فعالیتهای خود ادامه داد. این اواخر هم یکی دو تا مصاحبه با برخی نشریات انجام داد که همین مسائل موجب حساسیتهای دستگاه امنیتی شد. آنچه هم که در بازپرسی به عنوان اتهامات او مطرح شده است همین مسائل است. یعنی او متهم شده به “تبلیغ علیه نظام از طریق مصاحبه با نشریه اشپیگل” و ” اجتماع و تبانی علیه نظام از طریق عضویت در کمیته گزارشگران حقوق بشر”، که اگر نگاه قانونی داشته باشیم، هیچ یک از این اتهامات مصداق قانونی ندارد و وی نمی بایست حتی یک لحظه به چنین دلایلی در زندان باشد. اما خوب تنها چیزی که در دستگاه قضایی و سیستم امنیتی ایران مورد توجه قرار نمیگیرد، “قانون” است. کوهیار هم قربانی این بی قانونی است. طریقه ی بازداشت ایشان در ابهام است. در ابتدا اصل بازداشت تایید نشد و سپس در این باره سکوت شد. ممکن است درباره ی نحوه و مکان بازداشت ایشون بفرمایید؟ من فکر میکنم کسی سکوت نکرد. مساله ای که وجود داشت این بود کوهیار زمانی که بازداشت شد، کسی متوجه نشد یعنی او در منزل یکی از دوستانش و به همراه آنها دستگیر شد. مادرش هم فردای آن روز بازداشت شد. بنابراین هیچ کس خبر نداشت. تنها خاموش بودن موبایل او حدس و گمان در مورد بازداشتش به وجود آورد اما چون این مساله سابقه داشت. دوستان وی باید صبر می کردند. تا یک هفته بعد، وقتی یکی از دوستانی که به همراه او دستگیر شده بود آزاد شد، دیگر خبر بازداشت او قطعی شده و اعلام شد. پس از آن هم به مدت ۳ ماه هیچ تماس تلفنی و ملاقاتی نداشت. مادرش هم در زندان کرمان دستش از همه جا کوتاه بود. در واقع هیچ دسترسی به اخبار پیرامون وضعیت او در دست نبود. حتما میدانید که امکان رسیدن اخبار از بند ۲۰۹، اگر فردی در انفرادی باشد و تلفن هم نداشته باشد بسیار کم است. بنابراین اخباری که بود و اتفاقا درست هم بود، تاکید بر نامعلوم بودن شرایط وی بود. در این حال، بعد از سه ماه، زمانی که او برای اولین بار اقدام به برقراری تماس تلفنی کرد و از شرایطش خبر داد. بلافاصله یک خبر رسمی از طرف کمیته گزارشگران حقوق بشر منتشر شد. تا پیش از آن هیچ کس واقعا نمیدانست که او در چه شرایطی است. تمام اخبار بر اساس حدس و گمان بود. چرا هیچ کدام از اعضای خانواده ایشان اطلاع رسانی از شرایط ایشان نمیکند؟ ببینید اصولا در خصوص زندانیان سیاسی، کسانی که به اطلاع رسانی می پردازند فامیل درجه یک هستند. مادر، پدر، خواهر ، برادر. خوب مادر کوهیار در زندان است و او دیگر کسی را ندارد. خاله های او هم چون پیگیر وضعیت مادرش هستند، نمی توانند به کار رسانه ای بپردازند. همچنین هزینه ای که مادر کوهیار در خصوص اطلاع رسانی در مورد وضعیت فرزندش متحمل شده، خود دلیلی می شود برای اینکه سایرین احتیاط بیشتری به خرج دهند. واضح است وقتی به مادر وی رحم نکردند و چنین حکم سنگینی برای او صادر شده است، فردا روز ممکن است خاله و یا پسرخاله اش را نیز دستگیر کنند، فقط به این اتهام که در خصوص وضعیت او اطلاع رسانی انجام داده اند. درباره ی مادر ایشان بفرمایید؟ مادر کوهیار، اخیرا از سوی دادگاه به ۲۳ ماه حبس تعزیری محکوم شده، همچنین پرونده دیگری نیز با اتهام “توهین به رهبری” برای او تشکیل شده که به دادگستری استان کرمان ارجاع شده است. یعنی ممکن است این حکم سنگین تر شود. خانم مخترع در حال حاضر در بند عمومی زندان کرمان در کنار مجرمان عادی نگهداری می شود. شرایط نگهداریشان در زندان کرمان نیز بسیار سخت است. یعنی امکان دسترسی به مواد غذایی، میوه و سبزیجات در این زندان وجود ندارد. شرایط بهداشتی بسیار اسفبار است و رسیدگی پزشکی نیز بسیار محدود انجام می شود. خانم مخترع ظاهرا هفته گذشته از ناحیه پا در زندان دچار آسیب‌دیدگی شده بود که در دادگاه با ویلچر حضور پیدا می کنند. آیا بازداشت و این حکم به واقع به خاطر مصاحبه و اطلاع رسانی وضعیت فرزندشان صادر شده است؟ دلیل بازداشت ایشان مشخص است. قطعا و یقینا، اطلاع رسانی های گسترده او در خصوص بازداشت کوهیار گودرزی، علت دستگیری وی بوده است. پیش از این هم ماموران امنیتی وی را تهدید به برخورد کرده بودند و این بار تهدیدشان عملی شد. به هر حال با این کار، هم پروین مخترع را زندانی کردند و هم اطلاع رسانی در خصوص وضعیت کوهیار را کاهش دادند. آقای گودرزی پس از آزادی به سادگی می توانست از کشور خارج شود، آیا ممنونع الخروج بود که نرفت؟ ایشان به حضورش در ایران بیشتر باور داشت تا خروج از کشور. یعنی مانند بسیاری دیگر از کسانی که در ایران مانده‌اند، باور داشت که حضورش در ایران هم نوعی مبارزه است و دلش می خواست بماند. در حالی که کوهیار دانشجوی دانشگاه شریف بوده و با توجه به سابقه فعالیت هایش به راحتی می توانست از ایران خارج شود و ادامه تحصیل دهد و زندگی راحتی داشته باشد. اما باور داشت که اگر قرار است مبارزه کند، باید در ایران بماند و هزینه اش را نیز بپردازد. البته چون اقدامی برای خروج از کشور نکرد، نمیدانم ممنوع الخروج بود یا نه. اما به هر حال اگر قصد خروج از کشور را داشت راه های زیادی برای این کار وجود داشت. درباره ی فعالیت های فعالان حقوق بشر بفرمایید؟ فعالیت های حقوق بشری هم در ایران به مانند سایر احزاب و جریانها، بعد از سرکوب های گسترده ۸۸، دچار اخلال شد. البته چون در جریان این سرکوبها و اعتراضات، مساله “شهروند خبرنگار” به یک مورد محوری تبدیل شده بود. این قضیه توانست جای خالی نگاه فعالان حقوق بشر را که در همان روزهای ابتدایی سرکوب، مورد دستگیری واقع شده بودند پر کند. اما خوب یک مساله بارز و اساسی که باید مورد توجه قرار گیرد، این است که بعد از انتخابات ۸۸، بیشترین فشارها و هجمه ها به این گروه از فعالان وارد شد و یکی از جریانهایی بودند که مورد بیشترین سرکوب و بازداشت قرار گرفتند. در حالی که آنها نه سوگیری سیاسی داشتند، نه وابسته به جریانها، ستادها و احزاب بودند. نه اصولا دخلی در اعتراضات یا رهبری آنها داشتند. فعالان حقوق بشر تنها به ایفای وظیفه خود در راستای انعکاس موارد نقض حقوق بشر مشغول بودند که اینطور بی رحمانه مورد هجمه قرار گرفتند. آیا هنوز هم حاضر فشارها بر آنان زیاد است و به نظر شما هنوز هم میتوان مفید بود و کار کرد؟ این فشارها با گذشت زمان نه تنها کمتر نشده که بیشتر هم شده است. یعنی امکان کار کردن در هیچ گروهی وجود ندارد، کوچکترین فعالیتی به سرعت سرکوب می شود. واضح است که در این شرایط نمی توان مثل گذشته فعالیت کرد، اما هنوز هم فعالان حقوق بشر یا افراد دیگر از همین روزنه های موجود استفاده می کنند و برای شکستن این فضا تلاش می کنند. همین دیدارهایی که با خانواده‌های زندانیان سیاسی انجام می شود. مراسم هایی که برای آنها برگزار می شود. تلاش در جهت انعکاس اخبار مربوط به زندانها و .. . همه تلاشهایی است که هنوز وجود دارد و با وجود جو خفقان، عده‌ای دارند تلاش می کنند تا جای خالی دوستانشان را پر کنند. فکر می کنم به هر حال با وجود این شرایطی که وجود دارد، هنوز می توان در ایران ماند و موثر بود.

۱۳۹۰ دی ۴, یکشنبه

ارزش حمله کم کم معلوم می شود! غارت خود جوش در حمله به سفارت انگلیس



در میان اوباشی بسیجی که تحت سرپرستی سردار "نقدی" به سفارت انگلیس ریختند و دست به غارت زدند، از نهادهای حکومتی هم بوده اند که می دانستند به "کاهدان" نزده و غنیمت به خانه خواهند برد. از جمله تابلوئی را به سرقت بردند که گفته می شود چند هزار دلار قیمت دارد. این تابلو پرتره ایست از فتحعلی شاه قاجار که در سال 1822 میلادی توسط "آقا احمد نقاش" از نقاشان دوره قاجاریه کشیده شده است. همچنین پوستری از فیلم "پالپ فیکشن" ساخته "کوئنتین تارانتینو" درجریان همین یورش به سرقت رفته است. اما حیرت آور آنست که این پوستر اخیرا روی دیوار خانه یکی از کارمندان یکی از نهادها یافت شده است. گویا این کارمند که اسمش اعلام نشده به فیلم های اکشن علاقمند است!
پیک نت 3 دی 1390

۱۳۹۰ دی ۱, پنجشنبه

مصاحبه شیخ جعفر شجونی موسوی و کروبی سپاه را ندارند، مردم را دارند

شیخ جعفر شجونی که مدتی پیش اعلام شد از رهبری جامعه روحانیت مبارز کنار گذاشته شده و حتی از این جامعه اخراج شده، روز گذشته یکبار دیگر بعنوان عضو ارشد این جامعه با خبرگزاری فارس مصاحبه کرد و سهام نیوز نیز بخش هائی از این مصاحبه را منتشر ساخت.
جعفر شجونی، سعی کرد ترس از فراهم آمدن شرایطی که زمینه شرکت اصلاح طلبان در انتخابات مجلس باشد را اینگونه به زبان آورد:

«اظهارات اخیر خاتمی نشان می‌دهد که این فتنه‌گران از ادعا و حرف‌های بی‌ربط کوتاه نمی‌‌آیند. در حالی که این طیف از اصلاح‌طلبان در جامعه محلی از اعراب ندارند و فقط خود را گرفتار تلاش مذبوحانه‌ کرده‌اند. جریان فتنه گمان می‌کرد هاشمی‌رفسنجانی کشتی نجات است که هیچ‌گاه غرق نمی‌شود، اما نه ‌تنها غرق شد، بلکه دیگران را نیز به همین بلا دچار کرد.
موسوی و کروبی سکوت کرده اند و خاتمی را جلو انداخته اند. قصد القای تأثیرگذاری در عرصه سیاسی را دارند. جریان فتنه مطمئن باشد که هیچ فردی در جامعه منتظر بازگشت کروبی، موسوی، خاتمی و حتی هاشمی رفسنجانی به عرصه قدرت و سیاست نیست و لذا آنها نباید دچار خود بزرگ‌ بینی شوند. برخی افراد بر خلاف آنچه هستند صحبت می‌کنند و فردی که دچار مرگ سیاسی شده، معتقد است که هنوز در جامعه از جایگاهی برخوردار است. چنین حاکمان معزولی هیچ سپاه، نیرو و پشتوانه مالی در بین مردم ندارند.»

اگر شیخ جعفر شجونی دراین مصاحبه یک کلمه حرف درست زده باشد، همان جمله ایست که در آن می گوید « موسوی و کروبی سپاه ندارند» روی دیگر این سخن آنست که امثال شجونی سپاه را دارند و اگر نداشتند، خبرگزاری فارس که وابسته به سپاه است برای مصاحبه به سراغ او نمی رفت.
والا، امثال شجونی، خود بیش از همه میدانند که از وحشت همین نفوذی که وی انکار می کند، موسوی و کروبی را حصر خانگی کرده اند و نماز جمعه را از دست هاشمی گرفتند. کسی که پایگاه و جایگاهی بین مردم نداشته باشد که دیگر نیازی به حبس و حصرش نیست!
پیک نت 30 آذر

۱۳۹۰ آذر ۲۸, دوشنبه

تويي كه مي‌شناسمت رضا رئیسی محمد نوری زاد: بقلم رضا رئیسی

از جمعي به نام علما، فضلا و دانشمند طلب همراهي كرده‌اي. پيغام تو حقيقتاً به اين‌ها تعلق ندارد. فقط نظم‌شان را بر هم مي‌زني. اينان درس‌شان را بلدند. تقيه، احتياط ، مدارا، مصلحت و… جماعت بدهكار را هيچ يك در برابر حاكمان طلا و تيغ و طمع هوس ايستادگي نيست. يكي ترس جان دارد و ديگري حرص نان. بدهكار فرسوده مي‌شود. مثل آهن زنگ‌زده مي‌پوسد.
براي محمد نوري زاد.
سلام عزيز عاشق و دلسوخته.
دوستت داشته‌ام. دوستت دارم و دوستت خواهم داشت. نامه پانزدهم شما اينجاست. كنار دستم. روي ميز كارم. با هر نگاهي كه به آن مي‌اندازم آه مي‌كشم و در سكوتي فرو مي‌روم كه با نور زرد و چركين چراغ بالاي سرم رنگ‌آميزي مي‌شود. در اين نيمه شب تو را تحسين مي‌كنم و دشمنانت را نفرين. براي خانواده‌ات صبوري مي‌خواهم و براي دوستان و همسايه‌هايت فهم. اما بعد:
آن كه نيك‌خواه ملت است به برادر مي‌ماند. قلب برادر بسان آب است. پاك و زلال. اما ملت ديگر برادري در حضرات نمي‌بيند. تو نيز بيهوده تلاش مي‌كني تا چهره‌‌شان را به خودشان بازشناسي. نگاه حضرات نگاه تو و انسان‌هاي آزاده نيست. قلب شما آينه است و قلب رفقايتان مثل ساعت. آينه آواز نور سر مي‌دهد و ساعت سايه‌ها را مي‌شمارد. حضرات كر و كور شده‌اند و جز هوس و طلا و تمنا چيزي نمي‌شناسند.
صبور مهربان:
همه مي‌دانيم كه در اين مدت تو در مقابل ارتش سايه‌ها جانانه پايداري كرده‌اي و جز حق و خيرخواهي نگفته‌اي قلمت زيباست و حرفت حق اما براي اين جماعت قلم بيهوده مي‌زني. اگر آن‌ها ديده بودند موي سپيد چگونه مي‌رويد بر فرق‌شان و ساليان چه پر شتاب مي‌گذرد از پيش چشم‌شان، هرگز دل ياران را چنين پر خون نمي كردند. آنان آدميان دودلند. خود را گم كرده‌اند. كورمال راه مي‌روند. مشكوك نگاه مي‌كنند. هراسانند. شتاب زده‌اند و به هر سو مي‌لغزند. براي حقيقت به دنبال اخلاق مي‌گردند. براي آزادي در پي قفس‌اند و براي مشورت به دنبال دشمن. آينه را تاب نمي‌آورند. آينه را گناهكار مي‌شمارند. آن را نشانه مي‌روند. برايش سنگ پرتاب مي‌كنند. سپس سنگي ديگر و باز هم. تا آينه را بشكنند. تكه‌تكه‌اش كنند و گناه را بر گردن مترسك‌ها بيندازنند.
مرد نازنين:
مردم نيز خسته و اندوهگينند. تنهايي، سكوت، سكون. كج خلقي و احساس بيهودگي با آن‌ها عجين شده است. زندگي‌شان هيچ ضرب‌آهنگي ندارد، اما انتظار كشيدن كاري است كه آن را بسيار خوب مي‌دانند. ‌همه منتظرند و در حالي كه مثل برگ خيس به زمين چسبيده‌اند هر يك اميد دارند كه آن ديگري پا پيش گذارد و هيچ كدام از جاي‌شان جنب نمي‌خورند. دسته‌اي خدا را مي‌نگرند و خدا آن‌ها را. دسته‌اي ديگر مي‌گويند تا بوده چنين بوده و كاري نمي‌شود كرد. گروهي هم مدام حرص مي‌خورند و به زمين و زمان دشنام مي‌دهند، اما همين‌كه سايه‌اي از بالاي سرشان مي‌گذرد لال مي‌شوند. ايستادگي و جاودانگي همواره در هم آميخته‌اند. آن چيست كه از جاودانگي حاصل مي شود؟ شجاعت و افتخار. اما زماني كه باورها، ارزش‌ها و معيارها تفاوت‌شان از فرش تا عرش است، جز عده‌اي قليل ديگر كسي به جاودانگي نمي‌انديشد.
اگر تو آن من باشي، به اين و آن نينديشم / ز كفر آخر چرا ترسم كه تو ايمان من باشي
رفيق شفيق:
از جمعي به نام علما، فضلا و دانشمند طلب همراهي كرده‌اي. پيغام تو حقيقتاً به اين‌ها تعلق ندارد. فقط نظم‌شان را بر هم مي‌زني. اينان درس‌شان را بلدند. تقيه، احتياط ، مدارا، مصلحت و… جماعت بدهكار را هيچ يك در برابر حاكمان طلا و تيغ و طمع هوس ايستادگي نيست. يكي ترس جان دارد و ديگري حرص نان. بدهكار فرسوده مي‌شود. مثل آهن زنگ‌زده مي‌پوسد. پودر مي‌شود و مي‌ريزد. بگذار آنان سرگرم كار خويش باشند. عده‌اي بر مدار مدارا بمانند و عده‌اي در كار اندازه زدن برزخي كه من و تو و او را از هم جدا سازد و عده‌اي ديگر عالم بي عمل. سري كه به بهانه همدلي و اصلاح و همراهي فريب‌آميز بر شانه‌هاي ساده‌دلان و جانبازان تكيه‌گاه مي‌جويد و با رازها و رمزهاي به فريب‌آلوده به دنبال بهانه توجيه و رهايي خود از كوتاهي، فرصت سوزي و حفظ جان، مال و آبروي خود است، كجا و با كدامين معيار مي تواند داعيه‌ي حق و آزادگي و ظلم‌ستيزي داشته باشد؟
از جمعي به نام علما، فضلا و دانشمند طلب همراهي كرده‌اي. پيغام تو حقيقتاً به اين‌ها تعلق ندارد. فقط نظم‌شان را بر هم مي‌زني. اينان درس‌شان را بلدند. تقيه، احتياط ، مدارا، مصلحت و… جماعت بدهكار را هيچ يك در برابر حاكمان طلا و تيغ و طمع هوس ايستادگي نيست. يكي ترس جان دارد و ديگري حرص نان. بدهكار فرسوده مي‌شود. مثل آهن زنگ‌زده مي‌پوسد. پودر مي‌شود و مي‌ريزد. بگذار آنان سرگرم كار خويش باشند. عده‌اي بر مدار مدارا بمانند و عده‌اي در كار اندازه زدن برزخي كه من و تو و او را از هم جدا سازد و عده‌اي ديگر عالم بي عمل. سري كه به بهانه همدلي و اصلاح و همراهي فريب‌آميز بر شانه‌هاي ساده‌دلان و جانبازان تكيه‌گاه مي‌جويد و با رازها و رمزهاي به فريب‌آلوده به دنبال بهانه توجيه و رهايي خود از كوتاهي، فرصت سوزي و حفظ جان، مال و آبروي خود است، كجا و با كدامين معيار مي تواند داعيه‌ي حق و آزادگي و ظلم‌ستيزي داشته باشد؟
آينه مهر:
بعد از اين باز هم بنويس! نوشتن مانند سيل است. موجي از گل و لاي كه چون سرازير شود قصرها و عبادتگاه‌ها، تخت‌ها و منبرها و اربابان و سايه‌ها را مي‌لرزاند و چه بسا با خود مي‌برد، اما نوشتني كه نه او خواند و نه من، پيامي كه نه حضرات آن را تحويل بگيرند و نه برگ‌هاي خيس را تكان دهد چه معني مي‌تواند داشته باشد؟ با اين‌حال تو باز هم بنويس. فقط در نامه‌هاي بعدي نگاهت را به سمت مخاطبان ديگر ببر. به سمت اشباح و روح‌هاي سرگردان كه با سبكبالي پرندگان در آسمان مي‌چرخند و از گزند شكارچيان ارتش سايه‌ها در امان‌اند. خطابت به مردگان باشد كه دنيا را تجربه كرده‌اند و پي برده‌اند هيچ حقارت و ننگي بدتر از مردن در زير بار ظلم نيست و به يقين اگر دوباره فرصت زندگي بيابند اينبار ايستاده مي‌ميرند

۱۳۹۰ آذر ۲۶, شنبه

کمیسیون خارجی مجلس: انگلیس لجاجت نکنند روابط جدید را شروع کنیم!

کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس اعلام کرد چنانچه انگلیس دست از دشمنی و لجاجت بردارد، وزارت خارجه برای مذاکره و پیشنهاد روابط جدید پیش‌قدم می‌شود. حضور دانشجویان (منظور اوباش مهاجم به سفارت است) با مجوز انجام شد، هرچند این آنها با احساسات پاک جوانی جلو رفتند اما تحریکاتی که از داخل سفارت با باز گذاشتن درب‌های آن انجام شد، موجب شد تا طبق گفته پلیس تعدادی اراذل و اوباش هم به داخل سفارت نفوذ و حتی دست به دستبرد هم بزنند و به نظر می‌رسد این حرکات از جمع دانشجویان نبوده است.
رفتن به سفارت و داخل رفتن را کسی تایید نمی‌کند. جمهوری اسلامی ایران علاقه به قطع رابطه با کشورهای دنیا ندارد، حاضر به سرمیز نشستن و مذاکره با دشمن است چرا که بهترین راه حل را برای تأمین مصالح ملی دنبال می‌کند. (این نظرات را یکی از اعضای کمیسیون به نمایندگی از کمیسیون با خبرنگاران در میان گذاشت)
پیک نت 26 آذر

۱۳۹۰ آذر ۲۲, سه‌شنبه

:: درخواست اوباما از ایران برای برگرداندن هواپیمای جاسوسی/ احتمال معامله پشت پرده میان ایران و آمریکا

صحبت‌های اوباما و کلینتون در این رابطه از چند جهت حائز اهمیت است: ۱- اذعان آمریکا به در اختیار ایران بودن هواپیمای جاسوسی این کشور. تا پیش از صحبتهای اخیر اوباما و کلینتون، گمانه‌‌ زنی‌ های بسیاری در مورد صحت و سقم زمین‌گیر شدن هواپیما در ایران و اینکه آیا واقعا تصاویر نشان داده شده در تلویزیون ایران مربوط به هواپیمای مذکور بوده است یا نه، مطرح شده بود. حتی بعضی از خبرگزاری ها به نقل از مقام‌های ناشناس آمریکایی عنوان کرده بودند که هواپیما نابود شده و چیزی از آن به دست ایران نیفتاده است. اما حالا با این صحبتهای اوباما و مطرح شدن درخواست آمریکا، عملا ثابت میشود که تشکیک‌ها و گمانه زنی ها در این مورد بی اعتبار است و واقعا هواپیمای پیشرفته آمریکایی در اختیار ایران است. اینکه چطور این هواپیما به شکل تقریبا سالم به دست ایران افتاده هنوز مشخص نیست. ایران مدعی است که به سیستم کنترل هواپیما نفوذ کرده و کنترل آن را بر عهده گرفته، اما آمریکایی‌ها میگویند هواپیما دچار نقص فنی شده است. ۲- اهمیت اطلاعاتی، تکنولوژیکی و امنیتی هواپیمای ساقط شده. نفس پرداختن عالی‌ترین مقام‌های آمریکایی به موضوع هواپیمای بدون سرنشین این کشور نشان دهنده اهمیت فوق‌العاده قضیه از نقطه نظر امنیت ملی، اطلاعاتی و تکنولوژیکی در نزد آمریکایی‌هاست. از آنجاییکه این هواپیما از پیشرفته‌ترین تکنولوژی رادارگریزی و کسب اطلاعات جاسوسی-‌نظامی از طریق سنسورهای ویژه تعبیه شده در بدنه آن برخوردار بوده است، آمریکایی‌ها به شدت نگران آن هستند که مبادا این تکنولوژی در اختیار رقبای آنها یعنی چین و روسیه که از قضا روابط خوبی هم با جمهوری اسلامی دارند، قرار داده شود. همچنین آنها نگران هستند که جمهوری اسلامی با نفوذ به سیستم سنسور و ذخیره اطلاعات این هواپیما، به چگونگی عمل آن پی برده و در آینده بهتر بتواند به مخفی‌کاری در برنامه هسته ای خود دست بزند؛ به گونه‌ای که شناسایی و جاسوسی از تاسیسات هسته‌ای ایران، سخت و سخت‌تر شود. اهمیت قضیه از نظر امنیت ملی و حیثیت سازمان جاسوسی آمریکا هم بسیار قابل ملاحظه به نظر میرسد. پیشتر برخی از خبرگزاری‌های معتبر به نقل از مقام‌های آمریکایی خبر داده بودند که آمریکا ابتدا تصمیم گرفته بوده که با عملیاتی ضربتی در خاک ایران، این هواپیما را منهدم کند یا آنرا مجددا تصاحب کند. اما بعدا از انجام عملیات به دلیل دشوار و غیرعملی بودن، صرفنظر کرده‌اند. همچنین بی بی سی در مقاله ای به قلم فرانک گاردنر خبرنگار امنیتی خود نوشته است که این واقعه آبروریزی بزرگی برای سیا (سازمان جاسوسی آمریکا) است که آن را تکان خواهد داد. ۳- شکایت ایران به دادگاه، شورای امنیت و عواقب بین‌المللی. ... (توضیح) ۴- احتمال معامله پشت پرده میان ایران و آمریکا. با توجه به موارد ۲ و ۳، بازپس گیری هواپیما و تلاش برای مسکوت گذاشتن قضیه در نظر آمریکا ضروری به نظر میرسد. اما از آنجاییکه این کشور به خوبی میداند که جمهوری اسلامی این هواپیما را پس نخواهد داد، سوالی که پیش می آید این است که پس چرا آمریکا به طور رسمی درخواست استرداد هواپیما را مطرح کرده و اوباما هم آن را به طور علنی بیان کرده است؟! پاسخ: به نظر میرسد همراه با تقاضای استرداد، آمریکا پیشنهادات دندان‌گیری را به ایران داده باشد. احتمالا مطرح کردن علنی قضیه توسط اوباما و کلینتون هم به این خاطر است که نظر مقام‌های جمهوری اسلامی را جلب کرده و خود را مصمم و متعهد به عملی‌کردن پیشنهادات داده شده در عالی‌ترین سطوح هیات حاکمه آمریکا نشان دهند. در نهایت باید منتظر ماند و واکنش ایران را دید. باید دید آیا پیشنهادهای احتمالی آمریکایی‌ها آنقدر چرب بوده است که توجه ایرانی‌ها را جلب کند یا نه! اما به طور کلی و با توجه به سابقه طرفین، بسیار بعید به نظر میرسد که جمهوری اسلامی حاضر به باز‌ پس دادن هواپیما شود. سردار حسین سلامی جانشین فرمانده کل سپاه در مصاحبه تلویزیونی چند روز پیش خود، این هواپیما را مظهر تجاوز خوانده و به صراحت گفته بود که جمهوری اسلامی این هواپیما را پس نخواهد داد. آنچه بدیهی به نظر میرسد این است که جمهوری اسلامی این سند مهم آمریکایی را به راحتی از چنگ نخواهد داد.آقای اوباماهواپیمارانمی دهندعرضه داری بیابگیر!

۱۳۹۰ آذر ۲۰, یکشنبه

ریش و تسبیح برای رسیدن به قدرت کافی نیست. باید مهر داغ بر پیشانی گذاشت! چهار شکل و روش مهر کردن پیشانی



بدنبال انتشار عکس شماری از دولتمردان 7 سال اخیر جمهوری اسلامی که مهر داغ بر پیشانی خود دارند، اطلاعات زیر را درباره اشکال مهرهائی که بر پیشانی می کوبند، یکی از خوانندگان پیک نت برای ما ارسال داشته است:
مهر نعل اسبی- در این روش چنان که از اسمش پیداست از مهر به شکل نعل اسب برای کوبیدن بر پیشانی استفاده می شود.
مهر مدور- مهر مدور یا اسیدی یکی از قدیمی ترین روش های کوبیدن مُهر بر پیشانی است. استفاده از این روش درد بسیار شدیدی دارد. در این روش شی ای گرد به اندازه یک مهر کوچک نماز را به اسید آغشته کرده و بر روی پیشانی می گذارند و بسته به نازکی یا کلفتی پوست این عمل بین سه تا پنج مرتبه تکرار می شود.
روش دو شاخ- این روش متداول ترین روش است و معمولا بیشتر طرفداران این روش از قشر روحانیت هستند. در این روش دو سکه ی دو ریالی (از باطری های بشقابی ساعت نیز استفاده می کنند) را در مایکروفر گذاشته و درجه ی آن را روی صد و پنجاه درجه می گذارند. پس از گرم شدن سکه ها همزمان هر دو سکه را بر روی پیشانی به مدت ده دقیقه می چسبانند. مصطفی پور محمدی وزیر کشوراسبق در دولت احمدی نژاد و رئیس کل کنونی بازرسی جمهوری اسلامی با استفاده از همین روش پیشانی خود را مهر کرده است.
روش تک شاخ- این روش مانند روش دو شاخ است، با این تفاوت که به جای دو سکه از یک سکه استفاده می شود.
روش گشنیزی- روش گشنیزی جدیدترین شیوه داغ کردن پیشانی است و بویژه در سالهای اخیر توسط کسانی که می خواهند مدارج ترقی حکومتی را طی کنند استفاده می شود. معمولا از ریش تراش سه دایره استفاده می کنند. ابتدا آن را روی اجاق گاز گداخته می کنند سپس سه الی پنج ثانیه آن را روی پیشانی خود فشار می دهند.
عکس های بیشتر را می توانید از اینجا ببینید!
پیک نت 20 آذر

۱۳۹۰ آذر ۱۵, سه‌شنبه

حماسه حسینی، فریادی علیه فساد و استبداد یزیدی

سشنبه, 15 آذر, ۱۳۹۰

چکیده :در آن یلدای بیداد و اموی، عده ای از خواص با چاپلوسی به نفع نظام حاکم، به جعل احادیث و مدح ستمگران روی آوردند و تمجید و ستایش دشمنان خاندان وحی را همچون مبانی آموزشی و تربیتی، در مکتب خانه ها به کودکان و نوجوانان می آموختند... با روی کار آمدن جنایتکاری چون یزید و آشکار شدن فساد و ابتذال و علنی شدن آلودگی های غیرقابل اغماض، تعلیمات و فرهنگ اسلامی در مخاطره ای جدی قرار گرفت. از این جهت موضع امام در مقابل چنین شرایطی، که استمرار آن محو دیانت و معنویت را به دنبال داشت، برپا کردن مشعل عاشورا بود تا در آن تاریکی دهشت زا، روشنی بیافریند و نیز از لهیب آن آذرخش کاخ استبداد بسوزد....



کلمه – گروه معارف:

با گذشت حدود نیم قرن از زمان رحلت خاتمِ رسولانِ الهی، به دلیل استیلای ظالمانه شجره خبیثه بنی امیه، ابرهای تیره و تار تحریف، آسمان حقیقت را فرا گرفت. شرایط آن چنان آشفته و دگرگون شد که نشانه مسلمانی، مخالفت با مظهر اسلام و جانشین راستین پیامبر(ص) به شمار می آمد. مشتاقانِ خاندان عصمت و طهارت(ع) و شیفتگان حقایق ناب و ارزش های اصیل، در محاق اختناقی شدید، رنجی جانکاه و شدیدترین مجازات ها، روزگار نگران کننده و ناگواری را سپری می کردند.

در آن یلدای بیداد و اموی، عده ای از خواص با چاپلوسی به نفع نظام حاکم، به جعل احادیث و مدح ستمگران روی آوردند و تمجید و ستایش دشمنان خاندان وحی را همچون مبانی آموزشی و تربیتی، در مکتب خانه ها به کودکان و نوجوانان می آموختند. فضایِ آلوده و آشفته جهان اسلام، چون توفانی مهیب هرگونه آرامش و امنیت را از حامیان راستین حقیقت گرفته بود. فرهنگ والا و پویای اسلام که منشأ تحرک، سازندگی و تحول بود، به صورت قوانینی خشک و بی مغز و آمیخته به جمود و خمود، تبلیغ و ترویج می شد و مجال هرگونه تفکر، تعقل و بحث های زاینده و رشددهنده از فرزانگان، صاحبان خرد و اهل معرفت گرفته می شد.

با روی کار آمدن جنایتکاری چون یزید و آشکار شدن فساد و ابتذال و علنی شدن آلودگی های غیرقابل اغماض، تعلیمات و فرهنگ اسلامی در مخاطره ای جدی قرار گرفت. از این جهت موضع امام در مقابل چنین شرایطی، که استمرار آن محو دیانت و معنویت را به دنبال داشت، برپا کردن مشعل عاشورا بود تا در آن تاریکی دهشت زا، روشنی بیافریند و نیز از لهیب آن آذرخش کاخ استبداد بسوزد.

از این جهت آن خورشید فروزان با حماسه ای پرشکوه و سرنوشت ساز جامعه اسلامی را متوجه اسلام واقعی کرد و به اتفاق اهل بیت، یاران و اصحاب فداکارش، مکتب حیات بخش اسلام را احیا کرد و چشمه ناب حقیقت را از غباری که گرفته بود، رهایی بخشید و در واقع خداوند مکتب وحی را از طریق قیام عاشورا حفظ کرد و تعبیر قرآنی ِ «انّا نحن نزّلنا الذکر و انّا له لحافظون» (ما قرآن را فرو فرستادیم و به تحقیق حافظ آن هستیم) درباره اش مصداق پیدا کرد.

سیره ائمه هدی(ع) در برپا داشتن مجلس سوگواری برای سالار شهیدان، حضرت امام حسین(ع)، و تشویق و تحریض شیعیان در احیای این برنامه، بدان جهت است که واقعه کربلا روشنی بخش جان انسان های طالب فضایل باشد و گریستن برای امامی که در مقابل باطل مقاومت کرد و از ارزش ها صیانت نمود، فریاد قلب و مبارزه عاطفی با ستمگران در همیشه تاریخ است. اما در طول تاریخ هر گاه فضای جامعه شیعه دگرگون شده است، فرهنگ سیاسی عاشورا که سرشار از حماسه و زیبایی است، کمرنگ شده و بعد عاطفی آن و داستان هایی همچون عروسی حضرت قاسم و تشنگی علی اصغر و … چنان رنگ و لعابی گرفته است که گویی تمام آن حماسه پرشور قصه پر سوزی است که آتش جهنم گناهان یک ساله را خاموش کند!

۱۳۹۰ آذر ۱۱, جمعه

:: پخش بیانیه جمعی از دانشجویان دانشگاه تبریز: به پاس خون دانشجویان روز ۱۶ آذر را ارج می نهیم


جمعی از دانشجویان دانشگاه تبریز در آستانه ۱۶ آذر، با پخش اعلامیه و انتشار بیانیه، به استقبال این روز رفته اند. به گزارش دانشجونیوز، این دانشجویان در بیانیه خود مینویسند: “با وجود تمام مشکلات پیش رو باز هم با غمی در دل روز دانشجو را همگام با یاران دبستانی خود در دانشگاه های سراسر کشور جشن می گیریم و به پاس خون دانشجویانی که جانشان را در راه اهداف والای خود از دست دادند این روز را ارج می نهیم تا به آنانی که در فکر خواباندن وجدان مردم و استثمار آنان هستند ثابت کنیم دانشجو وجدان همیشه بیدار جامعه است.” متن کامل این بیانیه به شرح زیر است: اینک در حالی به استقبال روز دانشجو می رویم که همچون گذشته حوادث و اتفاقات رخ داده در این سال قلب و روح مردمان سرزمینمان را آزرده است. ما جمعی از دانشجویان مستقل دانشگاه تبریز که معتقدیم دانشجو ذهن آگاه و وجدان بیدار جامعه است بر آن شدیم تا بار دیگر در روزی که متعلق به ماست خواسته های خود را که انعکاسیت از خواسته های ملت عزیزمان یاد آور شویم. سال تحصیلی جدید را در شرایطی آغاز کردیم که اعتراضات به روند خشک شدن دریاچه ی اورومیه در جریان بود. اعتراضاتی که هدفش آگاه ساختن مسئولین از پی آمد های فاجعه ای بود که در حال وقوع است . اما همین اعتراضات مسالمت آمیز نیز حاکمان را چنان به دلشوره انداخت که حق دفاع مردم از محیط زیستشان را نیز برنتافتند و متاسفانه باز شاهد سیاست سرکوب و مشت آهنین از سوی حاکمیت اقتدارگرا شدیم. در سالی که مردم دیگر به