رهبران جنبش سبزراآزادكنيد.

رهبران جنبش سبزراآزادكنيد.

۱۳۹۰ خرداد ۹, دوشنبه

خامنه ای با آن همه ادعای بصیرتش که گوش فلک را کر کرده ، مملکت را به یک عده رمال و جن گیر سپرده است!

خبرها وشنیده ها حکایت از بالا گرفتن نزاع ها درون حاکمیت دارد، نزاعی که یک طرف آن را جناح خامنه ای و یاران وابسته به او وطرف دیگرش را باند محمود احمدی نژاد واطرافیانش یا به قول ولایت مداران، جریان انحرافی تشکیل می دهد. باند احمدی نژاد متهم به این است که دیدگاههای سیاسی و برنامه های خود را با کمک گرفتن از نظرات اجنه و رمال ها به پیش برده اند و می برند و این تبلیغات در صدد است اذهان طرفداران نظام را که در انتخاب بین سیدعلی و محمود مردد مانده اند برای کنار زدن احمدی نژاد آماده کنند. حال سوالاتی که اینجا مطرح می شود این است که چه کسی این جریان انحرافی را به اینجا رسانده است؟ و چه کسی مسئول به قدرت رسیدن یک گروه "رمال و جن گیر" می باشد؟ آیا جز این است که مسئول تمام این اتفاقات در دو سال گذشته خامنه ای است؟ احمدی نژاد که مورد اتهام رنگارنگ در این مدت قرار گرفته است مگر چیزی جز منتخب خامنه ای است؟ آیا تنها باید احمدی نژاد به خاطر بی کفایتی هایش مورد مواخذه قرار بگیرد و هر اتهامی که به احمدی نژاد وارد است با شدت بیشتر به خامنه ای ،بعنوان کسی که او را انتخاب کرده ، وارد نشود؟ اگر پاسخ این سوالات در پیشگاه عقل و تجربه در جهت محکومیت خامنه ای هست پس چگونه دوباره زمزمه ی این گفتگو پیش آمده که با حذف احمدی نژاد اوضاع را به قبل از انتخابات 88 ، یعنی زمانی که خامنه ای ظاهرا نقش فرا جناحی داشت و قرار نبود مستقیما در روند امور به خصوص انتخابات دخالت کند، برگردانند. آنهم درحالی که تمام وقایع این دو سال گذشته بعد از انتخابات نشان دادند که خامنه ای و دارو دسته ولایت فقیهی به هیچ وجه به دنبال چنین الگویی که مد نظر اصلاح طلبان می باشد نیستند و برعکس بابت ایجاد الگوی حکومت خویش که همانا حکومت ولایی است از هیچگونه قانون شکنی ، سرکوب و خون ریزی ابایی ندارد. درواقع بازی دادن عروسکی به اسم احمدی نژاد هم در خدمت ایجاد همین حکومت ولایی و دیکتاتوری تمام و کمال ولی فقیه بوده است. در واقع پرده ی انتخاب محمود به ریاست جمهوری به عنوان یکی از پرده های خیمه شب بازی حکومت خامنه ای حداقل در 14 سال گذشته بوده است و امروزکه این پرده به پایان خود رسیده و قراراست با پرده ی دیگری جایگزین شود، با مقاومت پیش بینی نشده عروسک های خیمه شب بازی مواجه شده است واینان به هر درو دیواری می کوبند که بتوانند همچنان خود را در صحنه اصلی نگاه دارند. از طرف دیگر عروسک های خاک گرفته ای که از مدتها قبل از صحنه کنار گذاشته شده اند و امروز شانس این را می ببیند که در پرده ی جدید نقش مهمی، لااقل در حد و اندازه ی احمدی نژاد، بازی کنند از هر سو صدای خود را بلند کرده و سعی می کنند خوش خدمتی خود را در افشاگری از عروسک سوخته (احمدی نژاد) به رخ ارباب صحنه بکشند و گوی رقابت را از هم بربایند. طوری که یکی او را به ارتباط به اجنه و رمال متهم می کند، دیگری سند خرید 9 میلیون رای در انتخابات 88 را رو می کند، سومی گوشه ای از اختلاس های احمدی نژاد و باندش را بالا میزند،عده ی دیگر که مزاق بیگانه ستیزی آقای ولایی خویش را می شناسند،برای پیشی گرفتن از سایر رقبای عروسکی ، احمدی نژاد و باندش را یکسره عوامل نفوذی غرب و به خصوص اسرائیل در جمهوری اسلامی معرفی می کنند. گویا اینها همه غافلند که سی و چند سال تجربه ی زندگی در زیر سایه ی حکومت دغلکاران مذهبی مردم را پخته تر از آن کرده که فریبا این بازیها را بخورند و آنها به خوبی می فهمند که اینها همه تف سر بالاست ، تفی که به سوی احمدی نژاد حواله شده است ولی در واقع به صورت خامنه ای می نشیند. خوشبختانه مردم تا کنون متوجه شده اند که اگرروند چرخش قدرت نه بر انتخاب مردم بلکه بر انتخاب فرد ولی فقیه استوار شود، آنچنان که در گذشته جمهوری اسلامی بخصوص در انتخابات 88 بوده است ،حتی اگر احمدی نژاد "رمال و جن گیر" هم برود تضمینی نیست که باند جنایتکار وخائن دیگری بروی کار نیاید . چرا که در این الگو رضایت مردم شرط به قدرت رسیدن نیست و زمانی هم که جلب رضایت ارباب صحنه ی خیمه شب بازی ولایی شرط اول باشد آنگاه هرعروسک خوش رقصی می تواند به صحنه آورده شود. البته صحبت از این نیست که این اتهامات به احمدی نژاد وارد نیست و جنبش سبز و بخصوص میر حسین موسوی نیز به کرات در مصاحبه های و بیانیه های خود اقدامات مخرب ، ضد ملی ، غیر قانونی و ضد مردمی احمدی نژاد و باندش را گوشزد کرده اند. بلکه صحبت در این است که خامنه ای و فراتر از آن ساختار حکومت جمهوری اسلامی هست که این باند خرابکار، جنایتکار و به قول خودشان مرتبط با اجنه و رمالها را به مسند قدرت نشانده است و همه ی ناکامی ها را به پای احمدی نژاد نوشتن تنها و تنها تلاشهای وقیحانه ای در جهت تبرئه ی سردمداران این نظام می باشد. در واقع خامنه ای با آن همه ادعای بصیرت که گوش فلک را کر کرده است مسئول به قدرت رسیدن باند احمدی نژاد می باشد و هم اوست که سرمایه های مادی ومعنوی مملکت را به کسی سپرد که به قول خود شان مملکت را با "رمالی و جن گیری" اداره می کند. امروز اگر مملکت قانون داشت و مجلس خبرگان رهبری به وظایف نیم بندخود عمل می کرد بایستی این سئوالات را در مقابل خامنه ای قرار می داد که این چه مصلحتی بوده است که روند عادی انتخابات را با تقلب و کشتار مردم بی گناه در خیابانها و زندانی کردن هزاران نفر، تغییر دادی و مملکت را با سپردن به یک عده رمال و جن گیر به نابودی کشاندی ؟

۱۳۹۰ خرداد ۷, شنبه

هاشمی رفسنجانی: غارت بیت المال برای خرید چند رای دیگر جواب نمی دهد






جمعه, ۶ خرداد, ۱۳۹۰
چکیده :آمار دروغ دادن، ادعای دروغ کردن، پول بیخودی مصرف کردن که مردم می‌فهمند یک بازی است و بیت‌المال را به غارت بردن برای خرید چند رای و امثال این چیزها دیگر در مردم جواب نمی‌دهد. حتی اگر مردم نیاز داشته باشند این پول را می‌گیرند، ولی لعنت‌شان هم می‌کنند....

آیت الله هاشمی رفسنجانی که در مراسم بزرگداشت حماسه‌سازان جامعه پزشکی در دوران جنگ تحمیلی سخن می گفت، با اشاره به فداکاری های مردم در دوران جنگ ان ها را ناشی از اعتماد مردم به نظام دانست.
به گزارش ایسنا، وی شرایط جامعه را بر وضعیت اعتماد مردم موثر دانست و بر ضرورت حضور مردم درصحنه بیش از گذشته تاکید کرد.
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان این که فریبکاری ها موقتی است، گفت: «آمار دروغ دادن، ادعای دروغ کردن، پول بیخودی مصرف کردن که مردم می‌فهمند یک بازی است و بیت‌المال را به غارت بردن برای خرید چند رای و امثال این چیزها دیگر در مردم جواب نمی‌دهد. حتی اگر مردم نیاز داشته باشند این پول را می‌گیرند، ولی لعنت‌شان هم می‌کنند.»
هاشمی با اشاره به این که اعتماد بخشی از مردم در جامعه خدشه دار شده است اظهار کرد: «اگر بخواهیم امروز یک حرف درستی بزنیم و نصیحتی انجام بدهیم آن است که نظام و به طور کلی همه باید تلاش کنیم که اگر اعتماد بخشی از مردم از بین رفته و به تردید افتاده‌اند اعتماد آن‌ها را برگردانیم و صفای بین دولت و مردم، نظام و مردم و حکومت و مردم را ایجاد کنیم. این کار آسان‌تری است چون مردم آگاه آسان‌تر برمی‌گردند و لجبازی نمی‌کنند بشرط آن‌که واقعیت را ببینند.»
وی اظهار امیدواری کرد که مسئولان بتوانند سرمایه و اعتماد مردمی را حفظ و تقویت کنند. رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در بخش دیگری از اظهاراتش باشاراه به تحولات منطقه گفت: «می‌توان منطقه را دید که مردم هوشیار، آگاه، مجاهد و مبارز شده‌اند. مردم یمن ماه‌هاست در خیابان هستند و شهید می‌دهند. در لیبی نیز مردم می‌جنگند و کشته می‌دهند. در سوریه نیز مردم مقاومت می‌کنند. در بحرین که یک مظلمه‌ای است و هیچ پناهی نیز در این دنیا ندارند. در مقابل مردم در مصر موفق شدند و در جاهای دیگر حرکت آغاز شده و این‌گونه حرکات ادامه دارد، چون مردم آگاه شده‌اند و حاضر نیستند که استبداد و وابستگی به استعمار را بپذیرند.»
هاشمی با بیان این که مردم با علم وارد شده و تحصیل‌کرده‌ها نیز مردم را روشن‌تر می‌کنند، افزود در این بین کانال‌های فراوان رادیو و تلویزیونی و سرعت انتشار اخبار اینترنتی و وب‌ها همه در اختیار مردم است. اگر حادثه‌ای در هر گوشه از دنیا اتفاق افتد همه مردم در همه جای دنیا می‌توانند آن را ببینند و تحلیل کنند. این‌چنین مردم آگاه دیگر زیر بار استبداد و استکبار نمی‌روند و فقط می‌توان با خدمت درست و با صداقت اعتمادشان را به دست آورد.
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه سخنان خود با تاکید بر این‌که جنگ تحمیل شده به ایران اهداف بسیار شومی داشت، اظهار کرد: «دشمنان ما پیش از به راه انداختن جنگ تلاش کردند از راه‌های بسیاری همچون کودتا، شورش مسلحانه و تحریم‌های مختلف انقلاب را از بین ببرند که به دلیل آنکه نتوانستند از این راه‌ها بجایی برسند شرق، غرب، ارتجاع عرب و دولت بعثی عراق با متحد شدن تصمیم گرفتند، علیه ایران جنگ کنند.»
وی شرایط داخلی آن روز ایران را بحرانی و دارای اختلاف توصیف کرد و افزود: «در آن دوران اختلافات بسیار جدی بنی‌صدر و تاخت و تازهای منافقان وجود داشت و می‌خواستند چند منطقه همچون خوزستان، بلوچستان و ترکمن صحرا و بخش‌هایی از آذربایجان را تجزیه نمایند. این اختلاف بسیار در داخل کشور و شرایط ارتش آن زمان ایران که در حال تصفیه بود و سران و فرماندهان ارتش دستگیر شده یا فرار کرده بودند و از سوی دیگر سپاه تازه در حال شکل‌گیری بود، در مجموع شرایطی را به وجود می‌آورد که بعثی‌ها تصور می‌کردند می‌توانند حمله موفقی را داشته باشند.»
این عضو مجلس خبرگان رهبری با بیان این‌که نکته اساسی و مهم آن دوران اعتماد مردم به انقلاب بود، گفت: «بعد از عزل بنی‌صدر وحدتی در جامعه بوجود آمد، بطوری که مردم با اعتماد و عشق به نظام و با دست خالی و امکانات کم در صحنه حضور داشتند. حضور مردم در صحنه ضعف ارتش و کمبود سپاه را حل کرد و مردم بسیج عمومی را تشکیل دادند و نیروهای مردمی در جبهه‌ها حاضر شدند. در واقع نقطه قوت ما در جنگ داوطلبان دفاع بود.»
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه با اشاره به آمار ارایه شده در مورد شهدا، تصریح کرد: «شنیده می‌شود که از تعداد شهدا ارقام نجومی بیان می‌شود که این موضوع صحت ندارد. مجموع شهدا از ابتدای قیام در سال ۴۰ به بعد تا دوران جنگ و بعد از آن و بمباران و همه حواشی آن به ۲۰۰ هزار نفر شهید نمی‌رسد که بیشتر آنها در بمباران و قبل از انقلاب شهید شدند. بنابراین صحبت از میلیون‌ها شهید در این دوران درست نیست.»
هاشمی رفسنجانی همچنین تاکید کرد که تلفات ما در دوران جنگ بسیار کمتر از تلفات رانندگی در جاده‌هاست. به گونه‌ای که سالانه ۲۵ هزار نفر به صورت مستقیم در تصادفات می‌میرند که این میزان دو برابر تلفات جنگ است. جنگ هشت ساله‌ای که مردم با دست خالی در برابر ابرقدرت‌ها و ابرثروت‌ها جنگیدند و چنین نتیجه مهمی را بدست آوردند.

۱۳۹۰ خرداد ۵, پنجشنبه

پرونده های سنگین و معامله با قضات آرش معتمد

سه شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۰
روایتی تازه از عزل وزیر اطلاعات



بسیاری از سایت های اصولگرا دیروز تیتر اول خود را از میان اظهارات یکی از نمایندگان مجلس انتخاب کردند که گفته احمدی نژاد برای آن تصمیم به عزل حیدرمصلحی گرفت که جریان انحرافی بتواند با استخراج برخی پرونده ها از این وزارت خانه، با قضات دستگاه قضایی معامله کند. البته به گفته وی آیت الله خامنه ای با حکم حکومتی همه این بافته ها را پنبه کرد.
در تازه ترین اظهارات پیرامون دلایل تلاش ناکام محمود احمدی نژاد برای عزل وزیر اطلاعات، علیرضا زاکانی در یک جلسه پرسش و پاسخ در مدرسه الهادی قم، گفت "مجموعه انحرافی" قصد داشته است این پرونده ها را از وزارت اطلاعات بیرون بکشد و برخی دیگر از پرونده ها را هم استخراج و با برخی قضات معامله کنند که فرد مربوطه دستگیر شده است.
وی اشاره مستقیمی نکرده که "فرد مربوطه" کیست، اما با توجه به بازداشت برخی از نزدیکان احمدی نژاد توسط نهادهای امنیتی وابسته به سپاه گفته می شود، عباس امیری فر امام جماعت نهاد ریاست جمهوری فرد مورد اشاره زاکانی است. پیشتر سایت الف هم این فرد را به عنوان "لیدر اصلی و حاشیه ساز" جریان انحرافی معرفی کرده بود.گفتنی اینکه برخی منابع غیر رسمی در هفته های اخیر ادعا کرده اند عباس امیری فر گزینه توصیه شده رحیم مشایی به احمدی نژاد برای تصدی وزارت اطلاعات بوده است.
زاکانی که در شهر قم تازه ترین روایت از انگیزه محمود احمدی نژاد برای کنار گذاشتن وزیر اطلاعات را بازگو می کرد، وزارت اطلاعات را "چشم تیزبین نظام" برای رصد تخلفات این جریان توصیف و خاطر نشان کرد: "می خواستند این وزارت را برای کارهای خودشان از حیز انتفاع ساقط کنند اما رهبری با نگاه عمیق خود تمام داشته های آنها را برملا و همه بافته های آنها را پنبه کرد."
اشاره وی به واکنش سریع آیت الله علی خامنه ای به عزل حیدر مصلحی توسط رئیس دولت است که ساعاتی پس از انتشار این خبر، با نوشتن یک حکم حکومتی از وزیر اطلاعات خواست در مقام خود باقی بماند. این حکم قهر دو هفته ای احمدی نژاد از نهاد ریاست جمهوری را به همراه داشت که باعث آغاز موج عظیمی از حملات روحانیون راست گرا، سرداران سپاه و نمایندگان مجلس علیه احمدی نژاد و نزدیکانش در پاستور شد.

همه افراد را می خرند
در ادامه همین حملات است که زاکانی، نزدیکان احمدی نژاد را "کف روی آب" می نامد، اما می گوید ممکن است همه افراد را بخرند: "البته اینها کف روی آب هستند و رفتنی، اما اگر ما تحلیل سطحی داشته باشیم همه افراد را می خرند و کسانی را که نمی توانند بخرند بی آبرو می کنند؛ پول در دست اینها هیچی نیست و در جلسات می گویند قیمت فرد چند است می خریم و این موضع را در قالب اعتقادات دنبال می کنند."

روایات عزل مصلحی
اما روایت اخیر زاکانی، تنها روایت پیرامون عزل مصلحی نیست. پیشتر هفته نامه اکونومیست ادعا کرده بود که احمدی نژاد، مصلحی را پس از آن بر کنار می کند که پی می برد وی برای مدت ها مکالمات رئیس دفتر وی را شنود می کرده است.
در همین ارتباط اسماعیل کوثری، دیگر عضو فراکسیون اصولگرایان در پارلمان، گفته بود اساسا انگیزه محمود احمدی نژاد برای عزل وزیر اطلاعات این بوده که می خواسته خود "سرپرست" این وزارت خانه شود. احمدی نژاد به تازگی با کنار گذاشتن وزیر نفت، خود را به عنوان "سرپرست" معرفی کرد. با این حال کوثری نیز این موضوع را رد نکرده که مواضع منفی وزارت اطلاعات علیه رحیم مشایی در عزل ناتمام وی نقش داشته است: "تا آنجایی که ما مطلع هستیم اختلاف سلیقه‌ای بین آقای ريیس‌جمهور و وزیر اطلاعات در کار هست. ريیس‌جمهور می‌گوید در جلسه ای در وزارت اطلاعات، علیه دفتر ريیس‌جمهور و دولت صحبت‌هایی شده است، اما آقای مصلحی این موضوع را قبول ندارد. "

مشایی را بمیرانیم
پیشتر حسین فدایی از دیگر نمایندگان محافپه کار مجلس از بحث هایی در برخی جلسات خصوصی خبر داده بود که طی آن به طور تلویحی خواستار قتل رحیم مشایی شده اند: "ای‎کاش فلان فرد منسوب به جریان انحرافی [رحیم‌مشایی] بمیرد و یکی هم بگوید حالا که نمی‌میرد او را بمیرانیم." وی تایید نکرد که آیا این اظهارات در جلسه ای با حضور وزیر اطلاعات گفته شده است.
با این حال روزنامه ایران ـ ارگان رسمی دولت ـ برکناری یکی از معاونان معتمد مشایی در وزارت اطلاعات را از دلایل خشمگین شدن محمود احمدی نژاد نسبت به مصلحی اعلام کرده بود. گفته می شود حسین عبداللهیان رئیس ستاد وزارت اطلاعات در زمان برکناری محسنی اژه ای به عنوان رابط اصلی دولت با این وزارت کار می کرده و از چهره های نزدیک به مسئول دفتر رییس جمهور است.
برخی سایت های اصولگرا هم ادعا کرده بودند مشایی تصمیم داشته محمد سلیمی، دادستان دادگاه ویژه روحانیت و عضو فقیه شورای نگهبان، را به وزارت اطلاعات برساند که با مخالفت رهبری با برکناری مصلحی، در انجام این پروژه شکست می خورد.

کویت و عزل مصلحی
گفتنی است گمانه زنی پیرامون دلایل عزل مصلحی محدود به سایت ها و چهره های اصولگرا باقی نماند. کار به جایی رسید که یک مقام امنیتی کویتی در گفتگو با روزنامه "القبس" این کشور، لو رفتن شبکه جاسوسی جمهوری اسلامی در کویت را دلیل رئیس دولت دهم برای کنار گذاشتن وزیر اطلاعات عنوان کرد. وی بر همین اساس پیش بینی کرده بود: "بسیاری از سران اطلاعاتی در ایران بازخواست ویا برکنار خواهند شد و ایران رابطه ی دوستانه ای را با کشورهای حاشیه ی خلیج شروع خواهد کرد."

1۳۹۰/۰۳/۰۴
منبع خبررادیوفردا
جدال در خانواده احمدی‌نژاد؛ از شعار عليه فاميل‌سالاری تا جنگ قدرت خانوادگی
توسط بیژن یگانه
جدال با «جريان انحرافی در دولت» با ورود داوود احمدی نژاد و مهدی خورشيدی به افشاگری عليه «حلقه اول» نزديکان رئيس دولت، ابعاد تازه ای به خود گرفته و به صف آرايی در درون خانواده احمدی نژاد تبديل شده است.
داوود احمدی نژاد برادر بزرگتر، و مهدی خورشيدی داماد محمود احمدی نژاد از اسفنديار رحيم مشايی پدر عروس محمود احمدی نژاد به عنوان « ليدر جريان انحرافی » ياد کرده اند.

وجه مشترک اظهارات اخير داود احمدی نژاد و مهدی خورشيدی تاکيد هر دوی آن ها به «برنامه جريان انحرافی در دولت برای حذف نظام ولايی» است.
داوود احمدی نژاد روز دوشنبه گفت: « اسنادی » در اختيار دارد که برخی از آنان « کاملا سری » هستند اما نشان می دهند که « گروه انحرافی» دولت در تلاش است تا « حذف نظام ولايی را در اين مملکت پياده کند.»

مهدی خورشيدی نيز برنامه های آينده جريان انحرافی در دولت را بسيار گسترده تر از « کرسی رياست جمهوری » توصيف کرده و گفته است که آن ها علاوه بر اينکه « دنبال نفوذ در مجلس به عنوان مرجع تقنين در کشور هستند، برای پيشبرد اهدافشان برنامه‌های زيادی دارند و خيلی تلاش می‌کنند با تحقق خواسته‌هايشان افکار انحرافی و خطرناک خود را حاکم کنند.»

علاوه بر اين داوود احمدی نژاد، برادر بزرگتر محمود احمدی نژاد، درباره « ابعاد فساد گروه انحرافی» در دولت نيز به خبرگزاری فارس گفت که «من اسم نمی برم، اما هم‌اکنون سردمدار فساد کلان در جامعه همين گروه انحرافی است و بهتر از اين نمی توان تعبيری داشت.»

او همچنين «تعداد اعضای اصلی گروه انحرافی در بدنه دولت » را تنها «چند نفر » اعلام کرده و درباره آينده اين جريان گفته است: « اگر آن ها زياد بودند، متحمل خسارت های زيادی می شديم، ولی تعدادشان بسيار اندک است» و « آينده آن ها نيز همانند ساير گروه های انحرافی است و اينها هم تمام خواهند شد.»

داوود احمدی نژاد «فساد سياسی و فساد اقتصادی» را تنها دو سطح از «فساد گروه انحرافی در دولت» توصيف کرده و گفته که از «مقولات ديگری از فساد» در «گروه انحرافی» نيز اطلاع دارد اما انتشار اسناد آن را «بايد آن را برای وقت ديگری گذاشت.»

برادر بزرگتر محمود احمدی نژاد اسامی هيچ يک از اعضای « گروه انحرافی دولت » را ذکر نکرده اما با اشاره به اينکه « آن ها می خواهند به راحتی با هديه و ليلا و بقيه بنشينند و بروند و بيايند » به طور ضمنی به ديدارهای اسفنديار رحيم مشايی با برخی از هنرپيشه های زن اشاره کرده است.

مهدی خورشيدی داماد محمود احمدی نژاد نيز روز دوشنبه طی مصاحبه ای با خبرگزاری فارس به افشاگری درباره « ماهيت، اهداف و برنامه‌های جريان انحرافی در دولت » پرداخت، و حتی ادعا کرد که از سوی حميد بقايی سرپرست نهاد رياست جمهوری تحت فشار قرار دارد تا از سمت « دبير شورای مشاورين » استعفا دهد.
حلقه نزدیکان محمود احمدی نژاد که به «جریان انحرافی» معروف شده اند- از راست: حمید بقایی، محمود احمدی نژاد، اسفندیار رحیم مشایی و محمدرضا رحیمی
روايت داماد احمدی نژاد از صف آرايی خانوادگی

مهدی خورشيدی پسر احمد خورشيدی از فرماندهان سپاه پاسداران، زمانی که محمود احمدی نژاد شهردار تهران بود با دخترش، فاطمه احمدی نژاد، ازدواج کرد.

او سابقه « جريان انحرافی در دولت » را به ابتدای تشکيل دولت نهم در سال ۱۳۸۴ مربوط دانسته و گفته که « جريان انحرافی جريانی است که از ابتدای تشکيل دولت نهم در عرصه اجرايی خود را سازماندهی کرد و به مرور با طرح مسائل مختلف خود را بروز داد. »

داماد احمدی نژاد با مقايسه ضمنی محمد تقی مصباح يزدی و اسفنديار رحيم مشايی به عنوان دو « ليدر» دولت احمدی نژاد در دو مقطع زمانی مختلف، گفته است: مصباح يزدی « برای رسيدن به کسوت استادی ۳۰ سال در حوزه علميه شاگردی بزرگان را کرد » اما « حالا ليدر جريان انحرافی بدون‌ گذراندن دوره شاگردی در محضر فقها و داشتن معلومات دينی و مطالعات عميق » به راحتی « مانند يک کارشناس مسائل دينی نظريه‌پردازی می‌کند و بزرگان اين عرصه را به هيچ می انگارد. »

مهدی خورشيدی همچنين شماری از نزديکان محمود احمدی نژاد را که در هفته های اخير به عنوان « جريان انحرافی در دولت » شهرت يافتند، « نوع منحصر به فردی » از جريان های انحرافی توصيف کرده و گفته که اين جريان حاضر به « پاسخگويی » نيست، و « پيچيدگی ‌های خاصی » دارد.

به گفته داماد محمود احمدی نژاد، جريان انحرافی « در رأس قدرت و در حال بسط قدرت، غوطه‌ور در فساد اقتصادی، و مرتبط با مسائل متافيزيکی است » و « يک تهديد جدی برای نظام است » که « با استيلا بر نظام اجرايی کشور و ورود به عرصه اقتصادی دنبال بسط و تداوم قدرت » است.

مهدی خورشيدی اظهارات رهبر جمهوری اسلامی را که چندی پيش گفت « تا زنده هستم اجازه نمی‌دهم در مسير حرکت انقلابی مردم به سوی آرمان‌ها ذره‌ای انحراف به وجود آيد »، به طور مستقيم متوجه «جريان انحرافی در دولت » دانسته و حتی تاکيد کرده که جمهوری اسلامی طی سه دهه گذشته « تاکنون چنين پديده‌ای را تجربه نکرده است. »

دادماد محمود احمدی نژاد با تاکيد بر اينکه « آن ها نهاد را در اختيار گرفته‌اند »، بدون ذکر نام اسفنديار رحيم مشايی و حميد بقايی گفته که « جريان انحرافی در مجموعه نهاد رياست جمهوری حاکم است » و «ليدر اين جريان و سرپرست نهاد،"حلقه اول" دولت را تشکيل می دهند و چون به آقای احمدی‌نژاد نزديک‌تر از ديگران هستند، راحت‌تر حرف‌های خود را به او منتقل و نظرات خود را القا می‌کنند. »
به گفته مهدی خورشيدی، اکنون درون خانواده محمود احمدی نژاد طيف ديگری از اقوام و نزديکان وی در مقابل «حلقه اول» صف آرايی کرده اند. او اين طيف ديگر را « معتمدان » و « دوستان متدين و دلسوز احمدی نژاد » ناميده ولی گفته که طيف « معتمدان » تلاش کردند « تا اطراف احمدی‌نژاد را از حضور افراد مسئله‌دار و وابسته به جريان انحرافی خالی کنند » اما تحت تاثير القائات و اقدامات جريان انحرافی، « خودشان حذف شدند. »

به گفته مهدی خورشيدی، « ويژگی بارز » جريان انحرافی در دولت « تماميت خواهی » است و آن ها «اصلا اهل مدارا و تحمل غير از خودشان نيستند » و « در فساد مالی و فکری غوطه‌ور و به مسائل خرافی آلوده » هستند.

داماد محمود احمدی نژاد سوء استفاده از « ثروت ملی » و توزيع پول از سوی « جريان انحرافی در دولت » برای کسب پايگاه اجتماعی را تائيد کرده و گفته است: اين جريان « با بهره‌مندی از منابع دولت انقلابی که در اختيار آنها قرار دارد، دامنه قدرت و نفوذ خود را در جامعه گسترش داده و برای خود پايگاه اجتماعی درست کند » که نمونه آن «توزيع ثروت ملی» بين «افراد خاص مسئله‌دار» و «هنرپيشه‌هاست.»

احمدی نژاد؛ از شعار عليه فاميل سالاری تا جنگ قدرت خانوادگی

محمود احمدی نژاد در جريان انتخابات رياست جمهوری سال ۸۴ با شعار «شايسته سالاری» عليه «فاميل سالاری»، اکبرهاشمی رفسنجانی و نيز محمد خاتمی را به انتصاب برخی از اقوام شان در سمت های سياسی و دولتی متهم کرد.

او اما تنها يک ماه پس از رسيدن به قدرت، برادرش داود احمدی نژاد را که سوابقی در سپاه پاسداران و ستاد کل نيروهای مسلح داشت به عنوان « رئيس بازرسی ويژه رياست جمهوری » منصوب کرد، چنانکه خواهرش پروين احمدی نژاد نيز ابتدا به عنوان «معاون مرکز امور زنان رياست جمهوری » منصوب شد و بعد از «فهرست انتخاباتی حاميان دولت » به عضويت شورای شهر تهران در آمد.

مسعود زريبافان باجناق خود احمدی نژاد نيز در ابتدای تشکيل دولت نهم به عنوان « دبير هيات دولت » منصوب شد، شماری از اقوام وی نيز در سمت های مختلف دولتی پست گرفتند.علاوه بر اين، مجتبی ثمره هاشمی دوست قديمی احمدی نژاد نيز به همراه برداران و ديگر اقوامش نيز به سمت های مختلف دولتی رسيدند.

پس افشاگری عباس پاليزدار عليه شماری از روحانيان بلندپايه حکومتی در بهار ۸۷ و نيز افشاگری عبدالله شهبازی عليه شماری از چهره های امنيتی- قضايی، نقش داود احمدی نژاد در همراهی با برخی از فرماندهان سپاه در تشويق و سازماندهی اين افشاگری ها علنی شد و در مرداد ماه همان سال وی به بهانه « بيماری » از رياست بازرسی ويژه رياست جمهوری، برکنار شد.

مدتی بعد در جريان رسوايی بر سر وزارت علی کردان، داود احمدی نژاد نيز به مخالفان وی پيوست و از آبان ۱۳۸۷ و پس از ازدواج مهدی احمدی نژاد با دختر اسفنديار رحيم مشايی اما صف آرايی دو طيف از اعضای خانواده محمود احمدی نژاد شکل تازه ای به خود گرفت.
سرعت نزديکی اسفنديار رحيم مشايی به محمود احمدی نژاد از اين پس چنان شتابی به خود گرفت که در هنگام تشکيل دولت دهم، احمدی نژاد او را به عنوان «معاون اول رئيس جمهور» منصوب کرد و تنها پس از انتشار نامه آيت الله خامنه ای بود که اين انتصاب منتفی شد.

در دوم خرداد سال ۸۸ تنها سه هفته پيش از برگزاری انتخابات، احمد خورشيدی پدر مهدی خورشيدی داماد احمدی نژاد، طی مصاحبه ای با روزنامه اعتماد ملی گفت که از نخستين روزهای رسيدن احمدی نژاد به رياست جمهوری در سال ۸۴، « داوود احمدی‌نژاد برادر رئيس‌جمهور دخالت‌های غيرمسئولانه زيادی در امور داشت و به‌نوعی خود را بزرگ‌ترين سهامدار اين برد می‌دانست لذا شروع به‌ انجام کارهای بسيار بدی کرد که از يک انسان و يک مسلمان بعيد و دور از انتظار است. »

او حتی گفت که « داوود احمدی‌نژاد برای افراد پرونده‌سازی می‌کرد و به نحوی فضا را عليه همه نيروها تنگ کرد که ماندن در آن مکان برای خيلی افراد که من هم جزوشان بودم ديگر مناسب نبود. »

احمد خورشيدی از اينکه « عامل مشکلات نهاد که برادر محمود احمدی‌نژاد بود به دستور رئيس‌جمهور عزل شده » اظهار خوشحالی کرد و گفته بود: «حتی احمدی‌نژاد دستور داده بود که اخوی ايشان اصلاً به نهاد وارد نشود.»

تنها يک روز پس از انتشار اين مصاحبه، مهدی خورشيدی داماد محمود احمدی نژاد طی مصاحبه ای گفت که ادعاهای پدرش « ناشی از تحريک ديگران » است و حتی گفت « اينکه برخی‌ها بخواهند از شکاف‌های کاذب به وجود آمده در مجموعه نزديکان دولت استفاده ابزاری کنند، کاری غرض‌ورزانه است. »

احمد خورشيدی اين بار چند هفته پس از انتخابات به پسرش پاسخ داد و با تاکيد بر انتقادات قبلی به دولت احمدی نژاد، گفت که «بنده از فرزندم مهدی خورشيدی آزاد اعلام برائت می‌نمايم و فرزندی به نام مهدی ندارم » و « از آقای احمدی‌نژاد حقيقتاً متشکرم که فرزندی با ادب و متدين تحويل ايشان دادم اما کسی را تحويل من داد که از هيچ اتهامی حتی عليه پدرش خودداری نمی‌نمايد. »

با گذشت دو سال اما اکنون مهدی خورشيدی داماد احمدی نژاد خود اتهامات سنگين تری به اسفنديار رحيم مشايی « پدر عروس احمدی نژاد » وارد کرده است.

در هفته سوم ارديبهشت روزنامه تهران امروز ضمن انتشار گزارش مفصلی درباره اختلاف در درون خانواده محمود احمدی نژاد، نوشته بود که پروين احمدی نژاد خواهر محمود احمدی نژاد برخلاف داوود احمدی نژاد تاکنون اظهار نظری عليه رحيم مشايی نداشته است.

از ميان روح‌الله بهمنی، احد قدمی و حميدرضا افراشته - سه داماد پروين احمدی نژاد- نيز دو نفر اول که مداح هستند منتقد مشايی و نفر سوم که در دولت احمدی نژاد سمت دارد « حامی مشايی » است.
تهران امروز همچنين نوشته بود: در درون خانواده احمدی نژاد «افرادی که پيش از رياست‌جمهوری احمدی‌نژاد وارد اين خاندان شدند در مواجهه با اعتراضات اخير نسبت به رئيس‌دفتر يا سکوت کردند يا موضع همراه با منتقدان را دنبال کردند» اما «حاميان مشايی در اين خاندان افرادی هستند که به تازگی به جمع آن ها پيوستند» و البته مهدی احمدی نژاد پسر بزرگ محمود احمدی نژاد نيز از هواداران پدر همسرش اسفنديار رحيم مشايی است.

۱۳۹۰ خرداد ۲, دوشنبه

سید محمد خاتمی در آستانه دوم خرداد برشروط خود تاکید کرد؛ درد بزرگ تاریخی ما استبداد زدگی است



رئیس جمهوری سابق ایران در آستانه دوم خرداد در دیدار با جمعی از جوانان اصلاح طلب با تبریک زادروز حضرت فاطمه زهرا علیها السلام با تاکید بر شروط پیشین خود اظهار امیدواری کرد که به عنوان گام اول به سوی رفع حصر ها و حبس ها و ایجاد و تأمین آزادی های اساسی و مدنی به میمنت ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها شاهد آزادی همه زنان زندانی باشیم که زندگی آنان و بستگان و خانواده هایشان با این وضع تلخ تر از دیگران است. سید محمد خاتمی در این گفت و گو بر ضرورت حرکت به سوی انتخابات آزاد تاکید کرد و آن را انتخاباتی دانست که به بهانه احراز صلاحیت بخشهای مهمی از جامعه و آنان که به هر حال با سلیقه ای متفاوت هستند و برای بهبود وضع مملکت و در جهت تأمین مصلحت و خواست های ملت دارای نظر، انتقاد و اعتراض هستند از حضور در عرصه منع و محدود نشوند و نیز باید جلوی دخالت نیروها و نهادهایی که شرعا و قانونا در امور سیاسی و بخصوص انتخابات منع شده اند، نظیر نیروهای نظامی و امنیتی جلوگیری به عمل آید وی در این دیدار صمیمانه ضمن ابراز خوشحالی از حضور در جمع جوانان گفت: شمااز نسلی سرافرازید . نسلی که بیش از ۷۰ درصد جمعیت رو به آینده ما را تشکیل می دهد و خوش آمد می گویم به شما که در میان همه راههای رسیدن به هدفهای والای الهی و انسانی زندگی، اصلاح طلبی را برگزیده اند. وی در باب "دوم خرداد" گفت : درباره این رویداد کم و بیش گفته ایم و گفته اند، از جمله در سال ۱۳۸۸ در جمع انبوه بزرگوارانی که شور انتخابات و امید به آینده بهتر آنان را پر نشاط گرد هم آورده بود مطالبی را عرض کردم که مراجعه به آن را برایتان مفید می دانم. وی افزود: دوم خرداد ۱۳۷۶ یکی از سی و چند روزی است که به برکت انقلاب اسلامی که هدفش حاکمیت انسان ایرانی بر سرنوشت خود بود انتخاباتی صورت گرفت که صرف نظر از نتیجه آن آنچه مهم بود و در همه انتخابات مهم است حضور مردم و اعمال اراده آزاد آنان است. امری که اگر بود و مردم بتوانند آزادانه رأی و نظر خود را ابراز و مبنای عمل اجتماعی قرار دهند و معتمدان خود را به عنوان نمایندگان خود در جایگاه مسؤولیت بنشانند. "مردم سالاری" که خواسته مردم روزگار و نیز مورد نظر انقلاب اسلامی و امام ما بوده است تحقق یافته است. گرچه استقرار مردم سالاری امری است و پاسداری از آن تا مورد تحریف و انحراف قرار نگیرد امری دیگر است. وی اهمیت دوم خرداد را در این عنوان کرد که واقعه ای که در آن روز اتفاق افتاد نماد روح تاریخی ملت است که همواره در جستجوی عدالت و آزادی بوده است.دوم خرداد نیز خود نمادی دارد که در آیینه آن باید واقعه را دید و شناخت و آن را پاس داشت. وی به بعد از دوم خرداد اشاره کرد و گفت: بعد از دوم خرداد دو اصطلاح بیش از پیش رایج شد که در واقع نماد دوم خرداد است. یکی اصلاحات و دیگری گفت و گوی تمدن ها. رئیس جمهور سابق کشورمان درباره موضوع گفت و گوی تمدن ها تاکید کرد: این موضوع در واقع ارائه دهنده سرمشق رابطه میان انسان ها و ملت ها در جهان به هم پیوسته امروز بوده و هست در جای دیگر سخن گفته ام و باز هم خواهم گفت و امروز بیشتر به عنوان اول یعنی "اصلاحات" می پردازم که آن را روح دوم خرداد می دانم که متأسفانه در عرصه رسمی مورد بی وفایی های فراوان قرار گرفته است و امروز هم می بینید که در تبلیغات رسمی و محافل خاص چه تهاجمی به اصلاحات و اصلاح طلبان می شود. البته از نظر دور نداریم که به نام اصلاحات هم کج فهمی و کژتابی و احیاناً جفا کم نبوده است. به گفته خاتمی ، اصلاحات در مرحله اخیر تاریخ ما هنگامی مطرح می شود و رواج می یابد که در ادبیات رایج سیاسی و فکری امروز، "عنوان" اصلاحات با معانی و مفهوم های گوناگون و پیشینه ای متفاوت از آنچه در جامعه ما است مطرح است و اگر دقت نشود ممکن است موجب پاره ای سوء تفاهم ها هم بشود. گرچه اصلاحات در هر جا که باشد و به هر عنوان مشابهتهایی میان آنها هست ولی عین یکدیگر نیستند. وی افزود: همه می دانیم که اصطلاح "رفرم" و "اصلاح دینی" در غرب مدرن جایگاه مهمی دارد که به نظر بسیاری از جامعه شناسان و فیلسوفان اجتماعی منشاء اصلی دنیای جدید یا دست کم از مهم ترین عوامل پیدایش آن است.و این واقعه متعلق به تاریخ و جامعه غربی است و سرایت دادن آن به جوامعی با پیشینه و خصوصیات دیگر ممکن نیست و اگر باشد مطلوب نیست.از سوی دیگر اصلاح و اصلاحات در برابر واژه "انقلاب" مطرح می شود و مراد از آن دگرگونی های تدریجی و به تعبیر مارکسیستی روبنایی است که البته هم در مفهوم انقلاب و هم مصداقهای روبنا و زیربنا آنگونه که مارکسیست ها می گویند حرف و حدیث و چون و چرای فراوان وجود دارد.ولی به هر حال اصلاح و انقلاب به این معانی مفهوم جدیدی است که در ظرف تحولات غربی معنی پیدا می کند. وی تاکید کرد: در تحلیل ها و بحث های جدید نوعاً این تلقی از انقلاب وجود دارد که همراه با خشونت است، در حالی که اصلاح، با خشونت بیگانه است.در حوزه فرهنگی، فکری و سیاسی جامعه خودمان نیز اصطلاحات اصلاح و احیاء اندیشه و اندیشه دینی اصطلاحاتی آشنا است که می توان در آثار دویست سال گذشته از بزرگانی سراغ گرفت که پیشگامان یا رهروان جریان اصلاح و احیاء بوده اند.اصلاحاتی که در دوره اخیر در اینجا مطرح شده است گرچه می تواند با همه این موارد از جهاتی مشابهت و همسویی داشته باشد ولی عین آنها نیست. وی اصلاحات در ایران را نو اندیشی دینی عنوان کرد که دین را پایه اصلی فرهنگ و هویت تاریخی ملت می داند و افزود: با این تذکر که اندیشه دینی امری بشری است و مراد از نواندیشی دینی و نوسازی آن دگرگون کردن و تحریف گوهر دین که امری حقانی و قدسی است نیست، بلکه تلاشی است برای نزدیک تر شدن به آن گوهر که همواره دیدار می نماید و پرهیز می کند و نیز روزآمد شدن و کارآمدتر شدن موازین دینی برای رفع نیازهای بشری و پاسخگویی به پرسش هایی که در این زمان و حتی فردا برای بشر امروز و فردا پیش می آید و دین که جاودانه است باید بتواند به آن نیازها و پرسش ها پاسخ دهد و در مصاف به پاسخهای دیگر جذاب تر و کارآمدتر باشد. البته اصلاح و نوسازی اندیشه دینی با بوالهوسی میسر نمی شود و نیازمند اندیشه های نوی است که هم در سنت و میراث دینی ریشه دارند و هم جهان امروز و نیازها و پرسش های روزگار را می شناسند. خاتمی اصلاحات را شامل پیوند با انقلاب اسلامی عنوان کرد و گفت : و برخلاف اصطلاح رایج حتی انقلاب اسلامی را نیز صورتی از اصلاحات می داند، همچنانکه نهضت مشروطیت نیز یک حرکت اصلاحی است و ایرانی در سایه این دو نهضت بخصوص انقلاب اسلامی توانسته است خواست تاریخی خود را با هویت تاریخی اش که بنیاناً دینی است همسو کند. جنبش اصلاحی جنبش ضد خشونت است انقلاب ما انقلاب کلام در برابر سلاح و گل در برابر گلوله بود به گفته خاتمی : جنبش اصلاحی جنبش ضد خشونت است که جز به شیوه های مدنی برای رسیدن به خواستهای خود نمی اندیشد، همچنانکه انقلاب اسلامی فارغ از خشونت بود، بلکه در برابر رژیمی صورت گرفت که ابزاری جز خشونت و سرکوب و تحقیر ملت نداشت و اگر احیاناً خشونتی در جریان انقلاب رخ داده است امری عرضی است و خشونتگران با این انقلاب همسویی و همراهی نداشته اند و اگر ادعای وابستگی به انقلاب کنند ادعای باطلی است. رهبر بزرگ انقلاب نیز هیچ گاه حرکت های خشونت گرا و قهرآمیزی که پیش از انقلاب بود روی خوش نشان ندادند و مردم را به خشونت ترغیب نکردند و نتیجه اینکه انقلاب ما انقلاب کلام در برابر سلاح و گل در برابر گلوله بود. روح اصلاحات با حذف اصلاح طلبان هرگز از صحنه خارج نخواهد شد وی یادآوری کرد : آنچه به نام اصلاحات طرح و جاری شده است به اصطلاح یک "پروژه" و یک برنامه تنظیم و دیکته شده از یک فرد و یک مرکز نیست. اصلاحات را آنگونه که من می فهمم و به آن پای بندم استنباطی است از روح تاریخی ملت ما و جهتی که حرکت این ملت در یکی دو قرن اخیر داشته است و چون در عمق وجدان اکثریت جامعه ما و بخصوص فرهیختگان و نسل جوان و نو جو ریشه دارد و همسو با این پدیده تاریخی است ماندگار است و با حذف اصلاح طلبان هرگز از صحنه خارج نخواهد شد. هر چند که ایستادن در برابر اصلاح طلبان و تلاش برای خارج کردن آنان از صحنه سرنوشت در کوتاه مدت دو اثر منفی را به بار خواهد آورد. با محدود کردن اصلاح طلبان واقعی چه بسا که دروغ و ناکارآمدی رایج شود وی درباره این دو اثر منفی گفت: در غیاب اصلاحات و پرهیز از انتخابات آزاد و مطلوب و فراگیر و با محدود کردن اصلاح طلبان واقعی چه بسا که دروغ و ناکارآمدی و هدر رفتن سرمایه های ملی و نادیده انگاشتن حقوق اساسی مردم و بی اعتبار شدن قانون، بخصوص قانون اساسی و مهجور ماندن بخشهایی که به حقوق ملت مربوط است رایج شود و موجب دلسردی و حتی بدبینی بخشهای مهمی از جامعه بخصوص فرهیختگان نسبت به نظام و حاکمیت شود. خاتمی افزود: دومین اثر منفی موجب نوعی یأس و ناامیدی از کارآمدی اصلاحات گردد و زمینه رشد بینش ها و گرایش هایی را فراهم آورد که راه کار را قهر انقلابی می دانند و گرایش هایی که به تغییر نظام می اندیشند و تجربه نشان داده است که این گرایش ها اگر غلبه پیدا کنند بر نا امنی می افزایند و هزینه های فراوانی را به جامعه تحمیل می کنند و خود نیز در صورت غلبه به قدرتهای جباری مبدل می شوند که عرصه را بر جامعه تنگ می کنند. به اعتقاد رئیس جمهور سابق کشورمان در فضای بسته و آشفته زمینه ضربه زدن به نظام و انقلاب و کشور برای دشمنانی که در بیرون کمین کرده اند آسان تر و کم هزینه تر می شود. وی افزود: البته معتقد نیستم که جریان اصلاحات از عیب و کاستی خالی بوده است، چه در دورانی که بخشی از حکومت را در دست داشته و چه پیش و پس از آن و با همه ناروایی ها و جفاهایی که بر ما می رود هیچگاه باب نقد را بر خود نمی بندیم و اصلاحات را نیز امری می دانیم که از اصلاح مداوم بی نیاز نیست. اصلاحات پای بندی به اسلام و متکی به چهره رحمانی دین خداست خاتمی با تاکید فراوان گفت: اصلاحات پای بندی به اسلام و متکی به چهره رحمانی دین خداست که چهره غالب آن است و مگر نه اینکه خداوند سبحان از میان همه اسماء و صفات خود طلیعه سوره های کتابش را با صفت رحمان و رحیم متبرک کرده است نه با اسم جبار و قهار و منتقم. اصلاحات خواستار جامعه ای است آزاد و پیشرو وی افزود: اصلاحات به انقلاب اسلامی وفادار است و آن را مهم ترین رخداد تاریخی معاصر ایران می داند و نقطه عطف درخشانی برای گذر از دوران خودکامگی و فساد و وابستگی و بداخلاقی به فضایی که در آن انسان آزاد با تکیه بر اخلاق و معنویت و همت والا برای پیشرفت همه جانبه کشور و جامعه حضوری چشم گیر دارد و باید داشته باشد. اصلاحات خواستار جامعه ای است آزاد و پیشرو که اساس رابطه میان مردم با مردم و مردم با حکومت در آن عدالت، اخلاق و حرمت نهادن به یکدیگر و پاسداشت حقوق متقابل است. وی دگر باره به اصلاحات اشاره کرد و گفت : اصلاحات اگر در حرکت مردم ایران ریشه دارد و آیینه آن است نمی تواند نسبت به خواست بنیادین و تاریخی این مردم بی تفاوت باشد. همچنانکه انقلاب اسلامی در جهت تحقق این خواستها رخ داد و چنانکه بارها گفته ام این خواست از جنبه سلبی آن عبارت است از نفی استبداد با هر شکل و هر توجیه و نفی وابستگی در هر صورت آن و نفی عقب ماندگی که با حاکمیت استبداد وابسته به استعمار تعمیق هم شده بود و طبعاً در جنبه ایجابی عبارت است از آزادی خواهی و طلب حق حاکمیت بر سرنوشت و استقلال طلبی و پیشرفت جویی. به اعتقاد خاتمی می توان در سایه حکومتی برآمده از اراده مردم و مسؤول در برابر آنان و معطر شدن فضای آزادی با معنویت و اخلاق، ملت ایران نه تنها آرمانهای خود را تحقق یافته ببینند بلکه الگویی باشد برای کشورهای تحت ستم، به خصوص در منطقه و جهان اسلام. درد بزرگ تاریخی ما استبداد زدگی است وی با بیان اینکه اگر درد بزرگ تاریخی ما استبداد زدگی است اظهار داشت: اصلاحات نیز همواره این دغدغه را داشته است که مبادا در اثر غفلت دوباره حاکمان و مردم در طاس لغزنده استبدادزدگی که مزمن و عمیق است سقوط کنند. از این جهت است که اصلاحات همواره بر تعمیق و گسترش فرهنگ مردم سالاری و بالابردن دامنه تحمل یکدیگر و همکاری و احترام به حقوق فرد و جامعه تأکید داشته و دارد. پافشاری بر انتخابات آزاد و سالم را مسؤولیت شرعی، قانونی و انقلابی و ملی خود می دانیم وی افزود: در اینجا به نکته پایانی این بحث برسم و آن اینکه اگر هیچ حرکتی جز بر پایه خواستهای اصیل یک جامعه و تأمین آنها به نتیجه نمی رسد و اگر هدف اصلی مردم در حرکت دو قرنه خود استقرار مردم سالاری سازگار با دین و اخلاق و عدالت بوده است، پافشاری بر امر انتخابات آزاد و سالم و فراگیر را دقیقاً مسؤولیت شرعی، قانونی و انقلابی و ملی خود می دانیم و معتقدیم که هیچ نیرویی با هیچ توجیهی حق ندارد که ملت و بخش های مهمی از آنان را از حقی که خدا و انقلاب به آنان داده است محروم و یا زمینه اعمال آن را محدود کند. و این امر نه به منظور رسیدن به قدرت، بلکه به عنوان یک وظیفه الهی و ملی است که بر آن تأکید می شود. انتخابات سالم یعنی به بهانه احراز صلاحیت بخشهای مهمی از جامعه که دارای انتقاد و اعتراض هستند منع و محدود نشوند وی با تعریف انتخابات مطلوب و سالم در هر مقطعی گفت: انتخابات مطلوب آن است که به بهانه احراز صلاحیت بخشهای مهمی از جامعه و آنان که به هر حال با سلیقه ای متفاوت هستند و برای بهبود وضع مملکت و در جهت تأمین مصلحت و خواست های ملت دارای نظر، انتقاد و اعتراض هستند از حضور در عرصه منع و محدود نشوند و نیز باید جلوی دخالت نیروها و نهادهایی که شرعا و قانونا در امور سیاسی و بخصوص انتخابات منع شده اند، نظیر نیروهای نظامی و امنیتی جلوگیری به عمل آید و برگزار کننده انتخابات همانگونه که در قانون آمده است معتمدان واقعی مردم متشکل از همه طیف ها و گرایش ها باشند و نمایندگان نامزدهای مختلف در همه مراحل انتخابات قبل از انجام تا مرحله شمارش و اعلام نتایج انتخابات حضور فعال و مؤثر داشته باشند و امید آنکه چنین شود و طبعاً ایجاد فضای امن و آزاد و گذر از فضای امنیتی به فضای سالم سیاسی و تأمین آزادی های مشروع و در طلیعه آن آزادی زندانیان سیاسی و فضای پرنشاط و پرامیدی را فراهم خواهد آورد که بیشترین بهره آن را خود نظام خواهد برد. وی با تاکید دوباره بر شروط خود اظهار امیدواری کرد که به عنوان گام اول به سوی رفع حصر ها و حبس ها و ایجاد و تأمین آزادی های اساسی و مدنی به میمنت ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها شاهد آزادی همه زنان زندانی باشیم که زندگی آنان و بستگان و خانواده هایشان با این وضع تلخ تر از دیگران است. در آغاز این دیدار چند تن از حاضران از خاطرات خود از دوم خرداد ۱۳۷۶ و تأثیری که در زندگی اجتماعی، فکری و سیاسی آنان داشته و نیز بیم ها و امیدهای جوانان امروز سخن گفتند و یاد عزیزانی را که در حصر و حبس به سر می برند گرامی داشته، اظهار امیدواری کردند که هر چه زودتر شاهدی آزادی آنان و ایجاد فضای مناسبی باشیم که در آن هم حقوق مردم و آزادی های اساسی پاس داشته شود و هم مصالح کشور و نظام تأمین گردد. همچنین از رنجهای فراوانی که خانواده های زندانیان سیاسی متحمل می شوند سخن به میان آمد و در عین حال از رشد عمیق آگاهی و بیداری در جامعه و بخصوص زنان و نیز پافشاری بر راههای مسالمت جویانه با حفظ اصول و آرمانها و خواستهای اساسی تأکید شد. در این نشست جوانان مخالفت خود را با هرگونه خشونت ابراز نموده، اصلاحات و جنبش سبز را در ذات خود حرکتی در چارچوب قانون و براساس شیوه های مدنی دانستند. همچنین بر لزوم نقد اصلاحات و جنبش و نقد خویشتن به عنوان یک اصل مهم دینی، انقلابی و اصلاحی در همه حال و همه جا تأکید نمودند

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۹, پنجشنبه

گفت و گو با پدر ميثم عبادي، جوانترين شهيد جنبش سبز: می خواهیم بدانیم چه کسی فرزندم را کشته است

با وجود گذشت نزدیک به دوسال از شهادت میثم عبادی، جوانترین شهید جنبش سبز که ۲۴ خرداد ماه سال ۸۸ در یکی از تجمع های اعتراضی پس از انتخابات به شهادت رسید، هنوز خانواده وی درباره پرونده کشته شدن او به هیچ نتیجه ای نرسیده اند . هربار پرونده این شهید به شعبه جدیدی از دادسرای جنایی منتقل می شود اما مسوولان تاکنون برای رسیدگی قضایی به این پرونده و معرفی ضارب او هیچ اقدامی نکرده اند. کلمه درباره آخرین وضعیت پرونده این شهید جنبش سبز با اصغر عبادی، پدر میثم گفتگویی در خانه کوچک شان در شهرک کیانشهر تهران انجام داده .خانه ای که در هر گوشه اش عکس میثم به دیوار است . نوجوانی ۱۶ ساله که در عکسهایش حتی کمتر از این سن به نظر می رسد میثم عبادی، ۲۴ خرداد ماه سال ۸۸ مورد اصابت گلوله قرار گرفت ،میثم کارگری بود که برای کمک به خانواده اش از چهارده سالگی در یک کارگاه خیاطی کار می کرد، این روزها و بعد از گذشت دو سال هنوز خانواده میثم با لباس مشکی بر تن ناباورانه به سوگ این جوان نشسته اند : آقای عبادی ! از آخرین پی گیریهایتان بگویید؟ آیا ضارب یا ضاربان میثم سرانجام معرفی و مجازات شدند ؟ هیمن چند روز پیش برای پی گیری پرونده به دادگاه جنایی مراجعه کردم. پرونده کشته شدن میثم بازهم به شعبه جدیدی منتقل شده است. این بار گفتند پرونده را به شعبه سه دادگاه جنایی فرستاده اند ، یعنی شعبه سوم بازپرسی ویژه قتل . مسوولان این شعبه درباره آخرین وضع پرونده به شما چه گفتند ؟ راستش هیچی. من متوجه شده ام که آنها نمی خواهند قاتل را مجازات یا معرفی کنند. همان زمان که میثم کشته شد یک بسیجی را به عنوان ضاربش دستگیر کردند و هفت هشت ماهی هم زندان بود اما آزادش کردند. وقتی قاتل را آزاد می کنند، دیگر چه انتظاری می توانیم داشته باشیم .الان به من می گویند پرونده پسرتان را آگاهی به ما ارجاع نمی دهد و گفتند خودت برو و پرونده را بیاور. وقتی به آنجا هم مراجعه کردم گفتند پرونده را به شما نمی دهیم قاضی خودش باید پرونده را بخواهد ،.یعنی مدام ما را به جاهای مختلف می فرستند این بار حتی در دادگاه داد و فریاد کردم و خواستم پاسخم را بدهند ولی الان دیگر می دانم قصد رسیدگی به این پرونده ها را ندارند . آقای عبادی شما چه خواسته ای از مسوولان قضایی دارید ؟ ما فقط یک درخواست داریم بفهمیم قاتل پسرم کیست؟ باید آنها قاتل را به ما معرفی کنند ما باید بالاخره بدانیم چه کسی این بچه را کشته است بسیج ، سپاه ما به عنوان خانواده این حق را نداریم یعنی ؟ اما فعلا که ما را مدام سر می دوانند . ضمن صحبت هایتان گفتید ابتدای شهادت میثم کسی را به عنوان قاتلش دستگیر و بعد آزاد کردند این فرد چه کسی بود ؟ به ما گفتند که یک بسیجی را به نام محمد دستگیر کرده اند و او ضارب میثم است و گلوله را مستقیم به شکم پسرم شلیک کرده ، چند ماهی هم نگهش داشتند اما بعد رهایش کردند .ما هیچ وقت نفهمیدیم چرا آزادش کردند و اصلا چه شد؟ آن موقع ها پرونده در شعبه یک بازپرسی بود و قاضی پرونده هم کسی به نام شاملو بود و انصافا قاضی خوبی هم بود اما او از آنجا رفت یا نمی دانم برکنارش کردند بعد هم که همان محمد بیسجی را آزاد کردند .این قاضی چند بار به من گفت وقتی که پسر ۱۵ ساله اینجا به من دستور می دهد چه کنم ؟ منظورش همین بسیجی ها بودند .به هر جا می روم به من می گویند دولت باید بخواهد به این مساله رسیدگی کند چون دولت مقصر بوده است. پسر من در خیابان گلوله خورده و این دستور توسط دولت صادر شده است . وکیل پرونده تان چه اقدام هایی دراین زمینه کرده است ؟ وکیل مان خانم نسرین ستوده هم ماه هاست بازداشت شده و در زندان است. یک ماهی می شد که وکالت این پرونده را پذیرفته بودند که دستگیر و زندانی شدند. ایشان پی گیری پرونده میثم را آغاز کرده بودند که بازداشت شان مانع انجام فعالیتهای بیشتر شد .ما الان نگران ایشان هم هستیم .می دانیم همین فعالیت برای ما و امثال ما موجب بازداشت ایشان شده است و اکنون فرزندان کوچک شان ماه هاست مادرشان را ندیده اند از این بابت هم واقعا ناراحتیم . ولی مگر پسر ۱۶ ساله من چه گناهی کرده بود ؟ فعلا هم که وکیلی نداریم . آقای عبادی هنوز بعد از گذشت دو سال سیاه پوشیده اید و داغدارید در این مدت بر شما چه گذشته است ؟ باور کنید ما هنوز بعد از دو سال داغداریم و این داغ برایمان تازه است. اصلا نمی توانم نحوه کشته شدن پسرم را فراموش کنم، پسر من به خیابان رفت و به خاطر اعتراض به یک بسیجی که مردم را کتک می زد کشته شد. من و مادرش چطور می توانیم این مساله را قبول کنیم .هنوز وقتی به بهشت زهرا می رویم ناباورانه به قبرش خیره می شویم و می پرسیم آخر چرا ؟ کسی هم نیست که پاسخ ما را بدهد ؟ میثم در کدام قطعه به خاک سپرده شده است ؟ قطعه ۲۵۶ ردیف ۱۳۱ شماره ۳۱ هر هفته هنوز به بهشت زهرا می رویم . از نهادهای دولتی کسی به سراغ شما نیامده است ؟ خیر همان ابتدا یک بار از هلال احمر آمدند و یک بار هم از بنیاد شهید و کارت خانواده شهید به ما دادند. کارتی که نمی دانم باید با آن چه کنم، پسر من کشته شده است و من می خواهم قاتلش را به ما معرفی کنند پسر من به درد خدا نرفته بلکه در خیابان و در روز روشن گلوله خورده است .

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۶, دوشنبه

نوبت آنها که برای استبداد و کودتا هورا کشیدند رسیده ، نزدیک شدن شتر کودتا به خانه موتلفه و جبهه پیروان

"فولادگر" عضو کمیسیون ماده 10 احزاب با خبرگزاری کودتا "فارس" مصاحبه کرده و گفته است جبهه‌ها و ائتلاف‌ها باید برای فعالیت انتخاباتی مجوز بگیرند!
خبرگزاری فارس که با فولادگر، دستشان مشترکا در یک سفره است، یا میدانسته و نپرسیده و یا او هم مانند عضو کمیسیون ماده 10 تجاهل العارفین کرده و به ایشان نگفته: وقتی برای یک حزب پروانه فعالیت صادر می فرمائید، یعنی آن حزب می تواند با یک حزب دیگر که برای آن هم پروانه فعالیت صادر فرموده اید گفتگو کند و مطابق مفاد همان پروانه فعالیت، با آن حزب متحد شود. یعنی در چارچوب همان مجوزی که در پروانه فعالیت قید شده است. بنابراین حزب و یا سازمان جدیدی تشکیل نشده که اجازه فعالیت لازم داشته باشد. در ابتدائی ترین اصول تحزب است که از آغاز فعالیت احزاب در ایران جاری بوده است. از انقلاب مشروطه تا اکنون و تا آینده! مانند همه جای دنیا.
احزابی که در صحنه باقی نمانده و ماشاء الله روی شاه را سفید کرده اید، اگر منظور اینست که این چند دسته بندی حکومتی را هم فلج کنید، چرا رک و راست همین را نمی گوئید؟ شما که دست گشاده برای اعلام انحلال دارید، این چند دسته بندی را هم منحل کنید و فاتحه ماجرا را بخوانید.
اما، هدف اصلی این عضو کمیسیون ماده 10 از طرح این حرف های من درآوردی چیز دیگری است. مسئله اینست که می خواهند شتر را جلوی در موتلفه اسلامی هم خوابانده و این دکان را هم قفل کنند. جبهه پیروان امام و رهبری را که باهنر در آن نقش کلیدی دارد و در پی فرصت کشاندن احمدی نژاد به مجلس است، می خواهند تعطیلش کنند و مقدمه را با همین مصاحبه شروع کرده اند. موتلفه اسلامی پدرخوانده این جبهه است که به آن هم اعلام کرده اند باید برود دنبال جواز فعالیت!
چوب نشستن میان دو صندلی خامنه ای و احمدی نژاد را می خواهند کف پای حاج حبیب الله عسگراولادی بزنند که زعیم موتلفه و دبیرکل جبهه پیروان... است!

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۴, شنبه

با تمام توان از اعتراضات سراسری دانشجویان ( بیست و پنج اردیبهشت ) میهنمان حمایت کنیم

تشکل های مستقل دانشجوئی بسیاری از دانشگاههای کشورمان 25 اردیبهشت 1390 را روز اعتراضات و اعتصابات سراسری اعلام نموده اند . بنابراین این روز روز فریاد و خشم جنبش دانشجوئی ست . جنبشی که هیچگاه خاموش نشده و نخواهد شد . جنبشی که همواره در صف مقدم جنبش ضداستبدادی سالیان اخیر و بویژه از جنبش خرداد 88 بدینسو نقش آفرینی کرده و شهدای بیشماری را برای بارور کردن نهال آزادی میهنمان تقدیم نموده است . 25 اردیبهشت اعتراضی ست سراسری نسبت به اعمال فشارهايی از قبيل تفکيک جنسيتی, صدور احکام انضباطی و تعليق برای دانشجويان و در یک کلام مقابله با شدت یافتن فضای امنتیتی حاکم بر دانشگاهها . در بیانیه دانشجویان دانشگاه بهشتی می خوانیم : “بار ديگر دانشگاه, اين دژ استواری و ايستادگی از زير تل هجوم استبداد آزادی ستيز , قد راست کرد و مشتاقان آزادی را نويدی دوباره داد که آری دانشگاه زنده است . همزمان با ارديبهشت, اعتراضات دانشجويی با روز کارگر و معلم گره خورد و بار ديگر خواسته صنفی از گلوی جامعه سر برآورد و بن بست سکوت را شکست . “ اکثریت دانشجویان کشورمان فرزندان کار و زحمت اند . همانهائی که سفره هایشان از برکت قانون یارانه ها بیشتر از روز پیش خالی تر شده و می شود . بیست و پنجم ارديبهشت روزی ست که فرزندان همین کارگران و زحمتکشان نمی توانند در کنار مبارزه برای آزادی ، به وضعیت فلاکتبار اقتصادی و سفره های خالی معترض نباشند . مبارزات دانشجوئی مبارزه برای رسیدن به نان هم هست . از این جنبش پرتوان و عدالتخواه با تمام قوا حمایت کنیم

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۰, سه‌شنبه

از یک گزارش دریافتی اگر حادثه ای رخ نداده باشد نیروگاه بوشهر از دیشب راه افتاده

سلام خدمت گردانندگان محترم و زحمتکش سایت پیک نت- طبقاطلاعی که از طرف یکی از دوستانم در نیروگاه بوشهر به من رسیده،ساعت 12 شب (دوشنبه شب) قرار است نیروگاه بوشهر را استارت بزنند. سپاه و نیروی انتظامی چنان کلیه راه های منتهی به نیروگاه راتصرف کرده و سنگر گرفته، که انگار قرار است به نیروگاه بوشهر حمله شود! البته قرار است نیروگاه بمدت دو هفته بصورت آزمایشی فعال شود و اگر هیچ مشکلی پیش نیآمد، برق تولیدی آن وارد مدار شود. در شهر(بوشهر) همه مردم نگران یک حادثه اتمی اند. این نگرانی را اخبار مربوط به نفوذ ویروس "استانکس" و هشدارهائی که نسبت به تکرار چرنوبیل در بوشهر داده شده بود و همچنین حادثه اتمی ژاپن در مردم تشدید کرده است.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۹, دوشنبه

خبرخوش :: محمد نوری‌زاد از زندان آزاد شد



محمد نوری‌زاد، نويسنده و فيلم‌‌ساز ايرانی که از ۲۹ آذر ۸۸ در زندان بود، آزاد شده است. تارنمای شخصی اين نويسنده و فيلم‌ساز نوشته است:‌ «در خبر ها آمده بود که دکتر محمد نوری‌زاد در ايام نوروز به مرخصی آمده است. اين خبر نادرست در حالی به سايت‌های داخلی و خارجی راه يافت که وی تا دو روز پيش از آزادی در اعتصاب غذا به سر می‌برد و حتی از تماس تلفنی و ملاقات با خانواده‌اش اجتناب می‌کرد.» اشاره اين تارنما به اعتصاب غذای اخير محمد نوری‌زاد است. فاطمه ملکی، پنج‌شنبه هشتم ارديبهشت ۱۳۹۰ در يادداشتی نوشته بود همسرش ۴۰ روز است که دست به اعتصاب غذا زده و حاضر به ملاقات نيز نيست. محمد نوری‌زاد از فروردين ۱۳۹۰ دست به اعتصاب غذا زده بود. وی پيش از اعتصاب غذا، با انتشار چند نامه به عباس جعفری دولت‌آبادی، دادستان تهران اعلام کرده بود که نسبت به همه احکام صادره عليه خود معترض است و اعتصاب غذا می‌کند.وی در يکی از نامه‌هايش خظاب به دادستان تهران نوشته بود: «تا رسيدن به خواسته‌هايم، نه غذا دريافت خواهم کرد و نه تقاضای تماس تلفنی يا ملاقات يا مرخصی خواهم داشت. من نسبت به همه احکام صادره عليه خود معترضم و روند اعتراض من، تا حصول نتيجه ادامه خواهد داشت و مسئوليت عواقب هرآن‌چه بر سر من بيايد، متوجه همه آنانی خواهد بود که در احکام صادره عليه من و بازداشت غيرقانونی من در بند دو - الف، سهم و نقش داشته‌اند.» نوری‌زاد سال گذشته به اتهام «توهين به مسئولان و تبليغ عليه نظام» در دادگاه بدوی به سه سال و نيم حبس و ۵۰ ضربه شلاق محکوم شد. با اين حال، تارنمای شخصی نوری‌زاد توضيح نداده که محکوميت اين نويسنده و فيلم‌ساز در دادگاه تجديدنظر کاهش يافته و يا اينکه پيش از پايان يافتن دوران حبس از زندان آزاد شده است. محمد نوری‌زاد در يک سال و نيم گذشته چند نامه انتقادی خطاب به آيت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ايران نيز نوشت. تارنمای کلمه نزديک به ميرحسين موسوی یکی از رهبران مخالفان، از وی به عنوان فردی نام برده که تا پيش از سال ۱۳۸۸ «مخالف سرسخت جريان اصلاح‌طلبی» بوده اما در جريان اعتراضات پس از انتخابات رياست‌جمهوری ۱۳۸۸ به صف منتقدان حکومت پيوسته است. نوری‌زاد پيش‌تر يکی از نويسندگان روزنامه کيهان بود. مدير اين روزنامه توسط آيت‌الله خامنه‌ای انتخاب می‌شود.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۷, شنبه

بازداشت زاهد شيخي مدير کل روابط عمومي دادگستري زاهدان و عضو سپاه پاسدران به علت حمل 500 کيلوگرم مواد مخدر

احمد زاهد شیخی مدیر کل روابط عمومی دادگستری استان زاهدان که از اعضای سابق سپاه پاسداران و عضو ستاد مبارزه با مواد مخدر استان نیز می باشد روز گذشته به جرم دست داشتن در قاچاق مواد مخدر بازداشت شد ! زاهد شیخی، به دلیل حمل ۵٠٠ کیلوگرم مواد مخدر با خودروی دولتی دستگیر شده است. به گزارش منابع محلی نامبرده مواد مخدر را که شامل ۴۵٠ کیلوگرم تریاک و ۵٠ کیلوگرم هرویین بوده با خودروی دولتی و حکم ماموریت و اسلحه حمل می کرده که در پاسگاه سهل آباد از سوی ماموران نیروی انتظامی متوقف و مواد فوق کشف گردیده است. یک منبع آگاه در گفتگو با ایران بریفینگ اعلام کرد با توجه به اینکه از مدتها پیش این شایعه بر سرزبانها بوده که وی در قاچاق مواد مخدر دست دارد و ظاهرا این نخستین بار نیست که زاهد شیخی اقدام به قاچاق می کرده است ، احتمال داده که علنی شدن این موضوع و بازداشت نامبرده با توجه به اینکه زاهد شیخی و برادرش از روسای ستادهای انتخاباتی احمدی‌نژاد در استان سیستان و بلوچستان بوده‌اند و برادر دیگر وی نیز به نام محمد رضا زاهد شیخی هم اکنون مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان است ، بی ارتباط با تنش‌های اخیر میان رهبر جمهوری اسلامی و عوامل محمود احمدی‌نژاد نباشد . گفتنی است هنوز منابع رسمی گزارشی از دستگیری زاهد شیخی منتشر نکرده‌اند اما منابع محلی خبر از این می دهند که وی در یک پاسگاه بازداشت شده و با توجه به مقاومتش در بازرسی از خودرو ماموران نسبت به وی حساس شده اند و پس از کشف مواد نیز باتوجه به ارائه حکم ماموریت و مدارک دولتی بودن خودرو ماموران ابتدا به هویت نامبرده مشکوک و با دخالت مقامات بالاتر موضوع محرز و نسبت به بازداشت وی اقدام می نمایند

۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۴, چهارشنبه

توسط معاون پارلمانی احمدی نژاد قرائت سناریوی فیلم "ظهور نزدیک است" در مجلس

فیلم "ظهور نزدیک است"، فیلم ممنوعه اعلام شده است و شماری از کسانی که در روزهای اخیر و در ارتباط با سنگر بندی احمدی نژاد و خامنه ای دستگیر شده اند، جرم آنها تهیه و توزیع میلیونی همین فیلم اعلام شده است.
ممنوع اعلام شدن پخش این فیلم موجب افزایش شمار ببیندگان آن شده است. مثل هر پدیده دیگری که وقتی ممنوع می شود، همه می خواهند ببینند و بخوانند تا دلیل این ممنوعیت را بدانند.
این فیلم با سرعت های مختلف و حجم کم به وفور روی اینترنت قابل دسترسی است. هزینه تهیه این فیلم و هزینه تکثیر چند میلیونی و توزیع و پخش آن از کجا تامین شده؟
این سئوالی است که تنها با دیدن چند صحنه از این فیلم میتوان به آن پاسخ داد. فیلم در باره خرابی جهان و نزدیک بودن ظهور امام زمان است. دو گوینده زن و مرد نیز بعنوان راوی اسناد و شواهد دارد که شکل و شمایل و نحوه صحبت کردن آنها نیز وابستگی و تعلق سازمانی آنها را نشان میدهد. یعنی شبکه بازتولید شده و سراسری حجتیه با اسامی مختلف، که تا مغز استخوان نظام نفوذ کرده اند. محتوای فیلم با حرف های احمدی نژاد و مصباح یزدی و آیت الله خزعلی مو نمی زند. تنها نکته ای که به آن اضافه شده، نقش خامنه ای و احمدی نژاد بعنوان سرداران امام زمان است. البته با نقل دلائلی مضحک و خنده دار.
بنابراین، فیلم "ظهور نزدیک است"، عملا نزدیک به 7 سال است که در حاکمیت جمهوری اسلامی در حال نمایش است و طبیعی است که خرج تهیه و توزیع "ظهورنزدیک است" را هم دولت و همان ها که تا مغز استخوان حاکمیت نفوذ کرده اند تامین کرده باشند.
برای آنکه استدلال بالا مستند شود، کافی است فیلم را یکبار ببینید و سپس محتوای آن را با سخنان روز گذشته- سه شنبه- معاون پارلمانی احمدی نژاد در مجلس مقایسه کنید تا متوجه شوید که "کپی" برابر "اصل" است!
به نوشته خبرگزاری فارس، محمدرضا میرتاج الدینی معاون پارلمانی دولت در مجلس گفت:
«كشورهای تركیه، لبنان، فلسطین، عراق، تونس، بحرین‌،‌ لیبی،‌ مراكش، عربستان، اردن، افغانستان و غیره پیشاپیش لشكر الهی كه پرچمدار آن جوانان ایرانی هستند، وارد قدس خواهند شد و پیروزی‌هایی را قبل از ظهور امام زمان به وجود خواهند آورد. »
در سراسر فیلم ظهور نزدیک است نیز همین استدلال مطرح است. کافی است تنها به جمله "پرچمدار آن جوانان ایرانی هستند..." دو نام احمدی نژاد و خامنه ای را هم بعنوان سرداران این فتح اضافه کنید. در این صورت سناریوی ظهور نزدیک است در مجلس توسط معاون پارلمانی احمدی نژاد قرائت شده است!

۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳, سه‌شنبه

فتنه ها برخاسته، از این زمزمه!



دست راستی احمد جنتی است و دست چپی احمد خاتمی، دو دست چپ و راستی که همدیگر را می شویند و در کودتای 22 خرداد و تمامی فجایعی که روی داد نقش داشته اند. البته جنتی از آن دیگری پیشکسوت تر است و خون های بیشتری به گردن اوست. این عکس از نماز جمعه دو هفته پیش مخابره شده، یعنی آغاز علنی شدن اختلافات بین دولت و بیت رهبری و افشاگری های متعاقب آن از هر دو سو. حتی تا مرز افشای انگیزه خامنه ای برای کودتا علیه موسوی. این دو در این افشاگری ها چقدر نقش داشتند. بویژه جنتی که طراح روی کار آوردن احمدی نژاد بوده است.

اگر شایعه کنار گذاشتن او از شورای نگهبان و سپردن انتخابات بعدی بدست هاشمی شاهرودی صحت داشته باشد، این دو، چه گفتگوی زیر گوشی می توانند جز همین مجموعه مسائل داشته باشند؟