رهبران جنبش سبزراآزادكنيد.

رهبران جنبش سبزراآزادكنيد.

۱۳۹۶ فروردین ۲۷, یکشنبه

محمدحسن رحیمیان، سومین مامور مخفی خامنه ای در انتخابات رحیمیان ۱۹شهریور۹۲ از سوی آیت الله خامنه ای به عنوان تولیت مسجد جمکران منصوب شد «محمدحسن رحیمیان»، تولیت مسجد «جمکران» نقل کرد: «شاهد بوده ام که رهبر انقلاب بیش از ۱۳بار مخفیانه به این مسجد آمده و با امام خود عشق بازی می کنند» دوشنبه, 10 آو


۲۰بهمن۹۵خبرگزاری «رسا» جمله ای جالب توجه از حجت الاسلام «محمدحسن رحیمیان»، تولیت مسجد «جمکران» نقل کرد: «شاهد بوده ام که رهبر انقلاب بیش از ۱۳بار مخفیانه به این مسجد آمده و با امام خود عشق بازی می کنند.» رحیمیان ۱۹شهریور۹۲ از سوی آیت الله خامنه ای به عنوان تولیت مسجد جمکران منصوب شد و شهادتش برای عشق بازی خامنه ای و امام دوازدهم شیعیان نقطه اوج بصیرت زندگی او محسوب می شود؛ هرچند قبلا هم روایت هایی از این دست گفته بود: «سید حسن نصرالله می گفت رهبر انقلاب اسلامی به ما نامه نوشتند که من برای پیروزی شما [در جنگ ۳۳روزه] به مسجد جمکران رفتم، دعا کردم و نماز خواندم که بعد از آن "حزب الله" زهر تلخ را به کام اسراییل ریخت.» اشاره او به جنگ سال ۲۰۰۶ حزب الله لبنان و اسراییل است که با گروگان گیری دو سرباز اسراییلی توسط حزب الله شروع شد. پنج شهریور ۸۵ حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله لبنان گفت: «اگر یک درصد احتمال می دادم ربودن دو سرباز به جنگی چنین منجر خواهد شد، هم به دلایل انسانی و اخلاقی و هم به دلایل امنیتی، نظامی و سیاسی، عملیات گروگان گیری را انجام نمی دادیم.» با این حال، رسانه های حکومت ایران سال ها است این عملیات را به عنوان نقطه اوج پیروزی حزب الله لبنان توصیف می کنند که به روایت رحیمیان، محصول رابطه خامنه ای و امام غایب در مسجد جمکران بوده است. بصیرت های این چنینی رحیمیان البته سال ها است شکوفا شده اند. ۱۱دی ماه ۸۹ او در نشست ماهانه سازمان بسیج جامعه پزشکی روایت دیگری از ارتباط امام دوازدهم و خامنه ای گفت در رابطه با حوادث کوی دانشگاه در سال ۷۸: «ما فیلمی از بیانات یک پدر شهید تهیه کردیم ... [امام زمان] در خواب به این پدر شهید گفته بود برو نزد آقای فاضل لنکرانی و به ایشان بگو قیام کند. بگو این میمون ها را از قم بیرون بریزند، از تهران بیرون بریزند، من از نایبم حمایت می کنم.» به روایت حسینیان، پدر شهید در جریان این مکاشفه، «عطالله مهاجرانی» و «عبدالله نوری» را دیده بود که علیه خامنه ای فعالیت می کردند. به اعتبار همین روایت ها بود که وقتی سال ۸۹ فهرست ۷۲نفره «خواص با بصیرت» منتشر شد، نام محمدحسین رحیمیان هم در این فهرست بود. بصیرت او مختص حوزه سیاست هم نیست؛ سال ۹۱ در سخنرانی خود افشا کرد که امریکا از محل ۲۰میلیارد دلاری که برای تهاجم فرهنگی به ایران داده، به تورهای گردش گری کمک می کند تا مسافران ایرانی را ارزان تر از حد معمول ببرند تایلند! رابطه رحیمیان و خامنه ای فارغ از عالم خواب و این شوخی ها، یک رابطه جدی و دیرپا است. از سال ۷۱ تا ۸۳ رییس بنیاد شهید بود و نماینده ولی فقیه. سال ۸۳ دولت خاتمی تشکیلات تازه ای برای بنیاد شهید تعریف و «حسین دهقان» را به عنوان رییس منصوب کرد و رحیمیان شد نماینده ولی فقیه. رحیمیان ۹ سال در این سمت ماند و سال ۹۲ با حکم خامنه ای شد تولیت مسجد جمکران. به عبارت روشن تر، او ترقی مناصب در ۲۵سال گذشته را مدیون خامنه ای است. او در عصر خمینی، «خط امامی» به شمار می رفت. عضو دفتر خمینی بود و سال ۶۶ که «مجمع روحانیون مبارز» تاسیس شد، عضو این مجمع شد. ولی پس از مرگ خمینی از این جمع فاصله گرفت و سوی خامنه ای رفت. علت هم به دلیل اختلاف نظر در نوع برخورد با خامنه ای بود: «یکی از همین افراد که عضو مجمع [روحانیون مبارز] هم هست، می گفت من وقتی به محضر مقام معظم رهبری شرفیاب می شوم، همان کرامت و لطف امام را در وجود ایشان لمس می کنم اما وقتی که بیرون می آیم، احساس می کنم بعضی از افراد با نگاه شان می خواهند من را از رهبرم برانند.(هفته نامه پنجره، آبان۸۹، گفت‎وگو با محمدحسن رحیمیان) در عالم سیاست، از سال ۸۴ که بزرگان اصول گرا فکر ترمیم وضعیت «شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی» («جمنا» آن زمان) بودند، نام محمدحسن رحیمیان هم به عنوان نیروی تازه وارد شنیده می شد. رحیمیان در آن دوران مثل بسیاری از اصول گرایان، حامی محمود احمدی نژاد بود؛ یک حامی دوآتشه که به سخنرانی های احمدی نژاد افتخار می کرد. از سر همین علاقه بود که ۱۷آذر سال ۸۸ در دانشگاه تهران، رهبران «جنبش سبز» را به «منافقین» تشبیه کرد و گفت: «اگر بخواهند به فتنه گری ادامه دهند، بر اساس آیات قرآن، به بدترین و شدیدترین حالت اعدام شوند.» پس از این جمله، حاضران شعار اعدام میرحسین موسوی را سر دادند: «آقای موسوی به من پیام داد که توقع نداشتم حکم اعدام من را صادر کنید. گفتم من حکم اعدام صادر نکردم، آیه ای از قرآن را خواندم، مردم خودشان تطبیق دادند.»(خبرگزاری فارس، ۸دی۹۳، گزارش سخن‎رانی رحیمیان به مناسبت سال‎گرد ۹دی) رحیمیان با وجود مواضع جانب‎دارانه به سود احمدی نژاد، در ایام پس از انتخابات سال ۸۸ عضو هیات ویژه شورای نگهبان برای رسیدگی به شکایت معترضان بود. این هیات شش نفره توسط شورای نگهبان تشکیل شد ولی نتوانست با کاندیداهای ریاست جمهوری به توافقی برسد و شکست خورد. تحرکات سیاسی رحیمیان حدفاصل سال های ۸۴تا۹۵ کم نبودند؛ در خطبه های نماز جمعه، گفت وگوی با رسانه ها، سخن‎رانی و... . ولی در این میان کم تر کسی او را به عنوان میانجی، چهره پیش‎کسوت و یا پدرخوانده اصول‎گرایان می شناخت. با این وجود، حضورش در کمیته ویژه شورای نگهبان در سال ۸۸ و هیات اجرایی انتخابات در سال ۹۲ و اعتبار و اعتماد ویژه رهبر جمهوری اسلامی در دو دهه گذشته، کمک کرد که اندک اندک رشد کند به طوری که در نهایت منجر به ظهور او در دی ماه ۹۵ شد با تشکل جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی» (جمنا)، در قامت رییس هیات موسس. او در انتخابات شورای مرکزی نفر چهارم ولی در سازوکار داخلی شورا، به عنوان رییس انتخاب شد و همه کاره اصول گرایان در انتخابات۹۶. این نخستین بار نیست که از نزدیکان خامنه ای یک میانجی انتخاباتی ظهور می کند؛ در انتخابات سال ۹۲، «مهدی خاموشی» که از سال ۸۰ با حکم خامنه ای به عنوان رییس سازمان تبلیغات اسلامی مشغول است، میانجی ارشد بود ولی با وجود هماهنگی هایش با «غلامعلی حدادعادل»، تلاش هایش به ویژه برای به نتیجه رساندن ائتلاف «علی ولایتی»، حدادعادل و «محمدباقر قالیباف» شکست خورد. در انتخابات سال ۹۴ مجلس شورای اسلامی نیز «سیدرضا تقوی» که از سال ۸۸ با حکم خامنه ای، رییس شورای سیاست‏گذاری ائمه جمعه است، میانجی ویژه اصول گرایان برای انتخابات مجلس بود. او نیز در این مسیر با حدادعادل هماهنگ بود ولی تلاش هایشان هم برای وحدت اصول گرایان و هم برای پیروزی در انتخابات شکست خورد. بعدها در حضور خامنه ای، اعتراض هایی از سوی تشکل های دانشجویی به فعالیت سیاسی تقوی رخ داد و مجبور به حاشیه نشینی کامل شد. محمدحسین رحیمیان سومین مامور مخفی بیت رهبری است برای انتخابات ۹۶. در شورای مرکزی جمنا، نفر دوم غلامعلی حدادعادل است که قطعا رحیمیان باید همه حرکت ها را با او هماهنگ کند. هرچه باشد، حدادعادل مشاور عالی رهبری است و پدر همسر «مجتبی خامنه ای»، پدرخوانده جمنا.

۱۳۹۶ فروردین ۲۰, یکشنبه

هاشمی رفسنجانی چگونه به ایران ۱۳۹۶ شکل می‌دهد؟


اولین واکنش بسیاری از علاقه مندان اکبر هاشمی رفسنجانی به مرگ او، پیش از سوگواری، ابراز نگرانی بود؛ جریان به حاشیه‌رانده‌شده اصلاح‌طلب و متحدان میانه‌روی آنها یک حلقه بی‌جایگزین اتصال خود به قدرت را از دست دادند. اگرچه هاشمی رفسنجانی تضعیف شده بود و حتی در سال ۱۳۹۲ اجازه نیافت نامزد ریاست جمهوری شود، اصلاح‌طلبان و میانه‌روها همچنان امیدوار بودند که حضور او در مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبرگان رهبری بتواند در بزنگاهی به سودشان سرنوشت‌ساز شود، یا دست کم شتاب قدرت‌گیری جریان مقابل را بکاهد. در آستانه انتخابات ریاست جمهوری، در میانه تداوم مشکلات اقتصادی، درگیری در تنش‌های منطقه‌ای و آینده نامعلوم در رابطه با آمریکا، و از همه مهمتر در حالی که پرسش جانشینی آیت‌الله خامنه‌‌ای بیشتر و بیشتر مطرح می‌شود، نبود اکبر هاشمی رفسنجانی ممکن است بر توازن قدرت میان جناح‌های جمهوری اسلامی تاثیری عمیق بگذارد. اما این تنها غیاب اکبر هاشمی رفسنجانی نیست که در سال ۱۳۹۶ بر صحنه سیاست ایران اثرگذار است؛ چهار دهه زندگی سیاسی او در عالی‌ترین سطح جمهوری اسلامی تاثیرات ساختاری ماندگاری داشته که همچنان به صحنه سیاسی ایران شکل می‌دهند. احمد سلامتیان، نماینده سابق مجلس و تحلیلگر سیاسی، به بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید: "در این ساختار که امروز به عنوان جمهوری اسلامی می‌شناسیم‌، با خوبی‌ها و بدی‌ها و با ضعف‌ها و مزایایش، هیچکس به اندازه آقای هاشمی رفسنجانی تاثیر نداشته است." "اکبر هاشمی رفسنجانی مستمرترین شخصیت دارای نفوذ در جمهوری اسلامی بوده است. از زمان تدوین حکم نخست وزیری مهندس بازرگان که جمهوری اسلامی از حالت جنبشی اعتراضی وارد مرحله اعمال حاکمیت می‌شود، تا روز قبل از فوتش او تاثیری تعیین کننده داشت." سعید رهنما، استاد علوم سیاسی نیز معتقد است که "هاشمی رفسنجانی در تحولات ساختاری جمهوری اسلامی مهمترین نقش‌ها را بر عهده داشته است." هاشمی رفسنجانی، رازدار اسرار جمهوری اسلامی ایران مرگ هاشمی رفسنجانی؛ پایان یک دوران مرگ پدرخوانده و آینده مبهم نظام اکبر هاشمی رفسنجانی یکی از پنج عضو هسته اولیه شورای انقلاب بود که در دی ماه ۱۳۵۷ تشکیل شد و تا تابستان ۱۳۵۹ هدایت نهادهای حکومت تازه‌تاسیس را به عهده داشت. از آغاز تا پایان شورای انقلاب، با وجود حضور چهره‌هایی از جریان ملی-مذهبی کنونی، حلقه اسلام‌گرایان اطراف آیت‌الله خمینی در آن دست بالا را داشت و جریان‌های ملی‌گرا، چپ و مجاهدین خلق در آن نماینده‌ای نداشتند. شورای انقلاب تاسیس سپاه پاسداران، تعیین سوال همه‌پرسی تشکیل جمهوری اسلامی، هدایت دادگاه‌های انقلاب و مصادره بانک‌ها و صنایع بزرگ را به عهده داشت؛ اقدام‌هایی که دامنه اثرشان بر ایران همچنان ادامه دارد. با استعفای دولت موقت مهدی بازرگان، شورای انقلاب جایگزین آن شد و اکبر هاشمی رفسنجانی مسئولیت وزارت کشور را به عهده گرفت. او که با شرکت در تاسیس جامعه روحانیت مبارز و حزب جمهوری اسلامی نقشی محوری در سازمان دادن به تشکیلات سیاسی نیروهای هوادار آیت‌الله خمینی داشت، در سال ۱۳۵۹ به ریاست مجلس شورای اسلامی رسید.

۱۳۹۶ فروردین ۱۹, شنبه

کرباسچی درباره اعلام نامزدی رئیسی: کشورداری با اداره آستان قدس فرق دارد


غلامحسین کرباسچی شهردار اسبق تهران و دبیرکل حزب کارگزان سازندگی ایران درباره اعلام نامزدی ابراهیم رئیسی تولیت آستان قدس برای انتخابات ریاست جمهوری : کشورداری با اداره مرکزی مثل آستان قدس که مردم با عشق و علاقه براي آنجا کار می‌کنند و نذورات خود را تقدیم آستان می‌کنند، فرق دارد. ================================================== جهانگیری: کارهای انتخاباتی اعطای سود سهام عدالت در شب انتخابات بود به روزشده در 15:17 اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور ایران گفته است "طرح‌هایی در دولت افتتاح می‌شوند که حتماً مراحل آن تکمیل شده باشد. برخی مدعی هستند که افتتاح این طرح‌ها به خاطر انتخابات است. این در حالی است که کارهای انتخاباتی کارهایی بود که شب قبل از انتخابات انجام می‌گرفت. مانند اعطای سود سهام عدالت به مردم آن هم در شب انتخابات". آقای جهانگیری گفته "این اقدامات، اقدامات جاری دولت است و ما نمی‌توانیم به دلیل اینکه اینگونه فکر می‌کنند جلوی اقدامات جاری کشور را بگیریم". =================================================== انتقاد مطهری از ممنوع التصویری خاتمی به روزشده در 13:54 علی مطهری، نایب رئیس مجلس ایران، از ممنوع التصویری محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین این کشور انتقاد کرده است. آقای مطهری به ایلنا گفته است: "هر مجازاتی حتماً باید با حکم قضایی باشد و بدون این‌که دادگاهی تشکیل شود، متهمان از خود دفاع کنند و حکم قضایی صادر شود، نمی‌توانیم هیچ کسی را از حقوق اجتماعی‌اش محروم کنیم." "موضوع ممنوع‌التصویری آقای خاتمی هم از این قاعده مستثنی نیست و نمی‌توانیم صرفاً اعلام کنیم فلانی ممنوع‌التصویر است، یا باید تبعید یا حصر شود؛ این اقدام خلاف قانون اساسی است و باید اصلاح شود."

روحانی: آیا امنیت امروز دیروز هم بود؟


حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، در یک سخنرانی در سمنان از عملکرد دولتش دفاع کرده است. آقای روحانی گفته است: "آیا سطح آرامش و امنیتی که امروز در سایه حمایت و وحدت مردم در کشور وجود دارد، دیروز هم ‏بود؟ دیروزی که با قطعنامه های شورای امنیت در ذیل فصل 7 منشور سازمان ملل متحد، ایران تهدید ‏صلح و امنیت جهانی معرفی می شد و قطعنامه 1929 که راه جنگ علیه ایران را باز ‏کرده و سایه تهدید و حصر، کشورمان را فراگرفته بود؛ آیا با امروز ایران که آن قطعنامه ها تبدیل به ‏موافقتنامه های همکاری شده، قابل مقایسه است؟ آیا مردم امروز احساس امنیت و آرامش بیشتری می ‏کنند، یا آن روز؟"

۱۳۹۶ فروردین ۱۴, دوشنبه

روزنامه های تهران؛ تشدید تهدیدها و هشدارهای انتخاباتی مسعود بهنود روزنامه نگار


روزنامه های صبح امروز تهران، سه شنبه ۱۵ فروردین در صفحات اول خود از عملیات تروریستی در مترو سن پترزبورک نوشته و از مذاکرات کارشناسی گروه های مخالف اسد در تهران ابراز امیدواری کرده که چاره ای برای بحران سوریه پیدا شده باشد. مهم ترین بخش خبری و تحلیلی روزنامه های امروز به بحث های انتخاباتی جناح های سیاسی اختصاص دارد که در مقالات هشدار داده و شرایط کشور را در هر دو طرف حساس توصیف کرده اند. شوک روسیه بهرام امیراحمدیان در شرق نوشته: مدت‌ها بود که از حوادث تروریستی در روسیه خبری نبود. پس از اشغال کریمه در سال ٢٠١٤ شاید بمب‌گذاری در متروی سن‌‌پترزبورگ را بتوان ضربه محکمی به امنیت روسیه قلمداد کرد. سن‌پترزبورگ پایتخت فرهنگی روسیه است و هر نوع حادثه شوک‌آور می‌تواند موجب بهت و حیرت سن‌پترزبورگی‌ها شود که شهر ولادیمیر پوتین و دیمیتری مدودف و حلقه سیاسیون حکومت‌مدار سن‌پترزبورگی‌های روسیه است. به نوشته این تحلیلگر: برخی خرابکاری‌ها و عملیات بمب‌گذاری را به جریان تروریستی داعش هم نسبت داد که اگرچه ممکن است از سوی فعالان تروریستی حاضر در سوریه نباشد ولی مانند عملیات داعش و هوادارانشان در اروپا می‌تواند از سوی داعشی‌های بومی در روسیه تحت‌تأثیر جریان‌های حاکم بر سوریه و عراق به طور مستقل از داخل روسیه هم صورت گرفته باشد که تروریست‌های آن از آسیای مرکزی هم می‌تواند تغذیه شده باشد. می‌توان حدس زد که این آغاز عملیات تروریستی است که پس از شکست مفتضحانه داعش در موصل و حلب اکنون تروریست‌های فراری توانایی آن را دارند که دست به انتقام از روسیه بزنند. خلاصه این که: ناآرامی‌های داخل روسیه اگرچه تحت کنترل شدید حکومت قرار دارد ولی تبعات بحران اوکراین و شبه‌جزیره کریمه و نارضایتی‌های حاصل از آن بر بحران اقتصادی روسیه و ناآرامی‌های فرقه‌ای هم می‌تواند مسبب این وقایع باشد. تا به‌دست‌آمدن اطلاعات جدید باید صبر کرد. روسیه ممکن است در یک فرایند ناآرامی گرفتار شود که آرام‌کردن رویدادها، وابسته به مدیریت بحران از سوی پوتین و یاران اوست که کنترل شدید امنیت جامعه و رسانه و اقتصاد و سیاست روسیه را در دست دارند. مسعود سلیمی در مقاله ای در جهان صنعت نوشته: تروریسم از نوع القاعده‌ای آن و در معنای مطلق خود، پیش از خلافت خودخوانده البغدادی ردپایش را در سال‌های آغازین و میانی هزاره سوم میلادی در مترو مسکو، مادرید و لندن به عنوان نمونه به رخ جهان کشیده بود اما از آنجایی که گوش و هوش کسی به پیامدهای آن بدهکار نبود، کار به نوع داعشی آن رسید تا مشخص شود امروز در جهانی زندگی می‌کنیم که تروریسم مثل سایه ما را دنبال می‌کند. به نوشته این مقاله: روزگاری بود که قدم زدن در خیابان‌های پاریس، رم، استانبول، سن‌پترزبورگ و تماشای مترو موزه‌گونه‌اش، آرامش خیال می‌آورد اما امروز تروریسم، آنچنان داغی بر پیشانی جهان گذاشته که آدم از سایه خودش هم واهمه دارد و این همان هدفی است که مدتی است در پی ترس و نفرت و نفاق و دیکتاتوری از انواع و اقسامش نهفته است.داعشی‌های زنده مانده و از آن مهم‌تر تفکر داعشی، همان صورت‌مساله‌ای است که دلایل آن را باید در دل نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی و در بطن بازی‌های ویرانگر سیاسی و قدرتمندان پنهان و آشکار جهان جست‌وجو کرد. و خلاصه مقاله جهان صنعت این که: عملیات تروریستی در مترو سن‌پترزبورگ که کشتار در خیابان‌های پاریس و در بروکسل، برلین، استانبول و لندن را به‌عنوان پشتوانه یدک می‌کشد، نشان می‌دهد که حتی به قدرتمندان کرملین هم رحم نمی‌شود. به نظر می‌رسد این روزها، چاقو دسته خود را می‌برد! مذاکرات حساس‌آستانه درتهران حسن هانی‌زاده در مقاله ای در آرمان با اشاره به نشست کارشناسی آستانه که در اواخر فروردین میان گروه‌های مخالف دولت سوریه درتهران برگزار می‌شود آن را بیش از هرچیز نشانه امیدوارکننده‌ای از پیشرفت روند مذاکرات آستانه و ژنو تلقی کرده و نوشته: با توجه به طولانی شدن پروسه مذاکرات و رویکرد جدید آمریکا برای بقای بشار اسد در راس قدرت، به نظر می‌رسد که گروه‌های مخالف دولت سوریه به این جمع‌بندی رسیدند که باید به راه‌حل سیاسی تن دهند. به نوشته این کارشناس: منصفانه‌ترین طرحی که در طول این مدت برای برون رفت سوریه از بحران کنونی ارائه شد، از سوی ایران بوده است. براین اساس گروه‌های مخالف غیرمسلح توافق کردند که مبنای مذاکرات خود را بر دو طرح ۶ و ۹ ماده‌ای ایران قراردهند. در دو طرح مذکور ایران بیش از هر مساله‌ای فرایند انتقال قدرت دریک روند سه ساله و با حضور بشار اسد مورد توجه قرار گرفته است. اکنون همه بازیگران بین‌المللی و ذینفع در بحران سوریه به این نتیجه رسیده‌اند که هیچ یک ازگروه‌های سیاسی سوریه، حتی گروه‌های مخالف غیرمسلح، هیچ گونه طرح و برنامه‌ای برای آینده سوریه ندارند، بنابراین وجود بشار اسد در رأس قدرت می‌تواند تضمین‌کننده انتقال قدرت سیال و آرامی در آینده سوریه باشد. و خلاصه مقاله آرمان این که: این امید وجود دارد که در سال جاری بحران سوریه به سرانجام برسد. مساله مذاکرات آینده مخالفان و موافقان دولت سوریه در تهران حساس و سرنوشت‌سازخواهد بود و روزهای ۲۹ و ۳۰ فروردین ماه فرصت مناسبی است که بحران سوریه در یک فرایند زمانی کوتاه حل شود. اگر این فرصت از دست برود و توافق مشترکی میان دولت سوریه و بازیگران منطقه‌ای، بین‌المللی و مخالفان دولت سوریه به وجود نیایید، بحران سوریه برای مدتی بسیار طولانی ادامه خواهد داشت. نگرانی آمریکا از تغییر دولت کیهان در گزارش اصلی خود با اشاره به نوشته های چند اندیشکده آمریکایی نتیجه گیری کرده: خواست مقامات غربی بویژه آمریکائی‌ها در انتخابات پیش روی ایران است، استمرار یافتن روند فعلی است و ترس و و حشت آمریکائی‌ها از روی کار آمدن «مدیریت انقلابی» که در نقطه مقابل روند فعلی است. گزارش در تفسیر مدیریت انقلابی مطلوب نوشته: مدیریتی که در آن(به مانند مدیران ابتدای انقلاب و دوران دفاع مقدس) اکثر مدیران و قاطبه مردم انقلابی، برای تأمین نیازهای کشور و حفظ دستاوردهای انقلاب، به‌طور شبانه‌روزی و بدون هیچ چشمداشت مادی و صرفاً در جهت کسب رضای الهی تلاش و فعالیت کنند و وقتی چنین روحیه‌ای بر فضای کشور حاکم شود، دیگر هیچ تحریم و تهدیدی نمی‌تواند، مانع از دستیابی انقلاب اسلامی به اهداف والای خود شود و مسئولین، مردم و به‌خصوص جوانان متدین، متخصص و با انگیزه کشور خواهند توانست با اتکاء به منابع، امکانات و نیروهای درونزا، عمده نیازهای کشور را مستقیماً تأمین و مشکلات را برطرف نمایند. گزارش کیهان در نهایت به این جا رسیده که: در چنین شرایطی نه‌تنها مدیرانی که تنها هنر کشور را پخت آبگوشت بزباش می‌دانند در نظام مدیریتی کشور جایگاهی نخواهند داشت، بلکه دیگر مدیران نیز، موفقیت بخش تولید را لزوماً مشروط به ورود و به‌کارگیری سرمایه و کارشناس خارجی نخواهند دانست.در واقع هراس آمریکائی‌ها از روی کار آمدن مدیریت انقلابی در ایران از آن جهت است که در سایه چنین مدیریتی، دیگر تفاهم با کدخدا بر سر حقوق مشروع و طبیعی کشور، اولویت اول نیست، اشتباه اصولگراها عباس عبدی در مقاله ای در اعتماد به عملکرد اصولگرا در دو انتخابات گذشته ریاست جمهوری پرداخته و نوشته: این جناح اشتباهی که در زمان احمدی‌نژاد رخ داد این بود که پیروزی را به قیمت توهم و عوام‌فریبی یا در بهترین حالت عوام‌زدگی جست‌وجو کردند. نتیجه آن چه شد؟ از نظر سیاست خارجی تحریم‌های گسترده، از نظر اقتصادی، تورم شدید و رکود و رشد منفی و دریغ از افزایش سالانه ٢٠ هزار شغل! همچنین اتلاف صدها میلیارد دلار منابع مادی کشور، از نظر اداری نابودی نظام بروکراسی کشور بدون آنکه چیزی جایگزین آن شود. از نظر اجتماعی رشد شتابان و وحشتناک فساد و نیز کاهش اعتماد اجتماعی و... از نظر فرهنگی رواج دروغگویی و دورویی و بالاخره، از نظر دینی پیوند زدن ذهنیت موعودگرایی با ایران باستان و این شوهای اخیر که به مناسبت سال جدید منتشر کردند. به نوشته این جامعه شناس: به نظر می‌رسد از همان زمان که حضور احمدی‌نژاد با منع رهبری نظام مواجه شد، امید این بخش از جریان اصولگرایی به بازگشت وی از میان رفت ولی راه دیگری را پیش گرفته‌اند. به جای اسم او، رسم او را پیشه کرده‌اند؛ و گمان دارند با دامن زدن به مشکلات اقتصادی یا توزیع خودروهای آرد و احیاناً وعده‌های سرخرمن دادن و ٥ برابر کردن یارانه‌ها می‌توانند پیروز انتخابات شوند. اگر احمدی‌نژاد چنین وعده‌هایی می‌داد مبتنی بر درآمدهای بزرگ نفتی بود که سالانه سر به صد میلیارد دلار می‌زد، ولی الان همه این وعده‌ها پوچ و توخالی خواهد بود. مقاله اعتماد خطاب به اصولگرا ها نوشته: در بهترین حالت که انتظارش را دارید این است که پیروز انتخابات شوید، در این صورت سرزمین سوخته‌ای را ایجاد خواهید کرد که امکان تحقق هیچ برنامه و هدف سازنده‌ای را نخواهید داشت. از نظر اخیر و به لحاظ جناحی این امر به نفع اصلاح‌طلبان است، ولی چون کل کشور دچار مشکل خواهد شد، مآلاً اصلاح‌طلبان نیز زیان خواهند کرد. به نظر می‌رسد این دسته از اصولگرایان حاضر نیستند که تبعات و نتایجی که بر سیاست‌های آنان بار می‌شود را به درستی تحلیل کنند. همه کشور گلایه دارند حسین شمسیان سرمقاله امروز نزدیک ترین موضوع اشاره مقاله قبلی است که در آن حسین شمسیان نوشته: نزدیک چهار سال از آغاز کار دولت یازدهم می‌گذرد‌. از روزگاری که رئیس‌جمهور و اطرافیانش، بیش از هزار و سیصد وعده رنگارنگ به مردم دادند و به هر شکل و زبان و اشاره ممکن گفتند که دِین خود را به مردم ادا خواهند کرد. چهار سال بعد از آن روزها، سر‌رسید وعده‌ها فرارسیده ولی هیچ خبری از خرمن و محصول نیست! مزرعه دولت آنچنان بی‌حاصل و خشک است که گویی اصلا کشت و زرعی صورت نگرفته و از همان روز بعد از انتخابات‌، همه وعده‌ها فراموش شده است! به نوشته این روزنامه تندرو: در چنین شرایطی، منطقا امید به اعتماد دوباره، امیدی خلاف منطق خواهد بود.همه کسانی که در ایام تعطیلات نوروزی به مناطق شهری و روستایی درگوشه وکنار ایران سفر کرده بودند، در یک ره آورد متفق و مشترکند و آن گلایه‌های بی‌پایان و تلخ مردم از اوضاع معیشتی و اقتصادی است. کیهان معتقد است حالا دیگر کسی نیست که صابون بی‌عملی و بی‌تدبیری دولت یازدهم به تنش نخورده باشد و از وضع سخت اقتصادی و معیشتی شاکی نباشد. اکنون کسانی که فروردین ۹۳ (نخستین نوروز دولت یازدهم) و در ایامی که دولت تدبیر ماه عسل خود را طی می‌کرد، با حرارت و شور از رای خود به رئیس‌جمهور محترم دفاع می‌کردند، از آن کار پشیمانند و معتقدند فرصت ۴ ساله مملکت با وعده و شعار گذشت و هیچ چیزی نصیب مردم نشد، سفره‌ها کوچکتر شد و بیکاری گسترده‌تر از همیشه! فساد وسیع اداری و مالی و بی‌سابقه‌ترین دست‌درازی‌ها به بیت‌المال در همین مدت و همزمان، تشکیل باندهای وابسته به برخی نورچشمی‌ها برای واردات وسیع و حتی هدایت کالای قاچاق، در هر شهر و دیاری، جمع کثیری را بیکار کرد و داد مردم را در آورد. خطری جدی محمدعلی عسگری در مقاله ای در شرق تاکید کرده: رویکرد برخی گروه‌های تندرو در میان برخی گروه‌های چپ روشنفکری ایران را نیز نباید نادیده گرفت که در سال‌های گذشته بدون بررسی عمیق و همه‌جانبه انتقادات خود سراپا دولت روحانی را با انگ‌هایی نظیر «لیبرالیسم» و «سرمایه‌داری افسارگسیخته» و نماینده «طبقه مرفه» و... مورد انتقاد قرار داده و حتی کم‌کاری‌ها و شکست‌های دولت‌های پیشین و گاه نواقص اساسی نهادینه‌شده را به حساب دولت روحانی واریز کردند. به نظر نویسنده این مقاله: مجموع این عوامل و فشارها می‌تواند زمینه را از یک‌ سو برای گسترش نارضایتی‌های عمومی و بی‌میلی اقشار زیادی از جامعه به انتخابات و از سوی دیگر حمایت از نامزدی «پوپولیست» و «ساختارشکن» فراهم کند. پوپولیست‌هایی که هیچ تمایلی به روحانی ندارند و او را اساسا با «ادا و اطوار شمال‌شهری» می‌بینند و حاضرند هرکسی جز او پیروز انتخابات شود. طبقات فرودست شهری - که تعدادشان در سال‌های دولت احمدی‌نژاد چندبرابر شد - هنوز در قدوقامت امثال فردی مانند او شخصیتی ساده‌زیست را می‌بینند که طرفدار محرومان و مستضعفان است. مسئله یارانه‌های نقدی سال‌های گذشته نیز به این باور کمک می‌کند. در انتهای مقاله خطری که جدی است آمده: وقتی واقعیت‌های جسته و گریخته را کنار هم می‌گذاریم، معنای حرف امثال مشایی روشن می‌شود که می‌گوید «من فریاد می‌زنم بقایی همان احمدی‌نژاد است» و به دنبالش حرف بقایی که می‌گوید «یک نفر باید خود را فدا کند». باید از آقای مشایی- تئوریسین حلقه احمدی‌نژادها - پرسید مگر چه خبر است که حرف از «فداشدن» و «شهادت» می‌زند؟ آیا به جای یک انتخابات دموکراتیک، رفتارهای ساختارشکنانه آنان در پیش است؟ شاید کسانی توصیه کنند که باید به این حرف‌ها و ادعاها بی‌توجه بود اما به نظر می‌رسد اگر به این مسئله به‌موقع توجه نشود، خطری که هم‌اکنون جدی گرفته نمی‌شود، در آینده، دردسر‌ساز خواهد شد.