رهبران جنبش سبزراآزادكنيد.

رهبران جنبش سبزراآزادكنيد.

۱۳۸۹ بهمن ۱۱, دوشنبه

اتحاد رسانه های امریکا و دولت کودتائی احمدی نژاد اخوان المسلمین و البرادعی آقایان را سنگ روی یخ کردند

به‌رغم حضور سنگین ارتش در خیابان‌های قاهره، و سایر شهرهای مصر، و پرواز جت‌های جنگنده بر فراز قاهره، مردم بی‌اعتنا به حکومت نظامی و تهدیدهای ارتش از طریق تلویزیون «نیل»، در خیابان حضور دارند و علیه مبارک شعار می‌دهند. مردم عقب‌نشینی نمی‌کنند. آخرین سخنان هیلاری کلینتون و فعال شدن محمد البرادعی نشان می‌دهد که مواضع آن دسته از اعضای شورای امنیت ملّی آمریکا که خواستار برکناری مبارک و استقرار البرادعی هستند هم اکنون غالب شده است. کلینتون گفت که آمریکا هوادار مردم مصر و خواهان گذار مصر به دمکراسی است. البرادعی در مصاحبه با سی. ان. ان. گفت: مبارک باید امروز از مصر برود.
دستمایه کارشناسان آمریکایی هوادار مبارک، بزرگنمایی خطر «بنیادگرایی اسلامی» و سلطه اخوان المسلمین بر مصر است. موضع جدید اعلام شده از سوی اخوان المسلمین در حمایت از البرادعی، ظاهراً این بهانه را از میان برده است.
(پیک نت- آقای شهبازی به هر دلیل معلوم و یا نا معلوم، نمی تواند و نمی خواهد بنویسد که روی دیگر سکه کارشناسان امریکائی هوادار حسنی مبارک، در رسانه های وابسته به حاکمیت جمهوری اسلامی – از جمله چند خبرگزاری دولتی و صدا و سیما و کیهان و ...- بر همین طبل می کوبند. یعنی طبل اسلام گرائی در مصر و بقیه کشورهای عرب منطقه و در عمل آب به آسیاب سرکوب مردم می ریزند. بعید است که امثال شهبازی در داخل کشور که شاهد این بازی زیرکانه در صدا و سیما و رسانه های حکومتی هستند، متوجه آن نباشند. البته بخشی از این بازی با هدف توجیه کودتای 22 خرداد و ادامه ریاست جمهوری غصبی احمدی نژاد است.)

۱۳۸۹ بهمن ۱۰, یکشنبه

در منطقه سلفچگان مجتبی خامنه ای 6 هزار خودرو وارد ایران کرد

دوشنبه/11/بهمن

سلام- طی یک برنامه هماهنگ شده، حدود ۳ هفته پیش منطقه آزاد تجاری سلفچگان برای 24 ساعت واردات خودرو را بدون پرداخت گمرکی آزاد اعلام کرد. طی همین مدت مجتبی خامنه ای اقدام به وارد کردن6 هزار دستگاه خودرو کرد که با توجه به متوسط قیمت خودروی وارداتی که حدود 40 میلیون تومان است، سودی معادل 240 میلیارد تومان نصیب ایشان شد. این معافیت که در سکوت اعلام شده بود بعد از24 ساعت در سکوت هم لغو شد.

۱۳۸۹ بهمن ۶, چهارشنبه

گزارش دریافتی از ایران خودرو پس از کشته شدن 5 کارگر حمله لباس شخصی ها آغاز شد

معدود سایت های خبری داخل کشور- از جمله آفتاب و تغییر- پیرامون رویدادهای دو روز گذشته کارخانه "ایران خودرو" که تاکنون گفته می شود بین 5 تا 8 کارگر جان خود را در آن از دست داده اند، گزارش هائی را با رعایت فراموین سانسور امنیتی منتشر کردند. از جمله این که «براثر برخورد یک دستگاه کامیون با ایستگاه سرویس کارکنان ایران خودرو چهار کارگر جان خود را از دست داده و ۱۰ کارگر به بخش مراقبت‌های ویژه منتقل شده‌اند. حادثه ساعت ۲۳:۳۰ شب سه شنبه روی داد. قربانیان واقعه کارگرانی بودند که در صف سرویس ایستاده بودند و دلیل حادثه خستگی و خواب آلوده بودن راننده کامیون براثر کار در دو شیفت گزارش شده است.
بدستور مدیریت این کارخانه با هدف افزایش تولید، کارگران مجبور به کار در دو شیفت و حتی در روزهای تعطیل رسمی کشور شده اند.
بدنبال این حادثه کارگران در مقابل دفترمدیرعامل شرکت دست به تظاهرات زدند. متعاقب این حادثه و این تظاهرات، مدیران شرکت در یک دستور امنیتی و با هدف جلوگیری از پخش اخبار واقعه و سرایت تظاهرات داخل کارخانه به خارج از کارخانه تمام بخش های ستادی ایران خودرو و شرکت‌های تابعه را تعطیل اعلام کرده و سرویس ها را برای آورده آنها اعزام نکردند.
اسامی چهار تن از قربانیان حادثه ولی‌الله رحمانی، فرزند رمضان؛ مصطفی خضری، فرزند حسین؛ سعید شفیع خانی، فرزند عزیز؛ میرمحسن حسینی، فرزند میریعقوب اعلام شده است.

این گزارش کوتاه نیز به پیک نت رسیده است

«الان – صبح چهارشنبه- در شرکت ایران خودرو در گیری بین کارگران ونیروهای لباس شخصی در جریان می باشد. کارگران نسبت به اضافه کار اجباری طی چند سال اخیر معترض می باشند. شب اواخر شب گذشته کامیون حمل بدنه در جلو قسمت کارت زنی سالن پرس شماره 3 وارد صف کارگران شد و باعث کشته شدن 5 نفر شد. تظاهرات کارگران در مقابل سالن پرس ادامه دارد الان ساعت 1:45 بامداد (چهارشنبه) است. نیروهای گارد ویژه در سر چهار راه ایران خودرو مستقر شده اند. اخبار دقیق تر را بعدا برایتان می فرستم.

منبع خبر پیک نت

۱۳۸۹ بهمن ۵, سه‌شنبه

گزارش خبرگزاری ها از قیام مردم مصر راهپیمائی بزرگ و طولانی از تهران به قاهره رسید!

اینها، عکس هائی است که خبرگزاری ها، روز گذشته از تظاهرات و راهپیمائی مردم مصر در قاهره و اسکندریه مخابره کرده اند. در قاهره مرکز درگیری های مردم و نیروهای انتظامی میدان التحریر گزارش شده است. یعنی همان میدانی که در یکی از عکس های بالا دیده می شود. آنچه در کشورهای خاورمیانه می گذرد، شباهت بدون انکار با مقاومت مردم در برابر کودتای 22 خرداد دارد که به جنبش سبز مشهور شده است. جنبش سبز، پس از یکسال و نیم راهپیمائی، اکنون به مصر، اردن، تونس، الجزایر، مراکش ... رسیده است. فریاد نان و کار، در کنار "مرگ بر دیکتاتور". عجیب است که روز گذشته در مصر نیز مردم هم علیه حسنی مبارک بعنوان دیکتاتور و هم پسرش که خیال جانشینی پدر را دارد شعار میدادند. شعار مردم در هفته های پس از کودتای 22 خرداد را همه بخاطر دارند: "مجتبی بمیری، رهبری رو نبینی!"

۱۳۸۹ بهمن ۴, دوشنبه

یک گام دیگر به سوی دیکتاتوری: حمله به جایگاه قانونی مجمع تشخیص مصلحت نظام

احمدی نژاد، تلویحا رهبری را به تداخل قوا و لوث کردن مسئولیت‌ها متهم کرد

چکیده :احمدی نژاد در نامه‌ای که ظاهرا خطاب به نمایندگان مجلس است، نه تنها هاشمی رفسنجانی و علی لاریجانی را صراحتا به تخلف از قانون متهم کرده، بلکه به ارجاع موضوع عزل و نصب مدیریت بانک مرکزی به مجمع تشخیص مصلحت که از سوی رهبری انجام شده نیز اعتراض کرده، رهبری و مجلس و مجمع را یکجا به زیر پا گذاشتن قانون‌گرایی و ایجاد چالش برای نظم و مدیریت کشور متهم کرده و این ارجاع را موجب "تداخل قوا و لوث شدن مسئولیت‌ها و مسلوب الاختیار نمودن منتخب مردم" دانسته...

کلمه – گروه سیاسی: فارس، خبرگزاری سپاه، بعدازظهر امروز متن نامه‌ای را به طور اختصاصی منتشر کرد که اگر امضای احمدی نژاد پای آن نبود و در پرونده کسی از زندانیان سیاسی اخیر قرار می‌گرفت، حتما برای او کیفرخواست براندازی صادر می‌شد. نامه‌ای سرشار از بی‌احترامی، که حتی خطاب “رئیس مجلس” نیز در صدر آن دیده نمی‌شود و ظاهرا خطاب به نمایندگان مجلس است.
به گزارش کلمه، احمدی نژاد در این نامه، نه تنها هاشمی رفسنجانی را صراحتا به تخلف از وظایف قانونی متهم کرده و علی لاریجانی را عامل بی‌توجهی به رهنمودهای رهبری دانسته، بلکه به ارجاع موضوع عزل و نصب مدیریت بانک مرکزی از سوی رهبری به مجمع تشخیص مصلحت نیز اعتراض کرده، رهبر و مجلس و مجمع را یکجا به زیر پا گذاشتن قانون‌گرایی و ایجاد چالش برای نظم و مدیریت کشور متهم کرده و این ارجاع را موجب “تداخل قوا و لوث شدن مسئولیت‌ها و مسلوب الاختیار نمودن منتخب مردم” دانسته است.
موضوع نحوه تعیین رئیس کل بانک مرکزی، پس از بروز اختلاف مجلس و شورای نگهبان، طبق قانون اساسی به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارجاع شد؛ نهادی که در قانون اساسی موظف به رسیدگی به موارد اختلافی مجلس و شورای نگهبان شده است. کمی بعد، این مجمع اعلام کرد که موضوع بانک مرکزی به طور جداگانه از سوی رهبری هم به این مجمع ارجاع شده است؛ یعنی اعمال بند ۸ اصل ۱۱۰ قانون اساسی، که موضوع را به کلی متفاوت از قبل می‌کرد و کار را از مرحله اختلاف مجلس و شورای نگهان فراتر می‌برد.
حال احمدی نژاد به شکلی غیرمستقیم، عامل ارجاع این موضوع به مجمع تشخیص را مورد حمله قرار داده است؛ حمله‌ای که متوجه رهبری نیز هست. او نوشته است: “کدام مصلحت اقتضای دخالت قوای مقننه و قضائیه در عزل و نصب‌های مقامات اجرایی را دارد؟ این چه روشی است که استثناء تبدیل به قاعده می‌شود و مجمع تشخیص که تدبیر رهبری کبیر انقلاب برای تشخیص مصلحت و ارائه مشورت در رفع معضل ارجاعی در موارد خاص و استثنایی است برخلاف حکمت تشکیل آن، بزرگترین مصلحت نظام را که همانا التزام به قانون اساسی و اصل قانون‌گرایی است زیر پا می‌گذارد و این خود تبدیل به چالش برای نظم و مدیریت کشور می‌شود. آیا مصلحت کشور در تداخل قوا و لوث شدن مسئولیت‌ها و مسلوب الاختیار نمودن منتخب مردم است؟”
رئیس دولت همچنین مصوبات مجلس و مجمع تشخیص درباره بانک مرکزی را “یک بدعت آشکار و متضمن تغییر قانون اساسی و مخدوش‌کردن روند مدیریت کشور” توصیف کرده و با اشاره‌ای تحریک‌آمیز به اینکه در این صورت، “آیا نیازی به قانون اساسی باقی می‌ماند؟” نهادهای قانون‌گذاری کشور را متهم کرده که: به محدودساختن هر روزه دولت از اختیارات قانونی می‌پردازند، تکالیف مالایطاق و مسئولیت‌های بدون اختیار را با سوء استفاده از قدرت به خادمان ملت تحمیل می‌کنند و هزینه آن را باید ملت عزیز بپردازند!
احمدی نژاد بدین ترتیب در این نامه علاوه بر زمینه‌چینی برای کنار گذاشتن قانون اساسی، در عین حال نهادهای قانونی کشور را به نقض قانون اساسی متهم کرده است. او بدون اشاره مستقیم به اینکه رهبری این موضوع را به عنوان یک معضل به مجمع تشخیص مصلحت ارجاع داده بود، به ارجاع ابتدایی از سوی مجلس به مجمع اشاره کرده و سپس اصل ارجاع به مجمع را با شدیدترین الفاظ کوبیده است.
حمله رئیس دولت دهم به جایگاه قانونی مجمع تشخیص را می‌توان ادامه‌ی طبیعی حملات متحدانش در کارگروه تحت ریاست جنتی به جایگاه قانونی مجلس دانست. آن زمان، هشدار دلسوزان در خصوص نقض چندجانبه قانون اساسی ندیده گرفته شد و اکنون احمدی نژاد تحت لوای دفاع از قانون اساسی، حمله به یکی از نهادهای تشکیل شده بر اساس این قانون را در پیش گرفته است تا گام دیگری را به سمت دیکتاتوری بردارد. او حتی عمل رهبری طبق اصل ۱۱۰ قانون اساسی را هم بی‌نصیب نگذاشته است.
مضمون نامه احمدی نژاد، نشان می‌دهد که برخلاف اظهارات رهبری در نماز جمعه ۲۹ خرداد ۸۸، ظاهرا احمدی نژاد نظر خود را به نظر ایشان نزدیک‌تر نمی‌داند، بلکه واقعیت همان چیزی است که مطهری نماینده تهران چند روز قبل از آن پرده برداشته بود.
علی مطهری با اشاره به خودمحوری‌ها و یکه‌تازی‌های احمدی نژاد، گفته بود: آقای احمدینژاد اگر به نظریهای رسیده باشد، یا آقای مشایی نظری داشته باشد، آن قدر بر آن پافشاری میکند تا نظر خودشان پیاده شود. رهبری هم چون میدانند رئیسجمهور از نظر خودش کوتاه نمیآید معمولاً دخالت نمیکنند.
حال به نظر می‌رسد نه تنها دخالت رهبری در این موضوع، خشم رئیس دولت را برانگیخته و او را به پرخاش علیه نهادهای قانونی نظام واداشته است، بلکه حتی جانبداری مجمع تشخیص در بحث مورد اختلاف (تعیین شیوه انتخاب رئیس بانک مرکزی) از نظر دولت در مقابل نظر مجلس نیز نتوانسته از آشکارسازی حمله رئیس دولت به جایگاه قانونی مجمع تشخیص مصلحت جلوگیری کند.
حمله‌ای که با توجه به جهت‌گیری مثبت مصوبه اخیر مجمع تشخیص مصلحت به نفع دولت، به نظر می‌رسد تصمیمی از قبل برنامه‌ریزی‌شده بوده است، بدون توجه به اینکه این مجمع چه مصوبه‌ای خواهد داشت.
ظاهرا احمدی نژاد راه خود را به درستی انتخاب کرده، او قصد دارد سنگر اصلی یعنی قانون اساسی را نیز از پیش پای خودکامگی بردارد و حامیان سرسختی همچون احمد جنتی نیز دارد که در ستیز دولت و قانون، جانب دولت را می‌گیرند و به هر قیمت، حتی به بهای حمله به مجلس از تریبون نمازجمعه و انتقاد از احضار وزیران به مجلس با این بیان که “بگذارید به کارشان برسند” می‌خواهند جاده را برای یکه‌تازی‌های رئیس دولت صاف کنند.
حال باید دید آیا مقام رهبری، ۲۰ ماه پس از آنکه نظر احمدی نژاد را به خود نزدیک‌تر دانستند، از تصمیم خود برای ارجاع موضوع بانک مرکزی به مجمع تشخیص دفاع خواهند کرد، یا آنکه همچنان به حمایت از دولت خواهد پرداخت و یا دست‌کم آنطور که علی مطهری گفته، دخالت نخواهند کرد؟

۱۳۸۹ بهمن ۱, جمعه

روز شنبه عزای عمومی در کردستان ایران

عقابهای کردستان ضمن محکوم کردن اعدام فرزندان کردستان روز شنبه را روز عزای عمومی در کردستان ایران اعلام کرده و خواهان اعتصاب سراسری همه مردم کردستان است این اطلاعیه در همه جای کردستان پخش شده و مردم کردستان روز شنبه از خانه‌های خود خارج نخواهند شد و ما به مردم کردستان خواهیم گفت که انتقام خون عزیزانمان را خواهیم گرفت و در مقابل هر فرزند یکی از قضات رژیم جمهوری را خواهیم کشت.

گروهان سبز: شهدای هموطنان کردمان رابه خانواده هایشان تبریک وتسلیت عرض میکنیم روحشان شادوراهشان پررهروباد .تهران مورخه یکم بهمن 89

۱۳۸۹ دی ۳۰, پنجشنبه

گزارش دریافتی درباره نتایج حذف یارانه ها در شهر و روستا وضع به طرف تشنج می رود

گزارش های رسیده از استانها و شهرستانها حكایت از وضعیت متشنج بعد از حذف یارانه در بین مردم روستاها، شهرها و تولید كنندگان دارد. موارد زیر در حقیقت " مشت نمونه خروار" می باشد.

در جلسه ای با شركت مسئولین جهاد كشاورزی استان اصفهان و مرغداران و اتحادیه مرغداران استان اصفهان یكی از مسئولین اتحادیه می گوید از آنجائی كه هر مرغ حدود 2 لیتر گازوئیل مصرف دارد لازم است كه به قیمت مرغ گوشت حدود 500 تا 700 تومان اضافه شود.
- رئیس سازمان جهاد كشاورزی استان اصفهان شدیدا با این امر مخالفت می كند.
- رئیس اتحادیه مرغداران استان اصفهان با عصبانیت می گوید كه : " ما غلط كردم كه انقلاب كردم، ما كه پول نفت نداریم كه به مردم سوبسید بدهیم "
- مسئولین اتحادیه مرغداران كه در جلسه حضور داشتند به عنوان اعتراض جلسه را ترك كرده و جلسه بدون تصیمیم مقتضی پایان می یابد.
در بیشتر استانها، از جمله اصفهان، چهار محال و بختیاری، فارس و..... در صد بالایی از مرغداری ها كه در یك ماه اخیر قرار بود جوجه ریزی كنند، به علت هدفمند كردن یارانه و افزایش سوخت از جمله افزایش قیمت گازوئیل و.... جوجه نریخته اند.
كپسول ایران گاز 50 كیلو گرمی، حدود 5 هزار تومان، بعد ازحذف یارانه ها حدود 75 هزار تومان.
مصرف ماهانه 30 كپسول جمع هزینه 150 هزار تومان، بعد از حذف یارانه ها 2.25 میلیون تومان. یعنی 15 برابر.
قیمت كپسول گاز 11 كیلو گرمی كه بیشتر در روستا مصرف دارد:
قیمت قبل از حذف یارانه ها حدود 800 تومان، قیمت آزاد 7500 تومان و یارانه ای بر اثر فشارمردم (عقب نشینی دولت) قرار است دولت به مردم بدهد 3400 تومان.

۱۳۸۹ دی ۲۹, چهارشنبه

هدفمندسازی یارانه‌ها وزیر نفت قیمت بنزین قیمت حامل‌های انرژی

مردمک
سه‌شنبه ۲۸ دی ۱۳۸۹ - ۰۱:۴۲ | کد خبر: 59579

مسعود میرکاظمی، وزیر نفت، می‌گوید که قیمت تمام شده هر لیتر بنزین به ۹۰۰ تومان می‌رسد و دلیل آن «محاسبه هزینه‌های عواملی مانند حمل، بارگیری، تخلیه، انتقال، توزیع، عرضه و مالیات بر ارزش افزوده» است.

آقای میرکاظمی روز دوشنبه ۲۷ دی‌ماه در جمع خبرنگاران گفت «قیمت هر لیتر بنزین در بازار فوب خلیج فارس هم‌اکنون بیش از ۷۰۰ تومان است».

وزیر نفت دولت دهم نگفته است که آیا افزایش قیمت تمام شده بنزین موجب افزایش قیمت بنزین سهمیه‌ای و آزاد خواهد شد.

با آغاز نخستین سال طرح اجرای هدفمند سازی یارانه‌ها، ستاد هدفمندسازی یارانه‌ها دوم دی‌ماه با انتشار اطلاعیه‌ای اعلام کرد که قیمت بنزین معمولی سهمیه‌ای هر لیتر 400 تومان و بنزین معمولی غیرسهمیه‌ای، هر لیتر 700 تومان تعیین شده است.

پیش از اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها، نرخ قدیمی هر لیتر بنزین سهمیه‌ای، 100 تومان بود که با حذف یارانه‌ها قیمت این ماده سوختی، چهار برابر افزایش یافت.

بر اساس قانون، دولت باید یارانه‌ها را در طول پنج سال حذف کند اما به نظر می‌رسد که دولت در همین سال اول اجرای این قانون، بخش عمده‌ای از یارانه مواد سوختی را حذف کرده است.

وزیر نفت پیش‌بینی کرده است که سهمیه بنزین و گازوئیل حمایتی خودروها تا یک ماه دیگر یعنی بهمن ماه کاهش یابد.

بر اساس اطلاعیه دولت، سهمیه بنزین خودروهای شخصی در دی ماه ۱۰ لیتر کم‌تر از ماه‌های گذشته و ۵۰ لیتر اعلام شد.

قیمت هر لیتر گازوئیل سهمیه‌بندی شده، 150 تومان و هر لیتر گازوئیل آزاد، 350 تومان اعلام شد بود اما دیروز، 27 دی‌ماه دولت اعلام کرد که پرداخت یارانه سوخت برای گازوئیل را فعلا ادامه می‌دهد.

نخستین نشانه‌های نگرانی مردم نسبت به قیمت بنزین آزاد تیرماه سال ۸۶ و در زمان اعلام سهمیه‌بندی این ماده سوختی نمایان شد.

در آستانه سهمیه‌بندی بنزین برخی از مردم شبانه به جایگاه‌های فروش بنزین هجوم آوردند و تلاش کردند پیش از سهمیه‌بندی بنزین، باک خودروهای خود را پر کنند. در آن زمان برخی از معترضان به سهمیه‌بندی بنزین شماری از جایگاه‌های بنزین را آتش زدند.

دفاع وزیر از بنزین تولیدی در واحدهای پتروشیمی

وزیر نفت در جمع خبرنگاران بار دیگر از کیفیت بنزین تولید شده در واحدهای پتروشیمی دفاع کرده و گفته است که پایین بودن کیفیت این بنزین «به هیچ وجه صحت ندارد.»

به گفته مسعود میرکاظمی، بنزین تولیدی در واحدهای پتروشیمی با عدد اکتان ۱۰۰ از نوع سوپر بوده است.

این در شرایطی است که آذرماه امسال هم‌زمان با تشدید بحران آلودگی هوا در تهران انوشیروان محسنی بندپی، نایب رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس، از دولت درخواست کرد که وزارت نفت را به تولید «سوخت استاندارد» موظف کند.

دولت اعلام کرده بود که با تغییر کاربری در واحدهای پتروشیمی، در این واحدها بنزین تولید می‌کند تا با تحریم غرب مقابله کند.

با وجود این هشدارهای مجلس، وزیر نفت دولت دهم ارتباط میان آلودگی هوا با بنزین تولید داخل را رد کرده و می‌گوید که «اصلا بنزین تولیدی صنایع پتروشیمی به پایتخت وارد نشده است.»

۱۳۸۹ دی ۲۷, دوشنبه

رهنورد: مگر شما مدیون منافقین هستید که با تهمت و افترا جریانی که پیش ملت مرده و منفور است را دوباره زنده می کنید؟

جرس: در هفته های اخیر، اقتدارگرایان تهاجم وسیعی را علیه دکتر زهرا رهنورد، نویسنده واستاد دانشگاه تهران سازمان داده اند، هر چند که ریشه این تهاجم ها به پیش از انتخابات و حتی به سالهای دورتر نیز باز می گردد، اما در هفته های اخیر هم زمان با افزایش تهاجم به همراهان جنبش سبز از جمله میرحسین موسوی و مهدی کروبی، تهاجم به رهنورد نیز وسیع تر از قبل برنامه ریزی و اجرا شده است تا جایی که اعضای فراکسیون زنان مجلس با ارسال نامه ای خطاب به رئیس قوه قضائیه، خواهان محاکمه زهرا رهنورد شدند .این همه ی ماجرا نیست هم زمان تعدادی از سایت های اقتدارگرایان و همچنین روزنامه های وابسته به دولت، اتهامات بی سابقه و عجیب و غریبی را علیه این نویسنده و قرآن پژوه مطرح کردند.////////////// زهرا رهنورد در یادداشتی کوتاه، فقط به بخش کوچکی از این تبلیغات که به تازگی در یک نشریه و از زبان یک معاون سابق وزارت اطلاعات بیان شده، پاسخ گفته است و نه به همه تبلیغات و تهاجم هایی که علیه وی صورت گرفته است. به گزارش کلمه متن این یادداشت به شرح زیر است: درادامه دروغگویی ها وتهمت افکنی های معمول باند مشکوک وا قتدار گرا در چند نشریه که با پول ملت اداره می شود، اتهام های جدیدی مطرح شده است .از آنجا که به بهانه این پرونده سازی ممکن است ظلم مضاعفی بر دیگر بندگان خدا که گروگان اینان اند تحمیل شود، لازم دیدم نکاتی را جهت نشان دادن درجه سقوط اخلاقی این باند و ابهام زدایی از مطالب پرونده سازان و دروغگویان بنویسم حکایت آنکه یک معاون سابق اطلاعات ومشاور فعلی که خود را همه چیز دان و دانای کل مطرح کرده، در مصاحبه ای در امتداد پروژه وصل کردن جنبش سبز به بیگانگان و منافقان گفته است”زهرا رهنورد جلساتی در سه شنبه ها داشت که خانمی بنام زهرا حاتمی دبیری جلسات سه شنبه رهنورد را بعهده داشت”و سپس می افزاید این فرد دارای سمپاتی به منافقین بوده و از خانواده های منافق است وخواهر وشوهر خواهرش منافق بوده اند. گنه کرد در بلخ اهنگری به شوشتر زدند گردن دیگری البته نتیجه این صغری و کبری چیدن همانطور که مخاطب حدس می زند محاصره رهنورد توسط منافقین و سمپاتهای آنهاست ! و نتیجه آخر آنکه جنبش عظیم و ملی سبز وابسته به منافقان و بیگانگان و جنایتکاران است والخ ۱-خانم زهرا حاتمی کیست؟ تا آنجا که با حضور هر از گاه در جلسات خانواده های زندانیان سیاسی متوجه شده ام، ایشان معلمی است دلسوز با تحصیلات کامپیوتر و حقوق، فردی خیر و مادر شش فرزند و دارای عروس و نوه و همسر یکی از بر جسته ترین بنیان گزاران جهاد سازندگی واز مدیران اشنای بر جسته کشور. این بانوی محترم دوماه است در زندان انفرادی به سر می برد و فرزندان و شوهر و شاگردان و دوستانش از فراق او بی تابی می کنند.ما همه امیدواریم که در زندان مشمول پروژه تواب سازی و اعتراف گیری نشده باشد. ۲-جلسه روزهای سه شنبه که این نشریات حامی دولت از آن سخن گفته اند، چیست؟ این جلسات سه شنبه نه متعلق به رهنورد است ونه دارای رئیس و مرئوس و دبیر و سر دبیر!بلکه این جلسه به شکل یک هیئت سنتی در خانه افراد گوناگون و با حضور قرآن دوستان و خانواده های زندانیان سیاسی بر گزار می شود و آنان الام و دردهای خودرا با پناه بردن به قران و زیارتنامه خوانی و رسیدگی به هم دیگر تسکین می دهند و تشفی می بخشند. این جلسه مثل همه هیئت های مذهبی،درش به روی همه باز است.تا آن حد باز که سربازان گمنام اطلاعات و دوستان این مقام همه چیز دان نیز به گواهی همین مصاحبه (منتشر شده در نشریه تازه ی اقتدارگرایان) درآن ورود دارند. من وسایر خانواده های زندانیان سیاسی وعلاقمندان به قرآن ، از جمله خانم حاتمی نه بصورت منظم که هر موقع فرصت داشتیم در ان شرکت می کنیم و از فضای معنوی آن بهره می بریم واز دنیای سیاه و تاریکی که اطرافمان ایجاد شده به نورقران پناه می بریم.آیا قران خواندن یک عده درد مند هم از نظر آقایان جرم است که ازجلسات آن رئیس و دبیرو منافق و ضد انقلاب صید کنند؟آیا حکومت تا این حد ضعیف شده است که جلسه قران خوانی را برای دردمندان فرزند ازدست داده ومادران و خواهران و همسران غمگین زندانیان را نمی تواند برتابد؟ ۳-سوال مقدر دیگر آن است که آیا اگر اقوام سببی و نسبی وهمسایه کسی منافق باشد آن شخص به این دلیل باید مجرم و متهم شناخته شود و باید علیه او پرونده سازی شود؟اگر این منطق عمومیت یابد باید از بسیار ی از مسئولان کشوری یاد کرد که قوم و خویش های سببی و نسبی درجه اول انها منافق بوده اند و خودشان هم اکنون از مواهب جمهوری اسلامی و امکانات و تریبونها و حتی تریبون نماز جمعه بهره می برند .ایا کلید واژه منافق می تواند حلال مشکلات سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کشوربشود ؟ ۴-پرونده سازی و توطئه افکنی شیوه کار بخشی از حاکمیت شده است و هر روز شکلی به خود می گیرد .پس از خیال بافی در مورد فتنه مخملی و کاموایی و کتانی براندازی، امروز پرونده سازی با محور منافق سازی در دستور کار گرفته و هر روز بندگان خدا را با این اتهام به سلابه می کشند واین سوال مقدر را نادیده می گیرند که مگر شما مدیون منافقین هستید که با تهمت و افترا جریانی که بدلیل جنایات و خیانت پیش ملت مرده و منفور است را دو باره زنده می کنید؟ ۵-وسرانجام به این مقام ناشکر امنیتی می گویم شما اگر با من و موسوی به دلیل دفاع از صداقت وحقوق ملت و آرمانهای انقلاب اسلامی وآزادی خواهی و دمکراسی طلبی مساله دارید چرا به سراغ بندگان دیگر خدا می روید و بندگان آزاده و بی پناه خدارا برای حفظ قدرت با راههای گوناگون زجر و شکنجه می دهید.آیا سخن امام خمینی را فراموش کردهاید که “عالم محضر خداست ؟ زهرا رهنورد

۱۳۸۹ دی ۲۶, یکشنبه

افغانستان در جواب ایران:کابل تهران نیست،همه حق اعتراض دارند!

در پی این تظاهرات، سفیر ایران در کابل هشدار داد که در صورت عدم شناسایی و یا دستگیری این افراد، "احتمال دارد جمهوری اسلامی ایران نسبت به ترانزیت سوخت و یا در برخی مسائل تجدید نظر کند." رفیع فردوس، مشاور مرکز رسانه های حکومت افغانستان به بی بی سی گفت که آزادی بیان و حق اعتراض در قانون اساسی این کشور تسجیل شده و حکومت قصد ندارد علیه این قانون عمل کند. آقای فردوس گفت: "کابل تهران نیست. بر بنیاد آزادی بیان که در قانون اساسی ما تضمین شده هر کس حق دارد در هر موردی که می خواهد معترض باشد و نظر خود را ابراز کند."

۱۳۸۹ دی ۲۵, شنبه

هشدار جدید آیت الله سیستانی به علی خامنه ای طلبه های نفوذی سپاه از حوزه نجف پاکسازی می شوند

در برخی محافل مذهبی – سیاسی ایران گفته می شود که آیت الله سیستانی در هشداری صریح، از رهبر جمهوری اسلامی خواسته تا مانع دخالت های سپاه پاسداران در امور داخلی عراق و بویژه حوزه های علمیه نجف و کربلا شود.
در این هشدار تاکید شده که سپاه پاسداران، افرادی را بعنوان طلبه به حوزه علمیه نجف می فرستد که کار آنها درس خواندن نیست، بلکه تبلیغ سیاسی و جذب نیروی نظامی است و این امر به اعتبار و استقلال حوزه نجف لطمه می زند.
در ادامه همین خبر گفته می شود که در نجف، به مدارس حوزه دستور داده شده از ثبت نام طلبه هائی که از ایران می آیند، تا بررسی کامل پرونده آنها خودداری کنند. چنانچه این طلبه ها از سوی دفاتر مراجع شناخته شده و مستقل حوزه های قم و مشهد و اصفهان تائید و معرفی شده باشند ثبت نام می شوند و در غیر اینصورت آنها را به حوزه ها راه نمی دهند.
در یک خبر دیگر، تصفیه هلال احمر عراق از ایرانی های نفوذی آغاز شده و دولت عراق از ایران خواسته تا مدیریت درمانگاه هائی که توسط برخی نهادهای جمهوری اسلامی مانند کمیته امداد و دفتر تبلیغات اسلامی و... در مناطق شیعه نشین نجف، کربلا و بصره ساخته شده را به دولت عراق واگذار کند.
حدس زده می شود که یورش اخیر به پایگاه مجاهدین خلق در عراق – پایگاه اشرف- نتیجه ادامه مذاکرات و تفاهم هائی باشد که میان هیات های ایرانی و عراق در زمینه قطع دخالت در امور داخلی دولتی و مذهبی یکدیگر صورت گرفته است. از جمله نتایج این توافق، آزادی شماری از ایرانیان زندانی در عراق توسط دولت این کشور است، که گفته می شود از افراد اعزامی سپاه و نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی بوده اند.

۱۳۸۹ دی ۲۴, جمعه

احمق‌ها هم باور نمی‌کنند، مجتبی واحدی

رسانه کودتا در دو شب گذشته ، تبليغات وسيعی به راه انداخته است تا به زعم خود، ادعاهای وزارت اطلاعات ايران در خصوص «نفوذ به عمق اطلاعاتی اسرائيل» را باورپذير نمايد. اين نمايش تلويزيونی که «اعترافات عامل ترور شهيد عليمحمدی » ناميده شده است با آب وتاب فراوان و با تحليل های ويژه «کارشناس نمايانِ» رسانه مِيلی در قالب های گوناگون پخش شد تا به فرض دست نداشتن حاکميت ايران در اين اقدامات، ضعف غير قابل انکار وزارت اطلاعات در پيشگيری از انفجارها و اقدامات تروريستی ، تا حدی تحت الشعاع قرار گيرد . البته در يک سيستم قضايی عادلانه و در يک حکومت استاندارد و قانونی ، اينگونه اعتراف گيری ها که بدون دسترسی متهم به وکيل و تحت شکنجه های شَديد اخذ می شود هيچگونه ارزشی ندارد و به اعتراف گيرندگان هم برای پوشاندن «حفره های واقعی اطلاعاتی » کمکی نمی کند . قاعدتاً سناريو نويسان اينگونه اقدامات نيز، در انتظار باور عموم مردم نيستند و تنهادر انديشه فريب برخی حاميان سنتی و با نفوذ حکومت می باشند اما در سوژه اخير، دُم خروس بسيار آشکارتر از موارد قبلی است و به نظر می رسد حتی احمق ترين حاميان دولت کودتايی نيز در دل به مبتدی بودن سناريو نويسان خواهند خنديد . اما قاعدتاً تهيه کنندگان اين گزارش، اهداف خاصی را تعقيب می کرده اند . نخستين فرضيه در اين مورد آنست که برخی نشانه ها ، دست داشتن دولت کودتايی در اين ترور و ترور های مشابه بعدی را محتمل می سازد و دولت غير مشروع ايران ، اين سناريوی مسخره را طراحی نموده تا ابهامات فراوان در خصوص کوتاهی در« حفاظت از جان يک دانشمند سرشناس هسته ای » را به نحوی از اذهان پاک نمايد..فريب کاران دولتی ، برای اينکه اعترافات مورد نظر خود را طبيعی جلوه دهند سناريويی بسيار مسخره در اختيار يک زندانی بينوا گذاشته بودند که برای درک نمايشی بودن آن تنها اندکی تأ مل لازم بود . مثلاً در بخشی از اعترافات اعلام می شد که فرد اعتراف کننده، مدت زيادی در اسرائيل آموزش ديده و در همان مدت، او را به مکانی برده اند که ماکتی کاملا دقيق از منزل شهيد عليمحمدی وجود داشته است . بنابر متن اعترافات ، در آن ماکت ، حتی جنس و شکل اسفالت، جدول و درخت نيز « کپی برابر اصل اسفالت ، جدول و درخت مقابل منزل عليمحمدی» بوده است . اما سناريو نويسانِ نابخرد فراموش کرده بودند که نخستين سؤال اين خواهد بود که اطلاعات دقيق مربوط به موقعيت شغلی و مشخصات محل سکونت مقتول را کدام« جاسوس کار آزموده » از داخل کشور در اختيار اسرائيلی ها گذاشته است ؟آيا سيستم اطلاعاتی ايران که به عمق اطلاعاتی اسرائيل نفوذ پيدا کرده است (به ادعای وزير اطلاعات) از اين جاسوس يا جاسوسانِ کارکُشته که بايدآنها را عامل اصلی ترور عليمحمدی ناميد اطلاعاتی به دست آورده و توانسته آنها را دستگير نمايد؟ در ضمن ، کسی که تنها مأموريت او، رساندن« موتور سيکلت بمب گذاری شده » به درب منزل قربانی و رها کردن آن در آن محل بوده ، چه نيازی به کسب اطلاع از جنس اسفالت و جدول در محل مأموريت خود داشته است ؟ البته در متن اعترافات ، نکات شنيدنی ديگری نيز وجود داشت . از جمله اينکه در يک دوره دوروزه ، تيراندازی تا مرحله « هدف قرار دادن اهداف متحرک » به او آموزش داده شده است ! کسانی که کوچک ترين اطلاعی از روند آموزش تير اندازی دارند می دانند که ماهرترين تيراندازان نيز در يک دوره دو روزه موفق به يادگيری تيراندازی به اهداف متحرک نمی شوند. پس ، با اطمينان می توان گفت طولانی کردن داستان و تأ کيد بر جزئيات ، هدفی جز طبيعی جلوه دادن اعترافات ندارد . نيازی به تأکيد نيست که هيچيک از اعترافات پخش شده ، دارای ارزش حقوقی و حتی اسلامی نيست زيرا اولاً اعتراف کننده ، از زمان دستگيری تا هنگام قرار گرفتن در برابر دوربين های تلويزيونی ، از دسترسی به وکيل يا اعضای خانواده خود محروم بوده وثانياً سابقه سياه سيستم اطلاعاتی ايران در اخذ اعتراف در زير شکنجه و نيز نسبت دادن امور موهوم به اشخاص موهوم تر، اعتماد به اعترافات تلويزيونی در ايران را غير ممکن می سازد. اما به فرض پذيرش اين اعترافات ، اين سؤال بزرگ در پيش روی سيستم اطلاعاتی ايران قرار خواهد گرفت که « چه کسانی از درون دستگاههای حکومتی ايران ، موقعيت ممتاز هسته ای دکتر عليمحمدی و اطلاعات مربوط به رفت و آمد او را به صورت دقيق ، در اختيار طراحان ترور قرار داده اند؟» ساده ترين پاسخ به اين سؤال اينست که ترور، در داخل کشور و توسط کودتاچيانی که با ديدگاههای سياسی مقتول اختلاف داشته اند ، طراحی و اجرا شده است . با اين فرض ، ديگر نيازی نيست که سيستم اطلاعاتی ايران رابرای پاسخگويی در مورد کشفيات آنها از «عمق اطلاعاتی دشمن صهيونيستی» در مورد جمع کنندگان اطلاعات شغلی و شخصی دکتر عليمحمدی به زحمت بيندازيم . در غير اينصورت ، سيستم اطلاعاتی ايران ، به جای رجزخوانی بايد اعتراف نمايد که حداکثر دستاورد آن - در صورت صحت اعترافات - دستگيری يک مهره سوخته بوده که برای اسرائيلی ها هيچگونه ارزشی نداشته و تا ماهها بعد از انجام ترور ، اور ا در ايران رها کرده اند . حتی ممکن است اسرائيلی ها برای رد گم کردن ومصون نگهداشتن عناصر اصلی خود، امکان دسترسی سربازان گمنام احمدی نژادبه اين مهره را فراهم کرده باشند . اين نکته ، بديهی تر از آن است که دستگاه اطلاعاتی ايران با داشتن تجربه دهها ترور در خارج از کشور، از آن بی اطلاع باشد زيرا سابقه ترورهای طراحی شده توسط اسرائيل و ساير سرويس های پيچيده اطلاعاتی نشان می دهد که عوامل ترور را در اسرع وقت از کشور محل عمليات ، خارج می سازند تا « عمق اطلاعاتی » آنها از دسترس ديگران خارج شود ...

۱۳۸۹ دی ۲۲, چهارشنبه

مصاحبه میرحسین موسوی گوبلز، بصیرترین فرد در کنار دست هیتلر بود!

3 هفته پس از یورش سنگین تبلیغاتی به رهبران جنبش سبز به بهانه سالگرد تظاهرات حکومتی 9 دیماه سال 1388، میرحسین موسوی در یک مصاحبه کوتاه با سایت کلمه، در باره 10 روز تبلیغات بی امان صدا و سیما علیه جنبش سبز و رهبران آن سخن گفت. تبلیغات بی امانی که، کودتاچی ها یا سخنگویان اصلی خود مانند حسین شریعتمداری را به سیما آوردند و یا به سراغ چهره های افشاء شده برای نسل اول انقلاب مانند جلال الدین فارسی رفتند و از آنها مدد خواستند تا علیه موسوی و خاتمی و کروبی و حتی هاشمی سخن بگوید! جلال الدین فارسی در اولین انتخابات ریاست جمهوری، خود را نامزد این مقام کرد، اما بدلیل شجره افغانی اش، مطابق قانون اساسی و بدستور آقای خمینی کنار گذاشته شد. او که در پشت صحنه جناح راست؛ همچنان گرداننده برخی توطئه هاست، در اواخر دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، بدلیل کشتن یکی از کشاورزان قزوین، هنگام شکار کبک، تحت پیگرد قضائی قرار گرفت، اما دوستان و همفکرانش که قوه قضائیه را در اختیار دارند، این پرونده را بستند و تنها، به جلال الدین فارسی توصیه کردند مدتی در مطبوعات آفتابی نشود تا داغ دل مردم تازه نشود!
تظاهرات دولتی 9 دیماه نیز، همان تظاهراتی است که میان مردم به تظاهرات "ساندیس خورها" معروفی شده است. تظاهراتی که از شهرها و شهرک های اطراف تهران با اتوبوس چند هزار نفر را به میدان انقلاب تهران آوردند و از مشهد نیز امام جمعه آن را – علم الهدا- با هواپیما به تهران منتقل کردند تا برایشان سخنرانی کند و مردم معترض به کودتای 22 خرداد را مشتی بزغاله و گوساله خطاب کند!
این توهین به میلیونها مردم ایران، در کنار دو توهین دیگر در تاریخ کودتای 22 خرداد ثبت شده است. یکی "خس و خاشاک" خطاب کردن مردم توسط احمدی نژاد، بلافاصله پس از کودتا! و "میکروب سیاسی" خطاب کردن مردم توسط رهبر جمهوری اسلامی در جمع دانشجویان بسیجی، اولین سفر از سفرهای محرمانه و علنی اخیرش به شهر قم.
با این توضیحات، پاسخ های میرحسین موسوی به سئوالاتی که با وی در میان گذاشته می شود، دقیق تر درک می شود. بویژه که وی درهمین مصاحبه، یکبار دیگر نیز اشاره به اتهامات احمد جنتی امام جمعه همیشه موقت تهران و دبیر کودتاچی شورای نگهبان نیز می کند. اتهاماتی که اگر قانون بر کشور حاکم بود، قطعا باید توسط قوه قضائیه پیگیری شده و تا تشکیل دادگاه، وی از راس شورای نگهبان و امامت نماز جمعه تهران کنار گذاشته شود.
موسوی در مصاحبه خود گفت:
کسانی که یورش اخیر تبلیغاتی را سازمان دادند نه جامعه خودمان را می شناسند و نه درکی از فضای متحول بین المللی دارند. آنها در فضای قبل از گسترش تکنولوژی ارتباطات زندگی می کنند.
ما همه پیشنمازی را می شناسیم (احمد جنتی) که گفت امریکا از طریق عربستان یک میلیارد دلار به ما کمک کرده و قول پنجاه میلیارد دیگر را بعد از پیروزی داده است و هنوز این آقا علیرغم این بهتان و دروغ، موقعیت رسمی خود را حفظ کرده است. اینها روی گوبلز را در جعل و دروغگوئی سفید کرده اند و تهمت و دروغ را جزئی از دیانت متحجرانه و توام با خرافات خود قرار داده اند. اثرات این تبلیغات خارج از عرف، توام با فحاشی های سخیف و تهدید، بیشتر از آنکه به جنبش رو به گسترش سبز لطمه بزند، حقانیت و سرزندگی جنبش سبز را نشان داد.
این نوع تبلیغات دروغ و ناشیانه که همزمان با ادامه سرکوب و دستگیریها انجام می گیرد، جز آنکه مردم را روز به روز بیشتر از اصلاح در چهارچوب قانون اساسی مایوس سازد فایده ای نخواهد داشت.
کار را به جائی رسانده اند که شما اگر می خواهید پست خود را حفظ کنید و یا انتخاب شوید و یا در معاملات بزرگ و کوچک سهیم شوید و یا با آرامش از دست و زبان بد اخلاقان زندگی کنید، باید فهم و بصیرت لازم را برای محکومیت منتقدان و معترضان جنبش سبز داشته باشید. آنها حتی از حوزه ها و مراجع عظام نگذشته اند و ما شاهد فشارها و جسارت ها و اهانت های گوناگون علیه روحانیت و مرجعیت هستیم. غافل از آنکه داخل خانواده های خود دست اندر کاران این تبلیغات، توجه به خواست های مطرح شده درجنبش سبز در حال گسترش است.
به نظرم استراتژی اصلی باید همان آگاهی بخشی و راهکار اصلی همان هر شهروند یک رسانه باشد. کارهای به ظاهر ساده ای مثل تکثیر روزنامه ها و نامه ها و بیانیه ها، تکثیر سی دی از عکس ها و فیلم های وقایع پس از انتخابات و … امروزه عمق نفوذ خوبی پیدا کرده اند و به دورترین نقاط هم رسیده اند.



10 روز اول دیماه، همراه شد با یورش بی سابقه تبلیغاتی علیه شما و جنبش سبز. چرا در برابر این یورش سکوت کردید؟

- بنده قصد پاسخ داشتم، اما انتشار نامه برادر عزیزم آقای کروبی مرا منصرف کرد. نامه ایشان دلیل بسیاری از این بداخلاقی ها را روشن می کند. دلیل دوم سکوتم آن بود که تبلیغاتی از این قبیل متعلق به دوران قدیم است و از شگردهایی استفاده می کند که در رژیم های توتالیتر شبیه شوروی دوران استالین و یا رومانی زمان چائوشسکو استفاده می شد. کسانی که این تبلیغات را سازمان دادند نه جامعه خودمان را می شناسند و نه درکی از فضای متحول بین المللی دارند. آنها در فضای قبل از گسترش تکنولوژی ارتباطات زندگی می کنند.
این تبلیغات نه تنها کم اثر بود، بلکه بدلیل محتویات غیرمنصفانه خود اثر معکوس داشت. این ده روز فرصت خوبی برای شناخت ملت ما از ماهیت این آقایان بود. این همه دروغ و تهمت نشان داد که اسلام حضرات چگونه اسلامی است. تعجب آور هم نبود. ما همه پیشنمازی را می شناسیم (احمد جنتی) که گفت امریکا از طریق عربستان یک میلیارد دلار به ما کمک کرده و قول پنجاه میلیارد دیگر را بعد از پیروزی داده است و هنوز این آقا علیرغم این بهتان و دروغ، موقعیت رسمی خود را حفظ کرده است. به همین دلیل، اثرات این تبلیغات خارج از عرف توام با فحاشی های سخیف و تهدید، بیشتر از آنکه به جنبش رو به گسترش سبز لطمه بزند، حقانیت و سرزندگی جنبش سبز را نشان داد.
اینها نمی توانند درک کنند، وقتی کسی (جلال الدین فارسی) که به خاطر یک کبک یک انسان محترم را به قتل رسانده ادعا کند شخص عالمی مثل آقای خاتمی قرآن را نمی فهمد و یا در سایت های خود، دادستان انقلابی و مورد اعتماد امام(آیت الله خوئینی) را جاسوس شوروی و قرآن پژوه مبارزی چون خانم رهنورد را با تهمت های مضحک، همکار خانواده مطرود رژیم پهلوی، و بنده و ایشان را به نقل از یک نویسنده درگذشته، که از ترس مردم به اروپا گریخت و در آنجا فوت کرد، فراماسون می نامند، مردم چگونه با این ادعاها روبرو می شوند. اینها روی گوبلز را در جعل و دروغگوئی سفید کرده اند و تهمت و دروغ را جزئی از دیانت متحجرانه و توام با خرافات خود قرار داده اند. البته یک نکته ظریف دیگر نیز وجود دارد که دستپخت این چنین شور از آب در می آید و آن اعتقاد ریشه ای بخشی از حاکمیت به خس و خاشاک و بزغاله و گوساله بودن میلیونها نفر از مردم این کشور است.
یکی از دلایل دلیری اینان برای گفتن دروغ های بزرگ همین نگاه به ملت است. آنها هنوز باور به شعور ملت ندارند و متاسفانه در خلوت خود حتی از تصور حقوق شهروندی برای همه مردم و کرامت ذاتی برای همه انسانها وحشت می کنند.

در همان 10 روز، در مهدیه تهران و برخی تریبون های دیگر گفتند که شما و آقای کروبی و دیگر شخصیت های جنبش سبز عددی نیستید.

- اتفاقا این سخن کاملا درست است. نه بنده و نه کروبی نگفته ایم عددی هستیم. در احوالات شیخ ابوسعید ابوالخیر آمده است که عالمی که با شیخ احساس رقابتی داشته کسی را پیش او می فرستد که من مثل یک فیل هستم و شما مثل یک پشه و شیخ جواب می دهد که به او بگوئید «ما هیچ نیستیم و آن پشه هم تو هستی». البته ما در مرتبه شیخ نیستیم ولی با تاسی به او می گوییم ماها عددی نیستیم. ولی این دلیل نمی شود که شما حقوق مردم را ضایع کنید و میثاق ملی را تا این اندازه خوار کنید.

بنده در اطلاعیه ۱۷ گفتم شما امثال بنده را ندیده بگیرید و خودتان بی اعتنا به ما زندانیها را آزاد و اعلام کنید که پایبند به همه اصول قانون اساسی هستید و رسانه ها را آزاد کنید، انتخابات آزاد غیر گزینشی داشته باشید. خواهید دید افق روشن خواهد شد. اگرنه سرکوب، سطح مطالبات را بالا خواهد برد. این نوع تبلیغات دروغ و ناشیانه که همزمان با ادامه سرکوب و دستگیریها انجام می گیرد، جز آنکه مردم را روز به روز بیشتر از اصلاح در چهارچوب قانون اساسی مایوس سازد فایده ای نخواهد داشت.
دبیر کل موتلفه گفته است که شما بعد از انتخابات، در ملاقات با هیاتی، با شمارش بخشی از آرا موافقت کردید و بعدا با ملاقاتهائی که با اعضای مشارکت و مجاهدین انقلاب داشته اید آنها شما را از این توافق قبلی منصرف کرده اند.

- متاسفانه دبیر کل جدید موتلفه پختگی لازم را ندارد. درمورد این ادعا بنده آن را تکذیب می کنم. در آن جلسه، آخرین حرفی که زدم «قبول حکمیت» بود و اگر شرکت کنندگان در آن جلسه به حافظه خود رجوع کنند، بنده حتی چند نام را به طور مثال برای چنین هیئت حقیقت یابی مطرح کردم. بدترین بخش ادعای ایشان تهمتی است که به دو گروه سیاسی معتبر کشور زده اند، در حالی که اعضای اصلی آنها در بند هستند.
البته علاوه بر ایشان، برای چندمین بار یکی از وزرای زمان دفاع مقدس با استناد به یک نشریه غربی، به صورت ترجیع بند نقل قولی از بنده می کند که با توجه به خدمات ایشان به بهداشت کشور تا کنون صبر کردم که چیزی نگویم. بنده تعجب می کنم ایشان که ادعای مسلمانی دارد، علیرغم این همه مدرک و سند و سخنرانی و اطلاعیه های بنده و بحثی که یک بار با ایشان کردم به قول یک نشریه آمریکائی تکیه می کند و از آن فراتر می رود و برخلاف گفته ها و کردار قدیم خود در مورد گذشته سیاسی اینجانب به قضاوت می نشیند. مگر انکه بگوئیم در آن موقع تظاهر می کرده است.

حجم تحریف و دروغ و تهدید بالا رفته است. اعدام های فله ای و محکومیت های عجیب و غریب ظالمانه هم برای کمک به مرعوب کردن بکار گرفته می شود. مهمتر، گسترش فرهنگ اعتراف گیری و تواب سازی است که از درون زندانها به فضای سیاسی بیرون منتقل شده است. بر اساس این فرهنگ، شما اگر می خواهید پست خود را حفظ کنید و یا انتخاب شوید و یا در معاملات بزرگ و کوچک سهیم شوید و یا با آرامش از دست و زبان بد اخلاقان زندگی کنید، باید فهم و بصیرت لازم را برای محکومیت منتقدان و معترضان جنبش سبزداشته باشید. آنها حتی از حوزه ها و مراجع عظام نگذشته اند و ما شاهد فشارها و جسارت ها و اهانت های گوناگون علیه روحانیت و مرجعیت هستیم. غافل از آنکه داخل همین خانواده های دست اندر کاران، توجه به خواست های مطرح شده درجنبش سبز در حال گسترش است. چرا که این مطالبات مطابق با حقوق مردم و میثاق ملی ماست.
مردم ما خاطرات خوشی از اعتراف گیری و تواب سازی و مداهنه و تهمت و دروغ ندارند. این ترفندها در ماه دی به ضد خود تبدیل شد. تمام این تمهیدات و اقدامات به خوبی نشان می دهد که جنبش سبز در حال پیشرفت است و انشالله با شرکت همگان این روند تا رسیدن به اهداف مطرح شده در جنبش سبز ادامه خواهد یافت. ما اعتقاد داریم که: «فاما الزبد فیذهب جفاء و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض»، کف ها به کناری رفته و محو میشوند، و آنچه برای مردم سودمند است باقی می ماند.
به نظرم استراتژی اصلی باید همان آگاهی بخشی و راهکار اصلی همان هر شهروند یک رسانه باشد. کارهای به ظاهر ساده ای مثل تکثیر روزنامه ها و نامه ها و بیانیه ها، تکثیر سی دی از عکس ها و فیلم های وقایع پس از انتخابات و … امروزه عمق نفوذ خوبی پیدا کرده اند و به دورترین نقاط هم رسیده اند. لشگر پرشمار آگاهی بخشی و اطلاع رسانی از دل وسایل ساده ای که عصر اطلاعات در اختیار آنها گذاشته است موثرترین شیوه ها را با خلاقیت خود برای رساندن پیام حقیقت پیدا کرده و می کند.
اما در کنار تلاش برای گسترش آگاهی ها و مبارزه با انتشار دروغ و قلب حقایق، نباید خاطره بحثها و گفتگوهای صمیمانه روزهای انتخابات را از یاد برد. نباید از یاد ببریم که چه طور پیش از آن که مداخله های به اصطلاح امنیتی فضای گفتگوی مدنی را به آشوب بکشد و صدای بحث و گفتگو را خاموش کند، شنیدن صدای همدیگر را در گفتگوهای انتخاباتی تجربه و تمرین می کردیم. نباید زنجیره سبزی که تمام اختلافات و تفاوت ها را از جنوب تا شمال شهر و کشور به هم پیوند می داد و زیستن در کنار هم را به ما می آموخت فراموش کنیم. این خاطرات گرانبها درس ها و الگوهای ارزشمندی برای امروز ما نیز می توانند باشند. امروز هم باید تا آنجا که می توانیم با زنده نگاه داشتن فضای بحث و گفتگوی ملی، تحمل و مدارای یکدیگر را تمرین کنیم و نظرات و آراء همدیگر را بشنویم تا بر شکاف های تحمیل شده از سوی رسانه های رسمی غالب شویم. سبز بودن ما به این معنا نیست که می خواهیم همه را به رنگ خود در آوریم و یک رنگ کنیم، آن طور که انحصارطلبان و اقتدارگرایان برای همه رنگ و رای خویش را تجویز می کنند. سبز بودن زیستن در کنار یکدیگر با درک تفاوت ها و اختلاف آراء و نظرات و سلایق یکدیگر است. اگر اقتدارگرایان و رسانه های شان می کوشند ترک های ایجاد شده در خانواده ها و جامعه را پررنگ کنند، ما باید بکوشیم با پذیرفتن این اختلاف ها نسخه ای برای زیستن مسالمت آمیز در کنار یکدیگر ارائه کنیم. آگاهی بخشی در عین مسالمت، موثرترین سلاح علیه خشونت و پراکندن بذر های تفرقه و جهل است.

۱۳۸۹ دی ۲۱, سه‌شنبه

مادر ممنوع، آغوش ممنوع، نفس ممنوع، یادداشتی در فیس بوک نسرین ستوده +عکس دو فرزندش

به این دو صورت ناز نگاه می کنم و باور می کنم فردا همین دو کودک در کلاس های درس، پوزخند می زنند به معلمی که بخواهد به آنها یاد بدهد: «بهشت زیر پای مادران است» . چشم های این دو کودک خودش کلاس کلاس درس است برای تمامی معلم های ریا و دروغ یک نظام آموزشی تا زمانی که برای کودکان دیکته ای را سرمشق می کنند که این دو کودک تمامش را از بر هستند. برای فرزندانِ نسرینِ ستوده، بهشت خودِ نسرین است. بهشت، مادرِ همین دو کودک است که اتفاقا نه به خاطر ابراز عقیده اش بلکه به خاطر دفاعی ستودنی از کسانی که برای عقیده شان زندانی شده بودند، اینک به یازده سال حبس و بیست سال محرومیت از وکالت محکوم شده است. حکومتی که معنای دلتنگیِ کودک برای مادر را نفهمد، بی شک با هر حکم بلندی، عمرِ خود را کوتاه می کند. این دو کودک دلشان می خواهد مثل همه ی کودکانِ دیگر مادرشان راگرم در آغوش بگیرند و سرشار از عشق شوند، اما مادر به جرم دفاع از حقوقِ انسان، درگیرِ مشتی احکامِ غیرِ انسانی شده است و اینک آغوش ممنوع. حکومتی که به عمر درازش ایمان ندارد مدام برای معترضانش حکم درازِ ممنوعیت و محرومیت صادر می کند. یک بار زید آبادی به ممنوعیت مادم العمر از فعالیت سیاسی و روزنامه نگاری، یک بار برای ژیلا بنی یعقوب سی سال محرومیت از روزنامه نگاری، فردا برای جعفر پناهی بیست سال محرومیت از کارگردانی و امروز برای نسرین ستوده بیست سال محرومیت از وکالت. مادری که پیغام فرستاده بود به خاطر مسئولیت های مادرانه در قبال دو فرزند خردسال اش، اعتصاب غذای خود را شکسته است حالابه مدت یازده سال ممنوع از همین مسولیت مادرانه می شود. اگر در برابر احکام بی رحمانه و مضحکی که برای ده ها سال آینده ی هنرمندان و روزنامه نگاران و وکلا تصمیم می گیرند کاری نکینم، فردا همین دو کودک یقه ما که آغوش مان برای کودکان مان میها است را خواهند گرفت و خواهند پرسید، چرا وقتی دنیا به حکم محرومیت بیست ساله پناهی واکنش نشان داد، سینماهایی ایرانی که فیلم های هنرمندانِ غیر متعهد را به نمایش می گذارد هنوز صندلیِ پر برای نشستن دارد و فیلم اخراجی های ده نمکی لابد باز هم در لیستِ پرفروش ها می رود؟ چرا وقتی ژیلاها و زید آبادی ها را سی سال از روزنامه نگاری محروم کردند، موج به راه نیانداختیم تا دنیا خبردار شود که یک حکوکت برای عمر باقیمانده ی روزنامه نگاران ایرانی تصمیم گرفته است تنها به جرم نوشتن.؟ فردا همین دو کودک از ما خواهند پرسید چرا نگاه های ما را به دنیا مخابره نکردید تا بدانند مادرمان اعتصابش را شکست که ما را در آغوش کشد اما اینجا در زندان بزرگی به نام ایران برای یک مادر چنین نقشه ی شومی کشیده اند که وقتی به خانه بر می گردد نیمای سه ساله او دیگر کودک نیست ، نوجوانی چهارده ساله است و دخترش مدرسه را تمام کرده است با خروار خروار فاصله و سوال.......... Add a caption مادر ممنوع، آغوش ممنوع، نفس ممنوع ****** به این دو صورت ناز نگاه می کنم و باور می کنم فردا همین دو کودک در کلاس های درس، پوزخند می زنند به معلمی که بخواهد به آنها یاد بدهد: «بهشت زیر پای مادران است» . چشم های این دو کودک خودش کلاس کلاس درس است برای تمامی معلم های ریا و دروغ یک نظام آموزشی تا زمانی که برای کودکان دیکته ای را سرمشق می کنند که این دو کودک تمامش را از بر هستند. برای فرزندانِ نسرینِ ستوده، بهشت خودِ نسرین است. بهشت، مادرِ همین دو کودک است که اتفاقا نه به خاطر ابراز عقیده اش بلکه به خاطر دفاعی ستودنی از کسانی که برای عقیده شان زندانی شده بودند، اینک به یازده سال حبس و بیست سال محرومیت از وکالت محکوم شده است. حکومتی که معنای دلتنگیِ کودک برای مادر را نفهمد، بی شک با هر حکم بلندی، عمرِ خود را کوتاه می کند. این دو کودک دلشان می خواهد مثل همه ی کودکانِ دیگر مادرشان راگرم در آغوش بگیرند و سرشار از عشق شوند، اما مادر به جرم دفاع از حقوقِ انسان، درگیرِ مشتی احکامِ غیرِ انسانی شده است و اینک آغوش ممنوع. حکومتی که به عمر درازش ایمان ندارد مدام برای معترضانش حکم درازِ ممنوعیت و محرومیت صادر می کند. یک بار زید آبادی به ممنوعیت مادم العمر از فعالیت سیاسی و روزنامه نگاری، یک بار برای ژیلا بنی یعقوب سی سال محرومیت از روزنامه نگاری، فردا برای جعفر پناهی بیست سال محرومیت از کارگردانی و امروز برای نسرین ستوده بیست سال محرومیت از وکالت. مادری که پیغام فرستاده بود به خاطر مسئولیت های مادرانه در قبال دو فرزند خردسال اش، اعتصاب غذای خود را شکسته است حالابه مدت یازده سال ممنوع از همین مسولیت مادرانه می شود. اگر در برابر احکام بی رحمانه و مضحکی که برای ده ها سال آینده ی هنرمندان و روزنامه نگاران و وکلا تصمیم می گیرند کاری نکینم، فردا همین دو کودک یقه ما که آغوش مان برای کودکان مان میها است را خواهند گرفت و خواهند پرسید، چرا وقتی دنیا به حکم محرومیت بیست ساله پناهی واکنش نشان داد، سینماهایی ایرانی که فیلم های هنرمندانِ غیر متعهد را به نمایش می گذارد هنوز صندلیِ پر برای نشستن دارد و فیلم اخراجی های ده نمکی لابد باز هم در لیستِ پرفروش ها می رود؟ چرا وقتی ژیلاها و زید آبادی ها را سی سال از روزنامه نگاری محروم کردند، موج به راه نیانداختیم تا دنیا خبردار شود که یک حکوکت برای عمر باقیمانده ی روزنامه نگاران ایرانی تصمیم گرفته است تنها به جرم نوشتن.؟ فردا همین دو کودک از ما خواهند پرسید چرا نگاه های ما را به دنیا مخابره نکردید تا بدانند مادرمان اعتصابش را شکست که ما را در آغوش کشد اما اینجا در زندان بزرگی به نام ایران برای یک مادر چنین نقشه ی شومی کشیده اند که وقتی به خانه بر می گردد نیمای سه ساله او دیگر کودک نیست ، نوجوانی چهارده ساله است و دخترش مدرسه را تمام کرده است با خروار خروار فاصله و سوال..........

۱۳۸۹ دی ۲۰, دوشنبه

شورش علیه حذف یارانه ها و گرانی مردم در تونس و الجزایر زودتر از ایران ریختند به خیابان

الجزایر و تونس شاهد تظاهرات علیه گرانی و تورم و بیکاری و حذف یارانه های مواد اولیه مورد نیاز مردم است. شورش در الجزایر تا به امروز چندین کشته برجای گذاشته و "مصطفی بن بادا" وزیر بازرگانی الجزایر عقب نشینی دولت از اجرای حذف یارانه ها را اعلام و تاکید کرد که بهای مواد اولیه غذایی از جمله شیر و نان افزایش نخواهد یافت. وی تاکید کرد که دولت پرداخت یارانه برای مواد غذایی مورد نیاز مردم را ادامه خواهد داد.
به گزارش¬¬¬ روزنامه اومانیته چاپ فرانسه اتحادیه بازرگانان و پیشه وران الجزایر نیز در بیانیه ای خواهان تعیین بهای پایه برای مواد اولیه غذایی مورد نیاز مردم شد. بنا به ارزیابی این اتحادیه بهای کالاها و از جمله شکر و روغن در روزهای اخیر و با اجرای حذف یارانه ها 20 تا 30 درصد افزایش یافته است. از سوی دیگر در تونس نیز تظاهرات برضد بیکاری و افزایش بهای کالاها اوج گرفته است. این تظاهرات که بدنبال کشته شدن یک جوان دستفروش در ناحیه "سیدی بوسعید" آغاز شد به دیگر شهرهای تونس کشیده شده است. "بن علی" رهبر مادام العمر تونس تظاهرات را به "آشوب طلبان و فتنه گران" نسبت داد و ضمن اعلام "برخورد قاطع" با تظاهرکنندگان چند تن از مسئولین خشونت ها و کشتار را از کار برکنار کرد. تظاهرات در تونس نیز تا کنون بیش از 20 کشته برجای گذاشته است. با توجه به سانسور شدید در تونس، دولت این کشور شبکه های اجتماعی نظیر فیس بوک را مسئول اطلاع رسانی و گسترش خشونت معرفی کرده و خواهان محدود شدن فعالیت آنها شده است.¬ این درحالی است که مردم در خیابان ها فریاد می زنند: "65 میلیارد دلار پول نفتی که امسال فروخته اید کجاست؟".
در تونس نیز بنابر اخبار دریافتی، دولت 5 میلیارد دلار را اختصاص به تقسیم در میان مردم داده تا از اوج گیری خشم آنها جلوگیری کند.
آنچه در تونس و الجزایر می گذرد، همان است که طراحان و مجریان باصطلاح هدفمند کردن یارانه ها درایران نگران آن بودند و بخشی از فشاری که برای دستگیری موسوی وکروبی می آوردند با پیش بینی همین شورش در شهرهای ایران و داشتن سری چون موسوی و کروبی بود.
همزمان با حوادث الجزایر و تونس که در سراسر جهان بازتاب یافته اما صدا و سیمای جمهوری اسلامی بشدت آن را سانسور کرده، رهبر جمهوری اسلامی برای عده ای که از قم به دیدار وی برده بودند مدعی شد که در تظاهرات پس از کودتای 22 خرداد،؛ می خواستند جمهوری اسلامی براندازی کنند!
این کشف ایشان در حالی است که بزرگترین برانداز جمهوری اسلامی خود وی و دولت و فرماندهان و نمایندگان نظامی و امنیتی مجلس و امام جمعه های حامی کودتا که همگی گفته اند به قیمت خون خود ( البته در شیشه کردن خون مردم) از اجرای هدفمند کردن یارانه ها دفاع می کنند! زیرا این یک تحول انقلابی در ایران است. آنها حتی پا را فراتر از این گذاشته و مدعی شده اند که این طرح که امام زمان پشت آنست جهان را تکان خواهد داد! احمدی نژاد نیز که هوشیارتر از دولت تونس پخش پول در میان مردم را پیش از اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها و پیش از به خیابان ریختن مردم براثر گرانی های ناشی از آن شروع کرده بود، گفته است این پول، پول امام زمان است و برکت دارد.
نتیجه این انقلاب و حمایت امام زمان از آن و همچنین برکت پول یارانه ها را بزودی در خیابانها همانگونه شاهد خواهیم بود که در الجزایر و تونس شاهدیم.

۱۳۸۹ دی ۱۸, شنبه

نتیجه یک تحقیق 12 ساله سقوط اعتبار روحانیت از سال 1365 آغاز شد

کتاب توسعه و تضاد حاصل تحقیق 12 ساله فرامرز رفیع پور از سال ۱۳۶۴ تا سال ۱۳۷۶ فصلی دارد شامل 55 صفحه که در آن تغییر کارکرد دین اختصاص یافته است.
او دراین کار تحقیقی علاوه بر دیدار و گفتگو با امثال آیت الله منتظری، آیت الله جوادی آملی، آیت الله صانعی، آیت الله فاضل لنکرانی، آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله مؤمن با ۱۱۴ طلبه نیز مصاحبه کرده است.
دکتر رفیع پور در این کار تحقیقی به این رسیده که علاقه به روحانیت از عدد بالای ۸۶ درصد در سال ۱۳۶۵ به زیر ۳۳ درصد در سال ۱۳۷۱ کاسته شده است.
میزان «عیب دانستن عدم رعایت حجاب» از بالای ۸۶ درصد در سال ۶۵ به زیر ۴۲ درصد در سال ۷۱ رسیده است.
از رفتار غلط برخی روحانیون در تهران پیش داوری های غلط درباره روحانیت به طور عام به وجود آمده است.
ید.» – ص ۳۳۷ -
حضور زیاد روحانیون در تلویزیون، اشرافی گری برخی روحانیون پایتخت نشین، سخنان تحکم آمیز و آمرانه برخی خطبا، از جمله دلائل سقوط اعتبار روحانیت در ایران ارزیابی شده است.

دکتر رفیع پور در بخش دوم کتاب، چند چهره را برای ارزیابی توانایی رهبران انقلاب برگزیده است . آیت الله خمینی، دکتر بهشتی و میرحسین موسوی.
نویسنده اگرچه چندین بار از تندروی های میرحسین در دوران نخست وزیری اش و نیز ناهماهنگی وی با رییس جمهور وقت انتقاد کرده، اما با توجه به دو ویژگی شخصی مهندس موسوی افسوس خورده که چرا وی از سال ۱۳۶۸ از صحنه سیاست کنار رفت:
«اولا ایشان به عنوان معمار، دارای قدرت تجسم برای برنامه ریزی بود. بدین معنی که وی می توانست تجسم کند که از تئوری و تصور یک هدف تا عمل چه مراحلی باید طی شود … ثانیا بر اساس مطالعاتش در زمینه جامعه شناسی (هرچند نه به عنوان یک متخصص)، تصورات قابل استفاده ای درباره یک جامعه ایده آل داشت. اما برعکس جامعه شناسان تئوریک، قادر بود تا حدودی تصورات خود را با آموزش معماری و عملی خود … پیوند بزند. (ص ۱۲۳)
دکتر رفیع پور در کتاب خود به سلسله صفویه نیز بشدت انتقاد کرده و با حمله شدیدی به شاهان صفوی، تشکیل این سلسله را حاصل همکاری برخی ایلات ایرانی با مسیحیان اروپایی برای تضعیف حکومت عثمانی و جلوگیری از گسترش اسلام به اروپا دانسته است.
کتاب «توسعه و تضاد» به خاطر انتقاداتش نسبت به سیاست های دولت هاشمی رفسنجانی شهره شده است، اما به نظر می رسد که باید کتاب را امروز یک بار دیگر خواند و جور دیگری هم باید دید. چه بسا بهتر باشد که بار دیگر به دست نویسنده توانمندش بازنگری و بازنویسی شود. جامعه هیجان زده امروز ما تشنه چنین نگاه های علمی، منصفانه و دلسوزانه است.
(آنچه را خواندید، خلاصه نقد و معرفی کتاب در سایت "تورجان" بود. ارزیابی های ارائه شده در این کتاب، اگر روی چند سال اخیر متمرکز شود، آنگاه در ارتباط با روحانیت، بی شک سقوط عمیق تر و پرمعناتری را بدست می دهد.)

۱۳۸۹ دی ۱۶, پنجشنبه

هجوم مامورین وزارت اطلاعات شیراز به منزل مجید توکلی

در ادامه فشارها بر مجید توکلی به منظور موضع گیری بر علیه جنبش سبز و رهبرانش، صبح امروز تعدادی از مامورین وزارت اطلاعات شیراز به صورت وحشیانه ای به منزل پدری وی یورش بردند و ضمن تخریب وسایل منزل تمامی کتب، جزوات، کامپیوتر و سی دی های موجود در منزل را به همراه خود بردند. همچنین علی توکلی، برادر مجید توکلی، به دفتر پی گیری وزارت اطلاعات احضار شده است و پس از مراجعه وی به این دفتر تا کنون خبری از وضعیت وی حاصل نشده است. مامورین وزارت اطلاعات با اهالی منزل توکلی برخوردی بسیار زشت و تهدید آمیز داشته اند و در اقدامی غیرقانونی و غیرانسانی دست به تخریب و شکستن وسایل منزل پدری این فعال دانشجویی نموده اند.

۱۳۸۹ دی ۱۵, چهارشنبه

از یک پیام دریافتی "ارز" صرافی جام جم خرج سناریوهای دروغ می شود

سلام و احترام به شما- در ایران هر کسی برای
گرفتن ارز به بانک مراجعه کند حداکثر دوهزاریورو،
یا دلار میدهند. صرافی ها معمولا ارز دریافتی از
بانک مرکزی را، جز برای خودی ها ندارند. ارز
دولتی زیر هزار و چهارصد برای یورو، حدود هزار
برای دلار است.
صرافی جام جم که صرافی سردار ضرغامی است،
ارز را با قیمتی بالاتر از هزار و چهارصد
(60 هزار تومان بیشتر برای هر یورو) می فروشد.
این صرافی می گوید که درآمد ناشی از گرانتر فروختن
ارز به حساب در آمد صدا و سیما ریخته می شود.
میدانید این درآمد خرج چه خدمات و اقداماتی می شود؟
برایتان می نویسم:
"امیر ارشد تاج مهر" همان کسی است که ماموران
نیروی انتظامی با اتومبیل از رویش گذشتند و او را
کشتند، بعد از کشته شدن، از طرف سردار ضرغامی
و بنام صدا و سیما رفتند نزد خانواده اش و بویژه
مادرش را زیر فشار گذاشتند تا قبول کند و اعلام کند
فرزندش را سبزها کشته اند. در عوض، از همین
بودجه گفتند برای او تشییع جنازه با شکوه می گیریم
و بعد از طواف دور مسجد بلال و گرفتن مجلس ختم
با شکوه یک قبر مجانی هم میدهیم.
ر.س- کارمند سیما

۱۳۸۹ دی ۱۴, سه‌شنبه

كروبي: در تصورم نمی‌گنجد اوج خشونتی که بتواند در نظام اسلامی! در عرض چند روز حداقل ۴ جوان را زیر شکنجه به مرگ بکشاند


مهدی کروبی در نامه‌ای، ضمن اعلام آمادگی برای محاکمه علنی، شرایط امروز را با دوران «امام» مقایسه کرده است. به‌نظر می‌رسداین قیاس بدون در نظر گرفتن نقض گسترده حقوق بشر در دوران «امام» انجام و مواردی از جمله احکام اعدام گسترده توسط آیت‌الله خمینی در سال ۶۷ وبرخورد با مراجع و دانشگاهیان در نامه کروبی نادیده گرفته شده است. مهدی کروبی در نامه‌ای، به سخنان اخیر دادستان تهران و اصول‌گرایان واکنش نشان داد که خواستار محاکمه «سران فتنه» شده‌اند. مهدی کروبی در این نامه، شرایط امروز را با شرایط دوران آیت‌الله خمینی مقایسه کرده‌ است. کروبی در بخشی از نامه با اشاره به واقعه بازداشتگاه کهریزک می‌نویسد: «در تصورم نمی‌گنجد اوج خشونتی که بتواند در نظام اسلامی در عرض چند روز حداقل ۴ جوان را زیر شکنجه به مرگ بکشاند؛ اگر امام زنده بود آیا لکه ننگی به نام کهریزک بر پیشانی نظام می نشست؟». لازم به ذکر است که در طول سال‌های ۶۰ و با حکم آیت‌الله خمینی، تعداد زیادی از «جوانان» فقط به خاطر اعتقادات خود اعدام شدند. بیشترین تعداد اعدام در واحد زمان در تابستان ۱۳۶۷، بعد از امضای قطع‌نامه «۵۹۸» رخ داد که آن هم با دستور آیت‌الله خمینی بوده است. همچنین میزان خشونت و شکنجه اعمال شده علیه زندانیان «چپی» در سال‌های ۶۰، از جمله بر افراد سال‌خورده‌ای نظیر «کیانوری» و همسرش و تعداد زیادی از بازداشت‌شدگان در این دوره در گزارش‌های مختلف حقوقی سازمان‌ها و نهادهای حقوق بشری ثبت شده است. مهدی کروبی در باره برخورد با دانشگاهیان گفت: «اگر ایشان (آیت‌الله خمینی) زنده بودند در مقابل برخوردهای ناصواب دانشگاهیان و حکم‌های ناعادلانه زندان و محرومیت و تعلیق از تحصیل برای دانشجویان و اساتید و در یک کلام زیر گیوتین گذاشتن نهاد علم و دانش چه می‌کرد؟». این در حالی است که نخستین برخوردها با استادان دانشگاه‌ها از سال ۱۳۵۹ و در دوران آیت‌الله خمینی اتفاق افتاد که منتهی بیکار شدن و مهاجرت بسیاری از اساتید معتبر از ایران شد. در همین دوران نیز تعداد بسیاری از دانشجویان به زندان افتادند و در دهه ۶۰ به خاطر وابستگی به گروه‌های سیاسی مختلف، آمار دانشجویان اعدامی به بیشترین حد خود رسید. همچنین به دلیل عملکرد شورای عالی انقلاب فرهنگی، رشته‌های مختلف علوم پایه، علوم انسانی، هنر و علوم پزشکی دچار آسیب‌های بسیار جدی شدند.

۱۳۸۹ دی ۱۳, دوشنبه

حکم برکناری دوازده مشاور احمدی نژاد در یک روز

جرس: احمدی نژاد روز شنبه حکم برکناری دوازده نفر از مشاورانش را صادر و با آنها خداحافظی کرد. به گزارش خبرنگار سیاسی مشرق، محمود احمدی نژاد روز شنبه در مراسمی از تعدادی از مشاورانش تشکر و خداحافظی کرد. گفته می شود مهدی کلهر(مشاور رسانه ای)، مجتبی رحماندوست(مشاور امور ایثارگران)، داود دانش جعفری(مشاور عالی در امور اقتصادی)، توکلی بینا(مشاور امور اصناف و بازرگانی)، اعتمادیان(مشاور امور اصناف و بازرگانی)، وزیری هامانه(مشاور امور نفت و گاز)، سوسن کشاورز(مشاور امور تعلیم و تربیت)، ستار وفایی، حاج علی اکبری(مشاور امور جوانان)، مهدی چمران(مشاور امور شوراها)، رویانیان، علی منتظری، علی اصغر زارعی(مشاور فرهنگی)، مهدی مصطفوی از جمله نام هایی هستند که احمدی نژاد از آنان در مسئولیت مشاورت رئیس جمهور خداحافظی کرده است. هنوز این خبر و اسامی مذکور به صورت رسمی اعلام نشده است . برخی منابع با اشاره به ناکارآمدی برخی مشاوران رئیس جمهور از این اقدام به عنوان سبک سازی ضروری در دولت یاد می کنند. همچنین گفته می شود احمدی نژاد در احکام جداگانه ای سید احمد موسوی سفیر ایران در سوریه را به عنوان مشاور خود در امور فلسطین و حمید مولانا را به عنوان مشاور امور بین الملل خود منصوب کرده است.

۱۳۸۹ دی ۱۱, شنبه

کلمه امروز برای مسجد و محله؛ تقسیم کار کنیم…

چکیده : تقسیم کار می کنیم. مقاومت در زندان از فرزندان انقلاب، آگاهی بخشی با توزیع روزنامه کلمه در مسجد و محله و محل کار از نسل آرمانخواه امروز.
در کتاب های تاریخ یادمان داده بودند هنگامی که علی (ع) در محراب مسجد به شهادت رسید مردم ناباورانه نجوا می کردند که مگر علی نماز هم می خواند. اگر آن روزها ناباورانه می پرسیدیم مگر می شود مردمانی در عصر علی او را به کفر متهم کنند، امروز اما هضم این مساله چندان سخت نیست.
حالا دیگر خوب می توان فهمید در هر لحظه تاریخ وقتی زر و زور و تزویر دست به دست هم دهند وقتی هر صدایی درنطفه خفه شود. وقتی مبنای حقانیت غلبه و زور شود معلوم است که اسلام معاویه با بوق های تبلیغاتی خود، با بیت المال انباشته، با ارعاب و تهدید و تطمیع، با ایجاد سکوت گورستانی، با اشاعه تنها یک صدا و آن هم صدای انا ربکم الاعلی، بر اسلام علوی استیلای ظاهری می یابد. علی بن ابیطالب را هم می توان در نزد مردم بی نماز جلوه داد. آری این روزها درک این مسایل چندان دشوار نیست.
***
بگذریم! در وضعیت ناجوانمردانه ای قرار داریم.
عده ای انحصار مطلق امکانات ملی را در اختیار گرفته اند و بی پروا تیرهای کینه و تهمت و دروغ را می پراکنند. از جای گاه دین مردم را به دو قسمت حق و باطل تقسیم و آنها را به هم بدبین کرده اند. درست مانند منافقین صدر انقلاب اختلاف و جدایی را برای منافع دنیوی تا درون خانه ها کشانده اند اما منتقدان را به نفاق متهم می کنند. از هیچ تهمت و اهانتی دریغ نکرده اند اما دریغ از روزنه ای برای فریاد ملت… .
گفتنی ها کم نیست…
خودمان باید آستین آگاهی بخشی را بالا بزنیم. سهم ما فعلا از رسانه هایی که با پول ما و شما می چرخد دروغ هایی است که نصیبمان می کنند.
***
هر کدام سهم خودمان را برای آگاهی بخشی ادا کنیم. شاید سهم ما هدیه ای تک برگی برای دوست و خانواده باشد یا برگه هایی بیشتر قربت الی الله برای جا گذاشتن در مسجد و محله.
***
یادمان باشد تا وقتی همه مردم را از هر فکر و اندیشه دوست نداشته بشیم و به آنها عشق نورزیم نمی توانیم از صمیم قلب خواستار اصلاح و بهبود باشیم. یادمان باشد دشمنان مردم روی جدایی آنها از هم حساب باز کرده اند. باید آنها را ناکام بگذاریم. یادمان نرود آنها روی ندانستن مردم حساب باز کرده اند که به راحتی هفته ها و ماهها انسان ها را در سلول انفرادی و زندان نگه می دارند. باید با آگاهی بخشی، آنان را به محاصره وجدان های بیدار در آوریم.
***
روزنامه امروز دو برگی است. در یک صفحه سخنان سید محمد خاتمی و چند خبر و در صفحه دیگر بیاناتی از سه مرجع تقلید که البته همگی از رسانه های رسمی سانسور خواهد شد. با دوستان خود قرار بگذاریم تا این برگه های اگاهی بخشی را در بین مردم خصوصا مخالفان محترم فکری توزیع کنیم.
***
تقسیم کار می کنیم. مقاومت در زندان از فرزندان انقلاب، آگاهی بخشی با توزیع روزنامه کلمه در مسجد و محله و محل کار از نسل آرمانخواه امروز.