سشنبه, 15 آذر, ۱۳۹۰
چکیده :در آن یلدای بیداد و اموی، عده ای از خواص با چاپلوسی به نفع نظام حاکم، به جعل احادیث و مدح ستمگران روی آوردند و تمجید و ستایش دشمنان خاندان وحی را همچون مبانی آموزشی و تربیتی، در مکتب خانه ها به کودکان و نوجوانان می آموختند... با روی کار آمدن جنایتکاری چون یزید و آشکار شدن فساد و ابتذال و علنی شدن آلودگی های غیرقابل اغماض، تعلیمات و فرهنگ اسلامی در مخاطره ای جدی قرار گرفت. از این جهت موضع امام در مقابل چنین شرایطی، که استمرار آن محو دیانت و معنویت را به دنبال داشت، برپا کردن مشعل عاشورا بود تا در آن تاریکی دهشت زا، روشنی بیافریند و نیز از لهیب آن آذرخش کاخ استبداد بسوزد....
کلمه – گروه معارف:
با گذشت حدود نیم قرن از زمان رحلت خاتمِ رسولانِ الهی، به دلیل استیلای ظالمانه شجره خبیثه بنی امیه، ابرهای تیره و تار تحریف، آسمان حقیقت را فرا گرفت. شرایط آن چنان آشفته و دگرگون شد که نشانه مسلمانی، مخالفت با مظهر اسلام و جانشین راستین پیامبر(ص) به شمار می آمد. مشتاقانِ خاندان عصمت و طهارت(ع) و شیفتگان حقایق ناب و ارزش های اصیل، در محاق اختناقی شدید، رنجی جانکاه و شدیدترین مجازات ها، روزگار نگران کننده و ناگواری را سپری می کردند.
در آن یلدای بیداد و اموی، عده ای از خواص با چاپلوسی به نفع نظام حاکم، به جعل احادیث و مدح ستمگران روی آوردند و تمجید و ستایش دشمنان خاندان وحی را همچون مبانی آموزشی و تربیتی، در مکتب خانه ها به کودکان و نوجوانان می آموختند. فضایِ آلوده و آشفته جهان اسلام، چون توفانی مهیب هرگونه آرامش و امنیت را از حامیان راستین حقیقت گرفته بود. فرهنگ والا و پویای اسلام که منشأ تحرک، سازندگی و تحول بود، به صورت قوانینی خشک و بی مغز و آمیخته به جمود و خمود، تبلیغ و ترویج می شد و مجال هرگونه تفکر، تعقل و بحث های زاینده و رشددهنده از فرزانگان، صاحبان خرد و اهل معرفت گرفته می شد.
با روی کار آمدن جنایتکاری چون یزید و آشکار شدن فساد و ابتذال و علنی شدن آلودگی های غیرقابل اغماض، تعلیمات و فرهنگ اسلامی در مخاطره ای جدی قرار گرفت. از این جهت موضع امام در مقابل چنین شرایطی، که استمرار آن محو دیانت و معنویت را به دنبال داشت، برپا کردن مشعل عاشورا بود تا در آن تاریکی دهشت زا، روشنی بیافریند و نیز از لهیب آن آذرخش کاخ استبداد بسوزد.
از این جهت آن خورشید فروزان با حماسه ای پرشکوه و سرنوشت ساز جامعه اسلامی را متوجه اسلام واقعی کرد و به اتفاق اهل بیت، یاران و اصحاب فداکارش، مکتب حیات بخش اسلام را احیا کرد و چشمه ناب حقیقت را از غباری که گرفته بود، رهایی بخشید و در واقع خداوند مکتب وحی را از طریق قیام عاشورا حفظ کرد و تعبیر قرآنی ِ «انّا نحن نزّلنا الذکر و انّا له لحافظون» (ما قرآن را فرو فرستادیم و به تحقیق حافظ آن هستیم) درباره اش مصداق پیدا کرد.
سیره ائمه هدی(ع) در برپا داشتن مجلس سوگواری برای سالار شهیدان، حضرت امام حسین(ع)، و تشویق و تحریض شیعیان در احیای این برنامه، بدان جهت است که واقعه کربلا روشنی بخش جان انسان های طالب فضایل باشد و گریستن برای امامی که در مقابل باطل مقاومت کرد و از ارزش ها صیانت نمود، فریاد قلب و مبارزه عاطفی با ستمگران در همیشه تاریخ است. اما در طول تاریخ هر گاه فضای جامعه شیعه دگرگون شده است، فرهنگ سیاسی عاشورا که سرشار از حماسه و زیبایی است، کمرنگ شده و بعد عاطفی آن و داستان هایی همچون عروسی حضرت قاسم و تشنگی علی اصغر و … چنان رنگ و لعابی گرفته است که گویی تمام آن حماسه پرشور قصه پر سوزی است که آتش جهنم گناهان یک ساله را خاموش کند!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر