
تیتر و عکس گزارش اصلی شرق
فیروز نعیم محبوبی در سرمقاله ابتکار در بررسی شرایط دولت احمدی نژاد نوشته: فروپاشی کامل قدرت خرید تا ۳۰ میلیون نفر از ایرانیان شامل فرودستترین اقشار شهری و روستایی و نیز تشدید بیسابقه شکاف طبقاتی طی سی و چند سال اخیر است.
آمارهای رسمی منتشره حاکیست در فاصله سالهای منتهی به سال ۹۲ بین ۴۰ تا ۵۰ درصد از قدرت خرید از جمعیت کشور در مقایسه با سال ۸۹ نابود شده است و دولت حسن روحانی طی دو سال اخیر صرفا توانسته است کمتر از یکچهارم این قدرت خرید از دست رفته را جبران کند.
نویسنده بعد از تشریح این چالش بزرگ اقتصادی و رکود بی سابقه در کشور به چالش سیاسی و امنیتی پرداخته و نوشته: بحران امنیتی در سطح منطقه است. در چشم برهمزدنی، حفظ ثبات و امنیت ایران در منطقهای چنین پرآشوب آن هم در میانه تنگدستی ناشی از تحریمهای بینالمللی و نیز سقوط قیمت جهانی نفت خام، از نان شب برای کشور، مردم و نظام واجبتر شده است. در چنین بستری به نتیجه رسیدن احتمالی مذاکرات هستهای و دسترسی سریع کشور به حدود ۱۵۰ میلیارد دلار از منابع ارزی خارجی خود، میتواند مانند همه تجربیات مشابه پیشین بر آتش منازعات، التهابات و کشمکشهای داخلی بیفزاید تا به فرونشاندن آنها کمک کند.
نویسنده سرمقاله ابتکار تاکید کرده: بنا بر آن تجربیات تاریخی بدون استثناء و این چالشهای بزرگ، میتوان انتظار داشت که به محض در دسترس قرار گرفتن منابع ارزی بلوکه شده به عنوان آخرین بخت توسعه ملت ایران، فشارهای فزاینده از پایین و بالا بهطور همزمان بر دولت وارد آید تا دولت را ناگزیر کند این منابع را یا به امر فرونشاندن التهابات اجتماعی با هدف کسب رای در انتخابات پیش رو، و سرانجام برای رویارویی کشور با چالشها و بحرانهای امنیتی منطقهای، سوق دهد.
سالگرد ۳ تیر، آیا بازمی گردد؟

کارتون نادر رحمانی، بی قانون
لیلا ابراهیمیان در گزارش اصلی شرق نوشته: وقتی انگشت جوهرآلودش بالا رفت و برگه رأیی که روی آن نوشته شده بود: «محمود احمدینژاد» توسط دوربین عکاسان ثبت شد؛ سوم تیر ١٣٨٤ بود. تابستان ١٠ سال پیش، مردی ایستاده در صف، تکیهزده به دیوار مسجد جامع نارمک، با کاپشنی خاکیرنگ و لبخندی بر لب و حلقه دوستانی که در کنارش ایستاده و در روزهای داغ تابستان در انتظار شنیدن اخباری دلگرمکننده برای سرنوشت سیاسیشان بودند. احمدینژاد در مسیر «بهشت» به «پاستور» بود... .
گزارش این روزنامه اصلاح طلب با تیتر فرعی «کارتمام شد» به یاد آورده که: پنجم تیر ١٣٨٥ روزنامه کیهان تیتر زد «مردم کار را تمام کردند». غلامعلی حدادعادل، رئیس مجلس هفتم شورای اسلامی، همان شب اعلام نتایج انتخابات به دیدار احمدینژاد شتافت و کلید دفتر کار خود را در ساختمان قدیم مجلس در خیابان امامخمینی به رئیسجمهور منتخب داد تا کارهای ابتدایی تشکیل دولت نهم در آنجا صورت پذیرد. روزی که احمدینژاد به بهارستان رفت، حدادعادل دست در دست او در مجلس چرخید و هر دو به خبرنگاران لبخند زدند.
به نوشته گزارشگر شرق احمدینژاد در مقابل رسانهها به صراحت گفت: «بهعنوان یار کمکی به دوستانم در مجلس اضافه شدهام». منظور احمدینژاد، همان «دوستان آبادگرانی» بود؛ دوستانی که بعدها خبرنگاری از حدادعادل پرسید: «گفته میشود که مجلس در مشت دولت است نه پشت دولت» و او در پاسخ گفته بود: «نه! ما پشت دولت هستیم». اما در واپسین روزهای مجلس هفتم کاسه صبر دوست احمدینژاد هم لبریز شد و حدادعادل در نامهای به رهبر، خواستار دخالت ایشان در مقابل رفتارهای احمدینژاد شد. و مدتی طول کشید تا کیهان تیتر زد «زندهباد کدام بهار! »...
محسن فرامرزی در سرمقاله مردم سالاری نوشته: موضع گیریهای اخیر احمدینژاد و فرار او از پاسخ به پرسشهای انتخاباتی شاید این تصور را بوجود آورده که فعلا احمدینژاد برنامه ای برای حضوردر انتخابات ندارد. اما میتوان این احتمال را رد کرد. از جمله بدین دلیل که حضور نیافتن یک جریان سیاسی در عرصههای سیاسی همچون انتخابات موجب فراموشی و مرگ تدریجی این جریان خواهد شد. مهمترین مطالبه و خواسته احزاب و جریانهای سیاسی دستیابی به قدرت است. جریان احمدینژاد و حامیانش نیز از این قاعده مستثنا نیستند و آرزوی آنها بازگشت به روزهای قدرت است.
نویسنده مقاله با اشاره به گفتههای تازه مشاور رسانه ای احمدی نژاد نوشته: احمدینژاد به انتخابات فکر میکند. هم انتخابات مجلس و هم انتخابات ریاستجمهوری. او در انتخابات مجلس حامیان خود را بسیج خواهد کرد اما برای انتخابات ریاستجمهوری خودش به صحنه خواهد آمد. اما چرا نباید جریان احمدینژاد را دست کم گرفت؟ احمدینژاد هنوز برای کسانی که نمیتوانند آثار منفی سیاستهای دولت نهم و دهم را درک کنند، قهرمان و نجات بخش محسوب میشود.
به نظر سرمقاله مردم سالاری: به هر میزان که دولت یازدهم در حل مشکلات طبقات پایین دست ناکام باشد به همان میزان برمحبوبیت احمدینژاد دربین این طبقات افزوده میشود. بنابراین نباید رئیس دولت نهم و دهم را دست کم گرفت.انتخابات مجلس میتواند توان و عیار بسیج احمدینژادیها را نشان دهد. این انتخابات زمینه ای برای بازگشت آنهاست. اگر نسبت به فریب اقشار پایین دست از جامعه و موجسازی جریان احمدینژاد حساس هستیم نباید این جریان را دست کم بگیریم.
تداعی خاطرات با مرغ منجمد!
محمد حسن روان بخش در ستون طنز مردم سالاری نوشته: گاهی آدم دلش میخواهد از گذشته ببرد و جدا شود، گویی روزهایی اصلا نبوده و نیامده و نرفته، اما مگر میشود؟! کافی است یک اتفاق، خبر یا سخن، تلنگری به ذهن آدم بزند و همه آن روزها در ذهن تداعی شود.ماجرای ما و هشت سال سوءمدیریت و ویرانی دوران احمدینژاد هم همین طور است.
به نظر این طنزنویس: راستش را بخواهید از روزی که دولت احمدینژاد به تاریخ پیوست، خیلی از ایرانیها یک نفس راحت کشیدند و از خدا خواستند نه دیگر آن جور روزها را ببینند و نه دیگر یادشان بیاید که هشت سال در چه شرایطی و با چه دولتمردانی، عمر خود را تلف کردند... حالا اگر چه دیگر آن روزها و آن آدمها در راس کار نیستند و دارند یکی یکی برای نوشیدن آب خنک تشریف میبرند، اما کارهایشان و مدیریتشان فراموش نشدنی است.
ستون طنز مردم سالاری به این جا رسیده که: دیروز معاون شرکت پشتیبانی امور دام گفت: «قبل از آغاز ماه رمضان حدود ۳۳ هزار تن گوشت قرمز و گوشت مرغ منجمد دولتی به استانهای کشور ارسال شد و همین کافی بود تا دوباره یادمان بیاید که در دوران دولت احمدی نژاد قیمت مرغ چنان بالا رفته برده شده بود که مردم برای همین مرغ منجمد باید میرفتند و چند ساعت در صف میایستادند و با نشان دادن کارت ملی، حداکثر سه مرغ میخریدند. واقعا یادآوری آن روزها هم سخت است. راستی ما چطور آن روزها را گذراندیم و هنوز سالم هستیم؟!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر