گل آقا ستون ثابتی
داشت به نام "پس چی شد؟!" که وعدههای انجام نشده مسوولین را یادآوری
میکرد. امروز ولی صحبتی با مسوولین رژیم نیست که راه اصلاحات بسته و ناممکن است گرچه لازم می شود که
به همان سیاق گل آقا، وعده های سیاستمداران و اپوزیسیون خارج از کشور را به ایشان
یاد آوری کرد و آنان را خطاب قرار داد. یک سالی است که جنبش آزادی خواهی مردم
ایران به محاق رفته است و نمودی ندارد. در شرایطی که خطر جنگ بر سرزمین ایران سایه
افگنده است، به دور هم جمع شدن نیروهای برانداز رژیم از گرایشها و طیفهای
گوناگون بر سر یک میز میتواند چاره ساز باشد. دیدیم که وزیران خارجه ۷۱ کشور در استانبول ترکیه گرد هم آمدند (اول آوریل) و در یک اقدام بیسابقه، شورای ملی سوریه را به رسمیت شناختند. شورایی که متشکل از گروههای مختلف مخالف حکومت بشار اسد است و امروز به
عنوان نماینده تمام مردم سوریه شناخته میشوند. باید پرسید که آیا چنین فرصتی برای ایرانیان هم مهیا
است؟ با انسجام نیروهای اپوزیسیون و ارایه راهکارهای جدیدِ مبارزه و با حمایتهای همه
جانبه مردمی میتوان امید به بالا کشیدن دوباره فتیله مبارزات داشت. این آن زمان رقم میخورد که اتحاد به معنی وقتی کلمه باشد و نه چوب خط
برداشتن و خودی- نا خودی کردن. خبر تشکیل کنگرهٔ ملی از رضا پهلوی نوید بخش آغاز حرکتی نوین در اتحاد
اپوزیسیون جمهوری اسلامی بود. قریب به دو ماه می شود که اخبار مربوط به آن و تلاش
های صورت گرفته برای تشکیلش، رسانهای شده است. باید اینجا آقای رضا پهلوی را
مورد خطاب قرار داد و از سرنوشت این شورا پرسید. از اینکه چه موانعی بر سر راه
تشکیل آن بوده است و احیانا چه کسانی در رسیدن به آن اتحاد، سنگ اندازی میکنند;
حداقلهای لازم تفاهم برای اتحاد اپوزیسیون جمهوری اسلامی چیست و چرا تلاشهای تا
به الان ناموفق بوده است؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر