اندک زمانی به انتخابات مجلس مانده، بحران سیاسی که بلافاصله پس از کودتای 22 خرداد شدتی بیسابقه گرفت؛ اکنون با بحران اقتصادی و اجتماعی توام شده و به یک بحران همه جانبه انجامیده است که میرود سرنوشت جمهوری اسلامی دوران آقای خامنهای را رقم زند. هم انتخابات 22 خرداد دو سال پیش و هم انتخابات آینده مجلس میتوانست دری بسوی گشایش سیاسی و برون رفت کشور از بحران کنونی باشد و امکان ساخت آیندهای دیگر برای کشور را بوجود آورد که در هر دو مورد موقعیت ضعیف آقای خامنهای در بافت سیاسی کشور و در نزد افکار عمومی اجازه آن را نداد. در انتخابات 22 خرداد آقای خامنهای از گفتمان میرحسین موسوی و تکیه او به آیتالله خمینی وحشت کرد. حداد عادل در سخنرانی 9 دی با اشاره به نخستین بیانیه انتخاباتی موسوی به صراحت اعتراف میکند:
"در این بیانیه بدون آنكه یک بار اشارهای به دوران رهبری مقام معظم رهبری شده باشد، یكسره از امام سخن گفته شده بود و این لحن به گوش ما آشنا میآمد."
بدینسان به اعتراف حداد عادل کودتا علیه میرحسین موسوی ریشه در موقعیت ضعیف آقای خامنهای و رهبری وی نسبت به آیتالله خمینی و در نتیجه شخص میرحسین موسوی داشت.
البته ترس آقای خامنهای به تنهایی نمیتوانست موجب کودتا شود. کودتا از آن رو ممکن شد که در دوران رهبری آقای خامنهای و در کنار بیت و همراهان و کارگزاران وی یک قشر نازک اجتماعی بصورت یک مافیای فاسد اقتصادی و سیاسی شکل گرفت که با هر نوع تغییر و تحول در فضای سیاسی کشور مخالف بود و آن را برای خود خطر میدانست. این مافیا با کودتا احمدی نژاد را به عنوان کارگزار خود به مردم تحمیل کرد و اکنون نیز در برابر کنار رفتن او مقاومت میکند. تمایز و تضادی که میان آقای خامنهای و احمدی نژاد بوجود آمده است بیشتر در حد رقابت میان این باندهای مافیایی است و تجربه نشان داد که این تضاد در حدی نیست که طرفین حاضر به پذیرش خطر بازگشت موسوی و تمکین به رای مردم شوند.
دلیل آن هم انتخابات مجلس است. انتخاباتی که میتوانست در فضای بحران زده پس از کودتا یک گشایش تازه ایجاد کند، عملا خود به عامل تشدید کننده بحران تبدیل شده است. آقای خامنهای که بارها مدعی شده بود "فتنه" مرده .
منبع خبرراه توده
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر